2 علت اینکه چرا انگیزه مان را از دست می دهیم؟

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on telegram
Share on email
Share on whatsapp

سرفصل های مهم این مقاله:

2 علت اینکه چرا انگیزه مان را از دست می دهیم؟

من(فاطمه کهنسال) بعد از اینکه دیپلم گرفتم، به آرایشگاه رفتم و آن را یاد گرفتم. دیپلم آرایشگری را که گرفتم، به جای اینکه ادامه دهم و درآمدی بدست بیارم، ول کردم و ادامه ندادم.

بعد از آرایشگری، درس خواندم وکنکور دادم و لیسانس ریاضیات را گرفتم و بعد از آن هم فوق لیسانس گرفتم. ولی برای دکترا ادامه ندادم و رهایش کردم.

البته کد مدرسی در دانشگاه علمی کاربردی گرفتم، ولی حتی سعی نکردم که در دانشگاه های دیگری هم درس بدهم.

چرا؟

چون انگیزه ام کم بود. چون انگیزه کافی برای هدفم نداشتم.

اصلا انگیزه یعنی چه؟

انگیزه یعنی نیرویی درونی یا بیرونی که باعث می شود ما به راه خود ادامه دهیم و نبود آن باعث می شود، هدفمان را وسط راه ول کنیم.

داشتن انگیزه روی عملکرد ما و رفتار ما تاثیر می گذارد و باعث می شود برای اهدافمان تلاش کنیم.

چرا انگیزه مان را از دست می دهیم؟

این به خیلی عوامل بستگی دارد. ولی در حالت کلی می توان گفت که در واقع:

” انگیزه درونی و انگیزه بیرونی مان کاهش می یابد

دو نوع انگیزه داریم:

1-انگیزه درونی

2-انگیزه بیرونی

هرکدام از این دوانگیزه به نوعی بر عملکرد و رفتارمان تاثیر می‌گذارد. ولی چون شخصیت هایمان با هم فرق دارد بستگی دارد که کدامیک بیشتر تاثیر داشته باشد و کدامیک کمتر تاثیر داشته باشد.

1-انگیزه درونی:

انگیزه درونی یعنی اینکه خودمان به خودمان انگیزه بدهیم.

برای اینکه انگیزه درونی مان بالا برود می توانیم کارهای زیر را انجام دهیم:

الف-خودمان را تشویق کنیم.

بعد از هر کار خوبی که انجام می دهیم، خودمان به خودمان جایزه بدهیم.

مثلا من امروز ( شنبه 25 فروردین سال 1397) صبح که بیدار شدم، ابتدا کارهای مهم را انجام دادم. باید یک فایل آموزشی را گوش می کردم، و از آن فیل آموزشی برای سایتم محتوا تولید می کردم. این کار را انجام دادم. بعد کارهای خانه را انجام دادم، جاروبرقی کشیدم و ظرف شستم. بعد که تمام شد، به خودم جایزه دادم. برای خودم یک سی دی را که دوست داشتم را خریدم.

ب- از چیزی یا موضوعی بترسیم.

من وقتی که دانشگاه می رفتم، می ترسیدم که نمره ام کم شود. برای همین، خیلی می خواندم. ولی یکی از هم اتاقی هایم اصلا نمی ترسید و همین باعث شده بود که بی خیال باشد. نمره اش هم کم شد و در حد مشروطی بود.

وقتی که فارغ التحصیل شدم و کارشناسی ارشد را گرفتم، از اینکه شغلی پیدا نکنم و استخدام نشوم، نمی ترسیدم. چون می دانستم که خانواده ام خرجم را می دهند. به همین دلیل هم تلاش نمی کردم تا کاری پیدا کنم و درآمد داشته باشم.

پ-از انجام آن کار واقعا لذت ببریم.

اگر رشته ای را انتخاب کنیم که از آن لذت ببریم، شغلی را انتخاب کنیم که از انجام دادن آن، لذت ببریم و در کل کارهایی را انجام دهیم که لذت ببریم، دیگر وسط راه ول نمی کنیم و به هدفمان ادامه می دهیم.

من الان از نوشتن این مقاله دارم لذت می برم. واقعا این کار را دوست دارم. برای همین هم قبول کردم که برای سایت ” بیشتر از یک” مقاله بنویسم.

همین الان فکر کنید که آیا از انجام کارهایتان لذت می برید؟ به آنها علاقه دارید؟ به شغلتان علاقه دارید؟ به رشته تحصیلی تان علاقه دارید؟

ت-تصور کنیم موفق شدیم.

فکر کنید که موفق شدید. چه اتفاقی می افتد؟ انرژی می گیرید. شاد می شوید و با قدرت بیشتری به راه خود ادامه می دهید.

وقتی احساس شایستگی کنیم، احساس موفقیت کنیم، انگیزه درونی ما بیشتر می شود و مشکلات را راحت تر حل می کنیم و با سرعت بیشتری به سمت هدف می رویم.

همه ما دوست داریم که کامل تر شویم و رشد کنیم. اگر در درون خودمان نیاز به موفق شدن و نیاز به موفق شدن را افزایش دهیم، با سرعت بیشتری رشد می کنیم.

اگر موفقیت را تصور کنیم، نیاز به موفق شدن در درون ما بیشتر و بیشتر می شود و انگیزه درونی مان افزایش پیدا می کند.

ث-به خودمان افتخار کنیم.

در کارهایی که موفق می شویم به خودمان افتخار کنیم. وقتی در مسیر هدف، کاری را شروع می کنیم و برای آن برنامه ریزی هفتگی می کنیم؛ بعد از یک هفته ببینیم که چه موفقیت هایی داشته ایم. اگر بخاطر آن موفقیت ها به خودمان افتخار کنیم، انگیزه درونی مان بیشتر می شود و با سرعت بیشتری به هدفمان ادامه می دهیم.

ج-احساساتمان را کنترل کنیم.

اگر به کسی حسادت کنیم، فکرمان و انرژی مان منفی می شود. حتما شنیده اید که:

از هر دست بدهی از همان دست می گیری.

اگر غرور بیش از حد داشته باشیم، فکر می کنیم که همیشه خوب هستیم و همه چیز را می دانیم و برای موفق تر شدن تلاش نمی کنیم.

پس حواسمان به احساساتمان باشد و یادمان باشد که:

احساساتمان را کنترل کنیم.

چ-اهدافمان را بنویسیم.

هم هدف را بنویسیم، هم برنامه ریزی کنیم و برنامه ریزی را بنویسیم.

ﻓﻬﺮﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ اهداف ﺧﻮﺩ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﻢ در زمینه شغلی و هم خانوادگی و هم ثروت و…..

ﺁﯾﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻨﻔﺲ ﺑﯿﺸﺘﺮ،ﻋﺸﻖ ﺑﯿﺸﺘﺮ، ﻫﺪﻓﻤﻨﺪﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ و ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺧﯿﺎﻝ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ؟

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﻓﻬﺮﺳﺖ هدف ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻻﺕ ﺯﯾﺮ ﻣﺸﺨﺺ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﮐﻨﯿﺪ؟

ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ:

ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ؟ علت چیست؟

اغلب ما چرایی اهداف خود را فراموش می‌کنیم.

ﺑﺎ ﺑﻪ ﺗﺤﻘﻖ ﭘﯿﻮﺳﺘﻦ ﺍﯾﻦ هدف ﺩﺭ ﭘﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪ چه چیزی یا چه حسی هستم؟

ﺗﺤﻘﻖ ﺍﯾﻦ هدف ﭼﻪ ﺧﺪﻣﺘﯽ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ؟

حالا که اهدافتان را نوشتید، برای آنها برنامه ریزی هفتگی و ماهیانه و سالانه داشته باشید و برنامه ریزی هایتان را بنویسید.

2-انگیزه بیرونی:

انگیزش بیرونی از مشوق ها و پیامدهای محیطی مثل تشویق اطرافیان یا رسیدن به نتیجه ناشی می شود.

مواردی که باعث می شود انگیزه بیرونی ما بالاتر رود:

الف-پاداش هایی که می گیریم.

پاداش های پول که در آخر سال مدیران به کارمندان می دهند، باعث می شود که کارمندان در سال بعد با کیفیت بیشتری کار کنند.

جایزه هایی که والدین برای فرزندانشان می خرند، باعث می شود که فرزندان دفعه بعد تلاششان را بیشتر کنند و بیشتر درس بخوانند.

پاداش ناشی از انجام کار، افراد بسیاری را تحریک می‌کند تا با سرعت بیشتری به سمت هدفشان حرکت کنند.

بیشتر ما از دریافت بازخورد مثبت اطرافیا نمان مثلا افراد خانواده یا رییس مان لذت می‌بریم. این بازخورد ممکن است یک «آفرین» ساده باشد ولی برای ما ارزشمند است.

میل به پذیرفته‌شدن توسط دسته‌ای از افراد یا میل به ارتباط با اطرافیان یا افرادی در دنیایی بزرگتر در درون همه ما انسانها وجود دارد.

حس نیاز به ارتباط به دیگران در طبیعت ما انسان‌هاست، همچنین نیاز به پذیرفته‌شدن و همبستگی.

وقتی دستاوردهایتان توسط دیگران تحسین می‌شوند، انگیزه شما افزایش پیدا می‌کند.

ب-از آموزش ها انرژی می گیریم.

وقتی آموزش هایی که استفاده می کنیم، انرژی می گیریم باعث می شود با سرعت بیشتری به سمت هدف مان حرکت کنیم و پیش برویم.

پ-وقتی موفق شویم.

مثلا اگر در زمینه کاری موفق شویم و به پول برسیم، همین پول باعث می شود که انگیزه ما بیشتر شود. برعکس؛ اگر در کاری شکست بخوریم همین شکست باعث می شود که انگیزه مان کمتر شود و ممکن است که وسط راه آن کار را ول کنیم و به سمت هدفمان حرکت نکنیم. مثل خیلی ها که در شغلشان ورشکست می شوند و دیگر آن را دادمه نمی دهند و بعد سراغ شغل دیگری می روند.

ت-وقتی رقابت کنیم.

اگر با دیگران مسابقه دهیم، انگیزه مان برای بردن و موفق شدن بیشتر می شود. اگر مسابقه ندهیم و تنها بخواهیم آن کار را انجام دهیم، انگیزه مان کمتر است.

ث-با افراد جدید آشنا شویم.

وقتی به روزمرگی زندگی دچار می‌شویم، معمولا بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانیم، خیلی از فرصت‌های موفقیت را از دست می‌دهیم. ملاقات با آدم‌های جدید می‌تواند برای سلامت ذهنی‌مان مفید باشد و به موفقیت ما کمک کند.

پس بیاییم از حضور در جمع‌ها و پیدا کردن دوستان جدید نترسیم و خجالت نکشیم.

با شرکت در دوره رفع خجولی، اطلاعات خود را در این زمینه بالا ببرید و به سراغ شناخت و برقراری ارتباط با آدم‌های موفق بروید.

با شناختن انواع انگیزه می توانیم انگیزه مان را بالاتر ببریم و تلاشمان را بیشتر کنیم تا زودتر و سریعتر موفق شویم.

من از وقتی که خواندن کتاب های روانشناسی و موفقیت را شروع کردم، انگیزه دارم و بازهم دارم تلاشم را می کنم، چون انگیزه درونی ام را بالا می برم. بعضی از اطرافیانم هم من را تشویق کرده اند و از آموزش ها هم استفاده کردم و همین موارد باعث شد که در کل من انگیزه ام بیشتر و بیشتر شود.

همین الان دوباره مقاله را بخوانید و ” 2 علت اینکه چرا انگیزه مان را از دست می دهیم ” را بررسی کنید و فکر کنید که برای اینکه انگیزه تان برای موفقیت بیشتر شود، الان باید چه کار کنید.

امروز کارهایی را انجام می دهم که دیگران حاضر نیستند انجام دهند

فردا کارهایی را انجام می دهم که دیگران قادر نیستند انجام دهند.

پیروز و موفق و بیشتر از یک نفر باشید

fatemeh 26

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا