10 راه برای افزایش مهارت های حل مسئله با خلاقیت

سرفصل های مهم این مقاله:

تا به حال به این فکر کرده اید که چه چیزی نوابغی مثل انیشتین، ادیسون یا سالوادور دالی را از بقیه متفاوت کرده است؟ آنان چگونه به ایده های جدید می رسیدند؟بیایید ببینیم آنان از چه ایده های مشابهی استفاده می کردند تا با مسائل روبرو شوند.

مهم نیست که شما خود را فردی خلاق به حساب می آورید یا خیر. خلاقیت بخشی بسیار مهم برای خلق ارزش است. خلاقیت به خصوص برای توسعه یا مواجه با یک مسئله، ویژگی ای حیاتی است. وقتی بخواهید راه حلی که برای مشکلتان وجود دارد را با ارزش تر کنید، باید به آن چاشنی ای به اسم خلاقیت بیفزایید!

هر روز برای شرکت یا کسب و کار ما ممکن است مسئله پیش آید. از مسائل بزرگ مثل “استراتژی شرکت تا 5 سال آینده” تا مسائل کوچک مثل ” چگونگی نحوه ارائه گزارش ماهانه به مدیرعامل”. مهم نیست که اندازه یا پیچیدگی مساله چقدر باشد.مهم این است که ما به اندازه کافی مهارت حل مسئله داشته باشیم تا به خوبی از پس مشکلات برآییم. لازمه ی به دست آوردن مهارت حل مسئله، آموختن تفکر ساختاری، منطق، دانش، استدلال، کار تیمی و کمی خلاقیت است.

در اینجا به مجموعه‌ای از نکات درباره نحوه کسب اطمینان از خلاقیت در فرآیند حل مساله اشاره می‌کنیم:

دیگران را سهیم کنید

ذهن های بزرگ می توانند خیلی از مسئله دور شوند، اما ذهن های خیلی بزرگ، برای کسب نتایج بهتر، روی یک موضوع تمرکز می کنند. دیدگاه ها و رویکردهای مختلف، در یک فرایند خلاقانه، فوق العاده هستند. چرا که افراد را به تفکر بیشتر وا می دارند. حتی در طبیعت هم اگر یک خزانه ژنی را در نظر بگیرید، هیچ یک از افرادِ درونِ آن، تمامیِ ژن‌های درونِ خزانه را دارا نیستند.

فرضیات را تغییر دهید

این امر شامل حذف محدودیت‌ها یا تعارضات سنتی و دست و پاگیر است. به عنوان مثال تصور کنید که محدودیت های بودجه ای برای راه حل شما وجود ندارد. این امر می تواند در ابتدا دشوار باشد. چون ما به فرضیات عادت کرده ایم. اما امتحان کردنش ضرری ندارد. گاهی اوقات تغییر، بهترین راه حل است.

طوفان فکری را فراموش نکنید.

یک روش سنتی و شناخته شده ، طوفان فکری است. یک ایده این است که با صدای بلند فکرمان را تکرار کنیم و یا روی یک قطعه کاغذ بنویسیم تا افکار خلاقانه، آزادانه به گردش در آیند و ببینیم ما را تا کجا می برند. یک راه عالی برای پیگیری اینکه سرانجام طوفان فکری ما را کجا می برد، استفاده از نقشه های ذهنی است.

طوفان فکری معکوس:

اشتباه نکنید. این طوفان فکری هم مثل گزینه قبل است. اما سعی دارد مشکل ما را از نقطه مقابل بررسی کند. مثلا وقتی به این فکر می کنید که ارزان ترین اتاق هتل را طراحی کنید، دقیقا به نقطه مقابل آن یعنی طراحی گران ترین اتاق هتل فکر کنید. این یک تمرین خیلی خوب و یک سرگرمی ذهنی است تا شما را به یاد چیزهایی بیندازد که در طوفان فکری به آن فکر نکرده بودید.

تلاش برای تکامل:

نباید همان اولین ایده خوبی که به ذهنمان می‌آید را اجرا کنیم. لازم است زمان بیشتری صرف کنیم تا تمامی احتمالات را بررسی کنیم. حالا می توانیم قضاوت کنیم که کدام ایده از همه بهتر است.

آزادانه فکر کنید. روی یک چیز به مدت طولانی تمرکز نکنید.

همیشه زمان بسیار زیادی را نباید روی یک موضوع خاص کاملا متمرکز شویم و حالت فوکوس به خود بگیریم. باید اجازه دهیم تا سوژه ها در مغز ما آزادانه گردش کنند و یک ارتباط مفهومی بین مفاهیم مختلف ایجاد کند.به این حالت حالت پخش گفته می شود. آلبرت انیشتین، ادیسون و سالوادور دالی از تکنیک هایی در حالت پخش استفاده می کردند تا اطلاعات را به خوبی به گردش دربیاورند. به این صورت انیشتین، نظریه های مشهور خود را ارائه داد، ادیسون این همه اختراع به ثبت رساند و آقای دالی، آثار کم نظیری از خود به جای گذاشت. همه ی دستاوردهای دنیا از طریق تلاش های خلاقانه به دست آمده اند. این سه نفر قطعا جزو بهترین متفکران تاریخ هستند. ادیسون و دالی قبل از اینکه به مراحل عمیق خواب وارد شوند، از خواب بیدار می شدند تا مغز تحریک شود و ایده های عالی شکل بگیرند.

مقایسه و تشبیه

این دو راه، روش های عالی برای تبادل دیدگاه ها هستند. از دیدگاه می توانیم برای اتصال یک ابتکار به ابتکاری دیگر و صنعتی به صنعت دیگر بهره بگیریم. با تشبیه و مقایسه، می توانیم مسئله ای را در صنعتی حل کنیم که صنعت دیگر قبلا به آن دچار شده بوده است.

مثل یک ستاره فکر کنید و بدرخشید!

یک راه دیگر برای تغییر دیدگاه شما این است که به آنچه دیگران انجام می‌دهند فکر کنید. یعنی خود را جای کسی بگذارید که می تواند مشکلات و مسائل بزرگ را حل کند. مثل او فکر کنید. این شخص می تواند یک مدیرعامل ، مدیر فروش ، مشاور یا استاد باشد. از خودتان بپرسید که آنها چگونه فکر می کنند؟

ترکیبات تازه و بدیع

گاهی اوقات هنگامی که چیزهایی به طور اتفاقی با هم ترکیب می شوند، یک اتفاق جدید می افتد و یک ایده نو شکل می گیرد. جالب است بدانید برخی از نوابغ خلاق و سرشناس مثل مارک زاکربرگ، استیو جابز و مارک تواین، میزشان همیشه به هم ریخته است. البته این به معنای بی نظمی نیست. پس لزوما اگر بی نظم باشید، موفق نمی شوید!!

خوش بین باشید!

بهتر است خوشبین باشید. اگر باور داشته باشید که می توانید مسائل را حل کنید، به احتمال زیاد این کار را انجام می دهید.

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا