رادیو سخنرانی 27: چگونه کاریزماتیک سخن بگوییم

سرفصل های مهم این مقاله:

رادیو سخنرانی 27: چگونه کاریزماتیک سخن بگوییم

چگونه کاریزماتیک سخن بگوییم ، همانطور که در مجموعه مقالات مربوط به کاریزما و ویژگی‌های افراد کاریزما ( کاریزما چیست؟ ) مطرح کردیم، افراد کاریزماتیک ویژگی‌های خاصی دارند که یکی از ویژگی‌های بسیار مهم این است که چطور سخن بگویند. در حقیقت پاسخ به این سوال کهه چگونه مانند افراد کاریزماتیک سخن بگوییم.

معمولاً ما در کشور خودمان بر روی نحوه گفت و گوهای روزمره توجه خاصی نداریم و فقط افراد کاریزماتیک هستند که توجه می‌کنند که چطور سخن بگویند و امیدوارم این فایل از رادیو سخنرانی برای شما کاربردی باشد.

 

رادیو سخنرانی 27: چگونه کاریزماتیک سخن بگوییم

 

اغلب افراد در هنگام صحبت شاید به نحوه‌ی صحبت خود توجه نمی‌کنند و شاید در بسیاری از جملات و کلمات با کنایه صحبت می‌کنند که حتماً باعث نتایج بسیار نامناسبی خواهد شد

افراد کاریزماتیک، نکات ضروری یک سخنرانی را رعایت می‌کنند، می‌دانند که باید جذاب صحبت کنند، صحبتشان را به خوبی پیکربندی کنند، مطالب مفیدی ارائه کنند و …

در مجموعه مقالات کاریزما درمورد روش‌های تبدیل شدن به یک سخنران کاریزماتیک موضوعاتی را بیان کرده‌ایم.

در رادیو سخنرانی 27 درخصوص 3 راهکاری که یک فرد باید توجه کند تا کاریزماتیک سخن بگوید مطالبی عنوان شده است:

 

برای دانلود کافیست اینجا کلیک کنید 

برای دانلود Pdf کافیست اینجا کلیک کنید 

متن فایل چگونه کاریزماتیک سخن بگوییم ؟

به نام خدا
سلام
 خیلی خوشحالم که با بیست و هفتمین فایل از مجموعه فایل های رادیو سخنرانی در خدمت شما هستم.

من محمد پیام بهرامپور هستم و قصد دارم در این فایل آموزشی در مورد اینکه چگونه کاریزماتیک سخن بگوییم با شما صحبت کنم.

توی سایت مطالب زیادی راجع به افراد کاریزماتیک و شخصیت کاریزما قرار دادیم و مطمئناً شما عزیزان آن را مطالعه کردید و اگر مطالعه نکردید حتما در قسمت جستجو وبسایت ما bishtarazyek.com می توانید این مطالب را مرور کنید.

امروز می خواهیم راجع به این موضوع صحبت کنیم که چرا بسیاری از ما بیان مان ضعیف است و افراد کاریزماتیک چه طور صحبت می کنند و ما چطور می توانیم از آنها الگو بگیریم.

من چند تا عبارت می خواهم بگویم، حالا نمی دانم اینها کلمه اند، عبارت اند، مفهوم اند یا داستان هستند و چی هستند واقعاً! اما من چندتا از این ها را بیان می کنم و ببینید که چقدر آشنا هستند.

دکتر!

آقای مهندس!

پرفسور!

تو واقعا پدیده ای!

ته اعتماد به نفسی!

می بینید این واژه ها خودشان اگر به تنهایی نوشته بشوند و یا اگر بدون احساس خاصی خوانده بشوند واژه های مثبتی هستند و قرار است که جایگاه کسی را بالا ببرند.

اما برعکس ما به گونه ای از آنها استفاده می کنیم که نتیجه کاملاً معکوسی دارد!

یعنی زمانی که به یک نفر می گوییم پرفسور، یعنی تو احمق ترین آدم دنیا هستی یا اگر وقتی می گوییم واقعا ًپدیده ای یعنی از تو پرت تر دیگه وجود ندارد.

متاسفانه این خبر، خیلی خبر خوبی نیست و بیان و زبان ما متاسفانه این طور است و حالا چه بخواهیم و چه نخواهیم باید بپذیریم این موضوع در کشور ما واقعاً بیش از بسیاری از کشورها متداول است.

 

دوره غیر حضوری سخنرانی و فن بیان را از دست ندهید

 

شاید برایتان جالب باشد که یکی از همکاران مجموعه ما که بعد از 8 سال کار کردن در یک نهاد دولتی که جایگاه خیلی خیلی خوبی هم داشت یعنی مدیر شبکه آن نهاد دولتی بود کار را رها کرد و به مجموعه ما آمد.

جالب بود وقتی من از او تعریف می کردم مثلاً می گفتم واقعاً ازت ممنونم امروز خیلی زحمت کشیدی…

می گفت که: آقای بهرام پور مگه من چی کار کردم؟

گفتم: خیلی زحمت کشیدی این کار را کردی، آن کار را کردی.

می گفت: خب کجا را کم گذاشتم؟

می گفتم: نه! من دارم از شما تعریف می کنم و آن شخص آنقدر در آن محیط صحبت های منفی با بیان معکوس شنیده بود یعنی وقتی به او می گفتند خیلی زحمت کشیدی یعنی هیچ کاری نکردی!

عملاً سر در گم شده بود.

حتی وقتی من واقعاً از او تعریف می کردم می دیدم که بنده خدا راحت متوجه نمی شود.

یا خیلی اوقات دوستان می آیند و به من می گویند که فلانی با من آن کار کرد یا فلان دوستمان این حرف را زد، بعد من معمولاً از آنها این درخواست را دارم، می گویم:

از او تا حالا پرسیدی که دلیل این کارت یا رفتارت چی بوده است؟! و معمولاً دوستان من جواب می دهند:

نه!

و عملاً این داستان را بدون اینکه کاملا ًخودشان بدانند کاملاً یک طرف می آیند و به یک نفر دیگر می گویند.

حقیقت این است که ما یا خیلی غیر مستقیم مثل نمونه های بالا حرف مان را می زنیم یا اینکه صحبت مان را می کوبانیم یعنی شخص را تحقیر یا به او توهین می کنیم.

 

برایان تریسی در مورد کاریزما می‌گوید

 

مثلاً فرض کنید شما یک مدیر هستید و می خواهید کارمندتان را که یک کار اشتباهی انجام داده است تنبیه کنید یا به او گوشزد کنید که ببین تو الان کار خوبی انجام نمی دهی.

معمولاً چه کاری می کنیم؟

معمولاً اینطوری است که:

یا نگاه چپ به او می اندازیم بعد در دلمان هم می گوییم که عجب نگاهی بود، نگاه خیلی کاریزماتیک یا اینکه دقیقاً شروع می کنیم در کمال وقاحت کلمات خیلی زشت می گوییم.

تو شعور نداری این کار را می کنی، تو اصلًا نمی فهمی، خیلی واضح و زننده و کوبنده مطالب را می گوییم.

حقیقت این است که هیچ کدام از این دو درست نیست!

یعنی نه اینکه خیلی غیر مستقیم مثل نگاه چپ که باعث هزاران سوء تفاهم می شود درست است،

نه اینکه کاملاً وقیحانه شروع کنیم کوبنده به یک نفر مطالبی را ارائه کنیم.

ما باید صاف و رک و در عین حال محترمانه مطالب را بیان کنیم.

این یکی از اصلی ترین ویژگی های افراد کاریزماتیک است.

هیچ وقت وقتشان را تلف نمی کردند که با حاشیه رفتن و غیر مسقیم گفتن صحبت شان را به جایی برسانند و یا اینکه هیچ وقت با کوبنده صحبت کردن برای خودشان دشمن درست نمی کردند.

البته از کوبنده منظورم کوبیدن یک فرد است. گاهی اوقات هم بسیار کوبنده صحبت می کردند.

ما می خواهیم واضح، مستقیم و مودبانه صحبت بکنیم.

بنابراین حرف های بسیار اشتباهی مثل اینکه اگر یک ذره شعور داشته باشد خودش با یک نگاه می فهمد.

اینها اتفاقا اصلاً کاربردی نیستند و کاملا ًاشتباه هستند.

حالا من می خواهم سه راهکار بگویم!

سه راهکاری که می تواند خیلی خیلی به شما کمک بکند. همانطور که برای من بسیار بسیار کمک کننده بود. امیدوارم این برای شما عزیزان نیز کاربردی باشد.

 

راهکار اول این است:

مثلاً وقتی فردی دیر کرد، دیر آمد سر قرار، فرض کنید من با همسرم قرار دارم و من شاید مثال نیم ساعت، بیست دقیقه است منتظر هستم که همسرم بیاید و دیر آمده و من خیلی از این بابت ناراحت هستم.

ما معمولاً چه کار می کنیم؟

معمولاً یا وقتی شخص آمد پرخاش می کنیم با او خیلی بد صحبت می کنیم که:

کجا بودی؟

چی کار می کردی؟

بازم می گویی در ترافیک گیر کردی؟

یعنی خیلی کوبنده یا از آن طرف نگاه مان را می گیریم، کم حرف می زنیم، غذا نمی خوریم و یک سری رفتارهای کاملاً غیر مستقیم را بروز می دهیم که اتفاقاً باعث می شود شخص اصلاً متوجه نشود که مشکل کجاست.

هر دوی این ها اشتباه است.

مهم این است که وقتی ما از رفتاری ناراحت هستیم، اولین کار حسمان را بگوییم!

نگوییم تو بی ملاحظه ای بلکه بگوییم که من از این که تو دیر می آیی حس خوبی ندارم و مهمتر اینکه راهکار بدهیم.

می توانم ازت خواهش کنم یا دیر نیایی یا اگر دیر می آیی به من خبر بدهی که من خودم را سرگرم کنم یا دیرتر راه بیفتم.

ببینید راهکار دادن بسیار بسیار مهم است و ما معمولاً این را فراموش می کنیم.

با یک نگاه چپ مدیر توقع دارد که یک کارمندی که وضعش فاجعه است تبدیل شود به یک کارمند ایده آل، عملا ًنشدنی است.

 

 

پس خیلی مهم است، به جای اینکه شخص را بکوبیم، حسمان را نسبت به آن رفتار بگوییم.

این دیر آمدنت باعث می شود که من حس خوبی نداشته باشم.

اینکه در جمع آن طوری به من گفتید یک خرده مرا رنجاند.

یعنی حسمان را می گوییم نه اینکه تو با من تو جمع بد صحبت می کنی! تو همیشه دیر می آیی! نه!

حس ما نسبت به رفتار فرد و بعد از آن فرد خواهش می کنیم که اگر دوست داری طبق این راهکارهای من رفتار کن.

این می تواند خیلی خیلی موثر باشد.

البته اگر هدفمان از انتقاد کردن این است که نتیجه ای در رفتار شخص ببینم،‌ یعنی شخص تغییری بکند.

نه. اگر صرفاً می خواهیم اعصابش را خرد بکنیم، ایده آل است که با همین روش عادی بگوییم تو کلا اینطوری هستی.

وقتی اینطوری صحبت کنید مطمئناً خوب می توانیم اعصاب یک نفر را خرد بکنیم و هیچ تغییری هم نبینیم.

 

مورد دوم نه گفتن است.

ما معمولاً یکی از ما درخواستی دارد به خاطری یک مفهوم بی معنی به اسم رو در بایستی، عملاً جواب واضحی نمی دهیم یعنی با رودربایستی درخواست شخص را می پذیریم و کاملاً ناراحتیم از اینکه پذیرفتیم.

دائماً با خودمان کلنجار می رویم که عجب اشتباهی کردی، چه کار بدی کردی.

یا از آن طرف همچین جواب نه می دهیم که نه پرت می شود تو صورت شخص و دندان هایش در دهانش خرد می شود.

این ها هیچ کدام درست نیستند.

لازم است که ما یک نه گفتن اصولی داشته باشیم.

من راجع به این نه گفتن تو سایت مطالب خیلی زیادی نوشتم و حتماً مقاله "هنر یا مهارت نه گفتن" را در سایت بررسی و از آن استفاده بنید.

 

اما نکته پایانی تکمیل اطلاعات است.

بگذارید برایتان چند مثال بزنم:

مثلاً همکار خیلی خیلی عزیز ما در مجموعه، خانم جعفری، یک بار دیدم در یک جلسه ای دیر آمدند. یعنی ما یک کارگاهی داشتیم و ایشان حدود 20 دقیقه دیر تشریف آوردند.

مدل اول،‌ مدل عمومی که همه ما انجام می دهیم یا غیر مستقیم چپ نگاه می کنیم، یا چنین رفتارهایی، یا اینکه خیلی کوبنده، که بازم که دیر آمدی در صورتی که ایشان هیچ وقت دیر نمی آیند و همیشه منظم هستند و این یک اتفاق خاص بود.

تکنیکی که اینجا باید استفاده بکنیم چی است؟

این است که سوال کنیم، سوال خیلی به کم شدن تنش و نتیجه دادن صحبت کمک می کند.

وقتی من از ایشان پرسیدم که عذر می خوام مشکلی وجود داشت که شما دیر تشریف آوردید؟

و وقتی من خودم جواب را شنیدم خجالت کشیدم.

بله ایشان گفتند بله شما به ما اس ام اس دادید که بروید فلان چیز را از دفتر بیاورید، ما نزدیک اینجا بودیم، دوباره رفتیم تا دفتر و آمدیم.

من دیدم عملاً من عامل این تاخیر بودم و خدا را شکر که برخورد بدی نداشتم و فقط می خواستم اطلاعاتم را تکمیل کنم.

 

یا یک مورد دیگر:

من مدیری را دیدم در یک سازمانی که می نالید این کارمند من بیشعور است، این کارمند من همش دارد با تلفن صحبت می کند این سه چهار روزه، انگار نه انگار که این موبایل برای خانه است و در محیط کار نباید از موبایل استفاده کرد، با پُر رویی تمام هم موبایل را جلوی من دستش می گیرد و جلوی من حرف می زند و از این حرف ها.

گفتم: خب تا به حال با او صحبت کردی؟

گفت که: نه! برای چی باید صحبت بکنم؟!

بیشعوری، بیشعوری است دیگه!

اگر می خواست درست شود درست می شد و حالا با اصرار من رفت با آن شخص صحبت کرد و چهره آن مدیر وقتی که برگشت خیلی جالب بود!

چون متوجه شد تلفن های دفتر در آن قسمت چند وقتی است که به خاطر کابل برگردان یا به هم خوردن سانترال، نمی دانم چه مشکلی داشت،‌ دچار مشکل شده بود و آن شخص تلفن را روی موبایل خودش دایورت کرده بود و عملا ًدر تمام روز داشت با تلفن دفتر صحبت می کرد و خیلی جالب است بدانید که حتی به خاطر این موضوع در ساعت های غیر کاری هم پاسخگوی تلفن بود.

حالا فرض کنید آن مدیر می آمد و می گفت تو هم همش داری با تلفنت صحبت می کنی، کارهای شخصی می کنی!

دیگر آن شخص هیچ وقت رغبت نمی کرد که چنین کاری را برای کسی انجام بدهد و در دلش می گفت:

لیاقتت همان است که بگوییم تلفن خراب است و ما هم کار نمی کنیم.

 

پس ما سه تا راهکار گفتیم:
  • اگر مشکلی وجود دارد از شخص مستقیم انتقاد نکنید، بگوییم که از این رفتار حس خوبی نگرفتیم و راهکار بدهیم.
  • مورد دوم مهارت نه گفتن است که کامل در سایت راجع به آن صحبت شده است.
  • و سوم سوال کردن برای تکمیل اطلاعات است.

یعنی به جای اینکه صریحاً اظهار نظر کنیم و نتیجه قضاوت مان و آن حکم را به شخص اعلام کنیم برعکس سوال بپرسیم که اطلاعات مان تکمیل شود.

امیدوارم با رعایت این چند نکته جایگاه کلام و بیان خودتان را خیلی خیلی خوب ارتقا بدهید و به بیان کاریزماتیک نزدیک تر بشوید.

من از این روش ها استفاده کردم و نتایج فوق العاده ای گرفتم و مطمئنم شما عزیزان هم حداقل شده آن را تست خواهید کرد و بعد حتماً خوشحال می شوم که نتایج این روش ها و راهکارها را در قسمت نظرات سایت بنویسید.

ممنونم از اینکه با من همراه بودید.

پیروز و موفق باشید.

خدا نگهدار

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا