بازاریابی تلفنی

سرفصل های مهم این مقاله:

بازاریابی تلفنی چیست؟

بازاریابی تلفنی یکی از کانال های بازاریابی مستقیم است

در صورت کسب مهارت های لازم جهت استفاده صحیح از تلفن، میزان توفیق فروشندگان در رسیدن به اهداف فروش را افزایش می دهد.
با وجودی که هنگام مکالمه تلفنی دیده نمی شوید،
باز هم در مورد علائمی که از شخصیت خود نشان میدهید، باید سعی کنید لایق تر به نظر بیایید، تا بتوانید مشتری بیشتری جذب کنید.
نحوه برخورد شما، چیزی که می گوئید و آهنگی که به صدایتان می دهید،
بر تصویری که از خود ارائه میدهید تأثیر می گذارد و ارزش توجه کردن و بررسی را دارد.

مردم از طریق ارتباط با شما در مورد سازمان شما قضاوت می کنند.
در واقع سازمان شما را بر اساس نحوه ارتباط و گفت و گوی شما نزد خود مجسم می کنند.

 

چطور  با بازاریابی تلفنی مشتریان بیشتری جذب کنیم؟

 

از قبل برنامه ریزی کنیم

 

برای هریک از مکالمات تلفنی خود از قبل برنامه ریزی کنید،
اول تمام مکالمه را در ذهنتان تمرین کنید.
مجسم کنید که در این کار موفق شده اید و حالا فقط می خواهید این موفقیت را تکرار کنید.
قبل از گرفتن شماره خود را کاملا آماده کنید.

این آمادگی شامل سرحال بودن ، به کار بردن عبارات کلیدی مثبت مانند این که :
"الان می خواهم یک مکالمه تلفنی موفق داشته باشم"
وسایل را از قبل آماده کنیم تا مشتری در وسط گفتگو معطل نشود.
وسایلی مانند برگه یادداشت، قلم، اطلاعات مورد نیاز و…
معطل گذاشتن مشتری برای پیدا کردن خودکار، آمار و … باعث می شود او احساس بدی به ما داشته باشد و مشتری را از دست بدهیم.

 

صبح زود شروع کنیم

 

ساعات کاری از ساعت 8 صبح شروع می شود.
خیلی از افراد موفق قبل از ساعت 8 صبح در محل کارشان جضور دارند.
البته می توانیم از صبح زود بیدار شویم
و اطلاعات و کارهای دیگر را صبح زود انجام دهیم و تماس ها را از 8 صبح شروع کنیم.

 

یک متن را از قبل بنویسیم

 

متنی را از قبل آماده کنید تا در شروع مذاکرات از آن استفاده کنید.
این متن باید شما و شرکت شما را معرفی کند،
هدف شما از تلفن زدن را بیان کند و مزایای محصول و وجه تمایزتان را نشان دهد.
وقتی به متن نگاه می کنید، کتابی حرف نزنید.
چنان ماهرانه از متن استفاده کنید که طرف مقابل متوجه روخوانی تان نشود.

 

اطلاعات لازم را پیدا کنیم

 

در بسیاری از تلفن ها  اکثر حرف ها تکراری است.
فکر کنید و پیش بینی کنید چه اطلاعاتی مورد نیاز است.
آن اطلاعات را از اینترنت و کتابها و افراد مختلف که در آن موضوع تخصص دارند، پیدا کنید.

آن اطلاعات را در جلوی خود قرار دهید تا اگر مشتری سئوالی پرسید، زود به او جواب دهید.
 اطلاعات باید به صورتی باشد که هنگام حرف زدن به راحتی مورد استفاده قرار گیرد.

به عنوان مثال،

 کاغذهای داخل پرونده را روی میز صاف و ثابت بگذارید
و یک کاغذ که مهم تر است را با دست خود نگه دارید و در هنگام صحبت به آن نگاه کنید.
یک کاغذ سفید هم روی میزتان داشته باشید تا مواردی را نیز یادداشت کنید.
می توانید جلوی کامپیوتر بنشینید و بعضی اطلاعات را در کامپیوتر خود ذخیره کنید و در حین صحبت به کامپیوتر نگاه کنید
و از کامپیوتر اطلاعات را به مشتری بگویید.

 

مشتریان احتمالی را پیدا کنیم

 

برای ایجاد یک لیست از مشتریان احتمالی برای تماس در بازاریابی تلفنی ، از آشنایان و مشتریان فعلی خود کمک بگیرید.
از آن ها بخواهید در یک برگه اسم 5 نفر از دوستانشان که فکر می کنند خدمات و کالا های شما برای آنها مناسب است به شما معرفی کنند.

 

از تلفن ثابت تماس بگیریم

 

برای تماس با مشتری بالقوه مخصوصا در اولین بار بهتر است از خط تلفن ثابت استفاده نمایید.
این گونه مشتری نسبت به زمانی که از تلفن همراه (و بخصوص خطوط اعتباری ) با او تماس می گیرید، بیشتر به شما اعتماد می کند.

 

از قبل تمرین کنیم

 

تمرین صدا:

صدای مان را  به نحوی به کار ببریم که تأثیر مثبت داشته باشد.
حتی اگر تمام نکات فروش را بلد باشید، و تمرین صدا را انجام نداده باشید،
صدای شما تاثیر مثبتی روی مشتری نخواهد داشت.
صدا نه تنها عاملی مهم است، بلکه در واقع تنها عامل مهم است،
به این معنی که در مکالمه تلفنی نقش اصلی را بازی می کند.

پس کار شما خیلی مشکل است و خیلی باید تمرین کنید.
مثلا اگر بخواهید به یک نفر بگوئید چطور کروات را ببندد، می توانید به راحتی طرز بستن آن را نشان دهید،
ولی شرح دادن آن نه فقط مشکل بلکه گاهی اوقات نیز غیر ممکن است.

در این جا نیز مانند کلیه قوانین اساسی، جزئیات اهمیت دارد.

نکات زیر که  در این مقاله گفته می شود، اهمیت زیادی  دارد:

 

تمرین سرعت:

باید یاد بگیریم با سرعت مناسب صحبت کنیم.
سرعت صحبت کردن ما اگر بیش از حد کم باشد، و آهسته صحبت کنیم ممکن است که به نظر برسد نیمه خواب هستیم.

اگر سرعت صحبت کردن ما بیش از حد زیاد باشد،
مشتری متوجه بعضی کلمات و متوجه منظور ما نمی شود.
به علاوه، صحبت کردن سریع حالت چرب زبانی و لاف زدن را به خود می گیرد و در طرف مقابل احساس عدم اطمینان به وجود می آورد.
این موضوع نیز اهمیت دارد که مانند بعضی از دلال های اتومبیل های دست دوم طوری صحبت نکنیم که طرف نتواند صحبت ما را قطعکند.

پس سرعت مسأله مهمی است.
سرعت مناسب این امکان را به وجود می آورد که مطالب روشن شود و از بروز سوء تفاهم جلوگیری می شود.
این کار به شنونده فرصت می دهد مطالب را درک و در صورت نیاز آنها را یادداشت کند.

 

تمرین دقیق صحبت کردن

فایده ای ندارد که با لحن خوشایند صحبت کنید، ولی نتوانید منظورتان را به روشنی برسانید.
پس روشن و دقیق صحبت کردن را تمرین کنید.
بخصوص در مورد ارقام و اسامی دقیق باشید.
به عنوان مثال، اگر نمی خواهید تعداد 122 با 129 اشتباه شود، فقط تلفظ دقیق و واضح آن کافی است.

راهی را پیدا کنید که مطمئن باشید به روشنی منظورتان را می رساند.
برای مثال، در مورد یک کد پستی که آخر آن "ب" است، بهتر است شنونده را این طور متوجه سازید که مثلا « ب مثل برنج »

 

تمرین لهجه

اگر لهجه خاصی دارید، بیشتر دقت کنید.
بیشتر تمرین کنید تا مشتری متوجه کلماتتان شود.
تا مجبور نشوید وسط مکالمه عذر خواهی کنید.

در نظر داشته باشید که بعضی از کلمات یا حروف به آن اندازه که برای خود شما واضح و مشخص است، ممکن است برای دیگران نباشد.

 

تمرین حذف تکه کلام

عباراتی که تکیه کلام شما شده اند ولی خیلی پسندیده نیستند، را حذف کنید.
خانم ها از اصطلاحات مردانه و آقایان از اصطلاحات زنانه نباید استفاده کنند.
از تکه کلام های خیلی خودمانی استفاده نکنیم و تمرین کنیم از آنها استفاده نکنیم.

 

تمرین گروهی و انفرادی

با دوستان و همکاران خود موارد بالا را تمرین کنید.
به همدیگر زنگ بزنید و نقش کارشناس فروش تلفنی و مشتری را در مقابل یکدیگر بازی کنید.
سوالات متداول مشتریان را از یکدیگر بپرسید و بهترین جواب ها را از پیش برای آن ها آماده کنید.
سرعت صدا و لهجه و… را با هم تمرین کنید.

گروهی تمرین کنید که اگر در مکالمه های تلفنی طرف مقابل شما فریاد می کشد و سر شما داد می زند، هرگز مقابله به مثل نکنید.
بلکه آرام و نرم و با ملایمت صحبت کنید.
تنها هم می توانید جلوی آینه موارد بالا را تمرین کنید.

 

گوشی را زیر چانه نگیریم

 

شاید این امر بدیهی به نظر برسد، اما این یک واقعیت است
که گرفتن گوشی تلفن در زیر چانه یا کنار زدن آن در حالی که دنبال چیزی می گردید، مانع از شنیدن صدای شما به طور واضح میشود.

 

با جملات مثبت و جذاب شروع کنیم

 

در بازاریابی تلفنی،
جملات ابتدایی مکالمه شما باید جذاب باشد
و باعث جلب توجه و علاقه مخاطب شود تا او را پای تلفن نگاه دارد و ادامه صحبت شما را گوش دهد.
در بازاریابی تلفنی، هنگام شروع مکالمه فامیلی خود را بگویید
و بگویید از چه شرکتی تماس می گیرید. این کار باعث می شود راحت تر اعتماد مشتری را جلب کنید.
مشتریان احتمالی با کسی که بشناسند راحت تر ارتباط برقرار و اعتماد می کنند.

مثال: سلام.وقت بخیر. جعفری هستم. از مجموعه بیشتزازیک نفر تماس می گیرم.

 

لبخند بزنیم

 

شاید باورتان نشود، در مذاکرات تلفنی لبخند شما از پشت تلفن حس می شود!
لبخند بر روی لحن و طنین صدای شما تاثیر می گذارد
و نفوذ کلام شما را افزایش می دهد.
یک آیینه روی میز خود قرار دهید و مرتبا خود را در آیینه نگاه کنید تا لبخند روی لبانتان باشد.
آیینه روی میزتان باشد تا در هنگام مکالمه به آن نگاه کنید و لبخند بزنید.
حالت چهره شما در صدایتان منعکس می شود،
به یاد داشته باشید که در بازاریابی تلفنی تنها سلاح شما صداست، پس این سلاح را درست به کار گیرید.

مشتری باید در تن و لحن صدای شما شادابی را احساس کند.
در صحبت تلفنی نمی توانیم ارتباط چشمی داشته باشیم،
پس احتمال دارد طرف توجه او به سایر فعالیت های دیگر برود.
لذا صدای گرم و جذاب شما باید تمام این نقایص را جبران کند.

در صحبت با ارباب رجوع موقعیت های بسیاری وجود دارد که در آن شور و شوق از اهمیت زیادی برخوردار است.
این شور و شوق باید به گوش طرف برسد زیرا تنها چیز خوبی است که در زندگی سرایت می کند.

 

در حین صحبت، فامیل او را یادداشت کنیم

 

در مذاکرات تلفنی فامیلی مخاطب خود را بپرسید،
بلافاصله آن را یادداشت کنید تا فراموش نکنید
و در طی مکالمه خود از آن استفاده کنید.
این گونه مخاطب با شما احساس راحتی و صمیمیت بیشتری می کند.

مردم در مورد اسامی خود حساس هستند.
آنها را درست یاد بگیرید و به طور صحیح به کار ببرید.
املای آن را سؤال کنید و با تلفظ صحیح آن هم آشنا شوید و در طول مکالمه در مواقع مناسب نام اشخاص را به کار ببرید( البته نه خیلی زیاد ).

اگر نام او را در حین صحبت از او بپرسیم، موجب آزردگی خواهد شد.

 

در مذاکرات تلفنی مهم، ایستاده صحبت کنیم

 

تحقیقات نشان داده که وقتی میایستیم، در این صورت آدرنالین بیشتری از مغز ترشح می شود و تسلط ما را بالا می برد.
البته این کاملاً بستگی به خود فرد دارد که چگونه می تواند مسلط باشد و راحت تر باشد.

 

با مخاطب تعامل داشته باشیم

 

سعی کنید با مشتری گفتگو کنید.
نه این که به طور یک جانبه مطالبی را به او بگویید.
از او سئوال کنید و مهلت دهید تا او هم حرف بزند و نظرش را بگوید.
مثلا اگر پیشنهاد یا انتقادی دارد، بگوید.
بازاریابی تلفنی این نیست که فقط فروشنده حرف بزن و مشتری فقط شنونده باشد.

همچنین بهتر است برای وقت مشتری ارزش قائل شویم و در صورت عدم تمایل او، وقت دیگری را به او پیشنهاد بدهیم.

 

اگر مشتری سوالات غیر مرتبط پرسید، خونسرد باشیم

 

همه اطلاعات لازم را داشته باشید، ولی لازم نیست همه اطلاعات را بگویید.
لازم نیست به همه سوال ها پاسخ دهید، گاهی خود را به نشنیدن بزنید
و مجددا موضوع اصلی را پیش بکشید و گاهی هم شوخی کنید
و سوال ها را با ظرافت رد کنید.

یادتان باشد هدف بازاریابی رسیدن به تعامل است نه مشغول شدن به تقابل، که نتیجه مثبتی برای کسب و کار ندارد.
به هر حال سعی کنید مودبانه برخورد کنید
و با سیاست و بازی با لغات مکالمه را به اتمام برسانید.
در همه حال مواظب شخصیت مشتری باشید.

هدف از بازاریابی تلفنی گرفتن وقت از مخاطب برای ملاقات حضوری است، لذا از ارائه اطلاعات زیاد خودداری کنید،
در ملاقات حضوری شما علاوه بر صدا، ابزارهای دیگری هم برای تاثیر گذاشتن بر مشتری در اختیار دارید نظیر زبان بدن، تیپ ظاهری، نمونه کالا، کاتالوگ، فیلم و.. لذا هدف اساسی تان گرفتن وقت ملاقات باشد.

 

صدایمان را ضبط کنیم و به آن گوش دهیم

 

این کار باعث می شود تا عیوب کارتان را پیدا کنید و با تمرین و مهارت آن ها را برطرف سازید.
هر روز روزی چندبار تنها مطالبی را در مورد مزایای محصول بگویید و صدایتان را ضبط کنید و ایرادها را پیدا کنید و دفعه بعد آن ایراد را برطرف کنید.
حین صحبت با مشتری هم می توانید صدایتان را ضبط کنید و بعد گوش بدهید و ایرادها را پیدا کنید.

اینطوری با برطرف کردن ایرادهایتان خیلی سریع پیشرفت می کنید.

 

سعی کنید سوال ها و اعتراضات مشتریان را پیش بینی کنیم

 

فهرست سوال های احتمالی خود را کامل کنید. جواب های این سوالات را هم آماده کنید. این کار میزان آمادگی شما را در مذاکرات بعدی افزایش می دهد.
ارباب رجوع شما هیچ وقت به ارزیابی ظاهری مکالمه و ارتباط اکتفا نمی کند، بلکه در لا به لای مکالمه هم سؤالاتی برای او مطرح می شود
و فکر می کند پاسخ آن را نیز به طور ضمنی دریافت کرده است. از خود می پرسد این چه نوع آدمی است؟
آیا آشنا شدن با مجموعه آنها برایم جالب است؟ نحوه سرویس دهی آنها در آینده چگونه خواهد بود؟ آیا متخصصو حرفه ای هستند؟

ارزش دارد نام آنها را یادداشت کنم و بار آینده نیز به دنبال آنها بروم؟ یا به نظر نمی رسد ارزش آن را داشته باشد،
بسیار پر زحمت است و وقت زیادی می گیرد، فکر نمی کنم چیزی سرشان بشود یا این که بتوانند در موارد لزوم تصمیم گیری کنند.

 

به منشی ها احترام بگذاریم

 

این ها افراد مهمی هستند و می توانند دوست شما برای برقراری تماس به مدیرشان باشند و یا اینکه مانع شما بشوند.
در اولین تماس با منشی ها، جمله ای که می گویید مودبانه و سریع باشد تا او را وادار به حرکت سریع کند

مثلاً سلام خانم … لطفا… . جمله شروع نباید از ناحیه ضعف و یا عبارات دارای بار روانی منفی مثل ببخشید مزاحم شدم یا خسته نباشید همراه باشد.
همچنین شما باید قاطع و با اعتماد به نفس صحبت کنید و مِن مِن نکنید.

منشی ها و مدیران دفاتر دشمن شما نیستند، آن ها فقط کارشان را انجام می دهند.
با آن ها به مانند یک ماشین اتوماتیک پاسخ گویی تلفن نگاه نکنید ،بلکه به جای آن بر ایجاد روابط خوب با آن ها متمرکز شوید.
منشی ها جایگاه طلایی در سازمان دارند و چشم انسان های استراتژیک به آن ها نگاه کنید.
اگر به آن ها به چشم دشمن نگاه کنید این باعث یک ایجاد یک سد می شود و برای شما مشکل ایجاد می کند.

 

تعداد تلفن زدن هایمان را افزایش دهیم

 

قرار نیست تمام تماس های شما به قرار ملاقات یا معامله منجر شود، اما هرچقدر تعداد تماس های شما بیشتر باشد و تسلط تان بالاتر رود قطعا تعداد ملاقات ها و معاملات هم افزایش می یابد،
رابطه مستقیم بین مشتری یابی امروز و منافع فردا وجود دارد.فروشندگان موفق بیشترین تعداد تماس با مشتریان ارزشمند را دارند.

 

موفقیت و شکست هایمان را در بازاریابی تلفنی تجزیه و تحلیل کنیم

 

از موفقیت ها و شکست ها درس بگیرید، یکی از بهترین معلم ها تجربه است.
هربار که گوشی را برمی دارید باید خود را از نو بسازید. اجازه ندهید تکراری بودن امور، شما را خسته کند.
باید هر روز دوباره در مورد آن چه انجام می دهید، فکر کنید.

حتی تعداد تلفن ها را هم تجزیه و تحلیل کنید. تعداد تماس ها و تعداد مذاکره های و همچنین تعداد فروش های روزانه خود را در یک برگه یا فرم اکسل به صورت روزانه ثبت کنید.
سپس به طور مرتب خود را ارزیابی کنید. 

 

فهرستی از رقبا بنویسیم

 

 بر روی یک برگه، فهرستی از رقبای خود تهیه کنید.
نقاط قوت و ضعف آن ها را بنویسید. قیمت محصولات آن ها را بدست بیاورید. این برگه در مذاکرات بسیار به شما کمک خواهد کرد.

 

از نه شنیدن ناراحت نشویم

 

در حرفه فروشندگی، کسانی که بیشترین پاسخ« نه» را دریافت می کنند همان ها بیشترین پاسخ «بله» را دریافت می کنند.
در بازاریابی تلفنی، زمانی که مشتری « نه » می گوید، این « نه» تا این لحظه است. ممکن است در آینده تبدیل به جواب « بله» شود.
چرا که الویت ها و خواسته های افراد در طول زمان تغییر می کند. بنابراین در زمان آینده نیز مشتری را پیگیری کنید.

در بازاریابی تلفنی مشتری به ده ها دلیل ممکن است به شما پاسخ منفی بدهد. به عنوان یک بازاریاب و فروشنده تلفنی هرگز « نه» مشتری را به خود نگیرید و آن را شخصی تلقی نکنید. « نه»

مشتری به شما نیست، بلکه به معامله ایی است که پیشنهاد می کنید.

 

ایمیل  و فکس او را بپرسیم

 

در یک برگه مشخصات کلیدی محصول و نقاط تمایز شرکت و محصول خود را آماده کنید.
در حین صحبت ایمیل و فکس او را بپرسید. این برگه را می توانید بعد از مکالمات تلفنی برای مشتری احتمالی خود فکس و یا ایمیل کنید.

 

احساس مشتری را درک کنیم

 

هنگامی که با مشتری تماس می گیرید و احساس می کنید سر او شلوغ است و یا درگیر انجام کاری است (مثل غذا خوردن) به صحبت با مشتری ادامه ندهید
و بگویید زمانی دیگر تماس می گیرید. چرا که در این حالت احتمال عدم موفقیت شما به شدت بالا می رود.

اگر برخورد مشتری بد بود، به عنوان یک فروشنده حق عصبانی شدن و قطع کردن تلفن بر روی مشتری را ندارید.

 

بازاریابی تلفنی

 

یک فروشنده می تواند ناراحت شود اما حق عصبانی شدن را ندارد. اگر مشتری با شما بد بر خورد کرد می توانید به او بگویید:

مثل اینکه در حال حاضر موقعیت مناسبی برای صحبت نیست، در آینده با هم صحبت می کنیم. خداحافظ». دقت داشته باشید

هرگز بدون خداحافظی نباید گوشی را روی مشتری قطع کنید. با همه یک جور صحبت نکنید.
مثلا در حالی که با کلیه ارباب رجوعان به لحن مناسب و دوستانه (ولی نه زیاد هم خودمانی) صحبت می کنید، با کسانی که به خوبی می شناسید، برخورد دوستانه تری داشته باشید.
 عوامل دیگری را نیز باید رعایت کنید، مانند فوریت بخشیدن به کار در برابر افرادی که عجله دارند.

 

اگر جواب سئوال را نمی دانیم، نترسیم

 

در هنگام مذاکره با مشتری احتمالی اگر اطلاعاتی را نمی دانید از گقتن اینکه تحقیق می کنید و طی یک مدت زمان معین پاسخ آن را می گویید، نترسید.
اگر مشتری سوالی را پرسید که پاسخ آن را نمی دانستید، به او بگویید تحقیق می کنید و مثلا تا پس فردا مجددا با او تماس می گیرید.
زمانی که مجددا تماس گرفتید دوباره خود را معرفی کنید و به او بگویید اطلاعاتی که دنبالش می گشت بدست آورده اید.
این باعث می شود اعتماد مشتری به شما بیشتر شود و احساس کند شما برای نگرانی ها و نیاز هایش ارزش قایل می شوید.

 

اگر نتوانستیم خواسته مشتری را برایش انجام دهیم، نترسیم

 

اگر نمی توانید کاری که مشتری می خواهد برایش انجام دهید، به جای گفتن نمی توانم، برایش توضیح دهید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید.

 

خوب گوش دهیم

 

فروشندگی مانند پزشکی است.
همانطور که یک پزشک سوال می پرسد و با شنیدن شرح حال بیمار برای او تجویز می کند، در حوزه فروشندگی ما برای کشف نیاز ها و چالش های مشتری باید به خوبی به صحبت های او گوش دهیم.

 

از رقبا بدگویی نکنیم

 

در هنگام صحبت با مشتریان از رقبا نام نبرید و در رابطه با آن ها بدگویی نکنید.
چون باعث می شود اعتبار شما پایین بیاید. چون باعث می شود که مشتری احساس بدی به شما پیدا کند.

 

با او قرار حضوری بگذاریم

 

شما با استفاده از بازاریابی تلفنی می توانید پیش از قرار ملاقات حضوری، تصمیم گیرنده اصلی و فرد دارایی قدرت خرید را مشخص کنید
و سپس با او قرار بگذارید و بدین ترتیب درصد موفقیت فروش حضوری خود را بالاتر ببرید.

 

وقتی مشتری تماس می گیرد، نکات زیر را رعایت کنیم

 

قبل از دادن اطلاعات به مشتریانی که با شما تماس می گیرند و در رابطه با محصول شما سوال می پرسند، اطلاعات تماس آن ها را بگیرید و در روز های آتی با آن ها برای پیگیری، تماس بگیرید.
قبل از آن که شما زنگ تلفن به چهار بار رسد، گوشی را بردارید.

 

بازاریابی تلفنی

 

چون در غیر این صورت به نتیجه مطلوب نخواهید رسید.
تلفن هایی که از طرف ارباب رجوع زده می شود، باید فورا جواب داده شود.
 اگر کار به شما مربوط نمی شود، شاید لازم باشد شخصی که تخصص بیشتری در آن مورد دارد، با ارباب رجوع صحبت کند، در این صورت تلفن را فورا به یک فرد متخصص وصل کنید.
|این کار بایستی همیشه توضیح داده شود و به فوریت مورد اقدام قرار گیرد.

 

موارد مهم را تاکید کنیم

 

لازم است حین مکالمه، نکات ضروری و مناسب را مورد تأکید قرار دهیم. این تاکید هم از نظر کلمات اهمیت دارد و هم از نظر پیامی که لازم است شنونده به آن توجه کند.
مثلا اگر ارباب رجوع در میان سیلی از جزئیات ناگهان بشنود که "جزئیات به راستی اهمیت چندانی ندارد، هفته بعد که پیش ما می آیید، فقط سوابق زیر را ذکر کنید."

 نتیجه می گیرید که اگر از ابتدا این مطلب را عنوان کرده بودید، بهتر بود.

خوب است مکالمه را با خداحافظی کاملی خاتمه دهیم..

بدانید که در بازاریابی تلفنی احساسی که مشتری، بعد از مکالمه تلفنی با شما بدست می آورد، علامت تجاری شماست!

برای موفقیت در بازاریابی تلفنی باید به کالا و خدماتی که می فروشید ایمان داشته باشید

 

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا