افراد پولدار چگونه پولدار شدند

سرفصل های مهم این مقاله:

افراد پولدار چگونه پولدار شدند ؟

افراد پولدار چگونه پولدار شدند سوالی بود که بیش از 60 درصد از کسانی که در قسمت پیشنهاد موضوع برای رادیو سخنرانی از من پرسیده بودند این بود که افراد پولدار چگونه پولدار شدند ؟ 

و این برایم عجیب بود که ما در این وبسایت در این مورد صحبت نکرده‌ایم اما چنین درخواستی باعث شد که شاید برای اولین و آخرین بار نظر شخصی خود را در مورد مدیریت مالی مطرح کنم و روشی که شخصاً از آن نتایج بسیار خوبی گرفته‌ام را مطرح کنم.

در این فیلم در مورد مدیریت دارایی‌هایمان و این که چطور آنها را خرج کنیم ایده‌هایی را مطرح کرده‌ام و به نظرم یکی از بزرگترین مشکلات جامعه ایرانی این است که سعی می‌کنیم با خرید وسایلی که معمولاً افراد ثروتمند آنها را می‌خرند، خود را در آن دسته قرار دهیم اما این روش ما را ثروتمند نمی‌کند بلکه اتفاقاً بیشتر ما را به سمت فقر هدایت می‌کند. بنابراین باید به جای این که ادای ثروتمندان را در بیاوریم و ادعا کنیم که پولدار هستیم، باید روش و سبک زندگی افراد ثروتمند را پیش بگیریم و مطمئناً نتیجه خوبی خواهیم گرفت

گفتنی است که در این فیلم علاوه بر مدیریت مالی در رابطه با سمینار مدرسه استادی نیز توضیحات مختصری ارائه شده است.

 

برای دانلود فیلم افراد پولدار چگونه پولدار شدند اینجا کلیک کنید 

برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید(حجم13MB) 

برای دانلود pdf کافیست اینجا کلیک کنید 

متن فیلم افراد پولدار چگونه پولدار شدند

به نام خدا

سلام می‌کنم خدمت شما اعضای وبسایت آموزش سخنرانی و فن بیان و خیلی خوشحالم که در خدمت شما بزرگواران هستم.

من محمد پیام بهرام پور هستم، مدیر باشگاه سخنرانی و فن بیان برج میلاد و در این ویدئو قصد دارم به یک سوال بسیار بسیار متداولی که اعضای عزیز وبسایت از من پرسیدن را، پاسخ بدهم.

حدود دو هفته پیش بود که من در ایمیلی از اعضای سایت خواسته بودم که محبت کنند و پیشنهادهای خودشان را برای موضوعاتی که قرار است در سایت ارائه بکنیم، به ما ارائه بکنند.

خب موضوعات مختلفی ارائه شد اما آنچه که فوق العاده برای من عجیب بود این بود که 60 درصد تمام سوالات مربوط می‌شد به روش‌های کسب درآمد و چگونگی مدیریت مالی.

این برای من فوق العاده عجیب بود در صورتی که من در وبسایتم چنین موضوعاتی را مطرح نکرده بودم

60 درصد سوالات به این موضوع مربوط بود.

بنابراین لازم دانستم که فقط برای یک بار توضیحی راجع به مدیریت مالی بدهم.

اینکه چطور باید با درآمدهایمان رفتار بکنیم تا بتوانیم جایگاه خوبی داشته باشیم و بعد از آن به سمینار مدرسه استادی می‌پردازم.

سمیناری که به ما کمک می‌کند درآمد بالایی داشته باشیم.

واقعیتش این هست که اکثر ما مخصوصاً ما مردم ایران، در مدیریت مالی یک مشکل بزرگ داریم و اون مشکل این هست:

اجازه بدین یکبار با خودمون تمرین کنیم.

فرض کنید شما یک خانه خوب دارید که رهن هست و هیچ اجاره‌ای نمی‌دهید و حدود مثلا ً 60 میلیون تومان هم بابت رهن اون خانه پرداخت کرده‌اید.

یک شرایط خیلی خوبی دارید، قرض زیادی ندارید و همه چیز خوب است. قسط یا قرض یا چیزی که حالا استقلال مالی شما را به هم بزند وجود ندارد. خب حالا 80 میلیون تومان به هر روشی به دست شما می‌رسد. معمولا ً با اون چکار می‌کنیم؟!…

 

دوره غیر حضوری سخنرانی و فن بیان را از دست ندهید

 

درسته! معمولا ً ماشین می‌خریم!

ماشینی که هیچ کمکی به ثروتمندتر شدن ما نمی‌کند. بگذارید رُک و راست بگم، اکثر ما ادای پولدارها را در می‌آوریم یعنی به محض اینکه 2 میلیون تومان پول به دستمان برسد می‌ریم و سریع گوشی فلان مدل می‌خریم به خاطر اینکه می‌خواهیم در گروه ثروتمندها قرار بگیریم در صورتی که این یک اشتباه بزرگ است.

این وسایل، وسایلی هستند که هزینه زائد هستند نه درآمدزا.

شما وقتی یک اتومبیل می‌خرید، بیمه اون هست، خسارت‌های احتمالی هست، خرابی برای اون هست، هزینه ی بنزین هست و موضوعات خیلی خیلی متداولی از جمله مالیات و چیزهای مختلف تا پول پارکینگ و همه این‌ها…

می‌بینید چقدر هزینه برای شما ایجاد می کند!

حالا فرض کنید روی اون 80 میلیون تومان مبلغی هم می‌گذاشتید و یک خانه می‌خریدید، یک خانه خیلی کوچولو و اون رو اجاره می‌دادید.

از اجاره ماهانه اون چقدر می‌توانستید درآمد کسب بکنید یا با اون 80 میلیون تومان یک مغازه کوچک اجاره می‌کردید و حالا مثلا ً 20 میلیون تومان هم جنس خاصی مثلا ً لباس در اون قرار می‌دادید و کسب درآمد می‌کردید.

می بینید چقدر این مبلغ می‌توانست بیش‌تر به ما کمک بکند ولی ما معمولا ً با اون‌ها چیزهای غیر ضروری می‌خریم.

افراد بسیار زیادی را دیده‌ام که مثلا ً می‌توانند ماهانه فقط 300 یا 400 هزار تومان پس انداز کنند. بعد از سه ماه پس اندازشان را برمی‌دارند و یک موبایل می‌خرند. سه ماه بعد موبایل برای همسرشان، سه ماه بعد موبایل برای بچه شان…

خب یکسال تمام شد. حالا نوبت خودشونه چون موبایلشون قدیمی شده و عملا ً هیچ چیزی برای اون‌ها باقی نمی‌ماند.

 

پیشنهاد من این است که از مضرب پنج استفاده بکنید.

یعنی چی؟

یعنی هرچیزی که می‌خواهید بخرید که هزینه زا هست نه درآمدزا که درآمدزاها بحثشون جداست. چیزهایی که هزینه زا هستند مثلا ً یکسری تزئینی می‌بینیم 500 هزار تومان. به جای اینکه بگوییم 500 هزار تومان، بگوییم 2 میلیون و نیم ارزش دارد یا نه؟!

یعنی در 5 ضرب کنیم.

اگر نه، دیدیم من واقعا ًحاضرم 2 میلیون و نیم پول این چیز را بدهم خب احتمالا ً دارم کار خوبی را انجام می‌دهم و درسته.

ولی معمولا ً این طور نیست.

حالا چرا ضرب در 5 ؟

به خاطر اینکه اگر همین پول را بگذاریم در حساب بانکیمان و خرج نکنیم می‌بینیم که در دوران بازنشستگی این پول پنج برابر خواهد شد و پول قابل توجهی هم می‌شود. همین خرج‌های ریز ریز را اگر بکنیم می‌بینیم که فوق العاده زیاد هست.

یکی از دوستان من که درآمد خیلی بالایی داشت اما پس انداز فوق العاده کم داشت از شرایط جامعه و اجتماع شکایت می‌کرد. من بهش گفتم دوست عزیزم تو درآمد بسیار بالایی داری اما به همان میزان هم هزینه‌‌ای بسیار بالایی داری و خب عملا ً چیزی برایت باقی نمی‌ماند.

گفت: نه اتفاقا ً من خرج زیادی ندارم

گفتم: چیز مکتوبی داری؟

گفت: نه

ازش خواهش کردم یک نرم افزار حسابداری ساده که توی تمام گوشی‌های هوشمند نصب می‌شود با اسم های مختلفی برای گوشی‌های اندروید، آی او اس و ویندوزفون وجود دارد و می‌توانید توی اینترنت جستجو بکنید.

گفتم این را روی موبایلتون نصب بکنید و هر خریدی که انجام می‌دهی و هر درآمدی که میاد را وارد کن. جالب بود تقریبا ً 14 روز بعد اگر اشتباه نکنم، بله دقیقاً 14 روز بعد یعنی دو هفته بعد بود که اون رو دیدم و واقعاً خیلی بُهت زده به من نگاه می‌کرد و گفت: باورم نمیشه من از اون روزی که شروع کردم به نوشتن فقط 15 میلیون تومان خرج کردم.

بهش گفتم: من مطمئنم تو توی این مدت تازه خیلی وقت‌ها نبوده‌ای و شاید خرجت بالاتر از این مقدار هست و تازه چون داری می‌نویسی، حساس شدی و هر خرجی رو انجام نمیدی.

خب ما باید به دارایی هایمان آگاه باشیم و سریعا ً چیزهایی که هزینه زا هستند مثل ماشین، موبایل و چیزهایی مشابه اون را تهیه نکنیم. عذر می‌خواهم که این واژه را استفاده می کنم ولی خیلی از ما افراد ادای افراد ثروتمند را در می‌آوریم صرفا ً به خاطر اینکه افراد ثروتمند فلان وسیله را دارند، ما هم می‌رویم (می‌خریم) تا فقط اون وسیله را داشته باشیم.

فراموش می‌کنیم که اون ها یک پشتوانه مالی هم دارند و این بخشی از درآمد اون هاست (نه همه آن)

خب موضوع درآمد مالی را تمام می‌کنیم و تصور می‌کنم هیچ وقت دیگه در مورد مدیریت مالی و اینکه با دارایی هایمان و درآمدمان چکار کنیم، در این وبسایت صحبت نکنم چون افراد دیگری هستند که راجع به این موضوع صحبت می‌کنند اما لازم می‌دانم راجع به مدرسه استادی مطالبی را بیان کنم.

سمینار مدرسه استادی، سمیناری هست که من در اون به شما قول دادم اگر گام به گام با اون نقشه راهی که خدمت شما ارائه می‌کنم، حرکت بکنید، می‌توانید بعد از سه سال درآمد قابل توجهی داشته باشید.

من توی وبسایت عدد 10 میلیون تومان را مطرح کرده‌ام و شاید نگران باشید که ارزش پول ما پایین می‌رود یا چیزهای دیگه‌ای رخ می‌دهد.

من به شما خواهم گفت 3 هزار دلار در ماه…

خب دیگه فکر می‌کنم از این بابت خیالتان راحت باشه تا سه سال آینده اگر با این مسیر پیش بروید، مطمئنا ً به درآمد 3 هزار دلار خواهید رسید.

یکی از دوستان از من پرسیدند که: آقای بهرام پور این سمیناری که میگید همون قانون جذب هست؟! …

باید بگم: خیر.

 

 

من تقریبا ً مخالف قانون جذب هستم و خیلی به این موضوع اعتقاد ندارم. البته نه به این معنی که بگویم اهدافمان را ننویسیم یا به رویاهایمان فکر نکنیم ولی متأسفانه افراد خیلی خیلی زیادی توی شهرهای مختلف، سمینارهای مختلف و جاهای مختلفی دیدم که به بهانه قانون جذب، راز و چیزهای مشابه این، از تلاش کردن دست می‌کشند.

بیایید یک کاری بکنیم:

بیایید با هم شروع کنیم و آرزوهایمان را بنویسیم و بچسبونیم روی دیوار و خیلی خوشحال بشینیم توی اتاق و به آرزوهایمان به صورت کاملا ً مثبت فکر کنیم. هیچ اتفاقی رُخ نخواهد داد.

واقعیتش این است که آدم‌های موفق فقط با فکر کردن به جایی نمی‌رسند بلکه با عمل کردن است که به جایی می‌رسند. فکر کردن به تنهایی هیچ اثری نمی‌تواند داشته باشد و در این سمینار کاری که من انجام می‌دهم این هست که کمک می‌کنم به هدف گذاری که در زمینه آموزش چطور هدف گذاری کنیم.

خب می‌دوندی توی این سمینار گفتیم اگر می‌خواهید مدرس یا سخنرانی در زمینه تخصصی بشوید.

تخصص شما جوشکاری هست و می‌خواهید جوشکاری حرفه‌ای را آموزش بدهید.

تخصص شما تربیت فرزند هست یا می‌خواهید یک تخصص را کسب کنید، این را می‌خواهید آموزش بدهید.

می خواهید آموزش سخنرانی و فن بیان انجام بدهید دقیقا ً مثل کاری که من می‌کنم.

یا تخصص‌تون آموزش استخدام کارکنان باشد.

مهارت‌های مدیریتی باشد

مهارت‌های بازاریابی باشد

یا هر حیطه دیگری که فکر می‌کنید

برخی از افراد جامعه به اون نیاز دارند را می‌توانید انتخاب بکنید هدف گذاری درست انجام بدید، یادگیری درست داشته باشید که کاملا ً در این سمینار خواهم گفت که چطور از تجربیات من و دیگرانی که دراین حیطه فعالیت می‌کنند، استفاده بکنید و بعد اجرا بکنید.

یک نکته را باید عرض بکنم، به هیچ عنوان در این سمینار نگفته‌ام که بی هیچ زحمتی می‌شود درآمدی کسب کرد اصلاً.

من اعتقاد دارم باید زحمت زیادی کشید، کارهایی را باید انجام داد که دیگران حاضر نیستند انجام بدهند و مطمئن باشید بعد از سه سال کارهایی را می توانید انجام بدهید که دیگران نمی توانند انجام بدهند.

به خاطر اینکه خیلی از ما افراد این شعار ها را شنیده‌ایم که بی هیچ زحمتی ثروتمند شوید، بدون هیچ تلاشی به درآمد فلان برسید نه من هیچ اعتقادی به این ندارم . هرچند اعتقاد دارم آموزش، یک روش بسیار خوب و به نسبت هوشمندانه و ساده تر از سایر روش‌های کسب درآمد هست که ریسک بسیار بسیار پایینی دارد و تقریبا ً می‌توان گفت ریسکی ندارد، نهایتا ً ریسک روی میزان سود هست نه روی خب اون مبلغی که به هر حال درآمد خواهیم داشت.

خب این را باید بگویم پس بحث سخنرانی زحمت‌های خودش را دارد. مزیت‌های خودش را هم دارد.

برای مثال شما نیازی نیست که لزوما ً ساعت کاری داشته باشید

لزوما ً دفتر کاری داشته باشید

لزوما ً شرایط خاصی داشته باشید

احتمالا ً دیگه با برنامه من آشنا شدید.

خیلی از دوستان تماس می‌گیرند دفتر و می‌خواهند با من صحبت بکنند و خب من نیستم و من عملا ً ماهانه یک یا حداکثر دو بار در دفتر حضور پیدا می‌کنم و آن هم فقط برای جلسه با همکاران هست و همه کارهای دیگرم را معمولا ً در اتاق کارم انجام می‌دهم.

همین جایی که الآن دارم این فیلم را ضبط می‌کنم که این طرف کتابخانه من هست و این طرف هم کامپیوتر و صفحه نمایش و چیزهای دیگه هست که باهاش طراحی را انجام می‌دهم و معمولا ً از اینجا خارج نمی‌شوم مگر برای سخنرانی و کارهای دیگه و دفتر کار من و اون اتاقی که من هستم عملا ً همیشه درش بسته است و معمولا ً در اون جا حضور ندارم.

خب چرا این را گفتم؟!

می‌خواستم بگویم بله مزایایی دارد.

من ساعت کاری ندارم

ساعت خوابم دست خودم هست

بیدار شدنم دست خودم هست

و معمولا ً دو یا حداکثر سه روز در هفته جاهای مختلفی برای سخنرانی می‌روم که اون هم دست خودم هست. مثلا ً الان یک مدتی هست تصمیم گرفتم فعلا ً سخنرانی نداشته باشم و حدود یک ماه معمولا ً سخنرانی را نمی‌پذیرم مگر استثناء های خاص و همانطور که می‌بینید دوره تهران هم برگزار نمی‌شود.

این ها را عرض کردم که بگویم بله سخنرانی مزایایی دارد اما زحمت هایی هم دارد، تلاش هایی هم می‌خواهد و به این معنی نیست که بدون هیچ تلاشی به جایگاه بالایی رسید.

باید تلاش کرد، مطالعه کرد، تمرین کرد، تمرین کرد و تمرین کرد.

بنابراین در سمینار مدرسه استادی، معجزه ای رخ نمی‌دهد، فقط من یک مسیر راهی را به شما نشان خواهم داد، مسیری که من و خیلی از دوستان من توی اون مسیر حرکت کردیم و در زمینه اقتصادی موفق شدیم و از همه مهم‌تر، حالا بحث اقتصادی مهم هست اما به نظر من مهم تر از اون، اون حس لبخند و رضایتی هست که در انتهای برنامه ها روی لب شرکت کننده ها می‌شود دید.

به نظر من اون نامه‌ای که نوشته می‌شود که من با این کار توانستم شغل خوبی پیدا بکنم

من با این تکنیک شما توانستم ارتباط بهتری با همسرم داشته باشم

من دیگه از این به بعد انتقاد نمی کنم و دو هفته است که ارتباطم با اطرافیانم فوق العاده شده است

و خب این حس خیلی خیلی خوبی را به ما می‌دهد و عملا ً این تلاشی هست برای بهتر کردن دنیا.

خب صحبتم را با این موضوع می‌خواهم جمع بندی بکنم.

اینکه بسیاری از ما تلاش زیادی می‌کنیم اما تلاشمان درست نیست و شغل‌های خیلی زیادی وجود دارند که شما باید 10 ساعت یا 14 ساعت تلاش بکنید اما آنچه که در ما مثلا ً باقی می‌ماند شاید یک یا دو میلیون تومان هست.

بنابراین این خیلی مهم است که تلاش درست از مسیر درست داشته باشیم.

تلاش درست یا مسیر درست به تنهایی کافی نیستند و باید هر دو را داشته باشیم.

به عنوان مثال من دوستی دارم که یک وبسایت بسیار پر بازدید دارد. وبسایت من در حال حاضر با توجه به اینکه الآن هم ماه خوبی برای بازدید نیست، حدود 3500 نفر روزانه بازدید دارد و 65 هزار نفر در این چند سال عضو در وبسایتم دارم و احتمالا ً شما بزرگوار هم یکی از اعضای وبسایت هستید.

دوستی دارم که یک وبسایت فوق العاده پر بازدید دارد یعنی وبسایتی که روزانه 65 هزار نفر به اون سر می‌زنند 65 هزار نفر…

مقایسه کنید با وبسایت ما که فقط 3500 نفر به اون سر می‌زنند اما جالب است بدانید که این دوست من در خوشبینانه ترین حالت فقط می‌تواند هزینه های خودش را به دست بیاورد آن هم با تبلیغاتی که در وبسایتش دارد . به خاطر اینکه ، اون مهارت های درست کسب درآمد کردن را نمی‌داند و عملا ً فقط می‌تواند یک بخش کوچکی از مخاطبانش را مُجاب بکند که هزینه ای بپردازند و این را می‌خواهم بگویم که باید در نظر داشته باشیم اگر می‌خواهیم کاری را انجام بدهیم، مهارت را داشته باشیم و دانشش را داشته باشیم و در مسیر درست حرکت کنیم.

اگر مسیرمان اشتباه باشد، حالا اگر با تمام سرعت حرکت کنیم، اصلا ً به جایی نخواهیم رسید و امیدوارم که در سمینار مدرسه استادی کاری بکنیم که همه عزیزانی که در اون شرکت می‌کنند، مهارت‌های بسیار خوبی را یاد بگیرند و مهارت‌هایی را که آموخته شده است را بتوانند استفاده بکنند و به دیگران هم آموزش بدهند و دنیا را به جایی برای بهتر زیستن بکنند.

از شما خیلی متشکرم و به امید دیدار شما در سمینار مدرسه استادی

پیروز و موفق باشید

خدانگهدار

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا