مهدی درویشی-بیشتر از یک نفر

طرز فکر

انقلابی ترین نظریه در مورد موفقیت

مهدی درویشی
نام کاربری: mahdidrv
تاریخ عضویت: 1397/01/01
امتیاز کاربر: 39619
تعداد افراد دنبال کننده: 15

درباره من

مهدی درویشی هستم یک چندپتانسیلیِ عاشق یادگیری دانشجوی مهندسی نرم افزار، طراح گرافیک، توسعه دهنده تازه کار اندروید علاقه مند به مباحث هوش مصنوعی، روانشناسی و توسعه فردی، استارت آپ، خواندن و نوشتن، فیلم دیدن، ورزش ! instagram.com/BehtarAzMan

پنجمین رو از پنجمین ماه سال 78 بود که پسری ریزه و میزه، درون گرا و خجالتی چشمهایش را به این جهان گشود، نام آن را مهدی گذاشتند آن پسر من بودم !

پسر وارد پنجم ابتدایی است رقابتی به اسم تیزهوشان چالشی برای او میشود بین بچه های کلاس تنها یک پسر موفق به پیروزی در این چالش میشود آن پسر من بودم !

مقطع راهنمایی آغاز میشود، پسری برای خارج نشدن از منطقه امن خودش، بیخیال تیزهوشان میشود و به تحصیل ادامه میدهد. نمرات نه چندان دلنشینی دارد و درک درستی از زندگی ندارد، کامپیوترش را به هر چیزی ترجیح میدهد. آن پسر سر به هوا و درس نخوان و شیفته‌ی کامپیوتر هم من بودم.

پسری لاغر اندام نه چندان محبوب که در محل کمتر با رفیقانش میگردد و بیشتر وقتش پشت سیستمش میگذرد و در شب زندگی میکند. بعضی ها او را هکر، بعضی ها بیکار و مفت خور میدانند. اما هیچکدام درست نیست!
آن پسر شب زنده دار و سردرگم من بودم.

پسر سردرگم باید برای انتخاب رشته آماده شود. علاقه مند به نقاشی/هنر و کامپیوتر است. کامپیوتر را انتخاب میکند. در هنرستان پسری بود که درس نخوان بود و جزو شاگردان رده پایین قرار میگرفت خانه اش تا مدرسه بیش از بیست کیلومتر فاصله داشت درصورتی که هنرستانی دیگر در صد متری خانه اش است اما بخاطر علاقه به کامپیوتر ترجیح میدهد هر روز این مصافت را طی کند و البته همیشه درحال گله از مصافت بود. 
آن پسر غرغرو درس نخوان هم من بودم !

پسر 16 ساله میشود و سال سوم است و به دنبال معنا دادن به زندگیش است. المپیاد علمی و عملی برگزار میشود، دو نفر از کلاس و چهار نفر از هنرستان پسرک انتخاب میشوند، یکی از آن دو و چهار نفر من بودم.

یک نفر از آن چهار نفر، در شهر انتخاب میشود در استان انتخاب میشود و به مرحله کشوری راه پیدا میکند.
آن یک نفر من بودم !
پسرک 17 ساله کنکور میدهد و وارد دانشگاه میشود در رشته مهندسی نرم افزار درس میخواند.

پسرک هی گم میشود پیدا میشود شکست میخورد شکست میدهد، خسته میشود، بیخوابی میکشد، سردرگمی دارد، کم میارد کم رمق میشود کم جان میشود حتی گاهی مواقع جا میزند اما همیشه برمیگردد..

اکنون آن پسرک بسوی 19 سالگی میرود در حال مرد شدن است !
او طراح گرافیک است، کد مینویسد، ورزش میکند، تدریس میکند، سایت طراحی میکند، مینویسد، کتاب میخواند، درس میخواند، یاد میگیرد و یاد میدهد..

 

او یک چند پتانسیلی عاشق یادگیری است و میخواهد یک متخصص کامپیوتر و برنامه نویس شود و به مردم کمک کند بهتر زندگی کنند او هر روز با هدف هایش زندگی میکند.

و با افتخار میگویم آن پسرک با تمام خوبی و بدیهایش من هستم :)

برای دیدن رزومه یِ من اینجا کلیک کنید.

اگر دوست داشتید نوشته های من در صفحه اینستاگرام رو دنبال کنید.
نوشته های من در وبلاگ


 


با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود