مهم ترین عامل افزایش عزت نفس چیست؟

سرفصل های مهم این مقاله:

مهم ترین عامل افزایش عزت نفس چیست؟

خود را با دیگران مقایسه نکنیم

آیا تا حلا شده که خودتان را با فرد دیگر یا افراد دیگری مقایسه کنید و حس خیلی بدی به شما دست بدهد؟

چقدر خود را با دیگران مقایسه کرده ایم
و حالمان بد شده از این که آن دیگری موفق تر است، روابط بهتری دارد، وضع مالی بهتری دارد، جایگاه بالاتری دارد و غیره؟
هر قدر هم جلوی خودمان را می گیریم باز این افکار گاهی به سراغمان می آید
و حالمان را می گیرد و انگیزه مان را از بین می برد.

ممکن است شما در یک مهمانی افرادی را ببینید که از لحاظ اجتماعی از شما خیلی جلوتر هستند.
یا کسی را ببینید که از لحاظ مرتبه شغلی خیلی از شما بالاتر است و درآمد بیشتری هم دارد.
یا مثلا همسایه تان را ببینید که مدرک تحصیلی اش از شما بالاتر است.

برای همه ما این اتفاقات افتاده است.
خود من هم وقتی دانشگاه نرفته بودم، خودم را با کسانی که فوق لیسانس داشتند مقایسه می کردم.
وقتی شغل نداشتم، خودم را با افرادی که شاغل هستند و مقام بالایی در شغلشان دارند، مقایسه می کردم.
ولی این کار باعث می شود بیشتر افسوس بخوریم و بیشتر افسرده شویم و کارایی مان پایین تر بیاید و عزت نفس مان کمتر و کمتر شود.

 

مهم ترین عامل افزایش عزت نفس چیست؟

 

بیایید از روش درست برای مقایسه کردن استفاده کنیم. روش درست این است که خودمان را با خودمان مقایسه کنیم. خودمان را با دیروز خودمان با هفته گذشته خودمان و با ماه پیش خودمان و…. مقایسه کنیم.

در این مقاله، سه نکته اساسی به شما می گویم که برای همیشه جلوی مقایسه خود را با دیگران می گیرد.

 

سه نکته اساسی در مورد مقایسه کردن خود با دیگران:

1- ما در واقع داریم نقطه ضعف خود را با نقطه قوت دیگران مقایسه می کنیم.
خب معلوم است، این یک حس بدی را به ما می دهد، اعتماد به نفس را از ما می گیرد، شادی را از ما دور می کند.
در نتیجه انگیزه و شوق جلو رفتن را از ما می گیرد.
می توانیم به برعکس آن فکر کنیم. یک مواردی هم هست که ما از آن افراد بالاتریم.
یعنی مواردی هست که نقاط قوت ما است و ضعف آن افرادی است که با خودمان داریم مقایسه می کنیم.

 پس بیایید روی نقاط قوت خود تمرکز کنیم، تا شوق و انگیزه مان بیشتر و بیشتر شود.

2- ما با مقایسه خود و دیگران داریم نقاط قوت آنها را پررنگ می کنیم.
ولی اگر بیاییم با ذره بین به زندگی آنها نگاه کنیم، آنها هم مشکلاتی دارند.
آنها هم نقاط ضعفی دارند. ولی آن مشکلات را ما نداریم. حتی کسی که از همه لحاظ زندگی اش ردیف و درست است، اگر به گذشته اش نگاه کنیم می بینیم که با چه مشکلاتی روبرو شده و آنها را حل کرده،
در حالی که آن مشکلات را ما نداشتیم.

پس اگر به صرت جزئی و دقیق در همه حیطه های زندگی نگاه نکنیم و فقط بگوییم که :« فلانی در تحصیلاتش موفق است، در حالیکه من نیستم. » این مقایسه درست نیست. چون ما دقیق بررسی نکرده ایم.

3- ما انسانها هر کدام منحصر به فرد هستیم و مقایسه هر دو انسان با هم غلط است.
مقایسه خودمان با دیگری غلط است.
مقایسه دو فرد با هم غلط است. اگر خودمان را داریم با کس دیگر مقایسه می کنیم به خود بگوییم که

« من او نیستم و او هم من نیست.»

یا اگر دو نفر دیگر را داریم با هم مقایسه می کنیم به خود بگوییم که

« این دو نفر دو شخصیت متفاوتند. شخص اولی، دومی نیست . همینطور هم شخص دومی، اولی نیست.»

هرکسی  شخصیت خاص خود و توانایی های منحصر به فرد خود و نیازها وخواسته های منحصر به فردی دارد که با دیگران متفاوت است.
حتی کسانی که توانایی ها و خواسته ها و نیازهای یکسانی هم دارند، باز هم در مواردی با هم متفاوتند.
حتی اثر انگشتمان هم با هم متفاوت است.
قرار نیست که ما دقیقا توانمندی های طرف مقابل را داشته باشیم، دقیقا ویژگی های او را داشته باشیم، یا دقیقا مثل او رفتار کنیم.

 

مهم ترین عامل افزایش عزت نفس چیست

 

ما انسان ها کپی همدیگر نیستیم. ولی ما به همدیگر نگاه می کنیم و از همدیگر یاد می گیریم.
اینطوری شوق می گیریم. آموزش می بینیم و پیشرفت می کنیم.
ولی مسیر زندگی مان منحصر به فرد است.

یادمان باشد که:

نقاط قوتی که هر شخصی دارد، برای زندگی او در آن شرایط خاص او جواب می دهد.
ولی شاید آن نقاط قوت در زندگی ما جواب ندهد.

شاید برای ما نقطه قوت چیز دیگری باید باشد. شاید لازم باشد که ما روی چیز دیگری تمرکز کنیم.
بعد که می آییم خودمان را با شخص مقابل مقایسه می کنیم و می گوییم که من دقیقا باید همان ویژگی او را باید داشته باشم، خب یک سری ناراحتی و عدم اعتماد به نفس و خاموش شدن انگیزه را به ما می دهد.

بیاییم به زندگی خودمان نگاه کنیم و یک چشم انداز برای خودمان تعریف کنیم و روی آن چشم انداز خودمان تمرکز کنیم.
ببینیم در چه حیطه هایی قدرتمندیم روی آنها تمرکز کنیم و ببینیم به چه موضوعاتی علاقه مندیم روی آنها تمرکز کنیم.
بینیم چه ضعف هایی داریم که باید روی آنها کار کنیم تا ما را به آن چشم انداز ایده آل مان برساند.
آن وقت می توانیم یک مسیری درست طراحی کنیم که خاص و ویژه خود خودمان است که آن مسیر باعث پیشرفت ما می شود و ما را به آرزوهای مان می رساند؛

و آنجاست که دیگر مقایسه خودمان با افراد دیگر بی معنی می شود و این طوری خودمان را با خودمان مقایسه می کنیم که هر روز چقدر به چشم انداز ایده آل مان نزدیک تر شده ایم.
ما باید هر روزمان از روز قبل بهتر باشد.

تقاط قوت مان باید بیشتر شده باشد و روی نقاط ضعف مان هم کار کرده باشیم.
اگر در مسیر منحصر به فرد خودمان باشیم، باعث می شود که به خواسته های مان برسیم و بدرخشیم.
برای اینکه مقایسه درستی داشته باشیم، باید فکرمان را نسبت به خودمان مثبت کنیم.

 

مهم ترین عامل افزایش عزت نفس

 

چطوری فکرمان را نسبت به خودمان مثبت کنیم؟

خیلی ها این مشکل را دارند که چگونه می توانیم یک ذهن خالی از افکار منفی و پر از افکار مثبت داشته باشیم.
واقعیت این است که وقتی انسان ها به سمت رویاها و اهدافشان حرکت می‌کنند، به طور اتوماتیک یکسری افکار منفی و مزاحم در ذهنشان نقش می‌بندد، افکاری از این جنس که: « نمی‌شود» « امکان پذیر نیست» «شرایط مساعد نیست» و… در مواقعی این افکار از جنس ترس است،

در مواقعی از جنس غم و اندوه است یا از جنس های منفی دیگر است.
این افکار منفی و مزاحم  از هر جنسی که باشند، جلوی پیشرفت فرد را می گیرد.
در اینجا یک راه کار چهار مرحله ای ارائه می شود که به شما کمک می کند تا از شر افکار منفی خلاص شده و به فردی مثبت اندیش تبدیل شوید.

 

چهار مرحله:

اول: یکی از روش‌های مناسب برای تسلط بر افکار این است که، یک دفترچه کوچک داشته باشیم که در طول روز افکار خود را روی آن بنویسیم.
این افکار به طور کلی از جنس سازنده یا مخرب است.
اگر این کار در دراز مدت انجام گیرد، به طور باورنکردنی تسلط بر روی ذهن و افکار بالا می‌رود و نتایج باور نکردنی حاصل می شود.

دوم: بررسی کنیم که این افکار و اندیشه‌ها که به طور روتین در طول روز به آنها فکر می کنیم، چه نتایجی برای ما داشته است
و اگر آنها را ادامه بدهیم، چه نتایجی برای ما در آینده خواهد داشت.

اما واقعیت این است که اگر ما با خودمان خلوت کنیم، خواهیم فهمید که، این افکار اگر از جنس منفی باشند،
یا تصمیم نمی‌گیریم یا تنبلی می‌کنیم، کارها را به عقب می‌اندازیم یا حس می کنیم،
باری روی دوشمان است و یا افسوس گذشته را می خوریم،
در کل از گذشته و رفتارهای خودمان شاکی هستیم، که اینها در درازمدت هیچ کدام به نتیجه نمی‌رسند.

سوم: تصمیم بگیریم، توجه خود را بر روی افکار منفی و مزاحم برداریم و تمرکز خود را روی افکار مثبت قرار دهیم.
پس مرحله سوم تصمیمی است که در یک لحظه اتفاق می افتد.
یعنی ما به طور آگاهانه حواسمان به افکارمان باشد، بررسی کنیم که این افکار منفی و مثبت چه تاثیری بر رفتارهای ما داشته است
و در یک لحظه تصمیم می گیریم که نمی‌خواهیم روی این افکار منفی و مزاحم متمرکز شویم
و انتخاب می کنیم که ذهنمان را روی یک فکر دیگر متمرکز کنیم.

چهارم: آن فکر مثبت و سازنده را انتخاب کنیم، به طوری که، به یک رفتار بهتر و آینده روشن تر منجر شود.
به طور مثال من در اطرافیانم خیلی ها را دیده ام که در رسیدن به اهدافشان دچار مشکل و مسئله هستند.
وقتی فکر می کنم و ریشه یابی می کنم،

می فهمم که یکی از افکار منفی و  مزاحمی که به سراغشان می‌آید، این است که، "تو به اندازه کافی باهوش نیستی." اینجاست که باید دقت کنیم که روی چه اندیشه و فکری تمرکز کرده ایم؟
اما فرد باید بتواند ذهن خود را روی افکار مثبت و سازنده متمرکز نماید که من باهوشم و می‌توانم و به دنبال مصادیقی در گذشته باشد که توانسته با هوش و درایت خود مسائل را مدیریت کند.
حال به مورد شخصی خود فکر کنید و آن فکر مزاحم و منفی که به ذهنتان می‌آید را در مرحله چهارم با یک فکر مثبت جایگزین کنید.

در یک جمع‌بندی کلی می‌توان اشاره کرد که:

روی نقاط قوت خود تمرکز کنیم.

روی نقط ضعفمان کار کنیم، تا بهتر شوند.

خودمان را با خودمان مقایسه کنیم.

برای رهایی از افکار منفی، دفترچه تهیه کنیم و بیشتر روی افکار مثبت تمرکز کنیم.

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا