داستان موفقیت بنفشه اجلی

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram
Share on email
Share on whatsapp

سرفصل های مهم این مقاله:

داستان موفقیت بنفشه اجلی

داستان موفقیت بنفشه اجلی ، در مجموعه مقالات تجربیات و داستان‌های موفقیت اعضای سایت از شما عزیزان می‌خواهیم که تجربیات و داستان‌های موفقیت خود را که با کمک مجموعه بیشتر از یک نفر کسب کرده‌اید با ما به اشتراک بگذارید.

شما برای به اشتراک گذاشتن داستان‌های موفقیت خود با ما می‌توانید به صفحه زیر مراجعه کنید:

تجربیات و داستان‌های موفقیت

در این نوشته، ما داستان موفقیت خانم بنفشه اجلی را می‌خوانیم:

 پاورپوینت مرا نجات داد!

سلام عرض میکنم خدمت استاد بهرام پور وهمکارانشان والبته تمام اعضای وب سایت آموزش سخنرانی و فن بیان.

اول خیلی کوتاه خودم را معرفی میکنم و خیلی سریع میرم سراغ داستانم.
من بنفشه اجلی هستم؛ دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی ومدرس زبان.
یکی از قوانین شخصی من اینکه همیشه حداقل یک بار ترس هایم را تجربه میکنم. یعنی از هرچیزی که بترسم باید انجامش بدم.

خب قطعا تا حالا حدس زدید یکی از بزرگترین ترس های من سخنرانی بود و از طرفی یکی از علایقم!

به همین دلیل  همیشه سعی میکردم موقعیتی برای سخنرانی یا حداقل صحبت در جمع پیدا کنم ولی صحبت در جمع دوستان و یا سرکلاس برای دانش آموزانی که سطحشان پایین تر از خودت باشد کار چندان دشواری نیست (بگذریم از اینکه انجام اینکار هم در ابتدا چندان آسان نبود).

این بود که تصمیم گرفتم تاخودم دنبال طرحی باشم که بتونم جلوی جمع های بزرگ صحبت کنم تا اینکه با کدگذاری لغات آشنا شدم و تصمیم گرفتم تا من هم اینکار رو انجام بدم بعد از اینکه چند دوره این کلاس رو برگزار کردم اون رو توی چندتا دانشگاه مطرح کردم تا به این وسیله بتونم با این ترس بزرگ روبرو بشم؛ این شد که توی اینترنت جستجو کردم و با سایت آقای بهرام پور آشنا شدم ولیی متاسفانه نمیتونستم توی دوره های حضوری شرکت کنم ولی خوشبختانه تونستم دو دوره غیر حضوری هفتمین باشگاه سخنرانی برج میلاد و ارتباط موثر رو تهیه کنم.

 

دوره غیر حضوری سخنرانی و فن بیان را از دست ندهید

از طرفی هم طرحم توی دانشگاه قبول شد ولی من هنوز آماده نبودم چون مشکل اصلی من این بود که وقتی جلوی جمع می ایستمم نگران این هستم که نفس کم بیارم و صدام بلرزه و وقتی برای هماهنگی زمان برگزاری همایش به دانشگاه رفتم, برخلاف انتظار منن تاریخ  دو روز بعد هماهنگ شد, گرچه چند روزی بود که دوره مدیریت ترس از سخنرانی و لرزش صدا رو تهیه کرده بودم و با نحوه صحیحح تنفس و چندین تکنیک دیگه آشنا شده بودم ولی همونطور که آقای بهرام پور در دوره ها مطرح کردند بیشتر تکنیک ها نیاز به حداقلل 21 روز تمرین داشت در حالی که من کمتر از 21 ساعت وقت داشتم و قرار بود در این همایش چندتا از اساتید زبان هم حضور داشته باشند

با خودم فکر کردم باید از بین این همه تمرین و تکنیک یه چیزی وجود داشته باشه که شب امتحانی جواب بده!

وقتی خیلی سریع تمام دوره ها رو مرور کردم از هرکدوم یه نکته به ذهنم رسید:

اولین نکته اینکه همیشه متن سخنرانیتون رو از قبل تنظیم کنید و اگر 5 بار اون رو تمرین میکنید بخش آغازینش رو 50 بار تمرین کنید.

ولی من فرصت نداشتم کل متن رو بیشتراز 5 بار تمرین کنم. در نتیجه احتمال فراموشی خیلی زیاد بود, پس رئوس مطالب رو توی یهه برگه نوشتم.

نکته خیلی مهم بعدی که واقعا عالی بود و البته بخش مورد علاقه من, قسمت داستان پردازی بود که توی هفتمین باشگاه سخنرانی برج میلاد مطرح شد. وسومین تکنیک که اگر اشتباه نکنم از دوره ارتباط موثر به ذهنم رسید مستند کردن رضایت مشتریان بود.

من هم از یکی از افرادی که در کلاس من حضور داشت خواهش کردم تا روزهمایش حضور پیدا کنه و راجع به میزان رضایتش از دوره چند دقیقه ای صحبت کنه, که واقعا عالی بود.

 

این مقاله را هم مشاهده کنید:

اعتماد به نفس چیست؟ اعتماد به نفس تان را با این برنامه عملی 10 روزه افزایش دهید

 

اما یک مشکل بزرگ وجود داشت, من هنوز استرس داشتم. به خصوص وقتی به این فکر میکردم که مدام مجبورم به برگه ام نگاه کنم و احتمال اینکه خط ها رو گم کنم و رشته کلام از دستم خارج شود خیلی بالاست. ولی یکدفعه یاد پاورپوینت افتادم.

همان نکاتی رو که  نوشته بودم در پاورپوینت پیاده کردم. حالا خیالم خیلی راحت تر شده بود. خوب با این چیزهایی که گفتم کاملا مشخصه که نمره ای که من توی آزمون اهمال کاری گرفتم نمیتونه  بالاتر از 45 باشه! البته ذکر این نکته ضروریه که آزمون از 75 نمرهه  بود!

بلاخره روز موعد رسید… و خوشبختانه برخلاف انتظارم خیلی راحت جلوی جمع ایستادم و سخنرانی ام رو انجام دادم و سعی کردم تمام نکاتی رو که باید در ابتدای کار رعایت کرد رو انجام بدم و خوشبختانه همه چیز خیلی عالی پیش رفت و مدیر گروه زبان دانشگاه هم از طرح من استقبال کرد.

در واقع پاور پوینت منو نجات داد چون نکات کلیدی صحبت هام رو برام یادآوری میکرد ومن دیگه نگران فراموشی نبودم وتمام تمرکزم روی مطالب و نحوه ارائه ام بود و دیگه مضطرب نبودم. اینجا بود که متوجه شدم چرا آماده نشدن برای چیزی, آماده شدن برای شکست است.

 

 

هرچند اون روز همه چیز خوب پیش رفت, اما حالا که شروع کردم به انجام تمرینات دورها متوجه شدم ارائه اون روزم چقدرمیتونست بهتر باشه, اما خوشبختانه هنوز هم دیر نشده چون انشالله در سال آینده قراره که در جمع های بیشتر وبزرگ تری صحبت کنم و سعی خواهم کرد با اجرای تمام تمرینات هربار سخنرانی بهتری داشته باشم. و امیدوارم یک روز بتونم تو دوره جامع سخنرانی شرکتت  کنم و بتونم سخنرانی کنم.

در ضمن خیلی خوشحال میشم اگر به وبلاگ من هم سری بزنید و اگر دوست داشتید راجع به مطالبش نظر بدهید.

Englishuniverse.blog.ir

و در آخر در سال جدید برای همه آرزوی سلامتی, شادی و موفقیت می کنم. و امیدوارم همه بتونیم با ترس هامون روبرو بشیم و به اهدافمون برسیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا