چگونه عاشق کارمان شویم؟ راهکارهایی برای ایجاد علاقه به شغل

سرفصل های مهم این مقاله

چگونه عاشق کارمان شویم؟ (ایجاد علاقه به شغل)

صبح شده و صدای وزوزی در گوشش می‌پیچد. به آلارم گوشی ناسزای تندی می‌دهد و سرش را از زیر پتو بیرون می‌آورد. از صبح شدن، از نور خورشید، از لباس پوشیدن، از اینکه باید بلند شود و برود سرکار متنفر است! از مسیر همیشگی، قیافه همکارانش، صدای مدیرش، از همه و همه متنفر است! کاش استعفا می‌داد. کاش یک روز از رختخواب جدا نمی‌شد و همه چیز را تمام می‌کرد اما …..

این روایت برای خیلی از ما آشناست. به نظر شما چرا بعضی از ما آدم‌ها از شغلمان تنفر داریم و از آن لذت نمی‌بریم؟ راهی برای بهبود هست؟ چگونه عاشق کارمان شویم؟ چگونه می‌توانیم خودمان را به شغلی که داریم علاقمند کنیم؟ آیا تنفری که از شغلمان احساس می‌کنیم، ناشی از روابط بی کیفیت و سطح پایین با همکارانمان است یا اساسا کاری که می‌کنیم را دوست نداریم؟

چطور به شغلمان علاقه مند شویم؟

عامل اصلی بیزاری از کار چیست؟

واقعیت این است که «یافتن علت دقیق تنفر از کار» به ما کمک می‌کند تا در صورت امکان این حس ناخوشایند را برطرف کنیم و در نتیجه ایجاد علاقه به شغل کنیم. تا لااقل اگر ناچاریم در همان شغل بمانیم، وضعیت را قابل تحمل تر و لذت بخش تر کنیم.

تحقیقات چه می‌گویند؟

تحقیقات علمی پیرامون رضایت شغلی نشان می‌دهد این شاخص وشعیت جالبی ندارد

 ۸۵ درصد مردم دنیا و ۵۳ درصد آمریکایی‌ها از شغل خود راضی نیستند (منبع)

در کشور ایران سطح رضایت شغلی با توجه به شاخص‌هایی نظیر درآمد، سختی کار و سایر شاخص‌ها، رضایت قلبی شغلی را در بازه‌ای بین 17 تا 30 درصد نشان می‌دهد (به نقل از همشهری آنلاین و باشگاه خبرنگاران جوان)؛ این یعنی اغلب افراد شاغل در ایران که حدود 30 میلیون نفر هستند، از شغلشان رضایت قلبی ندارند و خوشحال نیستند.

چگونه عاشق کارمان شویم؟ (ایجاد علاقه به شغل)

برای ریشه یابی علت عدم رضایت از شغل، توصیه می‌کنیم به 3 سوالی که در اینجا مطرح می‌شود پاسخ دهید تا بفهمید چرا از شغلتان متنفرید و چطور می‌توانید به شغلتان علاقمند شوید:

سؤال اول: آیا تنها بر چیزهای منفی تمرکز دارید؟

هر شغلی بدی‌ها و خوبی‌هایی دارد. تمرکز صرف بر روی موضوعات منفی، به تدریج باعث «تنفر از شغل» می‌شود. ممکن است مدیر نالایق اما همکاران خوبی داشته باشید. یا نوع کار را دوست نداشته باشید اما محیط کاری بسیار سالمی نصیب شما شده باشد.

وقتی به زندگی کارآفرینان موفق نگاهی می‌اندازیم، اشتیاق بالای آن‌ها را در شغل‌هایشان می‌بینیم. اگر کمی دقیق‌تر شویم، می‌بینیم که آن‌ها چگونه بر نقاط مثبت و قابل‌بهبود کارشان توجه می‌کرده‌اند و به جای منفی بافی، مثبت فکر می‌کرده‌اند. آن‌ها معمولا به جای گوش دادن به اخبار و توجه به جنبه‌های منفی زندگی، تنها و تنها بر پیشرفت شغلی‌ و بهبود روابطشان با دیگران تمرکز می‌کرده‌اند.

مقایسه را بریزید دور؛ وقتی دستاوردها و احساسات دیگران را می‌بینیم، بلافاصله آن با زندگی خودمان مقایسه می‌کنیم. وقتی فردی را می‌بینیم که به تعطیلات رفته، ماشین و امکانات جدیدی خریده یا تشکیل خانواده داده، ممکن است احساس نارضایتی کنیم. در هر صورت اگر می‌خواهیم به کارمان علاقمند شویم، باید بر چیزهایی تمرکز کنیم که به آن‌ها علاقه داریم و برایمان خوشایند هستند و بپذیریم که هرکاری سخی‌ها و چالش‌های خودش را دارد.

