انواع متن برای دکلمه خوانی و گویندگی در یک مقاله

سرفصل های مهم این مقاله

دکلمه خوانی و گویندگی هنرهای ارزشمندی هستند و افراد هنرمند این حوزه می‌توانند با صدای گرم و دل‌نشین خود به جان و قلب ما نفوذ کرده و مطالب خود را در آنجا بگذارند. اگر شما هم صدای خوبی دارید و به این حوزه علاقه‌مند هستید باید در کنار یافتن دوره تخصصی، تمرین بسیاری داشته باشید. در این مقاله چندین متن برای دکلمه خوانی و گویندگی آورده‌ایم تا خود را به چالش بکشید.

اصول اولیه در خواندن متن برای دکلمه خوانی و گویندگی

متن برای دکلمه خوانی و گویندگی

با رعایت برخی اصول و نکات می‌توانید متن مورد نظر خود را بهتر و موثرتر به مخاطب منتقل کنید. در این بخش به بررسی برخی اصول مهم و ضروری در دکلمه خوانی و گویندگی می‌پردازیم:

1_ ادای درست کلمات

برای حرفه‌ای بودن باید مطمئن شوید که تمام حروف و کلمات را به‌صورت کامل و واضح ادا می‌کنید. درست ادا نکردن کلمات ذهن شنونده را درگیر فهمیدن آن کلمه یا آن بخش مشخص از متن می‌کند و از دنبال کردن متن بازمی‌دارد. پس حتماً قبل از شروع دکلمه خوانی یا گویندگی متن خود را خوانده و بر آن مسلط باشید. اگر تلفظ برخی کلمات و به خاطر سپردن آن‌ها برایتان مشکل است، کلمات را در متن خود حرکت‌گذاری کنید تا بتوانید به‌صورت صحیحی آن را بیان کنید.

2_ سرعت کلام

شما باید بتوانید تعادل را در سرعت بیان خود رعایت کنید. کند صحبت کردن مخاطب را خسته و کلافه می‌کند. از طرف دیگر تند صحبت کردن نیز مخاطب را از درک مطلب و همراهی با شما باز می‌دارد. گاهی استرس ناشی از ارائه می‌تواند به‌صورت ناخودآگاه باعث شود سرعت کلام شما بالا برود تا سریع‌تر مطالب به پایان رسیده و ذهن از موقعیت استرس خارج شود؛ پس شما باید سرعت کلام خود را تحت نظر بگیرید و از نوسانات شدید آن جلوگیری کنید.

3_ لحن بیان

مهم‌ترین نکته در دکلمه خوانی و گویندگی داشتن لحن صحبت هماهنگ با موضوع متن است. اگر شما نتوانید لحن مناسب را پیدا کرده و در طول ارائه دنبال کنید، مطمئن باشید یا مخاطب جذب ارائه شما نمی‌شود یا  ممکن است منظور متن را به‌اشتباه برداشت کند. هر متن ممکن است نیاز به یک یا چند لحن برای خواندن داشته باشد. برخی از لحن‌هایی که شما باید بلد باشید عبارت‌اند از:

  • غم
  • خشم
  • تعجب
  • گلایه
  • درخواست
  • خبری
  • سوالی
  • امری
  • حماسی
  • عاشقانه
  • محترمانه
  • و…

4_ مکث کردن

گاهی در میان دکلمه مکث کنید.

در بخش‌های مناسبی از متن که موضوع خاص، مهم یا تاثیرگذاری بیان‌شده است مکث کنید و اجازه دهید چند ثانیه سکوت برقرار شود. در این چند ثانیه سکوت شما می‌توانید آبی بنوشید، نفسی تازه کنید، به ذهنتان استراحت بدهید و متمرکز بمانید.

در نقطه مقابل؛ مخاطب می‌تواند اطلاعات دریافت شده را پردازش کند، نمادسازی کند، کمی استراحت کند و با تمرکز بیشتر به گوش دادن ادامه دهد.

5_ آکسان گذاری

آکسان گذاری به معنای تمرکز گذاری و دقت بیشتر به کلمه یا بخشی از متن است. آکسان گذاری درست یکی از اصول اساسی خوانش هر متن یا شعری است. تاکید روی کلمات مختلف متن، معانی مختلف را ایجاد می‌کند. همچنین تاکید روی سیلاب‌های مختلف یک کلمه، شکل ظاهری بیان کلمه را تغییر می‌دهد و همچنین آکسان گذاری‌های مختلف می‌تواند باعث ایجاد لهجه‌های مختلف شود.

6_ ریتم صدا

صدای شما هنگام دکلمه خوانی و گویندگی باید ریتم مناسبی داشته باشد. داشتن ریتم صاف و یکنواخت به‌هیچ‌وجه جذاب نبوده و مناسب نیست. شما باید بتوانید با ریتم و آهنگ مناسبی صحبت کنید تا جملاتتان بهتر به مخاطب منتقل شود و برای آموختن این کار نیاز به دوره‌های فن بیان دارید.

 

 

7_ تن صدا

تن صدا در یک دکلمه خوانی یا گویندگی حرفه‌ای هیچ‌گاه ثابت و یکنواخت نیست. شما باید بتوانید تن صدا و بلندی صدایتان را متناسب با موضوع متن تغییر دهید و در طول ارائه متن خود از قدرت صدایتان استفاده کنید.

8_ نفس‌گیری

یکی از اصول مهم در دکلمه خوانی و گویندگی نفس‌گیری مناسب است. شما باید تنفس دیافراگمی را بیاموزید تا بتوانید اکسیژن مورد نیاز برای درست بیان کردن یک جمله را دریافت کنید و مجبور نباشید در میان جمله چند بار برای نفس کشیدن مکث کنید.

9_ روان بودن کلام

دکلمه گفتن و گویندگی باید روان باشد.

کلام شما باید شیوا و روان باشد. برای رسیدن به این هدف باید بر روی متن خود تمرین کنید و بر آن مسلط باشید تا مجبور نباشید از آواهای پرکننده کلام مانند «امم» استفاده کنید.

 

 

تفاوت متن برای دکلمه خوانی و گویندگی و فن بیان در چیست؟

برای انتخاب متن مناسب باید به هدف و نحوه ارائه آن متن توجه کنیم. به همین دلیل نمی‌توان از یک متن ثابت برای دکلمه خوانی، گویندگی و فن بیان استفاده کرد. بر همین اساس ویژگی‌های مناسب‌ترین متن برای دکلمه خوانی، گویندگی و فن بیان عبارت‌اند از:

1_ متن مناسب دکلمه خوانی

معمولاً متن‌های احساسی، انگیزشی و عاشقانه در دکلمه خوانی به کار می‌روند. بیان شعرگونه و نظم در دکلمه خوانی بسیار اهمیت دارد.

2_ متن مناسب گویندگی

متن مناسب گویندگی می‌تواند شامل انواع متن‌های تبلیغاتی، نریشن‌های سینمایی، پیام تبریک و تسلیت، متن‌های احساسی و اساطیری و … شود. انتخاب لحن درست برای افزایش میزان تاثیرگذاری گویندگی در مخاطب بسیار مهم است.

3_ متن مناسب برای فن بیان

بهترین متن‌ها برای فن بیان اندام‌های گفتاری را تقویت می‌کنند. متن‌هایی با واژگان سخت و مخرج‌های صوتی مشترک و همچنان حروف شبیه به هم که تلفظ سختی دارند، گزینه مناسبی برای متن‌های فن بیان هستند.

 

 

متن برای دکلمه خوانی و گویندگی

در این بخش چندین متن و شعر متفاوت را گرد هم آورده‌ایم تا شما بتوانید برحسب نیازتان از میان آن‌ها انتخاب درست و مناسبی داشته باشید:

متن برای دکلمه خوانی و گویندگی کوتاه

متن برای دکلمه گویی و گویندگی

پروردگارا
در گرداب حوادث
و امواج کمرشکن دردها
چون کشتیبان تو باشی
خاطرم آسوده است
که به سرمنزل مقصود خواهم رسید.

******************************************************

زندگی شیرین است
مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی زیبا است
مثل زیبایی یک غنچه‌ی باز
زندگی تک‌تک این ساعت‌هاست
زندگی چرخش این عقربه‌هاست

******************************************************

قسمت این بود
که من با تو معاصر باشم

تا در این
قصه پر حادثه
حاضر باشم

حکم پیشانی‌ام این بود
که تو گم شوی و

من بـه دنبال تو یک‌عمر مسافر باشم.

******************************************************

ما هرکسی را طوری می‌کشیم،
بعضی‌ها را با گلوله
بعضی‌ها را با حرف
بعضی‌ها را با کارهایی که کرده‌ایم
و بعضی‌ها را با کارهایی که تا به امروز
برای آن‌ها نکرده‌ایم.

******************************************************

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق انسان بودن ماست…

******************************************************

زندگی یعنی لمس یک لاله بدون هوس کندن آن
بخشش آب به تشنه، بدون هوس بستن آن
قسمت نان و شراب
زندگی یعنی عشق، لذت دیدن یک آهوی خسته،
بدون هوس کشتن آن….

******************************************************

حرف کمی نبود قرار ومدار عشق
اما چه فایده …
که نفهمیم یـار را!
ای روح‌های نـاب!
دوباره به پا کنید
قـدری برای اهــل زمستان
بهــار را!

******************************************************

با که خواهی باز کرد
این در که بر من بسته‌ای؟
‏بر که خواهی بست دل را
چون ز من برداشتی…

******************************************************

از ایستگاه دل‌تنگی
هر روز قطاری می‌گذرد!
تو
نمی‌آیی…
اشک‌هایم می‌میرند
قلبم خالی می‌شود
اما
امان از چشم‌هایم!
همچنان به راه می‌مانند…‌.

******************************************************

باران می‌بارد
تو کجایی آخر…
مگر آن روز ندادی دل ما را سوگند
به همین بارش باران که شود شاهد ما
نرویم هیچ کجا از سر دعوا
تو کجایی آخر …
باران می‌بارد
همه دکلمه‌ها را خودش می‌خواند
تو کجایی آخر
باران…
دلش تو را می‌خواهد

 

 

 

 

متن برای دکلمه خوانی و گویندگی بلند

متن برای دکلمه گویی و گویندگی

ما تماشاچیانی هستیم
که پشت درهای بسته مانده‌ایم!
دیر آمدیم؛
خیلی دیر…
پس به‌ناچار
حدس می‌زنیم،
شرط می‌بندیم
شک می‌کنیم…
و آن‌سوتر
در صحنه زندگی
بازی به‌گونه‌ای دیگر در جریان است!

******************************************************

وقتی هوای حوصله با بخت یار نیست
گل دادن درخت شروع بهار نیست

با هر زبان که گوش فرا می‌دهیم… نه!
اندیشه‌ی کلاغ به‌جز قارقار نیست

این بار کوه بر سرمان صخره می‌زند
دهقان در انتظار ورود قطار نیست

دارا انار داشت و دارد هنوز هم
یک حرف تازه بر لب آموزگار نیست

بیهوده بر مدار زمین چرخ می‌خورم
این خطّ استوا است، کمربند یار نیست

دیوار هم کلافه‌ی این رفت‌وآمد است
در تیک و تاک عقربه‌ها بی‌قرار نیست

هر جمعه عصر پای تو را می‌کشد وسط
دنیا دچار ثانیه‌ای انتظار نیست

******************************************************

پنجره‌های کوچک خانه‌ام را روبه دنیایی بزرگ می‌گشایم
میدانم…میدانم
چقدر تنفس شیرین است

سلامت می‌کنم
تو نزدیکی
لبخند می‌زنم
تو کنار منی

تو بهار منی
تو خدای منی

******************************************************

هیچ اندیشه‌ای زشت نیست؛
اندیشه‌ای که اجبار شود زشت می‌شود
هیچ فردی زشت نیست؛
فردی که زیبا نیندیشد زشت می‌شود
انسان‌ها همه بامحبت‌اند؛
انسانی که اراده‌اش را تحمیل می‌کند، ظالم است
انسان‌ها همه عاشق‌اند؛
انسانی که نیاموخته عشق بورزد، بی‌تفاوت است
انسان‌ها همه شادند؛
انسانی که نیاموخته شادی را لمس کند، افسرده و غمگین است
از امروز زیبا ببینیم

******************************************************

شکست‌ها و نگرانی‌هایت را رها کن،

خاطراتت را،

نمی‌گویم دور بریز، اما قاب نکن به دیوار دلت…

در جاده‌ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد؛

زمین می‌خوری…

زخم برمی‌داری…

و درد می‌کشی…

نه از بی‌مهری کسی دلگیر شو …

نه به محبت کسی بیش‌ازحد دلگرم…

به خاطر آنچه از تو گرفته‌شده،

دلسرد مباش، تو چه می‌دانی؟

شاید … روزی … ساعتی … آرزوی

نداشتنش را می‌کردی…

تنها اعتماد کن و خود را به او بسپار …

هیچ‌کس آن‌قدر قوی نیست که ساعت‌ها

برعکس نفس بکشد …

در آینده لبخند بزن…

این همان‌جایی است که باید باشی!

هیچ‌کس تو نخواهد شد

آرامش سهم توست …

متن برای دکلمه خوانی و گویندگی عامیانه

متن برای دکلمه گویی و گویندگی

هیچ روز خوبی در راه نیست
روز خوب که در نمی‌زنه بیاد داخل!
روز خوب که سر برج نیست خودبه‌خود البته گاهی با ناز و کرشمه بیاد!
قبض آب و برق و…. نیست که وقت و بی وقت وقتی خسته از سرکار برمی‌گردی از شکاف در آویزان باشه!
روز خوب را باید ساخت
باید نوازشش کرد
باید آراست و پیراست
باید به گیسوهایش گل‌های وحشی صحرایی زد
باید عطر دلخواهش رو خرید
گل دلخواهش رو روی میز گذاشت
شعر دلخواهش رو سرود
باید نازش را کشید
برویش خندید
روز خوب را باید خلق کرد
بعد در آغوش آرام یک روز خوب لذت دنیا را چشید….

******************************************************

خدایا…
من دلم قرصه! کسی غیر از تو با من نیست
خیالت از زمین راحت که حتی روز، روشن نیست
کسی اینجا نمیبینه که دنیا زیر چشماته
یه عمر یادمون رفته که زمین دار مکافاته

فراموشم شده گاهی که این پایین چـه ها کردم
که روزی باید از اینجا پیش تو برگردم
خـدایـا وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن
شنیدم آغوشت گرمه اگه میشه منم جا کن…

******************************************************

من آدم احساسی هستم در حالی ک خیلی هم منطقی‌ام
من آدم شوخی‌ام درحالی‌که خیلی وقت‌ها جدی هستم
من آدم به‌روز با عصر تکنولوژی هستم درحالی‌که سنت رو خیلی دوست دارم،
من آدم آرام و ساکتی هستم درحالی‌که در خشم، ممکنه هر سکوتی رو بشکنم
من آدم شادی هستم درحالی‌که عاشق غم هستم
من آدم مهربانی هستم درحالی‌که سنگدل هم بودم و شاید هستم
دو رو نیستم ولی فکر کنم هر رفتاری جای خود رو داره،
نباید با هرکسی احساسی برخورد کرد
نباید با هر کسی شوخی کرد،
نباید به هرکسی مهربون کرد و…

 

 

 

 

متن برای دکلمه خوانی و گویندگی عاشقانه

متن برای دکلمه گویی و گویندگی

از کجا آغاز کنم

گفتن ماجرایی را که یک عشق چقدر می‌تواند بزرگ باشد

ماجرای عاشقانه شیرینی را که از دریا کهن‌سال‌تر است

حقیقتی ساده درباره عشقی که او به می‌بخشد

عشق دیگری دوباره نخواهد بود

زمانی دیگر او به زندگی‌ام آمد و زندگی را زیبا کرد

که هر جا می‌روم با عشق او هیچ‌وقت تنها نیستم

به‌سوی دست‌هایش دست دراز می‌کنم، او همیشه حاضر است

می‌دانم به او نیاز دارم تا زمانی که ستارگان همه خاموش شوند

*******************************************************

هر شب در رویاهایم

می‌بینمت، احساست می‌کنم

و به این وسیله می‌فهمم که هنوز زنده‌ای

در آن دوردست و فاصله‌ای که بین ما وجود دارد
اومدی و نشون دادی که هنوز زنده‌ای
نزدیک یا دور، هرجا که هستی
مطمئنم که قلبت هنوز (برام) میزنه

عشق ما رو دوباره به هم خواهد رساند

******************************************************

بعضی‌ها عقیده دارند که عشق در طول زندگی ادامه خواهد داشت.
اما ما از اتفاقاتی که در اطراف می‌افتد می‌بینیم که همیشه این‌طور نیست.
ساده‌ترینش بین پدر و پسر اتفاق می‌افتد که
قبل از اینکه بخواهند با هم صحبت کنند، شمشیرهایشان را از رو بسته‌اند.
اما این منم که دیده‌ام، نوری را که تا ابد خواهد درخشید
چون من یاد گرفته‌ام که بگویم دوستت دارم.
چه بسیار قلب‌ها که با دروغ‌ها در طول تاریخ شکسته‌اند
و چه بسیار آغوش‌ها که به افسانه‌ها اعتقاد دارند، بازمانده‌اند
ما باید به اعتقادات و آیندگان احترام بگذاریم
و کسی که از میانمان رفته است، هنوز میان ماست
و او خواهد گفت با من بیا و نوری که تا ابدیت خواهد درخشید را ببین
قوی باش و یاد بگیر که بگویی دوستت دارم
و به این راه بی‌پایان که در آن گذر می‌کنیم ادامه بده
اما همیشه راهی هست که خواهی یافت
پس با من بیا و نوری که تا ابدیت خواهد درخشید را ببین،
قوی باش و یاد بگیر که بگویی دوستت دارم

*******************************************************

زندگی کردن بدون این‌که

طعم عشق را چشیده باشیم

کار بسیار کسل‌کننده‌ای است

عشق تو حس وصف‌ناپذیری است که

قبلا هرگز تجربه نکرده بودم

به گمانم این همان چیزی است که

همیشه دوست داشتم در زندگی‌ام اتفاق بیفتد

*******************************************************

وقتی تو باشی؛

زندگی برایم زیباست؛

عاشقی برایم با معناست!

وقتی تو باشی؛

قلبم بی آرزوست،

ای تنها آرزوی من در لحظه‌های تنهایی!

وقتی تو عزیز دلم باشی؛

همدمم باشی؛

سرپناهم باشی؛

طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پرخاطره دیگر با تو است!

تو هستی، برای من هستی،

تا آخرش همه هستی‌ام هستی!

حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم!

وقتی تو باشی؛

عشق در وجودم همیشه زنده است،

می‌تپد قلبم تنها برای تو

و می‌گذرد لحظه‌ها به یاد تو

و می‌ماند برای همیشه

یک عشق جاودانه در قلب‌هایمان!

وقتی تو گل من باشی؛

باغچه خشک قلبم بهاری می‌شود،

این دل از عطر و بوی تو پر از محبت و صفا می‌شود!

وقتی تو عشق من باشی؛

این چشم‌ها برای دیدن تو بی‌قرار و بی‌تاب می‌شود،

حضور تو در کنارم تنها آرزو می‌شود!

وقتی تو همدمم باشی؛

دیگر تنهایی با من بیگانه می‌شود،

غم و غصه‌های دنیا در قلبم فراری می‌شوند!

وقتی تو باشی؛

عزیز دلم باشی؛

عشقم باشی؛

دنیا برایمان بهشت همیشگی می‌شود!

وقتی تو باشی؛

وقتی تو همه زندگی‌ام باشی،

این دل فدای قلب مهربانت می‌شود،

چشم‌هایم همیشه منتظر دیدن چهره ماهت می‌شود!

وقتی تو باشی؛

من نیز هستم،

زیرا تو درون قلبم هستی!

پس با من باش ای عشق جاودانه‌ام؛

بیا تا باهم بخوانیم

ترانه عاشقانه‌ام را که برای تو سروده‌ام!

ای تو که بی تو بودن برایم خواب همیشگی است!

*******************************************************

کمی بمان!

کمی به من نگاه کن!

نگاهت تنها دلیل آرامشم است!

در چشمانم نگاه کن

در این چشمان اشک‌آلود

که همیشه در پی رفتن تو

چشم‌انتظار به آمدنت بود

حال که دوباره آمدی؛

چرا این‌چنین مرا از خود می‌رانی؟

چرا چشمانت را از من نگاه می‌داری؟

دیگر تاب‌وتوان سکوت ندارم

حس فریاد در من به اوج رسیده است

فریاد دوستت دارمِ صدایم را گوش کن

درحالی‌که حرفی نمی‌زنم

به چشمانم نگاه کن

حرف‌هایم را از نگاهم بخوان

آیا چیزی هست که در آن ببینی؟

آیا پاسخ دردهایم را در آن می‌یابی؟

آری این نهایت حرف‌های من است

که در چشمانم جمع شده است

این کلماتی است

که زبانم یارای ادا کردن آن را نداشت و ندارد

این سیل اشک‌های من نیست

که از چشمانم روان شده است،

این تمام حرف‌های من است

که روزی به تو گفته بودم

چه شد؟

مگر حرف‌هایم چه بود؟

چرا دوباره چشمانت را از من گرفتی؟

مگر نگاهم تلخی رفتنت را

با مرگ آرزوهایم به تصویر نکشید؟

مگر این نگاه خسته؛

خسته از فریادهای بی‌فرجام؛

از روزهای بی تو بودن

و از بی‌دلیل بودن رفتنت

و از نامهربانیت سخن نگفت؟

مگر تصویر زیبای صورت خودت را

در آخرین باری که در چشمانم نگاه کردی

و در آن به یادگار مانده است را ندیدی؟

چه بود که صورتت از شرم گلگون شد؟

چه بود که اشک از چشمانت جاری؟

شاید اکنون صدایم را

در عین خاموشی زبانم می‌شنوی

شاید …

کمی بمان!

کمی به من نگاه کن!

نگاهت تنها دلیل آرامشم است!

مرا با نگاهت مهمان کن

متن مناسب برای دکلمه خوانی و گویندگی

متن برای دکلمه گویی و گویندگی

کاش شاملو از معجزه آغوش‌ها و لبخندها و فریاد دردهای مشترک بیشتر می‌نوشت
کاش فروغ از دردهای به سکوت وا‌داشته انسان‌ها و هجرت بی‌انتهایش در بهار روشن بیشتر ترانه می‌خواند
کاش نیما از چشم‌به‌راهی‌ها و کاه شمردن دنیا به وسعت زرورق نوشته‌های روی سیگارش بیشتر خاکستر می‌کرد…
کاش فریدون از برگ‌های سفید دفتر و سیاه خط‌های بی‌ادعایش بیشتر سخن می‌گفت و
بیشتر دوبیتی‌های کوتاه و بلند مهتاب قدم زدن‌های را در یک جرعه سر می‌کشید…

کاش سیمین از دل‌گرفته‌ها می‌گفت و هوای گریه با من را با دو فنجانی که مدفوعش کردن با خدا به صحبت‌ها می‌نشست،
و کاش قیصر باز، حرف‌های ناتمام را تمام کرده بود و از چه زود دیر شدن‌های جوانی بیشتر می‌سرود…

کاش رهی رسوا شدن دل‌ها را باز جار می‌زد و حدیث جوانی را با اشک چشمانش می‌نگاشت،
کاش ثالث شعرهای رفته بر باد را با صدای ناتوان و سینه پردردش روایت می‌کرد
و در پس هر نگاه ساده جنون را به تصویر می‌کشید…

کاش یغما باز از سادگی‌ها بگوید و باز در هوایش بی‌قرار شود و در چهل‌سالگی دوباره‌اش
عکس دختر مو مشکی را در لابه‌لای آلبوم‌ها بستاید و آن را دلیلی بر یک عشق پاک بنامد،
کاش مریم باز مرغ آمین را دکلمه کند و دوستت دارم ها را در حضور همه فریاد بزند…

کاش اشعار رحماندوست در کتاب کودکان یادآور خاطرات کودکی‌مان را تیک بزند و
کاش زرتشت بود و تکرار پندار و کردار و گفتار نیک‌ها را دوباره بر همگان بازمی‌گفت و
منشوری از انسانیت امروزی تدوین می‌نمود…

******************************************************

انسان‌های هم فرکانس همدیگر را پیدا می‌کنند…
حتی از فاصله‌های دور…
از انتهای افق‌های دور و نزدیک… انگار. جایی نوشته بود که این‌ها باید  در یک مدار باشند… یک روزی. یک جایی است  که باید با هم، برخورد کنند… آن‌وقت…
می‌شوند همدم، می‌شوند دوست، می‌شوند رفیق…
اصلاً می‌شوند هم‌شکل… مهرشان آکنده از همه ….
حرف‌هایشان می‌شود آرامش…
خنده‌شان، کلامشان می‌نشیند روی طاقچه دلتان… نباشند دل‌تنگشان می‌شوی…
هی همدیگر را مرور می‌کنند…
از هم خاطره می‌سازند….
مدام گوش‌به‌زنگ کلمات و ایده‌ها هستند… و یادمان  باشد…
حضور هیچ‌کس اتفاقی نیست.

کلام آخر

اگر فکر می‌کنید استعداد و توانایی لازم برای گویندگی و دکلمه را دارید حتماً به دنبال دوره‌ها و اساتید برجسته باشید تا بتوانید از استعداد خود استفاده کنید و آن را به نمایش بگذارید. در این مقاله مطالب مختلفی برای تمرین کردن شرایط و اصول لازم ارائه شد تا مهارت شما بیشتر و بیشتر شود.

نویسنده: تیم نویسندگان بیشتر از یک

نویسنده: تیم نویسندگان بیشتر از یک

امتیاز (4/5)
4/5
به اشتراک بگذاریم
دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲۴ دیدگاه دربارهٔ «انواع متن برای دکلمه خوانی و گویندگی در یک مقاله»

  1. پشتیبانی بیشتر از یک بیشتر ازیک.

    خوشحالیم که اهل آموزش و یادگیری هستید؛ همراهیتون ارزشمنده؛ موفق و بیشتر ازیک نفر باشید.

  2. پشتیبانی بیشتر از یک بیشتر ازیک.

    خوشحالیم که دغدغه آموزش و یادگیری دارید؛ امیدواریم در مقالات بعدی نیز در خدمتتون باشیم.
    بیشتر ازیک نفر

اسکرول به بالا