سیدمحمد موسوی-بیشتر از یک نفر
سیدمحمد موسوی
نام کاربری: muhammad.mousavi
تاریخ عضویت: 1397/06/07
امتیاز کاربر: 25033
تعداد افراد دنبال کننده: 10

من کی ام

وقتی شرایط به سخت ترین حالت ممکن برای من تبدیل شد…وقتی آدم هایی که از بودنشان اطمینان داشتم و به همین خاطر به بودنشان تکیه داده بودم ، رهایم کردند…..گریستم… اما به خالق مهربانم اعتماد کردم و سعی کردم هر روز یک قدم جلوتر از دیروز خودم باشم . Www.jelotarazdirooz.ir

متولد 14اُمین روز 1375اُمین  زمستان خورشیدی....


من ....سیدمحمدموسوی ، مدری مهارت های ارتباطی هستم...

کسی که بارها اوج و فرود رو تو مسیر زندگیش تجربه کرده و مسیر از عرش به فرش رسیدن و از فرش به عرش رسیدن رو خیلی خوب بلده...وجب به وجب...

پدرم چون خارج از ایران کار میکرد درآمد فوق العاده ای داشت ، اما خوب زیاد به سرمایه گذاری داخل کشور عقیده نداشت ...اون زمان ایران تازه یک انقلاب و یک جنگ داخلی رو تجربه کرده بود و بعد هم که ماجرای دفاع مقدس ایران رو حسابی ناامن کرده بود....

سومین تابستون زندگی من بود که هوا خیلی داغ شد خیلی داغ...چون سایه پدرم رو برای همیشه از دست دادم بنابراین خورشید با تمام توان قصد داشت تا زندگی من و خانوادم رو بسوزونه...بخاطر همین خیلی زود با فاصله 20 روز برادرم که تازه قرار بود به پیش دبستانی بره تصادف کرد تا بحران روحی به بحران اقتصادی اضافه بشه و من وارد یک مسیر پر چالش وارد بشم....

البته خورشید شاید به ذهنش خطور نمیکرد که من با حرارت بیشتر نمیسوزم ...بلکه پخته تر میشم....

من متوجه شدم که زندگی گوگولی مگولی و پر از رفاه لااقل برای دوران کودکی من به پایان رسیده ، از همون روزا بود که یاد گرفتم پامو تو کفش بزرگتر ها کنم ...

اهل درس خوندن نبودم و یادمه تا سال پنجم به نمره کارنامم توجه نمیکردم . اما یه روز دیدم کارنامه من مثلا سال اول 20 شده و رتبه اول شدم ، یا مثلا سال دوم هم همینطور ، سال چهارم نوزده و اینا شدم ... وسال پنجم دقیقا یادمه 19/78 شده بودم.

خوب وارد مدرسه غیرانتفاعی نخبگان شدم... مالک مدرسه بخاطر اخلاق و نمراتم پذیرفته بود که سه سال راهنمایی رو مبلغ کمتری بپردازم ، چون بارها قصد داشتم بخاطر مسایل مالی به مدرسه های رایگان برم. البته دوران راهنمایی هم اهل مطالعه نبودم و فقط شب امتحان میخوندم

سال دوم سوم بود که کم کم فهمدیم عاشق شدم...عشق یهویی وجود آدمارو میگیره...

اون زمان عقاید ضد دینی داشتم ...و اگر اعضای سایت بیشتر از یک رو میدیدم همه رو مشتی بچه سوسول خطاب میکردم البته ببخشید. :)

وقتی وارد دبیرستان شدم مجبور بودم به شهر دیگه ای برم و اونجا تحصیل کنم . دبیرستان محل زندگی من جو خوبی نداشت. سال اول و دوم نمراتم عالی بود  . سال سوم به دبیرستان خواجه نصیر رفتم . بعضی از افراد بزرگ از جمله یکی از کارمندان ناسا از همین دبیرستان فارغ التحصیل شدن.

سال سوم تصمیم گرفتم تا عشقی که مدام نگران پریدنش بودم رو علنی و رسمی مطرح کنم...و این کار رو کردم... اما من عوض شده بودم... به لحاظ عقاید مذهبی راه من عوض شده بود ... ما تازه با نوشته های استاد علی شریعتی آشنا شده بودم و خوب این باعث تغییرات بنیادینی در من شده بود....

من با پاسخ منفی روبرو شدم و این باعث شد تا نتونم درست و حسابی متمرکز بشم...


وبسایت من :Www.jelotarazdirooz.ir 

آپارت من :Www.aparat.com/jelotarazdirooz 

تلگرام من :t.me/jelotarazdirooz 

اینستاگرام من :Www.instagram.com/jelotarazdirooz 

سه کلمه‌ای که بهتر از همه شما را توصیف می‌کنه؟
نادان جستجوگر آزاد
بزرگترین درسی که از زندگی گرفته‌اید چیه؟
آدما ممکنه به چیزی که اظهار عقیده میکنن عقیده نداشته باشن و ممکنه به چیزی هم که عمل میکنن اعتقاد نداشته باشن و ممکنه به چیزی هم که اعتقاد دارن عمل نکنن...
بهترین کتابی که خوانده‌ اید؟
آیین دوست یابی
بهترین فیلمی که دیدین؟
در دنیای تو ساعت چنده؟
بزرگترین ترس شما چیه؟
بمیرم بدون اینکه اثر مثبت قابل توجهی از خودم بجا گذاشته باشم.
بهترین روز عمر شما کی بوده؟
وقتی شروع کردم به نوشتن اولین کتابم
علاقه‌مندی‌های شما چه هستند؟
نوشتن ساختن دوباره هرچیزی که خراب شده صحبت کردن برای یک جمعیت رهبری کردن یک گروه تفریح کردن وقت گذروندن با خانواده
نقاط قوت شما چی هستند؟
میتونم جملات قصار زیبایی بنویسم میتونم به خوبی یک گروه رو رهبری کنم دیگههههههه ...... از تمایلات خودم آگاهم سر خودم کلاه نمیذارم با آدما مهربون هستم به دیگران و خودم توجه میکنم خودم رو دوست دارم صدای خوبی دارم خوش سلیقه هستم وقتی شکست میخورم دوباره بلند میشم شکست هامو گردن روزگار و ادم ها نمیندازم
نقاط ضعف شما چی هستند؟
زود اعتماد میکنم بعضی وقتا به خوبی حساب کتاب نمیکنم از رقابت کردن میترسم بعضی وقتا اهمال کاری میکنم قسمت تاریک هرمس بودنم گاهی منو عقب میندازه
نظر شما در مورد بیشتر از یک نفر چیه؟
میتونه به آدما کمک کنه تا جلوتر از دیروزشون باشن... و یگه اینکه با اختلاف فاحشی به مخاطبینش خدمات رسانی میکنه و شاید نظیرشو تا الان ندیدم
تا به حال عشق رو تجربه کردید؟
بلی
نظرتون در مورد قوی بودن و قدرت داشتن چیه؟
همین که وقتی زمین میخورم و بلند میشم دوباره ینی قدرت.....
نظر تون در مورد خشم چیه؟
گاهی یکم لازمه
نظرتون در مورد غم؟
گاهی یکم لازمه
نظرتون در مورد ازدواج چیه؟
فعلا نظری ندارم :)
نظرتون در مورد سفر چیه؟
خیلی چیزا به من یاد میده...
نظرتون در مورد خانواده چیه؟
مثل بهشته برای من ...... ساعت از دستم در میره وقتی با خانواده هستم
از درآمد تون راضی هستید؟
فعلا نه
توی کار خودتون چقدر حرفه ای هستید؟
بعضی قسمتاش خوبم بعضی جاهاش نه هنوز حرفه ای نشدم...
نظرتون در مورد خندیدن چیه؟
اصلا خیلی واجبه .......
چقدر به خواب با کیفیت اهمیت میدین؟
بذارید شفاف بگم..........برای من خواب با کیفیت از تمام موارد زندگیم مهم تره ....... اگر خوب نخوابم نمیتونم خوب کار کنم و خوب رابطه برقرار کنم و حتی خوب عبادت کنم .........پس خیلی برام مهمه
چقدر خجالتی هستید؟
ابدا
آیا به راحتی در جمع می تونید صحبت کنید؟
بلهههههههههههههههههههه اصلا عاشق اینم که توی جمع صحبت کنم
نظرتون در مورد عزت نفس چیه؟
خیلی مهمه خیلییییییییییی .... اصلا باید روی این زوم بشیم
چقدر اعتماد به نفس دارید؟
شاید خیلی
چه رویایی در سر دارید؟
تنها سوالیه که اصلا پاسخ نمیدم معمولا من فکر میکنم رویا رو نباید گفت باید نشون داد...
دو سال دیگر کجا خواهید بود؟
دانشگاه
هفته ای چقدر کار می کنید؟ چقدر تفریح؟
کارم تفریح طوره اما تفریح هم دارم دیگه حساس نشید...:)
چقدر به تغذیه سالم اهمیت میدین؟
سوال بعد
چقدر به هنر اهمیت میدین؟
سوال بعد
چقدر به ورزش کردن اهمیت می دین؟
خیلیییییییییییییی ولی یکم بیشتر انجام نمیدم :))
چه چیزی شما رو غمگین می کنه؟
اینکه آدم بی نظمی باشم اینکه مادرم غمگین باشه اینکه نتونم موثر باشم یا لااقل برای موثر بودن تلاش نکرده باشم اهمال کاری به برنامه روزانه نرسم به خوبی نخوابم
چه چیزی شما را خوشحال می کنه؟
اینکه موثر باشم ... اینکه مادرم رو خوشحال کنم اینکه خوب بخوابم دیگه اینکه بتونم به دیگران کمک کنم زندگی بهتری رو تجربه کنن دیگه اینکه طبق برنامه پیش برم

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود