چرا حال دلمان خوب نیست؟ گمشده ای به اسم شادی

سرفصل های مهم این مقاله:

چرا حال دلمان خوب نیست؟ گمشده ای به اسم شادی

 

 چرا حال دلمان خوب نیست؟ - مقدمه

 
 سوالی که اغلب اوقات برای خیلی از ما پیش می‌آید یا شاید از خیلی افراد شنیده باشیم:

 

چرا حال دلمان خوب نیست؟! 

 

 شاید حتی اغلب این سوال را از زبان کسانی بشنویم که وقتی به اوضاع کسب و کار و زندگی‌شان نگاهی می‌اندازیم با خودمان در تعجب هستیم که چرا آخر باید حال دل این افراد خوب نباشد؟! 

واقعیت این است که در زندگی مدرن از بیرون که به زندگی افراد نگاهی می‌اندازیم آرزو می‌کنیم ای کاش جای این فرد بودم. به مکالمات خود توجه کنیم:

 

 ای کاش منم زندگی و خانواده او را داشتم!

 

  ای کاش درآمد n میلیون تومان این فرد را ‌داشتم! 

 

خدا بدهد برکت سفر خارجی‌اش را دارد! سر تا پا هم که برند پوش است! 

 

یه نگاه به کفشش بنداز فقط نصف درآمد ماهیانه من پول کفش دم دستی این آدم است!

 

 اما یک ولی بزرگ وجود دارد. اگر تجربه صحبت رو در رو با چنین افرادی را داشته باشید حال دل آن‌ها هم خوش نیست! حتی شاید ناخوش‌تر از یک فرد با زندگی و درآمد معمولی هم باشد…! 

 

حالا سوالی که پیش می‌اید این است که چرا واقعا؟!

 

مقایسه

 

می‌دانید یکی از قاتلان اصلی حس و حال خوبمان مغایصه است! 

 

بله می‌دانم مغایصه را اشتباه نوشتم ولی عمدی این‌گونه نوشتم تا یادمان بماند که اشتباه‌ترین کار ممکن مغایصه کردن است. 

 

هیچ دلیلی ندارد که زندگی خود را از ابعاد مختلف ارتباطی، مالی، آموزشی، عشق و عاشقی با دیگری قیاس شود. 

 

اگر فردی را دیدیم که الان در یک موقعیت رویایی است، هیچ خبر نداریم که همان شخص کجا و چند بار در این جهان سیلی‌های محکم خورده است. چند بار شکست مالی، کاری، ارتباطی، تحصیلی خورده است؟! برای استطاعت مالی چند شیفت کار کرده است؟ چند بار نه شنیده است؟! (اگر تجربه نه شنیدن داشته باشید می‌دانید که نه شنیدن به هیچ عنوان کار ساده‌ای نیست!) 

 

تازه بدترین کار ممکن هم این است که فصل اول زندگی و کار خود را با فصل n زندگی و کسب و کار فرد خدای موفقیت مقایسه کنیم!

 

سفر به گذشته و اینده

 

 چرا حال دلمان خوب نیست؟ - سفر به گذشته و آینده

 

 
دومین قاتل عزیز دل شادی، حسرت گذشته و ترس از آینده است. 

 

به یکی از روزهایی که حال دل خوشی نداشتید فکر کنید آیا در در لحظه حال بودید یا در سفر گذشته و آینده؟

 

اگر دنبال یک راهکار خوب برای داشتن حال خوب هستید تمرین کنید که در لحظه حال زندگی کنید.

 

 با تجربه از گذشته و امید به فردا زندگی اکنون را بسازید…

 

با فکر کردن به اینکه اگر زودتر کسب و کار خودم را راه‌اندازی کرده بودم!

 

 اگر زودتر استخدام شده بودم! 

 

اگر با فلان شخص ازدواج می‌کردم! اگر مهاجرت کرده بودم! 

 

اگر مادر و پدرم زنده بودند! 

 

اگر بیشتر درس خوانده بودم! اگر ترک تحصیل می‌کردم و زودتر وارد بازار کار می‌شدم!

 

این اگرها تا دلتان بخواهد وجود دارد و اگر حواسمان نباشد روز به روز افسرده‌تر و بی‌رمق‌تر می‌شویم…

 

به جای اگر و ای کاش بپرسیم چگونه. طرز سوال پرسیدن را که عوض کنیم دریچه‌های جدیدی در ذهن شکل می‌گیرد.

 

راهکار خوب برای این‌که یاد بگیریم در لحظه زندگی کنیم تمرینات مدیتشین و ذهن‌آگاهی است. اگر هنوز جزو دسته افرادی هستید که به نظرتان مسخره‌ترین کار دنیا نشستن و نفس کشیدن است نگران نباشید کم‌کم که به نتایج معجزه‌آمیز مدیتیشن برسید ادراک کاملا متفاوتی پیدا می‌کنید.

 

یک تمرین ساده هم این است که به صداهای اطرافتان توجه کنید. اگر در حال قدم زدن هستید این تمرین عالی است. نکته جالب این است که چند روز اول خیلی تعداد زیادی صداها نمی‌شنوید. شاید در حد همان صدای ماشین‌ها، آدم‌های اطراف، در کل صداهای واضح. تا زمانی که بیشتر تمرین کنیم و خودمان متحیر می‌مانیم که ذهن حالا به چه صداهای ریزی می‌تواند همزمان توجه کند. تمرین کنید تمرین جالبی است!

 

گیرنده مطلق
 

 چرا حال دلمان خوب نیست؟ - گیرنده مطلق

 

یکی از قوانین جهان هستی این است که فقط گیرنده نباشیم. حالا یعنی چی؟

 

اگر یک امکانی در اختیار داریم، اگر یک دانش و تخصصی داریم، باید از آن جهت کمک به دیگران استفاده‌کنیم. باید بدون چشم‌داشت هم این کمک صورت بگیرد. توجه کنیم که اگر کمکی می‌کنیم حتی در اعماق ذهن هم توقع برگشت نداشته باشیم.

 

اگر به جهان هستی هم نگاهی بیندازیم این قانون را می‌بینیم.

 

خیلی از ما مخصوصا در شرایط کرونا و وضعیت اقتصادی پرچالش امروزی، آنقدر درگیر مشکلات مالی و دچار اضطراب زیاد در زندگی خود شدیم که شاید اصلا به فکر کمک به دیگران هم نیفتادیم یا اگر هم در ذهنمان خطور کرد، بگوییم که در یک زمان دیگری که اوضاع بهتر شد، با آرامش بیشتری حتما به فکر فلانی خواهم افتاد.

 

هیچ وقت از انجام کارهای حتی کوچک برای دیگران دست نکشید… گاهی آن کارهای به ظاهر کوچک بزرگترین بخش قلب آن‌ها را اشغال می‌کند…

 

اگر از خودمان سوال می‌کنیم که چرا حال دلمان خوب نیست؟ خالی از لطف نیست به این مسئله فکر کنیم که آخرین باری که گره از مشکلات فردی باز کردیم چه زمانی بود؟! 

 

 

 بی‌توجهی به ارزش‌ها و اهداف

 

خیلی از ما، هنوز طبق نظام ارزشی خانواده، مدرسه و جامعه در حال ادامه زندگی هستیم. ارزش‌ها تمایل عمیق قلبی ما هستند برای این‌که می‌خواهیم چگونه انسانی باشیم؟

 

آقای پیام بهرام‌پور در کتاب مهندسی آرزوها به طول مفصل به زبان ساده و کاربردی به همراه مثال و تمرینات کوچک، مقوله ارزش و هدف‌گذاری توضیح داده‌اند. 

 

 

 

ارزش‌ها مثل قطب‌نما جهت زندگی ما را مشخص می‌کنند…

 

وقتی احساس بی‌انگیزگی می‌کنیم و حال دلمان خوب نیست، به احتمال زیاد ارتباط‌مان را با ارزش‌هایمان از دست داده‌ایم.

 

یک تمرین در کتاب مهندسی آرزوها، تمرین پیدا کردن با چوب جادویی است. فکر کنید یک چوب جادویی دارید و آن را در هوا تکان می‌دهید و بعد از آن همه چیز گل و بوته می‌شد. هیچ مشکلی نداشتید! همه شما را تایید می‌کردن! هیچ کسی کاری به کارتان ندارد! در این صورت شما چگونه رفتار می‌کردید؟

 

همان‌هایی که می‌دانیم

 

 چرا حال دلمان خوب نیست؟ - شادی

 
مورد بعدی که چرا حال دلمان خوب نیست؟ مربوط به مواردی است که اگر اهل آموزش، توسعه فردی و رشد بوده باشیم قطعا صدها بار شنیدیم ولی آیا به آن‌ها عمل می‌کنیم؟! 

 

آیا به کیفیت و ساعت خواب توجه می‌کنیم؟!

 

آیا تغذیه مناسب و اصولی داریم؟

 

آیا ورزش جزو روتین زندگی ما است؟!

 

آیا مهارت جدید یاد گرفتیم؟

 

آیا شکرگزاری انجام می‌دهیم؟

 

آیا کتاب می‌خوانیم؟

 

آیا به دیگران کمک می‌کنیم؟

 

آیا دیگران را می‌بخشیم؟

 

آیا آزمایش سالیانه می‌دهیم؟ آیا مکمل‌ها و ویتامین‌های مورد نیاز را مصرف می‌کنیم؟

 

حتما این موارد کلی را می‌دانیم. بارها در سمینارها شنیدیم! بارها در کتاب‌ها خواندیم! چندین بار در شبکه‌های اجتماعی پست و ویدیو در این خصوص دیدیم! ولی الان یک سوال از خودمان بکنیم چقدر به این دانسته‌ها عمل می‌کنیم؟!

 

خداییش جواب صداقانه بدهیم! حال دل خودمان است! با کسی که تعارف نداریم!

 

ما آدم‌ها اغلب سال‌ها وقتمان و پولمان را صرف موارد بی‌خود کردیم. زمان بسیار اندکی را برای مواردی که واقعا ضروری هستند  و کیفیت تمام لحظات زندگی مارا تعیین می‌کنند صرف می‌کنیم.

 


بیشتر بخوانیم:

 

9 عادت ساده برای خوش بینی و مثبت ماندن در زندگی

 

نکات لذت بردن از زندگی (5 راهکار ساده و کاربردی)

 

چرا باید امید به آینده را فراموش نکنیم؟

 تکنیک های شاد زیستن؛ 11 راه‌ ساده برای شاد بودن

 

 چگونه احساس شادی کنیم ؟ 10 روش رایگان برای همین الان!
 


 

بخش The End مقاله

 

همه ما یک شارژ روانی داریم و باید حواسمان به باتری خودمان باشد. هر کدام از ما هم شارژر مخصوص به خود را داریم. یک گوشی موبایل را در نظر بگیریم،  هر شارژری به آن جواب نمی‌دهد. شارژر مخصوص به خود را دارد. ما هم همین‌طوریم ببینیم اول چه برندی هستیم سامسونگیم، آیفونیم، سونی هستیم و غیره. بعد مدل دقیقش را در بیاوریم و خودمان را وصل کنیم به یک پریز برق.

 

هر کسی مدل خودش شارژ می‌شود. یکی با ورزش کردن، یکی با دوستان و خانواده، یکی با سمینار، یکی با عبادت، فرد دیگر با کتاب خواندن، پیاده روی، آشپزی، موسیقی و غیره.

 

 


یک سوال؟

شما چطوری باتری روانی خودتان را شارژ می‌کنید؟


 

 

 

تهیه محصول حرفه‌ای

  21 درس فوق‌العاده برای داشتن یک سبک زندگی کاملاً حرفه‌ای

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا