گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

سرفصل های مهم این مقاله:

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

جلسه پنجم  و ششم دوره یکساله مدرسه استادی در تاریخ 7 و8 آبان ماه در تهران با حضور ۷۵ نفر  (و در تاریخ ۱4 و ۱5 آبان در بندرعباس) با حضور ۳۵ نفر برگزار شد.و در این گزارش قصد داریم مروری کلی بر مطالب و حاشیه‌های جلسه ششم این دوره داشته باشیم.

همانطور که قبلاً گفته شد از این پس قصد داریم که گزارش‌های کارگاه‌ها و سمینار‌ها را به سبکی جدید ارائه کنیم و  آن هم استفاده از خود شرکت کنندگان برای نگارش متن گزارش است.

در حال حاضر آنچه می‌خوانید مروری بر مطالب جلسه ششم دوره یکساله مدرسه استادی به قلم تعدادی از شرکت کنندگان این دوره است. با ما همراه شوید تا مروری بر مطالب و حاشیه‌های این سمینار داشته باشیم:

شروع کلاس متاسفانه سر ساعت مقرر یعنی 9 صبح آغاز نشد…

تعجب نکنید!

چرا که اکثر شرکت کنندگان با توجه به دلتنگی یک ماهه حدود نیم ساعت و البته بعضی ها هم حدود یک ساعت زودتر در سالن حضور داشتند و به انجام تمرین سخنرانی پراختند.

در ادامه جلسه رسمی راس ساعت 9 صبح با تلاوت قرآن توسط آقای قاسمی عزیز و سپس چند نرمش ساده ورزشی توسط آقای فخار عزیز آغاز شد.

البته  دوستان مدرسه استادی تجربه ورزش روزانه را دارند. زیرا با توجه به آنچه که دربحث مدیریت زمان آموختند سحرخیزند و هر روز ساعت 5 صبح از خواب بیدار شده و زمان ابتدایی را به سه زمان 20 دقیقه تقسیم می کنند که یکی از بخشها اختصاص به نرمشش صبحگاهی است.

 

 

یکی از مهم ترین مباحثی که در این دو روز مطرح شد بحث ظاهر سخنران، بانشاط بودن، سرحال بودن و سرعت عمل سخنران بود. آقای بهرام پور روش های بانشاط بودن و سرعت عمل را علاوه بر این که شفاهاً توضیح دادند در سرتاسر این دو روز نیز در عمل نشان دادند که چگونه یک سخنران می تواند کلاس را فوق العاده شاد و سرحال و در عین حال متمرکز اداره کند طوریکه هیچ کس خسته نشود…

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

در زمان استراحت ایده جالبی برای تغییر گروه ها و آشنایی افراد مختلف با هم ارائه شد.

پانتومیم…

قضیه از این قرار بود که در زمان استراحت هرکدام ما از درون گوی کاغذی برداشته بودیم که روی آن نام حیوانی نوشته شده بود. افرادی که نام حیوانشان یکسان بود باید با استفاده از حرکات پانتومیم همدیگر را پیدا می کردند. چون حیوانات شبیه به هم بودند، پیدا کردن هم گروهی سخت بود.

به نظر شما دوستان ما الان در گروه «شونه به سر» هستند یا «خروس» یا …؟!

نکته جالب توجه این جاست که این تمرین نه تنها به زبان بدن کمک کرد بلکهبه ما کمک کرد تا با افراد بیشتری آشنا شویمو

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

این دو دوست عزیزمان را که می بینید نیز در حال صحبت با زبان بدن هستند.

میشه حدس زد دوست سمت راستیمون با پانتومیم داره یه موجود درنده رو به همکلاسیش نشون میده

کی فکر می کرد برای استاد شدن باید تا این حد به خجولیمان غلبه کنیم که هم پانتومیم بازی کنیم و هم آماده باشیم ناغافل در این ژستهای به یادماندنی ازمون عکس بگیرند 🙂

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

این هم سرنوشت یک استاد!

 

به نظر شما ایشون نقش چه موجودی رو بازی کردند؟

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

وقتی اعضای یه گروه با یه همبستگی مثال زدنی، باهم قرار میذارن نقششون رو به صورت تیمی اجرا کنند لحظه های جالب تری رقم می خوره 🙂

شما در تصویر خلاقیت گروهی این  دوستان را می بینید که در حال جلب توجه دیگران برای شناسایی حیوانات همسان  بودند.

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

بعد از پذیرایی نوبت به یک موضوع بسیار مهم رسید. اولین موضوعی که همه درباره یک استاد ارزیابی میکنند.

بحث شیرین تیپ!

آقای صنم پور «مدرس و مربی فنون مذاکره و ارتباط موثر» مطالب جالبی رو در مورد آداب معاشرت تجاری و زبان بدن بیان کردند

بسیار جالب است که اکثر ما آداب خوب نشستن را نمی دانیم و به خاطر اینکه وضعیت بدن ما در حالت نامناسب قرار می گیرد خودمان را خسته می کنیم. برای رفع این مشکل استاد گرانقدر یک تمرین دادند: دست را روی کتف بگذارید و آرنجتون رو یک چرخش ساعتگرد به عقب بدهید.

این تکنیکی بود برای اینکه از این به بعد موقع نشستن حواسمان به حالت بالاتنه مان باشد.

آخیش خستگیمون در رفت…

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

همچنین آقای صنم پور  از شرکت کنندگان خواستند که یکی دو نفر داوطلب جهت نشان دادن نحوه ایستادن صحیح به بالای سن بیایند. باید می دیدید که آقای بهرام پور با چه سرعتی از عقب کلاس خودشان را به جلوی کلاس رساندند و باعث نشاط جمع شدند  و البته موضوع سرعت عمل را به صورت عملی نشان دادند.

آقای صنم پور گفتند که باید به اندازه 15 سانتیمتر از دیوار فاصله گرفته و باسن، پشت سر و بالای کمر را به دیوار بچسپانیم و در این حالت فاصله گودی کمر از دیوار نباید بیشتر از یک مشت باشد و اگر از این حد بیشتر باشد گودی کمر زیاد است که برای اصلاح آن تمریناتی را گفتند که باید اجرا شوند.

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

و آقای ناجی مرد همیشه در صحنه هم پای ثابت برنامه هستند.

به تصویر  زیر نگاه کنید، فکر می کنید شما معمولا در کدام حالت قرار می گیرید؟

به نظرتون داریم چی کار می کنیم؟!

داریم تمرین نظامی می‌بینیم: خبررر داررر!!!

پس از اینکه در خصوص نحوه صحیح ایستادن و نشستن اطلاعاتی را کسب کردیم نوبت رسید به صورت عملی تمریناتی را انجام دهیم.

تکنیک گاز زدن سیب

برای اینکه عادت کنیم صاف بایستیم و درست راه برویم بهتر است که از هر دری که می خواهیم عبور کنیم فرض کنیم که یک سیب در فاصله 5 سانتی متری از دهان ما قرار دارد و بدون بلند کردن پاشنه پا سعی کنیم آن سیب را گاز بزنیم. این تمرین کمک می کند که در ظرف مدت کوتاهی به صورت خودکار راست بایستیم و راست راست راه برویم……..!

از آن موقع هر جا دری میبینم  به دنبال سیب می گردم تا گاز بزنم 🙂

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

به نظرتان این همه داوطلب آماده انجام چه کاری هستند؟

هر کی می‌خواد در نگاه اول مخاطب رو مجذوب خودش کنه دستش رو بیاره بالا

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

همانطور که می بینید دوره در هر شرایطی پرنشاط هست

چه آقای بهرام پور سخنران باشند چه تماشاچی….

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

بعد از آماده شدن تیپ سخنران نوبت رسید به اینکه چطور خودمان را  معرفی کنیم.

آقای بهرام پور به طور کامل در این خصوص در سمینار سخنرانی آسانسوری صحبت کردند و در این جا به فرمول WHN اشاره ای  داشتند که با استفاده از این الگو چطور در سه دقیقه به بهترین شکل خودمان را به مخاطب معرفی کنیم.

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

تمرین تنفس که یادتان هست؟!

پس از بارش فکری انجام این تمرین عالی بود

بعد از معرفی خودمان لازم است افراد را مطلع کنیم تا با ایمیل به سراغ ما و محصولاتمان بیایند. ولی چطور می توانیم ایمیل افراد مشتاق برای آشنا شدن با ما و محصولاتمان را پیدا کنیم؟

این موضوعی بود که درباره اش به بارش فکری پرداختیم و ایده های نابی بدست آوردیم.

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

بحث این قدر جذاب بود که ادامه مباحث به زمان استراحت و بیرون از کلاس کشیده شد و در پایان آقای صنم پور بادقت و حوصله به سوالات ما پاسخ می دادند.

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

در اینجا اتفاق بسیار جالبی رخ داد و آقای بهرام پور گفتند که چه جاهایی برای الگوبرداری مناسب نیستند و چه زمان‌هایی نباید از تجربیات ایشان استفاده کنیم؟!

اکثر ما از این موضوعات تعجب کردیم که چنین موضوعات شخصی نیز توسط آقای بهرام پور در دوره مطرح می‌شود و این نشان از پیگیری بسیار زیاد ایشان دارد و از این بابت ممنونیم.

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

اینکه آقای بهرام پور اینقدر راحت تجربه هاشون رو به ما میگند که شما چه وقت هایی در مقام یک سخنران ایرانی اصلا از من تقلید نکنیدخیلی برامون جالب هست.

به این نتیجه می رسیم که چه قدر براشون مهم هست که ما بهترین باشیم و تا کجا رو برای ما فکر می کنند.

 

آقای غفاری نیز نظرشان را در مورد این گفته آقای بهرام پور اعلام کردند و گفتند که این رابطه و صمیمیت آقای بهرام پور است که باعث تمایز ایشان شده و من هم با او کاملا موافق بودم

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

و این هم تکراری ترین صحنه دوره…

حس خوشایند، خنده و شادی و شادابی 🙂

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

در کلاس استادی  نمی شه الکی حرفی زد،

اگه ادعا می کنی باید پاش واستی!

این استاد عزیز هم داره سعی می کنه پای ادعاش واسته و می خواد با زبان بدن تمرین مشدد خوانی رو انجام بده.

به نظرتون میشه؟!

یه بار تمرین کنید…

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

تمرین صداسازی با موسیقی یکی دیگر از تمرین های مهم این دو روز بود.

در این قسمت آقای فرهاد لقایی "مدرس دوره های صداسازی" به صورت زنده کیبورد می نواختند و تمرین صداهای زیر و معمولی و بم را انجام می دادند. این تمرین خیلی جالب و با نشاط بود و نکات آموزنده خوبی داشت.

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

ایشون گفتند که صدا در سه حالت از حنجره خارج می شود. صداهای زیر و بم و استاندارد که در این جا برای تمرین و اجرای صداهای سه گانه تمریناتی را با کیبورد انجام دادیم.

در این جا اول منابع صدا را کشف می‌کنیم و بعد با کمک نُت‌های موسیقی از این منابع صدا تولید می‌کنیم تا به صدای واقعی خودمون پی ببریم.

 

گزارش جلسه 5 و 6 دوره مدرسه استادی

 

بر خلاف خیلی از کلاس ها که آخرش فقط به ساعت نگاه می کنیم که کی تمام می شود در مدرسه استادی آنقدر مشغول خنده بودیم که زمان فراموشمان شده بود.

واقعا این دو روز زود می گذره و دوست داریم طولانی تر باشه…

فضا دوستانه و حمایتی و جو کلاس هم بانشاط است و طبیعی هست که دوست نداشته باشیم عقربه های ساعت به 5 نزدیک شود.

ولی باید بریم و تمرین کنیم  تا به هدف بزرگمان برسیم.

 

اگر فرصت شرکت در دوره یک ساله مدرسه استادی را از دست دادید. حداقل سمینار مدرسه استادی را از دست ندهید.

برای مشاهده توضیحات بیشتر اینجا کلیک کنید

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا