زندگینامه گابریل اوتینگن(Gabriele Oettingen) و فلسفه ووپ (WOOP)

سرفصل های مهم این مقاله:

گابریل اوتینگن(Gabriele Oettingen) کیست؟ ووپ (WOOP) چیست؟

خانم گابریل اوتینگن (یا گابریل اتینگن) دانشمند و روانشناس مشهور آلمانی است.
او در 22 ژوئیه 1953 (یعنی همان اول تیرماه 1332 خودمان) در
مونیخ آلمان متولد شد. نام اصلی او پرنسس گابریل اوتینگن اسپیلبرگ است؛ اما در سراسر جهان او را با نام گابریل اوتینگن می‌شناسند. او یکی از اعضای خانواده سلطنتی آلمان (خانواده اوتینگن اسپیلبرگ) است.
خانم گابریل اوتینگن هم‌اکنون یکی از استادان تمام دانشگاه نیویورک و دانشگاه هامبورگ آلمان در رشته روانشناسی است.
شهرت اصلی گابریل اوتینبرگ بیشتر برای تحقیق در زمینه چگونگی تفکر افراد در مورد آینده است و اینکه این احساسات و تفکرات چطور بر رفتار آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

خانم گابریل اوتینگن در کجا درس خواند؟

گابریل اوتینگن تحصیلات دانشگاهی‌اش را در دانشگاه مونیخ و در رشته زیست شناسی آغاز کرد.
او سپس در مؤسسه فیزیک رفتاری مکس پلانک در سوئیس ادامه تحصیل داد. سپس به عضویت شورای تحقیقات پزشکی آلمان پیوست و هم‌زمان صاحب یک کرسی در موسسه تحقیقات رفتاری انگلستان شد.
خانم اوتینگن دکترای خود را در دانشگاه لودویگ ماکسیملیان مونیخ اخذ کرد.
او توسط بنیاد جان دی و کاترین مک آرتور برای انجام تحقیقات در دانشگاه پنسیلوانیا (فیلادلفیا، ایالات متحده آمریکا) بورسیه تحصیلی دریافت کرد.
او از سال 2000 کرسی استادی در دانشگاه هامبورگ و از سال 2002 کرسی استادی در دانشگاه نیویورک را دریافت کرد.

گابریل-اوتینگن

آینده پژوهی، موضوع مورد علاقه گابریل اوتینگن

گابریل اوتینگن مدل‌های مختلفی از نحوه تفکر مردم درباره آینده طراحی و ارائه کرده است. او بررسی کرده است که چگونه عواملی مثل سیستم سیاسی و فرهنگی یک جامعه بر تفکر و رفتار افراد آن جامعه تأثیر می‌گذارند.
او همچنین این نظریه را داده است که «انتظارات موفقیت آینده افراد با تخیلات موفقیت آینده آن‌ها متمایز است.»
به عبارت دیگر او دریافته است که این دو شکل تفکر در مورد آینده قطعاً بر میزان تلاش واقعی افراد و میزان موفقیتشان اثرگذار است.

نظریه ووپ (WOOP) و شهرت جهانی خانم گابریل اوتینگن

خانم گابریل اوتینگن با ارائه نظریه‌ای به نام «ووپ» (WOOP) به شهرت فراوانی دست یافت.
مطابق با نظریه ووپ آن‌قدرها هم که می‌گویند، مثبت اندیشی نمی‌تواند به شما در رسیدن به موفقیت‌هایتان کمک کند.
حتماً با شنیدن این جمله کمی سرخورده شده‌اید.
کتاب‌های موسوم به «خودیاری» و «موفقیت» تا به حال میلیاردها دلار به فروش رفته‌اند تا به مردم بگویند «مثبت اندیش باشید، به رسیدن به اهدافتان فکر کنید تا به آن‌ها برسید.»
اما اکنون گابریل اوتینگن با نظریه خودش، تمام این نظریات را به چالش کشیده و زیر سؤال برده است.
شما چه فکر می‌کنید؟

گابریل-اوتینگن

آیا تفکر مثبت کلید موفقیت است؟

بسیاری از مردم بر این باورند که مثبت اندیشی و به قول معروف همان «قانون جذب» می‌تواند کلید موفقیت ما باشد.
البته که حق هم دارند. احتمالاً شما هم کتاب‌های بسیاری خوانده‌اید که در آن‌ها به شما القا می‌شود «فکر کنید به اهدافتان رسیده‌اید، به آن‌ها خواهید رسید.» این کتاب‌ها به شدت به مثبت اندیشی تأکید می‌کنند؛ اما اکنون یک نظریه جدید موسوم به «ووپ» روان‌شناسی عامه‌پسند و صنعت میلیارد دلاری خودیاری و قوانین جذب را مورد حمله قرار داده است. نظریه جدید از آن جهت اهمیت دارد که پایه و اساس آن را آزمایش‌ها و مشاهدات کاملاً علمی و تست شده تشکیل می‌دهد.
تحقیقت جدید که با رهبری خانم گابریل اوتینگن انجام شده است، تصاویر پیچیده‌تری از مضرات افراط در مثبت اندیشی را نشان می‌دهند.
شاید بتوانیم مثبت اندیشی را به ماده مخدری تشبیه کنیم که اگرچه در کوتاه مدت باعث شوق، لذت و سرخوشی ما می‌شود، اما در بلندمدت اثرات جانبی ترسناکی دارند.
«مثبت اندیشی افراطی» در درازمدت ریشه انگیزه‌های ما را می‌خشکاند وقتی نمی‌توانیم به اهدافمان دست یابیم، به شدت ما را دلسرد و دچار رخوت و ناامیدی می‌کند.
گابریل اوتینگن (گابریل اتینگن) البته مثبت اندیشی را اساساً رد نمی‌کند. او افراط در این کار را بد می‌داند. او در تحقیقاتش به دنبال چیزی «فراتر» از تفکر مثبت است.
و آن این است:

«مرتبط کردن رؤیاها با واقعیت‌ها و در نتیجه آزاد شدن حجم عظیمی از انرژی و انگیزه»

کتاب گابریل اوتینگن به نام «بازاندیشی در تفکر مثبت»،Rethinking Positive Thinking

در سال 2014 خانم گابریل اوتینگن کتابی تحت عنوان «بازاندیشی در تفکر مثبت» منتشر کرد. در این کتاب، او با استفاده از تحقیقات علمی نشان می‌دهد که تفکر مثبت محدودیت‌های جدی دارد و نه تنها برای رسیدن به اهداف مفید نیست، بلکه ممکن است ضررهای زیادی داشته باشد.
در واقع، «تفکر زیادی مثبت» نه تنها عامل موفقیت نیست، بلکه یکی از موانع موفقیت است.
چه بخواهید در یک آزمون شرکت کنید، چه تصمیم به کاهش وزن داشته باشید و چه بخواهید به ریاست یک شرکت برسید. نه «قانون جذب» که این «ووپ» است که می‌تواند عامل موفقیت شما باشد.
اوتینگن می‌گوید: «این فرایند به شما کمک می‌کند که درست مثل یک الک، آشغال‌های گندمتان را بیرون بکشید و گندمی خالص داشته باشید. درحالی‌که مثبت اندیشی، فارغ از اینکه در راه موفقیت چه مشکلاتی خواهید داشت، تنها به مثبت اندیشی و تمرکز روی نتیجه‌ای که قرار است به دست بیاید، تأکید دارد.»
گابریل اوتینگن طی ده دهه تحقیق و در خلال چندین پژوهش، به ارتباطی قوی بین تفکر مثبت و عملکرد ضعیف پی برده است.
گابریل اوتینگن به بررسی دانشجویان فارغ‌التحصیل که به دنبال یافتن شغل بوده‌اند، بیمارانی که مفصل مصنوعی لگن گذاشته‌اند و در حال یادگیری دوباره راه رفتن هستند و زنانی که در یک برنامه کاهش وزن سعی دارند چند کیلو وزن کم کنند، پرداخته است.
در هر مورد افراد مورد بررسی از شیوه «تفکر مثبت» (positive thinking) به تصور در آوردن خودشان در وضعیتی که گویی به هدفشان رسیده‌اند به عنوان عامل مشوق استفاده کردند.

در کمال تعجب مشاهده شد که «تفکر مثبت» در طی این آزمایشات، نتایج خوبی به همراه نداشت!

گابریل اوتینگن می‌گوید: «من یک سال بعد زنان شرکت کننده در بررسی کاهش وزن را چک کردم. هر چه این زنان به شکل مثبت‌تری خودشان در این سناریوها به تصور در آورده بودند، وزن کمتری از کم کرده بودند.»
این بررسی و بررسی‌های دیگر اوتینگن نشان داد این‌گونه تفکر مثبت باعث می‌شود که افراد به وضعیت فعلی‌شان قناعت کنند و به تلاش بیشتر برای پیشرفت نپردازند.

گابریل-اوتینگن

اثرات آسوده خاطر بودن بیش از حد

اوتینگن می‌گوید خیال‌بافی درباره آینده می‌تواند انرژی‌ای که شما برای اقدام به پیگیری اهدافتان دارید، به هدر بدهد.
تفکر مثبت ذهن شما را به گونه‌ای فریب می‌دهد که انگار همین الان به هدفتان دست یافته‌اید. در نتیجه عزمتان برای پیگیری برای رسیدن به آن هدف را تضعیف می‌کند.
البته تحقیقات خانم اوتینگن نمی‌گوید منفی باف باشید.
او می‌گوید منفی بافی هم به همان اندازه که مثبت اندیشی زیان آور است، ممکن است به شما آسیب برساند.
در عوض کارآمدترین و اثربخش‌ترین افراد در طرح‌ریزی برای رسیدن به اهدافشان افرادی هستند که تعادلی از خوش‌بینی و بدبینی را به کار می‌بندند.
اوتینگن می‌گوید رسیدن به چنین تعادلی به تمرین فراوان نیاز دارد که او آن را (Mental Contrasting) یا «تضاد ذهنی» می‌نامد.
در این شیوه شما هم اهدافتان و هم موانعی که شما از دستیابی به آن‌ها باز می‌دارد، به تصور در می‌آورید. هردو را با هم!

اوتینگن

مثال:
به یک آرزویی که در ذهن دارید، فکر کنید. برای چند دقیقه فکر کنید که این آرزو به واقعیت تبدیل شده است. ذهن خودتان را آزاد بگذارید تا در این وضعیت خیالی غرق شود. بعد «دنده» ذهنتان را همچون یک اتومبیل عوض کنید. چند دقیقه‌ای را صرف به تصور در آوردن موانعی کنید که در مسیر تحقق آرزوهایتان قرار دارند. گرچه این تمرین ممکن است ساده به نظر برسد، اما نتایجی فوق‌العاده دارد.
گابریل اوتینگن دریافته است که افرادی که از شیوه «تضاد ذهنی» استفاده می‌کنند، بهتر برنامه ورزشی‌شان را دنبال می‌کنند، سریع‌تر از درد مفاصل خلاص می‌شوند و به طور موثرتری بر استرس در محل کار غلبه می‌کنند.
بنابراین شیوه درست این است که به این موضوع فکر کنید که هنگام رسیدن به هدفتان چه وضعیتی خواهد داشت و مهم‌تر اینکه «چگونه» راهی برای رسیدن برای این هدف پیدا کنید.

مشکلات دیگر تصورات مطلق ذهنی مثل مثبت اندیشی را در مقاله‌ای جداگانه به شما یاد خواهیم داد. پس منتظر بمانید…!

مطالب محبوب سایت:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا