چطور از عذاب وجدان و احساس گناه رها شویم؟ (یک سوال از پیام)

سرفصل های مهم این مقاله:

چطور از عذاب وجدان و احساس گناه رها شویم؟ (یک سوال از پیام)

آیا شما هم در طول روز احساس گناه زیادی می‌کنید؟
آیا شده است که دچار عذاب وجدان شوید؟
آیا دائما خود را سرزنش می کنید و عذاب وجدان رهایتان نمی‌کند؟

در گفتگویزیر با دکتر کاظم زاده همراه شما هستیم تا به این پرسش بسیار مهم به صورت کاملاً علمی و دقیق پاسخ دهیم. ابتدا به شما توصیه می‌کنم ویدیوی زیر را دقیقاً تماشا کنید و 50 دقیقه برای آموزش این مهارت مهم یعنی بخشیدن خود و احساس گناه نداشتن وقت بگذارید و آن را یاد بگیرید. مطمئناً پشیمان نخواهید شد. سپس نکات بسیار مهم این ویدیو را در زیر برایتان به صورت یک مقاله کاربردی و عالی در آوردم. آنها را مطالعه کنید و لذت ببرید…

 

 

ویدئوی بالا آموزشی کاست که در مبنای آن، سوال یکی از کاربران عزیز سایت بوده است. 

سلام وقتتون بخیر یک اتفاقی برای من افتاده که خیلی از خودم ناراحت شدم.تو یک دوره ی آموزشی شرکت کردم و از استاد بد قولی دیدم.بعد چند وقت دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و (بعد گفتن نکات مثبت دوره)محترمانه ولی تند ازشون انتقاد کردم و پشتیبانی گفتن که استاد مبتلا به کرونا شدن و به همین خاطر نمیتونن جواب بدن.حسابی عذاب وجدان گرفتم.بارها برام این اتفاق افتاده که خواستم اعتراض کنم اما متوجه شدم که طرف مقابل مشکل بدی براش به وجود اومده.اعتراض وانتقاد برای من تاحدودی سخته و خیلی مراعات بقیه رو میکنم اما هر موقع هم که خواستم حرفم رو بزنم یه همچین اتفاقی برام افتاده و پشیمون شدم.نمیدونم شاید هوش هیجانیم پایینه.کاش استاد بهرام پور راجع به این موارد هم صحبت کنن.ببخشید طولانی شد.ممنون از زحماتتون

حتماً می‌دانید که «یک سوال از پیام» جمعه‌ها منتشر می‌شود و تاکنون این قسمت ها از آن منتشر شده:

همه قسمت‌های یک سوال از پیام

 اصلا تا وقتی سوال هست، چرا انتقاد؟

نکته اولی که می‌خواهم به شما یاد بدهم این است که اصلاً چه اصراری به انتقاد کردن است؟ بهتر نیست به جای انتقاد کردن سوالات خوبی بپرسیم؟ بهتر نیست مهارت سوال پرسیدن را به خوبی یاد بگیریم؟ مثلاً دوست عزیزمان در این سوال می‌توانست به جای اینکه به سراغ انتقاد برود ابتدا از آن استاد بپرسد: «دلیل اینکه کلاس ها طبق وعده‌های داده شده انجام و تشکیل نشده است چه بوده ؟»

در ادامه مقاله با استاد دکتر کاظم زاده همراه شدیم تا پاسخی علمی، دقیق و مبتنی بر پژوهش های تازه روانشناسی به این سوال مهم بدهد که «چطور از عذاب وجدان و احساس گناه نداشته باشیم».

عذاب وجدان از آن دست فکرهای منفی است که عموما در برخی مواقع دچار آن می شویم جالب این و جالب اینجاست که هر وقت برای ما اتفاق می‌افتد احساس می‌کنیم که یک چیز کاملاً طبیعی است و بدون اینکه مهارت کنترل و مدیریت آن را یاد بگیریم از آن عبور می‌کنیم. 

خیلی مواقع اتفاق می‌افتد که ما به خاطر رفتارهای بد و ناشایستی که خودمان فکر می‌کنیم انجام داده‌ایم احساس می کنیم که عذاب وجدان و احساس گناه حقمان است اما بیایید یک بار هم که شده به این فکر کنیم که چطور تمام افکار منفی و احساس گناه و عذاب وجدان خود را با آموزش دیدن و یاد گرفتن دلایل و راهکارهای آن آموزش ببینیم و یاد بگیریم.

چطور از عذاب وجدان و احساس گناه رها شویم؟

 از بچگی یاد نگرفته‌ایم…

اغلب ما از کودکی آموزش درستی در این زمینه ندیده ایم و اکنون سعی می کنیم چنین رفتارهایی و ناهنجاری های خودمان را درمان کنیم و یکبار برای همیشه با آن کنار بیاییم این را بدانیم که عموم مردم در مقابله با افکار منفی مثل عذاب وجدان از مکانیسمی به نام ایگنور استفاده می‌کنند. ایگنور یا نادیه گرفتن.  یعنی فراموش کردن.

 از نظر علمی ثابت شده است که هر یک بار که به عذاب وجدان بی‌توجهی کنیم درصدی از توانمندی روانشناختی خودمان را از دست می‌دهیم… عذاب وجدان می تواند یکی از بزرگترین دلایل فرسایش روح و روان ما باشد. 

 عذاب وجدان یا احساس گناه؟

ما در اصل چیزی به اسم عذاب وجدان درروانشناسی نداریم. بهتر است به این احساس بگوییم «احساس گناه». ولی ولی به طور عامیانه آن را عذاب وجدان هم می نامیم. در هر صورت فرق زیادی بین احساس گناه و عذاب وجدان نیست. این یک احساس است که باعث فرسایش روح و روان ما می شود، بنابراین باید به فکر درمان آن باشیم…

 اما احساس گناه چیست؟

من در اینجا سه تعریف مختلف به شما ارائه می دهم خوب دقت کنید.

احساس گناه از نظر علمی یعنی عواطف درونی منفی و تخریب کننده که منجر به سرزنش خود و میل به مجازات می شود.

 یک تعریف درست از احساس گناه و عذاب وجدان حتماً باید شامل این چهار ویژگی باشد. “عواطف درونی منفی” یعنی من سرخوش نیستم. “تخریب کننده” یعنی نه فقط در این موضوع بلکه در موارد دیگر هم به سراغم می آید. مثلاً فرض کنید یک احساس گناه در مورد فرزندتان دارید ولی در موقعیت های دیگر هم حالتان بد میشود. “سرزنش کردن خود” یعنی بدگویی کردن از خود مثل واگویه های فلسفی مثل «این چه طرز صحبت کردن است؟ تو مگر آدم نیستی؟»، «نفرین کردن»، «فحش دادن به خود» و غیره. در نهایت “میل به مجازات” .

 احساس گناه و عذاب وجدان چرا در ما ایجاد می شود؟

احساس گناه به صورت جدی در بحث های روانشناسی بسیار سنگین و متناقض است.

اما بیایید با هم تعارف دیگر احساس گناه را از زوایای دیگر روانشناسی بررسی کنیم. در انتها یک رویکرد التقاطی می‌گویم که برای همه قابل استفاده باشد.

در روانکاوی می گویند:
« جنگ میان فراخود و نهاد و آن حس اخلاق مدارانه و مطلوبی که  در درون هر انسانی موجود است و ما اسم آن را وجدان میگذاریم.» جنگ این دو احساس گناه ایجاد می کند.

در رویکرد شناختی می‌گویند:
«بروز یک رفتار آسیب زننده قابل مشاهده یا قابل تخمین». در هر دو موقعیت انسان احساس گناه میکند..

وجودگراها می گویند:
«عدم کنار آمدن با اضطراب های ناشی از زیستن»

 اگر همه این تعریف ها را ببوسیم و کنار بگذاریم در نظریه التقاطی می گوییم:

«انسان در فرآیند اجتماعی شدن قوانینی برای خود کد گذاری می کند، این قوانین می توانند جلوه های دینی باشند، مسائل علمی باشند یا دستاوردهای عقلی، فرقی ندارد! هر آدمی برای خود استراکچری دارد، عدول از این قوانین و قالب ها و شکستن آنها احساس گناه می آورد…»

مثلاً فرض کنید پدربزرگ شما پدر شما را کتک می زده است. هیچ احساس عذاب وجدان هم از این بابت نداشته است. اما پدر شما شما را کتک می زده و از این کار بعد ها حسابی عذاب وجدان می گرفته است. چرا چون قالب پدربزرگ شما با پدر شما متفاوت است!

 از کجا بفهمیم احساس گناه داریم؟

نکته اول این است که خیلی از اوقات ما نمی دانیم عذاب وجدان داریم. این ناآگاهی متاسفانه به دلیل آموزش ندیدن در این زمینه است، در حالی که در کشورهای جهان اول و توسعه یافته این آموزش ها جزو آموزش های قبل از دوران ابتدایی است. یعنی قبل از اینکه تفکر انتزاعی در انسان شکل بگیرد.

فکرهای غیر اختیاری آزاردهنده که وقتی مهمان دل و ذهن ما می شود بعد از آن تقلیل انرژی صورت می‌گیرد و تجربه میکنیم بی حوصلگی و کلافگی را تجربه می‌کنیم مهمترین نشانه عذاب وجدان و احساس گناه است.

دقت کنید اول باید غیر اختیاری باشد (یعنی تلاش نمی کنیم که عذاب وجدان داشته باشیم) مثل وقتی که در حال موزیک گوش کردن هستیم، در حال بازی با کودکمان هستیم، در حال دیدن فیلم هستیم یا داریم دوش میگیریم! در این حال ناگهان بعد از چند دقیقه هوشیار می‌شویم و می‌بینیم که دقایقی در حال فکر کردن به یک موضوع آزاد دهنده هستیم.

معمولاً بعد از عذاب وجدان تا دقایق زیادی انگیزه‌ای برای زندگی کردن یا انرژی زیادی برای ادامه دادن نداریم. تحقیقات علمی نشان می دهد اگر ما طی دو هفته بیش از پنج بار چنین طرز فکری داشته باشیم به عذاب وجدان یا احساس گناه دچار شده ایم

 عذاب وجدان و احساس گناه واقعا چیز بدی است؟

فرض کنید حدود 20 سال است رانندگی می کنید، اما وقتی کسی از شما میپرسد که رانندگی بلد هستید یا نه می گویید: «ای بدک نیست!»

چرا اینگونه جواب می دهیم؟ چون از داشته ها و دانسته هایمان لذت نمی بریم. داشته ها و دانسته ها وقتی در کنار هم قرار بگیرند یک منِ یکپارچه تشکیل می‌دهند به نام هویت! یک احساس کلی نسبت به این هویت درونی در درون ما وجود دارد که نام آن را از عزت نفس می گذاریم. بعضی از آدمها آن هویت یکپارچه وجودی‌شان را دوست دارند و بعضی دیگر دوست ندارند. یکی از بزرگترین دلایلی که آدمها خودشان را با تمام داشته ها و دانسته ها دوست ندارند، احساس گناه و عذاب وجدان است

بنابراین عذاب وجدان یا احساس گناه به شدت میزان عزت نفس ما را پایین می آورد…

 یک برنامه عملی بسیار کاربردی برای اینکه احساس گناه یا عذاب وجدان نداشته باشیم

برای تدوین یک برنامه عملی دو مرحله ای (که مرحله دوم شامل 7 گام مهم است) ابتدا می خواهم توجه شما را به یک مثال مهم جلب کنم.

فرض کنید شما یک ورزشکار حرفه‌ای هستید و شما را بگیرند و روزی سه ساعت به مدت یک ماه به میله ای آویزان کنند. به نظر شما بعد از یک ماه چه اتفاقی برای شما می افتد؟ احتمالاً به شدت آسیب خواهید دید یا حتی خواهید مرد.

 حال فرض کنید شما یک ورزشکار حرفه‌ای هستید که به مدت یک ماه هر روز 3 ساعت تمرین میکنید و وزنه می‌زنید و از آن میله به‌عنوان بارفیکس استفاده می‌کنید. تفاوت این دو مثال در اختیار است. شما کار اول را بدون اینکه اختیار داشته باشید انجام داده اید، اما کار دوم را با اختیار خودتان انجام داده اید.

حتماً حتماً به این نکته بسیار مهم توجه کنید چون تمام کتاب فشارهای روانی گرینبرگ را می‌توانیم در این عبارت خلاصه کنیم:

«فکرهای غیر اختیاری حتی اگر مثبت هم باشد آدم را ضعیف می‌کند و فکرهای اختیاری حتی اگر منفی هم باشد آدم را قوی میکند.»

 یعنی بیایید هوشیارانه به فکر های خودمان بپردازیم و آگاه باشیم به رفتارهای خودمان. این نکته مهمی است. حال به سراغ رویکرد  چطور احساس گناه و عذاب وجدان نداشته باشیم برویم.

اول: به تعویقش بینداز…

اول به این آگاه شوید که چه فکری دارید. مثلاً اینکه «دارم به احساس گناه فلان اتفاق فکر می کنم.»

سپس آن را به پس فردا ساعت 6 بعد از ظهر موکول کنید. یعنی فکر کردن این موضوع را به دو روز بعد مثلاً موکول کنید. به این تکنیک می گویند «تکنیک به تعویق انداختن یا بعداً رسیدگی کردن». فوق‌العاده در اضطراب و استرس می تواند مفید فایده باشد. این کار به ما کمک می کند خودآگاهی بیشتری نسبت به افکار منفی ما داشته باشیم. وقتی ما آن را به دو روز بعد موکول می‌کنیم یعنی داریم به آن عذاب وجدان می‌گوییم که من حواسم به تو هست و دو روز دیگر به تو فکر خواهم کرد و این به آگاهی ما به شدت کمک میکند. هدف ما پیچاندن یا فراموش کردن این فکر نیست فقط و فقط هدف ما آگاهی است. اگر یادتان باشد در ابتدای بحث گفتم اغلب ما اهل فراموش یا نادیده‌گرفتن هستیم که این می تواند آسیب زننده باشد. فرمول به تعویق اندازی به این شکل است که شما یک پنجم زمانی که فرصت  دارید، مثلاً فرض کنید شما قرار است 24 ساعت دیگر به یک فرد جواب بدهید و دچار عذاب وجدان شده‌اید. شما تنها حدود 5 ساعت باید فکر منفی خودتان را به تعویق بیندازید…

دوم: خودش 7 مرحله دارد!

مرحله دوم شامل 7 گام ساده است که با هم مرور می کنیم.

1- بپذیر، توجیه نکن…

اولین مرحله از این 7 مرحله این است که باید گناه خود را بپذیریم. نباید توجه کنیم که «نه من منظورم فلان چیز بود که فکر کرد به او توهین کرده‌ام.» این باعث لطمه به سیستم روانشناختی ما خواهد شد. توجیه نکنیم، بپذیریم.

2- تعیین میزان آسیب

مرحله دوم تعیین دقیق میزان آسیب اگر می توانیم به صورت کمی.

اینکه دقیقا چه ضربه‌ای به او وارد کرده‌ایم و چه آسیبی به او رساندیم. فرض کنید با شخصی قرار گذاشته اید برای جلسه برای نوشتن یک کتاب مشترک. اما سر قرار جلسه حاضر نمی شوید و آن کتاب کنسل میشود شما دو ساعت از وقت او را تلف کرده اید، ممکن است تالیف و نوشتن کتاب او را یک ماه به تعویق انداخته باشید و احتمالاً اعتماد او را به شخص خودتان یا صنف خودتان دچار اختلال کرده اید یا چیزی به اسم تعریف مشترک را برای او به چیزی بد تبدیل کرده باشید. اما این کار چه کمکی به ما میکند؟ وقتی این کار را انجام دهیم ساخت احساس گناه بیشتر در ما متوقف می‌شود و این نکته مهمی است.

3- فاجعه سازی و سرکوب نکن…

قدم سوم جلوگیری از فاجعه سازی و تخریب و سرکوب است. از کجا بفهمیم در حال فاجعه سازی هستیم؟ از آن جایی بفهمیم که وقتی مرحله دوم یعنی کمی سازی را انجام دادیم باز هم به آن افکار منفی و آن احساس گناه فکر کنیم..

4-چه چیزی یاد گرفتم؟

 نکته چهارم که عموما اغلب ما از آن نا آگاه هستیم این است که من از این بحران چه چیزی یاد گرفتم؟ پرسیدن این سوال از خودمان بسیار کمک کننده است. پرسیدن این سوال کمک می‌کند که از اشتباهات تکرار شونده که یکی از مهمترین مصادیق احساس گناه است جلوگیری کنیم. به همین راحتی!

5- اطلاع رسانی یا طلب بخشش

 پنجمین گام مرحله اطلاع رسانی و طلب بخشش است. نکته مهم این است که در این مرحله این را در نظر داشته باشیم که آیا طرف مقابل ما به اندازه کافی فرهیخته هست که طلب بخشش و اطلاع رسانی ما را بعداً چماقی نکند و بر سرمان بکوبد؟ در غیر این صورت اگر فرد فرهیخته نباشد بهتر است از این مرحله عبور کنیم، به خاطر اینکه او از این مرحله یا طلب بخشش شما سوء استفاده نکند.

6- تدبیری بیندیش…

مرحله ششم تدبیر اندیشیدن است. برای تدبیر اندیشیدن باید دو کار مهم انجام دهیم. خودمان تدابیری بیاندیشیم و در قالب پیشنهاد به خودمان بدهیم، دوم اینکه از یک آدم خبره بپرسیم یا از خود آدمی که ضربه به او زده ایم بپرسیم. به بیان ساده تر کاری کنیم که برای طرف مقابل مهم باشد و برای او آسودگی و آرامش به همراه بیاورد. به عبارت دیگر تدبیر اندیشیدن این نیست که یک کادو یا هدیه برای او بفرستیم، باید ببینیم چطور و در چه قواره‌ای از کاری که شما کرده‌اید و در حال جبران آن هستید آرامش می گیرد می‌تواند آسوده شود.

7- همدل سراغ داری؟

 و گام آخر پیدا کردن یک آدم همدل است…
انجام شش مرحله بالا برای آدمی که میخواهد از عذاب وجدان رها شود خستگی و کاهش سطح انرژی را به همراه دارد. برای همین نیاز داریم به یک آدم همدل که مطمئن باشیم از حرفها و مطالبی که به او می‌گوییم سوء استفاده نمی کند.
این هم چون یک پادزهر عمل می کند برای کاهش آسیب های ناشی از خستگی برای انجام مراحل بالا.

این آدم همدل به ما کمک می کند که آن بار سنگین عذاب وجدان یا احساس گناه را بر روی زمین بگذاریم و از دست آن خلاص شویم…

 در انتهای این گفتگو می خواهم کتابی به اسم رهایی از نگرانی به شما معرفی کنم که برای رهایی از چنین فکر هایی مثل عذاب وجدان و احساس گناه به شدت مفید است…

دو مقاله مفید به شما معرفی کنیم:

چگونه خود را ببخشیم و از زندگی لذت ببریم؟

چطور از شر تعصبات بیجا خلاص شویم؟

دوره‌ای شگفت انگیز و بسیار کاربردی به نام شهامت!

دوره شهامت تا به حال به 6 هزار نفر کمک کرده تا از دام خجالبت، نگرفتن حق، عدم اعتماد به نفس و از دست دادن فرصت ها نجات پیدا کنند.

روی لینک زیر کلیک کنید و درمورد این محصول بیشتر بدانید:

دوره شهامت
مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا