صفر تا صد دکلمه | مقاله‌ای متفاوت برای علاقه‌مندانی ویژه

سرفصل های مهم این مقاله:

در مقاله صفر تا صد دکلمه به چه چیزی پرداخته می شود؟

مبانی دکلمه

اصلاح و بهبود لحن

باور های غلط در دکلمه خوانی

تجربه های چهار سال دکلمه خوانی

دکلمه از من، تمرین از شما

صفر تا صد دکلمه. مقاله ای متفاوت برای علاقه مندانی ویژه

 مبانی دکلمه 

تا کنون پیش خود فکر کرده اید که چرا، خواندن و شنیدن «دکلمه» همیشه، علاقه مندان خاص خود را داشته است؟ به راستی ریشه این عطش و اشتیاق در کجاست، که هر روز شاهد تولید و انتشار آثار صوتی فراوانی هستیم؟

هرچند دکلمه پدیده نوظهوری نیست اما به نظر می رسد، دید علاقه مندان نسبت به آن کمی متمایزتر گردیده است.

ارادتمند شیدا اصغرزاده قصد دارم ضمن تعریف و تبیین مفاهیم اولیه دکلمه و دکلمه خوانی، از زاویه ای متفاوت به این موضوع بپردازم.

امیدوارم این مقاله و نوشتارهای پس از آن، پلی باشند میان من و علاقه مندان فراوان این عرصه، تا تجربهٔ شیرینِ بیش از دویست دکلمه، رادیو و پادکست هنری در اختیار پویندگان این مسیر قرار گیرد.

پس از مطالعه این مقاله شما قادر خواهید بود به چند سوال پاسخ دهید:

صِرف داشتن علاقه، برای خواندن دکلمه، کافی است؟

آیا هر فردی با هر صدایی می تواند دکلمه بخواند؟

برای آموزش دکلمه از کجا شروع کنیم؟

دکلمه  یعنی…..؟

به نظر من، دکلمه بستری طلایی برای اثر گذاری هرچه بیشتر است. دکلمه یکی از شیرین ترین زبان های بیان احساسات میان آدم‌هاست. دنیای دکلمه پر از علاقه مندانی است که یا به ”خواندن ”یا به ”شنیدن” آن گرایش دارند. دنیایی که به عقیده من، گاهی رفتن و ماندن در آن دیگر به اختیار ما نیست…

دکلمه غم است و شادی است. امید است. اشک و لبخند و خلاصه معجونی از همه این ها.

با دکلمه تلخ ترین کلمات شنیدنی می شوند. چون جان می گیرند.

با دکلمه عشق، شیرین تر و زندگی خواستنی تر می گردد.

با خلق و انتشار یک دکلمه می توانیم بر پهنه این جهان از خود نقشی جاودانه به جای بگذاریم.

تعریف دکلمه:

واژه « دکلمه »، از واژه فرانسوی (deklama) گرفته شده است و منظور از آن خواندن شعر یا نثر ادبی با صدای رسا و آهنگ مناسب است. این خوانش باید با لحن خاصِ همان اثر و به منظور القا کردن محتوا و مضمون کلام به شنونده، مطابق کلام باشد.

شاید، فهم تعریف دکلمه در نگاه اول کمی دشوار به نظر برسد، پس من آن را با مثال ساده تر می کنم:

فرض کنید اشعاری از فردوسی و حافظ به ما می دهند که دکلمه کنیم. همچنین یکی دو متن عاطفی.

به شخصی که اشعار و متن ها را می خواند، دکلمه خوان می گویند. البته بهتر است بگوییم: «دکلَماتور». در واقع او این اثر را: « دکلمه می کند».

حالا سوال این است: آیا لحنِ خوانش دکلماتور، در هنگام دکلمهٔ تمام اشعار بالا، یکی است؟ البته که خیر!

چراکه دکلماتور، در هنگام خواندن شعر فردسی لحنش، حماسی است. در هنگام خواندن شعر حافظ ملایم و در هنگام خواندن متن های عاطفی، همراه با احساس است.

صفر تا صد دکلمه. مقاله ای متفاوت برای علاقه مندانی ویژه

اهمیت «لحن» در هنگام خواندن دکلمه:

متأسفانه بسیاری از دکلماتور های عزیز هر شعر و متنی را با حُزن و اندوه و توأم با ”صدا سازی” می خوانند. حال آنکه هر شعر و متنی برای خود بار معنایی مشخصی دارد که اتفاقا همیشه هم غمگین نیست.

یادمان باشد؛ حس سُراینده یک ترانه، شعر و متن، امانتی است در دستان دکلماتوری که آن را می خواند، پس باید از جهت حس و معنا به اتمسفر اثری که دکلمه می کند، نزدیک گردد. 

اینجاست که « لحن کلام »، خودی نشان می دهد.

به یقین همه شما عزیزان درباره لحن چیزهایی خوانده یا شنیده اید، اما من می خواهم در چند جمله « لحن » را مرتبط با دکلمه، توضیح بدهم.

لحن کلام جانِ کلام

من تک تک کلمات تشکیل دهنده جمله را دارای جان می دانم. این کلمات هستند که جمله را زنده نگه می دارند. کلمات لبخند می زنند، خشم می گیرند، گریه می کنند و قدرت امیدبخشی دارند. پس اگر ما نتوانیم «حق واژه» را در انتقال پیام اصلی حرف خودمان یا متنی که می خوانیم به درستی و زیبایی ادا کنیم، عملا مانند این است که آن را کُشته ایم. در بیشتر موارد هم:

حق واژه = لحن

بله. ما گاهی بیرحمانه و شاید ناخواسته کلمات را می کُشیم.

به مدل حرف زدن بعضی ها دقت کرده اید؟

اگر بخواهم نمودار حرف زدنشان را رسم کنم به این شکل است:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک خط راست. نه فرازی نه فرودی. درست مثل بازی بازیگران کره جنوبی سرد و یکنواخت و زیادی مودب

.

فکر کنم الان علاقه مندان سریال جومونگ اخمشان در هم فرو رفت. اما واقعا لحن چیست؟

فرض کنید چَکشی به دست دارید و جمله ای هم روبروی شماست. حالا باید روی هرواژه که “مهمترین ” پیام آن جمله ست یک ضربه بزنید.

دقت کنید:

ضربه بر روی کلمه ای که مهم ترین بار مفهومی را در جمله دارد.

عملا درحین ادای واژه ها آن ضربه؛ حکم تاکید و متفاوت گویی شما را دارد.

به جمله زیر دقت بفرمایید:

مریم با مارال آمد..

سوال: از شما می پرسم این جمله را به چند شکل می توان خواند؟

یک فرم؟ دو فرم؟ یا بیشتر؟

پاسخ این است: دست کم 4 فرم. به شکل زیر. با این توضیح که وجودعلامت جداکننده، یعنی روی آن کلمه تاکید کنید و آنرا متفاوت بگویید.

(مریم ) با مارال آمد = فقط مریم با مارال آمده ونه شخص دیگری.

مریم ( با ) مارال آمد= مریم ”همراه ”مارال آمده . مریم ”به دنبال” مارال آمده..

مریم با (مارال) آمد= مریم ”فقط با مارال ” آمده. نه با شخص دیگه ای مثلا خواهر مارال.

مریم با مارال (آمد) = روی آمدن مریم همراه مارال تاکید کردیم..”حتما ” مریم با مارال آمده.

خب اگر دقت کرده باشید من گفتم “حداقل “به 4 حالت . بله.

شما به حالت های 4 گانه فوق ؛ حالتِ ادای با لبخند؛ تعجب ؛ سوالی ؛ افسوس ؛خبری ساده؛ همراه باغم و حالت های مشابه یا متفاوت دیگر را اضافه کنید. و اگر خواستید یک گام جلوتر بروید، صدای خود را ضبط کنید. پس از شنیدن صدای ضبط شده خود خواهید دید چقدربرای آراستن لحن، دست شما باز است. یادمان باشد، پیام اصلی هرجمله،”خط ویژه” لحن شماست. و نباید هرگز از پیام اصلی حرف خود یا شاعر و نویسنده متنی که می خوانید، غافل شوید.

پس یکی از اصلی ترین پیش نیاز های دکلمه خوانی، اصلاح و بهبود لحن است..


در مورد لحن و بیان خوب:
ایجاد قدرت در کلام
چطور راحت حرف بزنیم؟ بدون نگرانی حرف بزنید!
چطور جذاب صحبت کنیم ؟


چند توصیه برای اصلاح کاستی های لحن:

1/ حتما لازم است مقدمات دستور زبان فارسی را بشناسید. 

ارکان جمله، فاعل، مفعول و…

انواع جمله: ( از یک منظر) خبری، سوالی، تعجب ،تاکیدی و…..

2/ هر متنی را باید با علامت گذاری صحیح بخوانید.

من وقتی برای ضبط، به استودیو می روم، نرِیشِن ( متن ) را با خودکار قرمز علامت گذاری می کنم.

به  این جمله کنید:

حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌ فشان

باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

طبیعی است که در قدم اول خواندن آن سخت به نظر می رسد. ولی بعد از علامت گذاری کار ما آسان تر می گردد. و نکته قابل توجه این که:

علامت گذاری به دنبال شناخت ما ادبیات زبانمان می آید..

شروع کنید به خواندن:

حافظ/ زِ دیده/ دانهٔ اشکی/همی‌ فِشان

باشد/ که مرغِ وصلْ / کند قصدِ دامِ ما

نکته دوم اینکه: برخلاف آن چیزی که بعضی ها معتقدند ( اینکه شعر را نباید معنی کرد)، دانستن معنی لغات و نهایتاً جملات تشکیل دهنده یک اثر ادبی، بسیار در اصلاح و بهبود لحن کارگشاست.

پس بیت بالا این گونه معنی می شود:

حافظ اشکِ چشمت را نثار کن شاید که مرغِ وصل به دام ما میل کند .

و باز ساده تر:

حافظ گریه کن شاید که جانان اشک چشم ترا ببیند و به تو رحم کند .

[ فشان = نثار کردن . قصد دام = تله شکار ]

حالا با توجه به معنی، یک بار دیگر بیت را بخوانید و ببینید چقدر کار شما آسان شد.

نکته سوم این که: گاهی یافتن لحنِ مناسب یک جمله یا حتی کلمه، مشکل است. به بیان دیگر شعر سنگین باشد. خود شاعر یا نویسنده هم در دسترس ما نیست که صحیح ترین حالت را از وی بخواهیم. در این صورت هوش و تمرین می تواند گره گشا باشد.

پیشنهاد می کنم اشعار بیشتری را بخوانید و هرجا سوالی داشتید از کارشناسان آن حوزه بپرسید.

سید علی صالحی شاعری است که اشعار زیادی از ایشان را دکلمه کرده ام. اشعارشان بسیار زیبا و ازطرفی خواندنشان چندان آسان نیست. چون گلواژه هایی که به کارگرفته اند، با مهندسی خاصی در کنار هم قرار گرفته اند. یادم هست چند خطی از یکی از اشعارشان اصطلاحا مرا ضربه فنی نمود. می دانید چرا؟

چون نمی توانستم لحن مناسب و «نزدیک به مقصود ایشان»، را پیدا کنم.

شاید تعجب کنید اما همان دوخط را بیش از بیست بار با نشانه گذاری های مختلف خواندم. و نهایتا به یک لحن رسیدم. که هنوز هم، خیلی مطمئن نیستم که همان لحن مورد نظر شاعر باشد!

متن آن بخش شعر را گذاشته ام. بخوانید و ببینید دکلمه کردن آن، ساده نبوده است:

اما، تو لااقل حتی، هر وهله، گاهی، هرازگاهی، ببین، انعکاس تبسم رویا، شبیه شمایل شقایق نیست ؟

فایل صوتی دکلمه را گذاشته ام. گوش کنید و اگر تمایل داشتید تمرین کنید.

چند باور غلط در دکلمه خوانی:

باورهای غلط در دکلمه خوانی را می‌دانید؟

دکلمه همیشه غمگین است…

دکلمه همیشه غمگین نیست. بلکه همان طور که گفتم می تواند شاد و انرژی بخش باشد. اما اینکه برخی به محض شروع خواندن دکلمه، یاد بدهکاری هایشان و کَشتی های غرق شده شان می افتند، دلیلش را نمی دانم!

به من پاسخ دهید، چگونه می شود این بیت را غمگین خواند:

فاش می گویم و از گفتهٔ خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان، آزادم

باید دید حسّ غالب آن اثر چیست؟ و کلماتی که بیشتر به چشم می خورند بار معنایی مثبت دارند یا منفی؟ پس از آن دیگر تکلیف روشن می شود. پس این باور که دکلمه را همیشه باید غمگین خواند، کاملا اشتباه است.


پیش از شروع، حتماً توصیه می‌کنم در «دوره جدید و رایگان سخنرانی و فن بیان» شرکت کنید. اگر هنوز این کار را نکرده‌اید، روی تصویر زیر کلیک کنید:

دوره رایگان سخنرانی و فن بیان


هر شخصی با هر صدایی می تواند دکلمه بخواند

اگر قرار باشد فردی برای خودش و دل خودش بخواند، پاسخ مثبت است. یعنی هیچ گونه منعی وجود ندارد..دلش خواسته چند خطی بخواند. تازه برای رها شدن از روزمرگی و مدیریت استرس پیشنهاد خوبی هم هست.

اما، اگر تصمیم گرفت آنرا در شبکه های فراگیر اجتماعی و برای مخاطب های ویژه ای که الفبای دکلمه را نیز می شناسند، تولید و منتشر کند، دیگر قضیه شکل جدی تری به خود می گیرد.

چرا که باید از نحوه تلفظ واژه ها، لحن، مکث و فراز و فرود خوانش خود مطمئن باشد.

استعمال دخانیات صدا را زلال می کند

متاسفانه باور برخی از افراد این است که استعمال دخانیات باعث زیبایی و اصطلاحا «شیشه ای» شدن صدا می گردد. در حالی که قطعا از آسیب هایی که در دراز مدت بر تارهای صوتی، وارد می گردد غافل هستند. در قسمت دوم این مقاله حتما درباره بهداشت صوتی و نکاتی که دکلماتور برای مفظ سلامتی حنجره اش رعایت کند، با شما صحبت می کنم.

با انتشار چند دکلمه در شبکه های اجتماعی دیگر کار تمام است

صادقانه بگویم، صِرف ضبط چند اثر و انتشار در شبکه های اجتماعی نمی تواند دلیل ”استادی و همه چیزدانیِ” دکلماتور باشد. و در این راه تلاش فراوان و خستگی ناپذیر، هم چنین برطرف نمودن اشکالات فردی بسیار موثر است.

باور بفرمایید پس از چهار سال مطالعه تحقیق و تولید اثر، همین چند روز قبل تصمیم گرفتم مقاله ای درباره دکلمه بنویسم. منظورم گستردگی و اهمیت موضوع دکلمه است. پس لطفا از آموزش و تمرین در این زمینه غافل نشوید.

هر شعری دلمان خواست را می توانیم  دکلمه کنیم

از ابتدای ورود به دنیای دکلمه تا کنون، هیچ گاه شعر و متنی که به دلم ننشسته است را نخوانده ام…واین همان نکته ای ست که به عزیزان تازه وارد تأکید می کنم ؛ اجازه ندهید طبع گفتار و یا حتی قلم شما به هر چیزی عادت کند. ابتدا به پیام متن و  شعر دقت کنید. و پیش خودتان به این سوال پاسخ دهید: « شنونده پس از شنیدن این دکلمهٔ من چه چیزی دَشت می کند؟ ».

نکته ای پند آموز؟ مرور یک نوستالژی؟ تذکر نکته اخلاقی و اجتماعی؟ شادی؟ و یا دستاوردهای مشابه؟

اینجاست که هر متنی دیگر نمی تواند بالقوه یک دکلمه شود. خواهش می کنم در انتخاب اثری که قرار است دکلمه شود، نهایت دقت را به خرج دهید.

صدا سازی در دکلمه خوب است

 افراد زیادی به من مراجعه می کنند که دکلمه خوانی آنها را ارزیابی کنم. و چیزی که همان لحظه اول دلزده ام می کند، اصرار بعضی ها بر «صداسازی » است. یعنی به شدت خودشان نیستند. و صدایشان را به مسیری دیگر برده و به شکلی غیر از آنچه هست تغییر می دهند. توصیه من به شما این است:

در دکلمه خوانی، خودتان باشید. البته نسخهٔ عالی خودتان. خروجی حروف را بهبود ببخشید، تنفس خود را تقویت و مدیریت کنید. و تلاشتان این باشد که زیباترین صدای خودتان را به نمایش بگذارید.

اما تجربه شخصی من از دکلمه؟

اجازه می خواهم از زمانی بگویم که اشتیاق به هنر در من شکل گرفت.

از کوچکی وقتی پدرم شبها در اتاق کارش به موسیقی گوش می‌کرد؛ جذب نغمه های آن می شدم. ایشان زمانی ویولن می زدند و به هنر ” نی ” استاد موسوی هم علاقه داشتند. این حس شنیدن موسیقی کم کم با من رشد کرد و باعث شد در انتخاب مسیر حرفه ای زندگی ام بهتر و با آرامش بیشتری تصمیم بگیرم. البته از نوجوانی « شعر » هم می گفتم و مقام هایی نیز کسب کردم.

به همین دلیل در بیشتر موارد سعی کرده ام ترانه‌ و شعر دکلمه هایم از خودم باشد.

همیشه به هنر جویانم به خصوص آنهایی که در ابتدای مسیر دشوار دکلمه هستند می گویم ”هنرمندان می توانند از مسیر متفاوت تری به خدا نزدیک شوند”. در این میان ؛ اگر خداوند به فردی صدای زیبا یا بهتر است بگویم “اثر گذار” هدیه نمود ؛ بسیار بر وی منت نهاده است.

آیا صِرف داشتن علاقه، برای خواندن دکلمه، کافی است؟

خیر. هیچ گاه نباید فراموش کنیم بحث علاقه از استعداد جداست.

هر فرد علاقه مندی لزوما با استعداد نیست. هرچند بسیار پیش آمده که با تلاش و جدیت استعداد های نهفته شکوفا شود.

اما منظور من این است که داشتن مقدمات حداقلی در این مسیر کافی نیست.

خاطرم هست هنرجویی در کلاس فن بیان داشتم که به شدت اصرار بر خواندن دکلمه داشتند. مرتب از من می خواست که همراه سایر هنرجوها به استودیو بیاید. چراکه فکر می کرد در دکلمه برای خودش کسی شده است.

دلیل این اصرارش که بعدها مشخص شد این بود که چند اثر به شکل خانگی ضبط و در شبکه های اجتماعی منتشر کرده بود. و اتفاقا با اقبال عمومی هم مواجه شده بود.

خلاصه در روز موعود به اتاق رکورد ( ضبط) رفت، متن سنگینی را که همراه آورده بود بر روی پایه نُت قرار داد، گوشی را گذاشت و شروع به خواندن کرد.

اما این خواندن تنها به دو جمله منتهی شد، و اصطلاحا با Q دادن همکار صدابردارمان متوقف گردید…

منظور از Q دادن در کار صدابرداری، نشان دادن علائمی از جانب صدابردار است که در اتاق فرمان می باشد. از آنجا که فردی که در اتاق رکورد قرار می گیرد صدای اورا نمی شنود، از حرکات دست کمک می گیرد. این علائم و حرکات استاندارهای جهانی هستند. به چند نمونه اشاره کرده ام : مکث کن / دوباره بخوان / خوب نیست/ خوب بود/ ادامه بده: چرخاندن انگشتهای اشاره دور هم به حالت چرخش.

خلاصه اینکه؛ استرس در صدای ایشان کاملاً مشهود بود و مشخص شد که وی هرگز در محیط استودیو حضور پیدا نکرده است و طبیعتاً همین استرس باعث شد که ادای کلمات به خوبی صورت نگیرد .به گونه‌ای که کار رکورد چندین مرتبه متوقف شد تا ایشان اصطلاحاً خود را بازیابی نمایند . دست آخر هم با یک جمله به ما گفت که دیگر قادر به ادامه ضبط نیست آن جمله این بود: 

«فکر نمی کردم کار ضبط به این سختی ها باشد پس من تا حالا چه کار می کرده ام ؟»

2 توصیه به علاقه مندان دکلمه: 

همیشه از مخاطب بازخورد بگیرید. 

باید مهم باشد که بدانیم شنونده آثار ما از سبک ما خوشش می آید یا خیر؟  

مخاطب آثار ما که با اشتیاق دنبال کننده آثار ماست، بسیار حساس، نکته سنج و قابل احترام است؛ و اوست که به ما خواهد گفت در مسیر ی که انتخاب کرده ایم ، ماندگار هستیم یا خیر؟

دیگر اینکه در عرصه تولید دکلمه از هیجانات زودگذر اجتناب کنید. زیرا مانند حباب عمل می کنند. فراموش نکنیم اثری ماندگار خواهد بود که ضمن دلنشینی به هنجارهای اجتماعی و اخلاقی هم احترام بگذارد. 

کم کم به بخشی می رسیم که در چکیده مقاله وعده داده بودم.

 دکلمه از من، تمرین از شما 

خُب، همان گونه که گفتم دکلمه همیشه غمبار نیست. و می تواند شاد، انگیزشی، و تلفیقی نیز باشد. من برای هر کدام از این بخش ها از آثار خودم نمونه هایی آورده ام.

نمونه دکلمه شاد :

نمونه دکلمه انگیزشی و امید بخش :

نمونه دکلمه پند آموز :

 برای این بخش، چند بیت از غزل زیبای سعدی انتخاب کرده ام. لطفا گوش کنید و سپس شما نیز تکرار کنید.

بس بِگردید و بگردد روزگار

دل به دنیا دَر نبندد هوشیار

ای که دستت می‌رسد، کاری بکن

پیش از آن، کَز تو، نیاید هیچ کار

نام نیکو، گر بماند ز آدمی

به کَزو مانَد، سرای زرنگار

پیش از آن کز دست بیرونت برد

گردش گیتی زمامِ اختیار،

کام درویشان و مسکینان بده

تا همه کارَت بر آرد کِردِگار

با غریبان، لطفِ بی‌اندازه کن

تا رود نامت به نیکی، در دیار

از درون خستگان اندیشه کن

وَز دعای، مردم پرهیزگار

با این توضیح که برخی ابیات را با چند لحن مختلف خوانده ام به شکلی که به معنی اصلی شعر لطمه وارد نشود.

نمونه دکلمه غمگین : 

کم کم به پایان بخش اول مقاله « صفر تا صد دکلمه » نزدیک می شویم.

در قسمت دوم، پیرامون بهداشت صوتی حنجره و موسیقی متن دکلمه مفصل با شما حرف خواهم زد.

ممنون که خواندید

ممنون که با تنفس صحیح ریه های خود را برای دکلمه خوانی آماده می کنید؛

و ممنون که تمرین را سرلوحه تلاشتان قرار می دهید.

خدایا دلی سخن پذیر و سخنی دلپذیر عطا فرما…  


چطور لحن و فن بیان را کامل یاد بگیریم؟

بسته غیرحضوری زیر که به تازگی ضبط شده، به شما کمک می‌کند فن بیان قوی تری داشته باشید و در نتیجه بداهه گوی بهتری شوید.

کلیک کنید!!!!

 استعدادهای درونی‌تان را با کلام و بیان قدرتمند و جذاب، شکوفا کنید…!

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۶ دیدگاه دربارهٔ «صفر تا صد دکلمه | مقاله‌ای متفاوت برای علاقه‌مندانی ویژه»

  1. سلام خانم اصغر زاده وقتتون بخیر
    من شاعر هستم و همینطور گهگداری دکلمه میکنم. با تمام احترام خدمتتان عرض کنم که در دکلمه هاتون مکثهای بی مورد زیاد میبینم و یا اینکه در نمونه دکلمه شادی که گذاشتید زیاد تند و با عجله خوندید .دکلمه شاد باید محتوای شاد و لحن شاد و زنده ای داشته باشد نه اینکه با عجله یا تند تند خوانده بشه.
    به امید روزهای زیبا و با آرزوی رسیدن به تمام اهداف شما رو به خداوند زیبا میسپارم.

    1. بیشتر از یک نفر.

      سلام دوست عزیز
      خیلی خوشحالیم که مقاله صفر تا صد دکلمه براتون موثر و کاربردی بوده
      ما رو در جریان موفقیت های بیشترتون قرار بدین
      ممنون از همراهی شما
      موفق و بیشتر از یک نفر باشید

    1. بیشتر از یک نفر.

      سلام دوست عزیز
      ممنون از توجهتون به مقاله دکلمه و آموزش دکلمه
      فعلا به صورت آنلاین فایل ها رو گوش کنید
      به زودی دکمه دانلود و به اشتراک گذاری هم برای آنها قرار داده خواهد شد
      بیشتر از یک نفر باشید…

اسکرول به بالا