توصیه ما به شما برای مثبت اندیشی و رهایی از منفی بافی مطالعه این مقالات مفید است:

چگونه افکار مثبت داشته باشیم

چگونه افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنیم؟

9 عادت ساده برای خوش بینی و مثبت ماندن در زندگی

چطور بفهمیم که در شغلمان منفی باف هستیم و به ویژگی‌های منفی آن فکر می‌کنیم؟

اگر سؤالات زیر و یا سؤالاتی نظیر آن به ذهنتان می‌رسد، یعنی شما دچار منفی بافی و در شغل هستید:

  • آیا واقعاً باید این کارهای مزخرف را انجام بدهم؟
  • چرا در این شغل مانده‌ام؟
  • چرا در شغلم پیشرفت نمی‌کنم و درجا می‌زنم؟
  • چرا بدترین افراد، ترقی می‌کنند و ترفیع می‌گیرند؟

معمولاً پاسخ این پرسش‌ها این است که «ما در یک دور باطل گیر افتاده‌ایم و چون احساس می‌کنیم به شکلی گرفتار شده‌ایم و گیر کرده‌ایم، مجبوریم به کار کردن در این شغل ادامه دهیم.»

حالا چرا باید بر ویژگی‌های مثبت شغلمان تمرکز کنیم؟

تمرکز بر ویژگی‌های مثبت باعث می‌شود به یاد بیاوریم که چرا اصلاً به سراغ این شغل آمده‌ایم و انتخابش کرده‌ایم.

ایجاد علاقه به شغل - نجاری

اگر دلیل انتخاب شغل کنونی‌مان صرفاً 10 درصد زیادتر بودن حقوق بوده، بهتر است در شرایط سخت این موضوع مثبت را به خود یادآوری کنیم. توجه به سایر ویژگی‌های مثبت مانند نزدیکی به محل زندگی، شاد بودن محیط کار و روابط سالم با همکاران می‌تواند بسیار کمک کننده باشد.

سؤال دوم: آیا از کارفرمای بی تفاوت خودمان ناراضی هستیم؟

کار کردن برای مدیرانی که نه پیشرفت ما را می‌بینند نه انگیزه‌ها و اشتیاق ما را، نقشی مهم در عدم رضایت شغلی دارد و ایجاد علاقه به شغل را کم می‌کند.

نتایج مطالعات نشان می‌دهد بیش از 90 درصد کارکنان تمایل دارند برای کارفرمایی دلسوز و همدل کار کنند و این ویژگی حتی از میزان حقوق برایشان مهم‌تر است.

چطور همدلی ایجاد کنیم؟

همدلی یعنی توانایی مدیر برای درک احساسات کارکنان خود و شریک شدن در آن احساسات. این ویژگی یکی از نیازهای اساسی هر انسانی است؛ بنابراین یک راه دیگر برای ایجاد رضایت شغلی و ایجاد علاقه شغلی می‌تواند این باشد که با رئیس خود درباره رؤیاها، احساسات و آرزوهایتان گفت‌وگو کنید. وقتی نگرانی‌ها یا مشکلات خود را بیان می‌کنیم و فردی (به ویژه فردی با جایگاه شغلی بالاتر) علاقمند است که در برطرف کردن آن‌ها به ما کمک کند، احساس خوبی پیدا می‌کنیم.

ما دوست داریم مورد توجه افراد بالادستی قرار بگیریم. حتی اگر نتواند در راستای رسیدن ما به آرزوهایمان کاری کند. همین که بدانیم این رؤیاها برای او جذاب و با اهمیت است، به شدت بر میزان رضایت شغلی‌مان تأثیر مثبت دارد.

دلایل تنفر از کار

موسسه نظرسنجی گالوپ در یک بررسی نشان داد که بیش از 35 درصد کارکنان اگر بتوانند در شغل جدیدی به‌صورت پاره‌وقت و دورکاری مشغول به کار شوند، شغل فعلی خود را رها می‌کنند. البته که تمایل به دورکاری علل متعددی دارد اما یکی از دقیق‌ترین علت‌ها برای چنین وضعیتی می‌تواند همین عدم رضایت از نوع برخورد مدیران باشد.

یادمان باشد، نتیجه نهایی همیشه مهم نیست. همین که بدانیم کسی به ما اهمیت می‌دهد و حال ما را می‌پرسد، ارزش زیادی دارد. احساس ارزشمند بودن و اهمیت داشتن مسئله مهمی است که موجب می‌شود از کار خود لذت ببریم و علاقه به شغل را تجریه کنیم.

اگر خبری از همدلی در کار نبود باید چه کار کنیم؟

اگر در محیط و شرایطی کار می‌کنید که در آن همدلی مدیران وجود ندارد، پس خودتان دست به کار شوید. چگونه؟

در کمک به دیگران داوطلب باشید

کمک به دیگران راه بسیار خوبی برای جلوگیری از تنفر از کار است و منجر به رضایت شغلی بیشتر کارکنان می‌شود. اگر برای مشارکت در طرح‌هایی که در سازمان اجرا می‌شود داوطلب شویم، می‌توانیم با همکارانمان ارتباط موثرتری برقرار کنیم. این روابط می‌تواند کاری کند که ایجاد علاقه به شغل بیشتر شود. اگر در شرکت و محل کارتان هیچ فرصتی برای انجام کارهای داوطلبانه نمی‌بینید، پس وقت آن است که خودتان چنین فرصتی را ایجاد کنید.

به این ترتیب علاوه بر اینکه در پروژه‌ای که نسبت به آن اشتیاق بالایی دارید پیش قدم می‌شوید، فرصت بسیار خوبی به دست می‌آورید که توانایی‌های رهبری خود را به مدیرانتان نشان دهید و برای موقیعیت‌های احتمالی بعدی یک برگ برنده به دست آورید.

سؤال سوم: آیا کاری که انجام می‌دهیم چیزی نیست که واقعاً به آن علاقه داریم؟

برای تغییر جمله «از شغلم متنفرم» به جمله «عاشق کارم هستم» یک اصل اساسی وجود دارد:

کارهایی را انجام دهیم که به آن‌ها علاقه داریم + کارهایی که از انجام آن‌ها متنفر هستیم را مجبور نشویم انجام دهیم

البته فهمیدن اینکه چه چیزی دوست داریم، کار آسانی نیست. در دوره گذر از کودکی و نوجوانی و رسیدن به بزرگ‌سالی، فهمیدیم که باید همه تصمیم‌هایمان بر این اساس باشد که فردی بالغ و مسئول هستیم. گرچه این مسئله برای بسیاری از مردم خوب است،  ولی در نهایت این همان عاملی است که باعث می‌شود بسیاری از مردم از کار کردن متنفر شوند.

چگونه عاشق کارمان شویم؟ (ایجاد علاقه به شغل)

لیستی از ویژگی‌های مشترک بین شغل کنونی و شغل رؤیایی‌تان تهیه کنید

اگر می‌خواهیم نتایجی که گفتیم را تغییر دهیم، باید برایش وقت بگذاریم و در مورد شغلی که همیشه عاشقش هستیم فکر کنیم. بنابراین تا جایی که می‌توانید ویژگی‌های شغل رؤیایی‌تان را بنویسید.

این ویژگی‌ها می‌تواند هر چیزی باشد؛

  • موقعیت محل کار
  • میزان حقوق
  • وظایف شغلی
  • و یا حتی نوع تأثیرگذاری آن بر مردم.

حالا نوبت این است که لیستی از تمام ویژگی‌های مشترک بین شغل فعلی و شغل رؤیایی‌تان تهیه کنید.

شاید فکر کنید انجام این کار خیلی سخت است؛ اما با تهیه این فهرست می‌فهمید که شغل فعلی شما ویژگی‌های مشترک زیادی با شغل رؤیایی‌تان دارد.

آنگاه به این فکر خواهید کرد که چطور می‌توانید شغل فعلی‌تان را به شغل رؤیایی‌تان پیوند بزنید یا دست کم کارهای بیشتری را که به آن‌ها علاقه دارید انجام دهید.

این کارها می‌تواند شامل هر چیزی باشد:

  • وارد گروه‌های دیگر شدن
  • تغییر بخش و قسمت و یا اداره‌ای که در آن کار می‌کنید
  • تغییر تمرکز در نقش و مسئولیتی که بر عهده شماست
  • و …

فرض کنید اگر کارهایی که در شغل کنونی‌تان می‌کنید شامل تعامل با مشتری (60 درصد) و کارهای اداری (40 درصد) است.

 اما شما اصلاً تمایلی به تعامل با مشتری ندارید.

باید بگردیم و ببینیم می‌توانیم این نسبت را برعکس کنیم (40 درصد تعامل و 60 درصد کار اداری) یا نه.

با کمک سرپرست یا شبکه ارتباطی خود، نقش خود را در سازمان ارتقا دهید.


در کتاب «قله» از اندرس اریکسن و ترجمه «پیام بهرام پور»، از تحقیقات شگفت انگیز پیرامون موفقیت و تخصص در هر کاری، رمزگشایی شده است:

کتاب قله 


 

علاقه مند شدن به کارمان

بسیار حیاتی است که درباره شغل رؤیایی‌تان با سرپرست خود صحبت کنید و جویا شوید که آیا می‌تواند به شما در رسیدن به رؤیاهایتان کمک کند یا خیر.

اگر متوجه شدید که برای قبول برخی از مسئولیت‌ها شایستگی ندارید، برنامه‌ای بریزید که با استفاده از آن بتوانید در این مسیر پیشرفت کنید.

اگر احساس می‌کنید مدیرتان بهترین فردی نیست که بتواند در رشد مهارت‌ها و توانایی‌هایتان به شما کمک کند، سراغ فرد دیگری بروید. این فرد می‌تواند دوستتان یا همکارتان باشد یا دوستی قدیمی در شرکت قبلی شما باشد.

سخن نهایی

هدف از این نوشته این بود که تلاش کنید شغل فعلی خود را به شغل رؤیایی خود تبدیل کنید تا بتوانید از کار کردن دوباره لذت ببرید. در حالی که این کار ممکن است یک شبه انجام نشود، با عمل به این تغییرات کوچک در طرز تفکر و عمل، احساس تنفر از کار را با ایجاد علاقه به شغل جا به جا کنید.

امتیاز (4/5)
4/5
به اشتراک بگذاریم
دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا