4 سبک رفتاری در شروع ارتباط با افراد مهم!

هفته گذشته، سوالی از تمام همراهانمان در سایت و شبکه‌های اجتماعی پرسیدیم: تصور کنید آدم مهمی را به صورت اتفاقی می‌بینید. اولین اقدامتان برای شروع رابطه چیست؟

بیش از هزار نظر دریافت کردیم و به 4 سبک رفتاری رسیدیم. نکات آموزشی ویدئوی زیر را از دست ندهید:

 

زیبایی و اخلاق مهم‌تره یا شبکه ارتباطی؟

می‌دانید شانس موفقیت، رابطه مستقیمی با مهارت شبکه‌سازی دارد؟ در ویدئوی زیر، پیام بهرام‌پور با ذکر مثال، این موضوع را شرح داده است، حتما نگاه کنید!

 

شبکه‌سازی چیست؟ مثالی از معجزه شبکه‌سازی!

با یک مثال واقعی، به شما می‌گویم که چگونه می‌توانید از قدرت و معجزه شبکه‌سازی برای پیشبرد اهداف و رسیدن به موفقیت استفاده کنید! حتما این فیلم را ببینید:

 

تلفنت از کیف پولت مهم‌تره!

هدف از شبکه سازی اینه که اعتباری نزد دیگران به دست بیاریم تا در مواقع لزوم بتونیم ازش استفاده کنیم. البته این، به همین سادگی نیست، ما هم باید ببینیم چطور میتونیم متقابلاً به دیگران خیر برسونیم! حتما به این فیلم نگاه کنید:

 

تمدید شد (به دلیل استقبال عالی شما عزیزان)

توی این 4 تا فیلم کوتاه، حتماً بهتون ثابت شده که شبکه‌سازی چقدر میتونه موثر باشه در موفقیت یا عدم موفقیت ما!

توی دوره شبکه‌سازی، یاد می‌گیرید چطور از پتانسیل افراد موفق و جمع کردن کلی اعتبار، احتمال موفقیت‌های خودتون رو چندین برابر کنید! روی تصویر زیر کلیک کنید!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۲۶۴ دیدگاه دربارهٔ «»

  1. مطالب خیلی مفید هستن و لازم برای همه افراد در هر زمینه که فعالیت می کنه. و از اینکه عضو این گروه هستم خیلی خوشحالم

  2. سلام ،می خوام بهتون بگم که خودمون اینا رو میدونیم !! اما اگر میتونستیم که این ویدیو ها رو نمیدیدیم ،چه فایده داره وقتی زمان گذشته و نه مدرسه ای هست و نه دانشگاهی که بشه شبکه ساخت و از طرفی هم با هیچکسی که ادم به درد بخوری باشه نمیتونی شبکه بسازی !این حرف ها هم فقط مال فیلم ها و ادم های خوش شانسه

    1. بیشتر از یک نفر.

      سلام جناب افشار عزیز
      لطفا برای رزرو دوره شبکه سازی به شماره ۰۹۹۳۶۸۶۷۰۷۲ پیام بدهید همکاران ما در واحد امور مشتریان شما را راهنمایی خواهند کرد.
      موفق و بیشتر از یک نفر باشید …

  3. در واقع کم نظیر بود یه ماتریس داشتید که یه خونه اش در مورد ادمایی بود که پرتوقع اند و زود و زیاد از دیگران عصبانی میشن یه چیز فوق العاده بود من خیلی مشتاقم دوباره ببینم و بر دیوار مدرسه مان ازش استفاده کنم کاش دوباره استوری کنید

  4. دراینکه دوست دارم با اون فرد ارتباط برقرارکنم شکی نیست اما میتونم بگم غرورم مانع این خواستم شده همیشه و این رو من بزرگترین نقطه ضعف زندگیم میدونم و مشتاق به برطرف کردنش هستم اگر در این راستا همکاریم کنید ممنون میشم

  5. سهیل محمدخان تبریزی.

    سلام
    به نظر من گاهی ندانستن مهارت باعث ایجاد ترس و یا حسرت میشه . درصورتیکه اگر نقشه راه را بلد باشیم تا حدی می تونیم با اعتماد به نفس بیشتری کارها را انجام دهیم .

  6. وحید حسین پناه.

    خیلی عالیه و واقعیتی که کمتر به آن پرداخته شده
    من جزو گروهی هسیم که کمی ترس همراه با کمی خجالت مانع برقراری ارتباطم با سایرین میشود

  7. محمد اسماعیلی.

    سلام.وقت بخیر.نبود مهارت و حسرت.
    با صحبت‌های داداش بهرام پور شبکه سازی مهم تره قبلا فکر میکردم اخلاق همون راه ارتباطه.
    ممنون برای اینهمه آگاهی که به من میدید. خدا ازتون راضی باشه.

  8. محمد محمدی‌نیا

    من عمدتا ترس و فقدان اعتماد به نفس و نبود مهارت رو تجربه دارم اون وقت در انتها یه حسرت بزرگ برام به ارث میمونه

  9. محمد محمدی‌نیا

    پیام فوق العاده بود
    من شروع کردم
    با یه پیام تشکر به اولین نفر لیست شبکه ارتباطی‌ام بابت لطفی که چند سال قبل درحکم داشت و قصد دارم بدون درخواست او آخر هفته بعد برای رفع مشکل شخصی او تلاش کنم. اون هم تلاشی بی‌منت، عشقی بدون چشمداشت.

  10. بسیار خوب بود اما استاد نگفتید که در برخورد اول با یک آدم مهم چیکار کنیم؟ و اینکه چطور شبکه سازی کنیم؟
    چیزی که من میدونم اینه که بگیم کارمون چیه و چه کمکی میتونیم بکنیم و درنهایت خودمون رو معرفی کنیم ولی در خیلی از مواقع پیش خودم میگم من چه کمکی میتونم بکنم اون که خودش هرکاری بخواد میتونه بکنه

    1. بیشتر از یک نفر.

      سلام جناب محمدپور عزیز
      از شما ممنونیم که مجموعه بیشتر از یک نفر رو برای رشد و یادگیری خودتون انتخاب کردید.
      در پایان این چهار ویدیو وبینار شبکه سازی به صورت رایگان برگزار شد و بعد از آن هم معرفی محصول شبکه سازی.
      ما رو در جریان موفقیت هاتون قرار بدید.
      موفق و بیشتر از یک نفر باشید …

  11. فاطمه رنجبر حسيني

    سلام من ترس ندارم برای خودم همیشه جالبه من تا چهل و هفت سالگی خانه دار بودم ولی انقدر دوستای مهم دارم که تو هر اداره و پست و مقامی ولی معمولا چیزی از کسی نمی خوام و بیشتر وقتا بهم میگن اگر می گفتی لحظه ای برات حل می کردیم همیشه مواظبم کسی رو تو رودرواسی قرار ندم

  12. با تشکر فراوان از آقای بهرامپور و تیم حرفه ایشون،بدون شک با،هوش ،استعداد و ایده های نو و بکر خودشون قدمی بزرگ در راه پیشرفت و سربلندی و در کل زندگی بهتر برای همه اقشار مردم برداشتن،خدا به شما خیر و برکت فراوان عنایت کند
    من اگه یه روزی به لطف خدا اوضاع مالی خوبی پیدا کنم حتما یه بخش از اون رو به آقای بهرامپور برای هزینه‌ و تهیه آموزش های رایگان میدم

  13. با سلام

    از اینکه علم و وقتتونو سخاوتمندانه در راه رشد و کسب مهارت افرادی مثل من قرار میدین بی نهایت ممنونم

    1. نمیشه اسمشو ترس یا خجولی گذاشت ،ترجیح میدم تا زمانیکه مهارت کافی رو پیدا نکردم با اون شخص وارد صحبت نشم،
      چون شاید اولین اشتباه آخرین اشتباهم باشه و دیگه نشه جبرانش کرد

  14. سلام و سپاس از تلاش شما در جهت رشد و آگاهی رساندن به دیگران
    ارتباطات قدرتمند، قدرت میسازد و داشتن مهارت ارتباط موثر ، ارتباطات قدرتمند میسازد ، علم و عمل توامان معجزه میکند.

  15. سلام سپاسگزارم برای این کار زیبا وعالیتون ک حس دیده شدن واینکه پیامها خونده میشه رو ب من دادین واینکه من از نبود مهارت بیشتر رنج میبرم

  16. نعمت اله صمیمی.

    با سلام و درود بر شما مرد بزرگوار
    بنده از اعتماد بنفس چندان مناسب علی رغم اینکه مهارت در رشته خودم دارم برخوردار نمی باشم .تا حدودی ترس هم در وجودم هست که نکنه موضوعی را بیان کنم وجواب نا مناسب از طرف مقابل دریافت کنم وشرمنده شوم ولی خوشبختانه تا کنون حسرت کاری را نخورده ام برای عدم دست رسی به شرایط بهتر چون تلاش بیشتر باید انجام می دادم که نخواسته ام ویا در توانم نبوده

  17. با سلام و تشکر و قدردانی از زحمات شما
    متاسفانه نداشتن مهارت کافی که ریشه درتربیت و فرهنگ غلط تعلیم و تربیت داره عملی هست که اکثر ما ایرانیها از آن رنج می کشیم من مهارتی د ربرقراری ارتباط ندارم و همیشه چوب این نابلدی رو خوردم

  18. باسلام و درود بی پایان
    اگر چه این پیام شما را دیر هنگام مشاهده نمودم ولی در پاسخ به سوال شما عرض می کنم برای رفتار و عکس العمل در مواجهه با دیدن فرد مهم و طریقه ارتباط با او که بسیار برای من مکرر اتفاق افتاده خدمت شما عرض می کنم
    من برای به اشتراک گذاشتن این تجارب زیبا ابتدا هزینه آنرا دریافت می کنم و بعد در خدمتتان خواهم بود نه برای یک دقیقه بلکه چند ساعت هم می تونم برای شما تعریف کنم
    در ضمن ایمیل من یک تعریف از هدفم رادر خودش نهفته دارد.
    ارادتمند – کریمی

  19. سلام و ممنون بابت مطالب ارزشمندی که ارایه میکنید. ویدیوی بعدی که در ویدیوی بالا اشاره شد منتظرش باشیم، کی و از جه طریق به دست ما میرسد؟
    میشه خواهش کنم لینک دسترسی به اون رو برام ارسال کنید؟ میشه لطفا امروز برام ارسالش کنید.

  20. درود بر شما
    من موقعیتهای مناسب و زیادی داشتم الان هم دارم به خاطر ۲دلیل از دست میدم.
    ۱-ترس از پذیرفته نشدن
    ۲- همش انجام دادن کار و گفتگو با آدم‌های مهم اطرافم رو به زمان دیگری موکول میکنم ( تقریبا اهمال کاری) با اینکه دوره اهمال کاری رو از مجموعه شما تهیه کردم ولی گوش نکردم، کتاب از شما استاد رو تهیه کردم ولی مطالعه نکردم، لطفا راهنمایی و

    1. بیشتر از یک نفر.

      سلام جناب شاکری عزیز
      از شما ممنونیم که مجموعه بیشتر از یک نفر رو برای رشد و یادگیری خودتون انتخاب کردید.
      صرف تهیه یک محصول آموزشی کمکی به شما نمیکنه لطفا برای رفع مسئله موجود لطفا زمان بگذارید و دوره اهمال کاری رو مشاهده کنید و سوالات خودتون رو از ما بپرسید.
      موفق و بیشتر از یک نفر باشید …

    1. بیشتر از یک نفر.

      سلام خانی نرگس خانی
      از شما ممنونیم که مجموعه بیشتر از یک نفر رو برای رشد و یادگیری خودتون انتخاب کردید.
      ما به شما پیشنهاد میکنیم در محصول شبکه سازی ثبت نام نمایید.
      لطفا برای راهنمایی بیشتر در واتساپ به شماره ۰۹۹۳۶۸۶۷۰۷۲ پیام بدهید.
      موفق و بیشتر از یک نفر باشید …

    1. بیشتر از یک نفر.

      سلام دوست عزیز
      از شما ممنونیم که برای رشد و یادگیری خودتون مجموعه بیشتر از یک نفر رو انتخاب کردید.
      در محصول شبکه سازی به صورت مفصل به بیان راهکارها اشاره شده است لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر در واتساپ به شماره ۰۹۹۳۶۸۶۷۰۷۲ پیام بدهید.
      موفق و بیشتر از یک نفر باشید …

  21. سلام وعرض ادب : خوب بزرگوار باتوجه بهمسویت شما فکزر میکنید چکار متوانید انجام دهیم که از اینهمه مشکلدر جامعه شما چه باید بکنید اگر من در موقعیت خودم سعی میکنم به بهترین شکل که در توانم هست وطیفه ام رو انجام دهم اما شما چه مییکنید

  22. فاطمه نصراصفهانی.

    سلام
    وقتتون بخیر و شادی// ترس وحسرت و نبود اعتمادبه نفس همه جا دنبالم بوده/حتی همین الان بابت بیان دیدگاهم میترسم

  23. من راهش را خوب بلدم. باید رفت ارتباط برقرار کرد ولی قبل از باید کلی فکر کرد به من به طرف مقابلم چه کمکی می توانم بکنم . نیازهای کاری شخص مقابل را در ذهن خود تحلیل کنیم. در شروع ارتباط به طور ملایم در مورد توانمندی و تخصص خود نیز صحبت کنیم، طوری که طرف مقابل احساس کند در ارتباط دوطرفه بخشی از نیازهای دو طرفه برطرف می شود. این کار باید به صورت نامحسوس و خیلی دوستانه انجام شود تا طرف مقابل احساس نکند یک نفر دارد بازاریاب یا یک ادم سریچ و بی خاصیت وقت او را می گیرد. حس کند من فردی توانمند، مفید برای او، مورد اعتماد و با رفتار دوستانه هستم.

  24. سلام
    ممنون از ویدئو
    من مهارت کافی برای ارتباط با دیگران ندارم
    یعنی یه طوری نمیخوام آویزان کسی باشم و ترجیح میدم طوری باشم که بقیه به سمت من جذب بشن
    نه اینکه با کسی ارتباط نگیرم ولی خوب صمیمیت زیادی نمیتونم ایجاد کنم تا اون حد که نیازم توسط طرف مقابل بر طرف بشه.
    کلا در ارتباط ضعیف هستم فکر کنم

  25. سلام آقای بهرام پور عزیز.من بیشتر دچار کمبود مهارت وترس هستم ونوعی خجالت واینکه نمی دونم باید از کجا شروع کنم وچی بگم

    1. بیشتر از یک نفر.

      سلام دوست عزیز
      ما به شما پیشنهاد میکنیم در مینی دوره رایگان خجالت و کمرویی شرکت کنید و در صورتی که تمایل داشتید برای تهیه دوره شهامت در واتساپ به شماره ۰۹۹۳۶۸۶۷۰۷۲ پیام بدهید.
      موفق و بیشتر از یک نفر باشید …

  26. سلام و درود خدمت جناب آقای بهرام پور مهربان…
    ابتدا خود و تخصصم را معرفی میکنم ودر مورد همکاری بیشتر کاری باهم صحبت می‌کنیم .

  27. حسین اسماعیلی.

    من سعی میکنم شرایط رو بسنجم. معمولا آدم های مهم سرشون شلوغه. بنابراین اگه اون شخص حالش خوب نباشه و من به محض دیدنش، بخوام سرصحبت رو باز کنم قطعا جواب منفی میده و گاها بد برخورد میکنه. من خودم سعی میکنم یه موقعیتی رو به وجود بیارم که شخصیت موردنظر بتونه با تمرکز بیشتر به حرفام دقت کنه. آخه صرف بیان خواسته شخصی ملاک نیست. باید اون طرف هم پذیرای حرف من باشه.

  28. سلام و سپاس
    در مورد من نبود مهارت در مواجه با چنین شرایطی کارم را خراب میکند. خوشحال میشم از آموزش های خوبتون استفاده کنم .

    با تشکر

  29. درود و احترام
    به نظر من هیچ آدمی به ویژه در ایران آنقدرها هم مهم نیست ( مهم تر از خودم ) که لزومی به ایجاد ارتباط با او داشته باشم اما نکته مهم اینه که ما برای ایجاد عشق ، رشد فردی و بهبود سطح زندگی و ویژگی های فردی نیاز به آدم هایی داریم ( بهتر بگم نیاز به توانایی های آنها داریم) که به ما در مسیر زندگی کمک کنند.
    اغلب زمانی که ما خیال میکنیم عاشق شدیم و تمام تلاش خود را معطوف میکنیم که احساسمان را به یک شخص مشخصی بروز دهیم ، در واقع این قلیان احساس و هیجانی که از ما فوران می کند ، موجب ارسال این پیام به ما می شود که ما عاشقیم ولی غافل از این هستیم که ما گرفتار و غرق شده در دریایی از احساس خودمان شده ایم ، یعنی : ما عاشق عاشق شدن خودمان شدیم! همه ما غالبا گلها را دوست داریم اما معمولا گلی را که خود پرورش داده باشیم را بیشتر از سایر گلها دوست خواهیم داشت. عاشقی هم یک چنین چیزی است و یا من به جای اینکه دنبال گرفتن امضا از سلبریتی هایی باشم که ممکن است در رشته خود یک ستاره باشند ( هر چند که سبک زندگی و ویژگی های اخلاقی آنها را نمی پسندم) ترجیح می دهم که از هنرشان در یک قالب خاص لذت ببرم هر چند که گاهی چنان به لحاظ شخصیتی دچار لغزش هستند که حتی توجهی به کارشان هم ندارم. در این بین می ماند مدیران ، که معمولا مدیران سطح پائین که مهمترین کارها بردوش آنها است ، چندان مطرح و پرآوازه نیستند و مدیران سطح بالا هم که اصلا در جایگاهی نیستند که قابل توجه باشند چه به لحاظ عملکردی و چه شخصیتی و اما معلم ها و تمامی کسانی که فانوس راه ما هستند ، قابل تقدیر و احترام می باشند. کسانی که به ما ایستادن ، راه رفتن و حرکت به سوی رشد و موفقیت را می آموزند.شاید ما در وسط دریا گرفتار طوفانی شده باشیم که رسیدن به ساحل کار دشواری باشد اما به هر حال فانوس ، کارش را انجام میدهد و آن پرتوی است که ما را به جهت درست هدایت می کند. در نهایت باید اینو بگم که این مهم نیست که با چه کسانی مواجه می شویم بلکه این مهم است که چگونه باید از دانش و تجربه دیگران استفاده کنیم تا خود مهمترین فرد پیرامون خود باشیم و در این بین باید کارهای بی نظیری را که افراد مختلفی در این جامعه انجام میدهند را ستود و در بسط و توسعه آن کوشید. جناب بهرام پور یکی از همان چراغ های هدایت است که باید قدردان زحمات ایشان بود.فکر می کنم مهمترین کاری که میشه کرد اینه که بیشتر آموخت.
    جناب بهرام پور و گروه بیشتر از یک ، سپاس از زحمات شما. امیدوارم که همواره بیشتر از یک باشید و باشیم.

    1. سلام حضور همه بیننده گان این ایمیل به امید صحت وسلامتی شما وسایر عزیزان!
      در قدم نخست سلام دادن رو بیاد بیاوریم و بعد از سلام دادن با جرءت کامل میتوان سخن بگویم و بدوس ترس و هیجان ازش در رابطه به بخش کاری وضرورت خویش همکاری خواهان شویم.

  30. من با سلام و احوالپرسی شروع می کنم و اولین سوال رو از یک موضوع کلی و عمومی که در حوزه تخصص این فرد باشه شروع می کنم و بعد متناسب با زمان وارد گفتگو میشم. به طور مثال اگر فرد در حوزه اقتصاد آدم مهمی باشه از تورم و گرانی و سیاست های اقتصادی دولت بحث رو شروع می کنم یا گر در حوزه هنری آدم مهمی باشه از وضعیت اجرای نمایش، زندگی هنرمندان و … شروع می کنم.

  31. سلام و عرض ادب،
    موقعیت جالبی است ولی من در این مورد مشکل ارتباط گیری دارم برام خیلی پیش آمده فکر می کنم باید جلو برم و بعد سلام و احوال پرسی ، خودم رو معرفی کنم و شغل ام رو بیان کنم و نیازم رو اعلام کنم و ازش کمک یا مشاوره بخوام و در صورت امکان شماره تلفن شان را بخوام یا راه های ارتباط رو در قالب سوال بپرسم تا متقاعد شود شماره یا ایمیل خودشون را بهم بدند .

  32. سلام .. اول سلام میکنم و معرفی میکنم و با یه لبخند ملیح خودم ذا معذفی میکنم و بهش میگم با توجه به اینکه وقت کمه میشه تلفنتونو داشته باشم بعد ادامه ماجرا

  33. سلام ،
    بهش سلام میکنم و بعد از احوالپرسی یه جورایی ازش تعریف میکنم و بهش حس با ارزش بودن میدم

  34. سلام، در ابتدا بهتر است آدم مهم را تعریف کنید منظور از آدم مهم چیست. پرستش شما مبهم است. به نظر من هر آدم و کلا همه، مهم هستند در نتیجه من به همه احترام می گذارم و فرقی بین آدمها نمی گذارم.

  35. سلام ودرود، بسته به جایگاه وموقعیت شخص مهم ومعروف ملاحظات اطراف را در نظر می گیرم واگر زمان کافی داشتم ابتدا یک سرچ در مورد فرد مورد نظر انجام میدم تا بتونم به علاقه مندی ها، دیدگاه و… طرف دست پیدا کنم سپس با نزدیک شدن به اطرافیان در صورت وجود چنین افرادی سعی در نحوه ارتباط گیری با آن شخص مورد نظر میکنم خیلی برام مهمه بدونم اون شخص مهم چطور رفتاری را در زمان برخورد از خود نشان میده مواردی مانند تیپ شخصیتی، طرز صحبت، زبان بدن،واز همه مهمتر ارتباط چشمی. خارج از این موارد موقعیتی که فرد مهم درآن با من برخورد داشته برام خیلی مهمه منظورم موقعیت مکانی وزمانی می باشد تا ضمن استفاده از آن به عنوان یک امتیاز بتونم ازش سود ببرم درنهایت با توجه به تمام موارد فوق اقدام به ارتباط گیری با حربه علاقه مندی فرد معروف دست به عمل زده وارتباط می گیرم ضمنا” خیلی برام مهمه که در ارتباط اول خلاصه وکوتاه ومفید راجع به هدفی که از این ارتباط دارم با فرد مورد نظر صحبت کنم واگر شرایط ارتباط گیری وملاقات برام سخت بوداز سایر روش ها مانند به دست آوردن شماره تماس دفتر، پیج شخصی یا حساب های مجازی اقدام نمایم

  36. سامره عباس نیا.

    سلام و عرض ادب
    اول تاجاییکه میشه فاصله ام رو باهاش کم می کنم.خیره به اون فرد نگاه می کنم و مترصد این می مونم که نگاهی به طرف من بیندازه .در صورتیکه این اتفاق بیفته باصدای بلند و به صورت خاصی ازشون تشکر می کنم و ازشون راه ارتباطی رو می پرسم.و اگه توی سخنرانی بهش اشاره کرده باشن دوباره باهاشون چک می کنم و در حد چند کلمه سعی می کنم بگم که باهاشون چکاردارم.

  37. با سلام من به دلیل شغلی که دارم زیاد پیش میاید که افراد معروف را ببینم و مستقیم با ایشان وارد مکالمه میشوم و بنا به مسئولیتی که دارم باید ارتباط بگیرم و معمولا با احترام و در عین حال کمی چاشنی شوخی و خنده صحبت میکنم ولی هیچ وقت درخواستی نمیکنم چون احساس نیاز نکردم و تجارتی ندارم و یا شغلم طوری نیست که به کارم بیایید نه شرکتی دارم و نه کار مال خودمه و برای سازمان کار میکنم اوایل کارم کمی اضطراب داشتم ولی به مرور و با تجربه و اخیرا با آموزش هایی که اینجا و جاهای دیگر دیدم خیلی بهتر ارتباط برقرار میکنم ولی با سیاسیون چون اصلا باهاشون حال نمیکنم خیلی ارتباط نمیگیرم

  38. بستگی به موقعیت و شخصیتی که جلوی من قرار گرفته کاملا مودبانه باهاشون احوال پرسی گرمی میکردم و اگر سوالی چیزی داشتم ازشون میپرسم.
    و با تشکر به خاطر وقتی که در اختیار من قرار دادن مکالمه رو به پایان میرسونم.

  39. آقای بهرامی پور دمتون گرم
    من اصلا نمی دونستم این مفهوم شبکه سازی چی هست و با چیزهایی که توی سایت و اینستا گفتید یه بار رفتم جلو و حرفمو زدم و یه سوالی از یه فرد موفق تو کار خودم (کیف و کفش) پرسیدم. باورتون نمیشه با معرفی یه وارد کننده چند میلیون جلو افتادم. دمتون گرم. اگه قدیم بود امکان نداشت جلو برم

  40. سلام،
    بنده برام پیش اومده و خداروشکر رفتم جلو و با سلام و احوال پرسی گرم و از همه مهم تر با لحن کاملا خاص مخصوص به خودم(نه رسمی و نه غیر رسمی)با هاشون ارتباط گرفتم و شمارشون رو هم گرفتم و الان باهاشون کار میکنم،
    یکی از کلمات کاربردی اینه که بگیم خیلی خوش حالم و باعث افتخاره که با شما دقایقی هم کلام شدم و این این رابطه حتما ادامه خواهد داشت…

  41. سلام
    در واقعیت پیش اومد، با یه فرد صتعتگر مهم در سطح ایران، ولی بخاطر نداشتن اعتمادبه نفس کافی و خجولی گری ، جلو نرفتم و صحبت نکردم و موقعیت های زیادی رو به این شکل از دست دادم

  42. من حتی جرات ندارم ایمیل بزنم یا در شبکه های اجتماعی بهشون پیام بدم. هزار بار با خودم میگم بابا اون اصلا نمیخونه اصلا حرفات براش مهم نیست چرا اصلا باید با تو همکاری کنه یا مثلا چرا فکر میکنی مثل تو دور و بر این آدم نیست؟ خلاصه اینقدر این حرف ها توی مغزم تکرار میشن تا انرژی تموم بشه و حالم بد بشه و بی خیال بشم . کلا هر چی فرصت در زندگیم بوده به همین صورت به گند کشیده شده

  43. با سلام
    خب ترجیح میدم شخصیت واقعی خودم را در ظاهر بهشون نشون بدم و اینکه تا جایی که راه داره کمتر صحبت کنم و بیشتر از صحبت های ایشون استفاده کنم.
    البته که دقیقا من چند روز دیگه یه همچنین قراری دارم که احتمال داره کلا آینده ام عوض بشه ولی الان که با این سوال برخورد کردم اصلا استرس گرفتم

  44. سلام و ادب
    خیلی متفاوته که اون شخص مهم کیه، چه ارتباطی با زندگی شخصی، اجتماعی یا کاری من داره و الان توی چه شرایط و فضایی قرار داریم.

    قصدم از صحبت با اون چی میتونه باشه؟ یه ارتباط و ایجاد آشنایی برای آینده یا یه قرارداد کاری و یا یه درخواست شخصی یا کاری؟
    آیا برای ملاقات با او از قبل وقت گرفته ام یا به طور تصادفی دیدمش یا اون اومده که منو ببینه؟

    همه این موارد باعث میشه که نحوۀ برخورد و جملاتی که بیان می کنم متفاوت باشه

    جناب بیشتر از یک نفر شما باید سؤالتون رو دقیق تر بیان می کردید. به سؤالات کلی پاسخ دقیق و نوآورانه ای داده نمیشه!

    مثلا میتونستید بگویید مدیرعامل هولدینگی که شما یکی از مدیران عملیاتی هستید اومده بازدید؛ شما ایدۀ مبسوطی برای افزایش بهره وری دارید و نهایت ۳۰ ثانیه فرصت گفت و گو دارید به او چه می گویید.

    اگه چنین شرایطی بود من از قبل ایده ام رو روی یک برگه به صورت شماتیک تصویر می کردم. در اون دیدار می رفتم جلو سلام می کردم و می گفتم:
    هاشمی هستم مدیر واحد … از این که شرکت داره با کمتر از ۷۰ درصد بهره وری که می تونه داشته باشه و گردش مالی که می تونه ۱.۴ برابر وضعیت فعلی باشه کار میکنه برایم خیلی خوشایند نیست. طرح رو به دستش می دادم و می گفتم اگه یه روزی توسعه شرکت و بهره وری بیشتر اون براتون دغدغه شد می تونم توضیحات بیشتری بدم. به امید دیدار

    1. البته اگه منظورتون اولین اولین اقدام است باید بگم
      ژست می گرفتم یه چهره متبسم، خردمند و علاقه مند به ارتباط یک قدم به جلو و منتظر می ماندم تا اگر دست داد دستم را به سویش دراز کنم و فاصله ام را کمتر

  45. امینه سادات حسینی مطلق

    سلام و احوال پرسی می کنم و از دیدنشون احساس رضایت و خوشنودی رو بیان می کنم ولی معمولا نمی تونم در مورد خودم و کارم صحبت کنم

  46. جلو رفته و سلام می کنم و می گویم دیدن شما شانس من بود… با وجود داشتن چندین باره همین موقعیت ولی هنوز نتوانستم بیش از این کاری بکنم

  47. زهرا اصلانیان

    جلو می روم و با اعتماد بنفس خودم و حرفه ام را معرفی می کنم. سپس درباره اشتیاقم برای توسعه کارم خواهم گفت و از ایشان درخواست راهنمایی می کنم. حتما ضمن صحبت یا بعد از آن تمام نکات را یادداشت کرده و پیگیری می کنم.

  48. بشارت قربانی نژاد.

    اول احوالپرسی میکنم و در ظاهرم نشون میدم که ذوق کردم ازدیدنشون و بالبخند احوالپرسی میکنم و وخودم رومعرفی میکنم،ازکارشون درمقطعشون تاییدش میکنم و بعد میگم راه ارتباطی شما چی هست که بتونم باهاش رابطه برقرار کنم

  49. سلام وحدتی هستم .از دیدار اتفاقی شمابسیار خرسندم وخیلی خوشحال شدم که شمارو میبینم.ازنوع مدیریت ورفتارهای شما بسیار لذت میبرم .در بیشتر اوقات که یاد شما میفتم.به خودم میبالم که اینچنین اشخاص منحصر بفردی را داریم.امیدوارم که سالم وتندرست باشین وشاهد اتفاقات مهمتر وبهتری هم دراینده با مدیریت شماباشیم.

  50. ابوالفضل حنیفه لو.

    سعی می کنم یکی از ویژگی های بارز آن فرد رو بیان کنم و بازخوردی از عملکرد و رفتار ایشان در جامعه رو بیان کنم شاید این موضوع موجب ایجاد یک رابطه ای بین من و ایشان در آینده باشد

  51. سلام
    اول سلام و احوال پرسی میکردم بعد اظهار تشکر از کار های نیک و پسنده ی شان و یادآوری کارا ها و خدمات که برای دیگران انجام داده….

  52. رحمان طباطبایی.

    با سلام و احترام. سلام و احوالپرسی میکنم و سعس میکنم نقطه مشترکی پیدا کنم و بعد کم کم درارتباط های بعدی ارتباطم را قوی تر کنم.

  53. سلام
    ابتدا بهشون سلام میکنم و احتمالا محکم دست میدم و باهاشون گرم احوالپرسی میکنم و اگر خواسته و سخنی داشتم به ایشون اظهار میکنم.

  54. باتوجه به موقعیتی که قراردارد بهش خدمتی ارائه بدم که شخص مورد نیازش هست و خودم‌ رو فردی کارآمد نشون بدم تا طرف حس خوب بگیره و ارتباط رو شکل بدم

  55. میرفتم جلو سلام و احوالپرسی میکردم و ازش زمان می گرفتم که چند دقیقه ای وقتشو بهم بده و با هم صحبت کنیم

  56. سلام سعی میکنم اول ارتباط چشمی باهاش برقرار کنم و بعد هر طوری شده باهاش احوال پرسی کرده ودر رابطه با مهم بودنش باهاش حرف بزنم و راز موفقیتشون رو ازشون بپرسم

  57. با سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمام عوامل سایت خوب بیشتر از یک نفر
    از دید من به این شکل به این موضوع مواجه خواهم شد، ابتدا ارتباط خیلی سریع چشمی را با هدف ایجاد ارتباط اجتماعی در جهت آنالیز اولیه و تمایل شخص از نظر میگذاردم و در ثانی با ایجاد ارتباط با آن شخص از طریق گفتمان احوال پرسی در پی نقاط مشترک حتی دور میگشتم و راه ارتباط اجتماعی خود را با آن شخص آغاز میکردم.

  58. با سلام و احترام
    راستش من چند روز پیش در چنین موقعیتی بودم
    و چنان پیشانی ایم عرق می‌کرد، که دوست داشتم حرفم رو زود بزنم و برم
    و این یکم تو اعتماد به نفس من تاثیر گذاشته وتصمیم گرفتم که سری بعد با قدرت تر(یعنی لحنی رسا و بدون خجالت و عرق پیشانی)ظاهر بشم و حرفم رو بیان کنم… .

  59. سلام خیلی تو چنین موقعیتهایی قرار گرفتم و غالبا خجالت کشیدم برم جلو یا اینکه اگر هم رفتم جلو نتونستم اصل مطلب رو بیان کنم

  60. سلام
    روز شما بخیر
    من معمولاٌ وقتی با آدم های مهم برخورد میکنم زیر تاثیر میرم و نمی توانم با آنها سر صحبت را باز کنم
    مخصوصاٌ زمانی که در یک جمع بزرگ باشند.
    من در این جور مواقع بیشتر ترجیح میدم دور از دید دیگران قرار داشته باشم
    به همین دلیل همیشه فرصت ها خوب را از دست میدهم.
    مطمئنا ایمیل شما برایم مفید واقع می شود.

  61. با سلام، در جواب سوالتون باید عرض کنم که مدتی فرد موردنظرو دورادور در نظر میگیرم و منتظر یک فرصت میشم.
    در اولین فرصت که پیش بیاد مثلا چیزی بخواد یا سوالی داشته باشه خیلی زیرکانه جلو میام و سر صحبتو باز میکنم.
    کاهی اوقات هم فرصت پیش نمیاد ولی میبینی میتونی با پرسیدن ساعت و یا سوالاتی در مورد مسیریابی یا آب و هوا، سر صحبت را باز کرد.
    اگه علی رغم تلاشها کار به جایی نرسید فقط میشود به خدا توکل کرد

  62. شاید شهامت ارتباط گیری پیدا نمیکردم نمیدونم شایدم در حد سلام و احوال پرسی باید توی موقعیت قرار بگیرم و بگم

  63. سلام و روزبخیر
    خیلب وفتا این موقعیت برام پیش اومده. باخودم گفتم برم جلو سلام کنم ولی تپش قلب میگیرم زبونم انگار بند میاد

  64. من در وحله اول خودم را معرفی می کنم و میگم موقعیت کاریم چیه، بعد سوال میکنم من آیا الان تایم مناسبی برای صحبت کردن هست؟در صورتی که پاسخ مثبت باشه طرح مسئله میکنم در غیر اینصورت تایم برای وقت دیگه ای درخواست میکنم

  65. سلام با یک لبخند و یک زبان بدن متناسب از یک ویژگی خوب او تعریف و تمجید می کردیم البته بستگی دارد در چه شرایطی و موقعیت جغرافیایی قرار دارد.

  66. ترسیدم که باهام برخورد خوبی نداشته باشه یا توجه نکنه و مزاحمش بشم
    گاهی حوصله بحث اولیه و طولانی رو نداشتم و مستقیم رفتم سر اصل مطلب که جواب نگرفتم و برعکس

  67. اگه تو موقعیتی بودم که شخص مهمی برای من بود وارزش انرا داشت که برایش وقت بزارم . بدون اینکه باعث رنجش و ناراحتی ایشون یا سایرین بشم
    بهشون نزدیک میشدم و محترمانه خودم را معرفی میکردم و ازش اجازه میگرفتم که چند دقیقه وقتشون را بگیرم
    سعی میکردم که جلسه اول اشنایی مختصر و مفید باشه

  68. اولین ملاقات خیلی مهمه و سعی میکنم در نگاه اول یه تصویر خوبی از خودم توی ذهن شخص بسازم
    با لبخند و احترام دست میدهم
    دست دادن هم نه خیلی شل باشه نه خیلی محکم
    ارتباط چشی رو فراموش نمیکنم
    رسا و با اعتماد به نفس صحبت میکنم هول نمیکنم و خونسردیمو حفظ میکنم
    من خودم در نگاه اول خوش برخورد بودن شخص و اترامی که میذاره واسم خیلی ارزش داره و اگه رفتار نامناسبی داشته باشه یه ذهنیت بدی از طرف پیدا میکنم و ملاقات بعدی دوست ندارم در کار باشه
    پس توی ارتباط با افراد سعی میکنم برای دیگران هم این مورد رو بیشتر رعایت کنم

  69. ابتدا با در نظر گرفتن حیطه کاری شخص مقابلم، ابتدا اسم و فامیل و رسالت یا مهارت خاصی که من را برای شخص مقابل مفید یا با ارزش جلوه میده را بیان میکنم بعد با ابراز خوشحالی(نه ذوق) به فرد اهمیت خودش برای خودم ابراز میکنم و در اخر سوال یا نقد یا پیشنهادی از کارش که باز هم من را فرد با ارزشی و دقیقی جلوه میدهد را بیان میکنم و در اخر اگر صحبت قابل ادامه دادن بود راه ارتباطی با فرد مقابل را میپرسم.
    بطور مثال اگر با یکی از مسئولیت ارایه دهنده بودجه مالی برای شرکت های دانش بنیان ملاقات کنم. سریعا با معرفی خودم و اینکه مثلا میدانم شخص مورد نظر ترجیح میدهد گرنت اهدایی خود را صرف امور اموزشی کند از دیدگاه اموزشی کار خودم را و فواید ان را(بدون اغراق) بیان میکنم بعد که نظرش را جلب کردم میگم ازش پیشنهاد یا نظر میخوام برای تقویت کارم اگر تشویق کرد شروع میکنم اهداف اینده ای که دارم بیان میکنم و مثلا میگم اگر پول داشتم چقدر میتوانستم بهتر و بیشتر بسط بدم و کمک بیشتری بکنم و عموما در این سطح شخص مقابل خودش پیشنهاد میده بیام برای ثبتش یا نظراتی میده که در هر دو حالت موفق خواهم بود. در اخر هم ابراز خوشحالی و تشکر میکنم و اگر لازم بود راه ارتباطی میخوام برای ارتباط بیشتر ازشون.

  70. اولین آدمی که بنظر مهم بود روتوی ۱۵سالگیم دیدم،اون موقع شهرستان زندگی میکردم و ۲سال بود از روستا رفته بودم شهر که درس بخونم.توی سالن هلال احمر داشتن فیلم برداری میکردن.خیلی راحت و بدون استرس با یه شوق و خوشحالی رفتم و باهاش حرف زدم و ازش امضا گرفتم.
    ولی الان فکر میکنم دیگه اعتماد به نفس اون موقع رو ندارمو وقتی یه آدم معروف میبینم ، بیشتر حس عصبانیت و حسادت در من بیدار میشه تا خوشحالی و تعامل

  71. با سلام
    حتی اگر اون فرد رو نشناسم با لبخند جلو میروم و سلام می دهم و خود را معرفی می نمایم . و موقعیت شغلی خود را توضیح می دهم .

  72. سلام. روزتون بخیر
    در ابتداء برای برقراری ارتباط دچار تردید می شوم. اگر دلیل مهم و خاصی برای برقراری ارتباط باشد خودم را مجبور به این کار می کنم اما اگر صرفا جهت برقراری ارتباط و دیده شدن باشد شاید پیشقدم نشود.

  73. سلام بنده ابتدا خودمو معرفی میکنم و با توجه به شرایط شغلیم که خاص میگم فلانی ام مدیر مرکز …. و اگر بازخورد خوبی دریافت کردم وارد ارتباط و مکالمه میشم

  74. درود و خسته نباشید بابت سایت خوبتون.
    ازش میپرسیدم رمز و راز تو واسه تو موفقیت چی بوده و چیا هست ؟ اگر میشه کمی برام توضیح بده و به منم راه حل بده تا بتونم تو حوزه خودم که دوست دارم موفق بشم و به جای خوبی برسم. (البته قبلش بابت همه اینها ازش اجازه میگیرم و بهش میگم اگر مزاحمت نیستم بهم بگو والا که مزاحمش نمیشم و حرفی هم نمیزنم).از لحن مودبانه و رسمی هم استفاده میکنم تا باهاش حرف بزنم.

  75. سلام ، به فرض اگر یک خواننده معروف را ملاقات کنم چه نقطه مشترکی میتونم با اون داشته باشم که بتوانم سر صحبت را باز کنم. الا اینکه از روش انگلیسی ها استفاده کنم و راجع به خوب یا بد بودن هوا صحبت کنم. 🙂 🙂

  76. آرمین پالیزیان.

    خب خیلی ساده است

    میرم جلو سلام میکنم و احوال پرسی ، خودم رو معرفی میکنم و به نسبت اون فرد و نوع ارتباطی که میخوام ایجاد بشه این معرفی صورت میگیره ، بعدش ازش یا سوالم رو میچرسم یا اگر دور و برشون شلوغ بود ، میرم میگم یه راه ارتباطی بده من راجع فلان موضوع میخوام صحبت کنم ، در ۹۹ % مواقع من جواب گرفتم

    1. اول از همه خودم میشم خود خودم، بدون هیچ نوع گفتار ورفتار تصنعی، بعد اگر خواسته ای داشته باشم خیلی راحت وشفاف بیان میکنم وانتظار ندارم که حتما پاسخ مثبت بشنوم. چون در برخورد من ها، من ها همدیگر را سبک و سنگین میکنن تا به مرحله تعادل برسن تا ارتباط بر قرار بشه، هر گونه فیلم بازی را طرفین سریع می‌فهمن وارتباط خوبی برقرار نمیشه. بنابراین صداقت توام با احترام کار ساز خواهد بود.

  77. سلام با تبسم و سریع کانال می زنم با یک فردی که می دونم ایشون آشنایی دارند حتی اگر واقعا رابطه ای با اون فرد نداشته باشم. مثال: سلام روز شما بخیر آقای/خانم فلانی. خیلی از …. شما بهره مند شدم. آقای/خانم …. سلام رسوندند و … بقیه جریان سازی
    بیشتر متاسفانه و کمی خوشبختانه در ایران روابط خیلی مهم تر از دانش و تخصص و هر چیز دیگری است. گام بعد جرقه حس ناسیونالیستی منقطه ای ایرانی هاست که بعد ایجاد نقطه مشترک شخصی بریم سروقت نقطه مشترک جغرافیایی و در نهایت با نقطه مشترک کاری و گرفتن یا دعوت به یک راه ارتباطی تمومش کنیم کاملا آسانسوری پل بزنیم به مغز مخاطب مهم و یک نماد تو ذهنش بزاریم که ما رو بعدا هم یادش بیاد فلانی فلان جا فلان کار

  78. سلام ، عرض ادب و احترام
    درباره تاثیرات مثبت و منفی شبکه سازی در دنیای امروز هیچ شک و شبه ایی ندارم.البته اینکه ما چه نتیجه ایی به دست می آوریم کاملا” بستگی به نوع نگرش و نگاه ما به اهدافمان و شبکه های پیرامون اون اهداف بر میگرده.یعنی چی:
    مثلا” امکان داره در یک زمینه ایی اهداف من و آقا یا خانم …. یکی باشه و از نظر تواناییهای مالی و جسمی هم در یک سطح باشیم، ولی در نتیجه می بینیم ایشان خیلی زودتر و با انرژی کمتری به اون هدف خاص میرسند.چرا؟
    مطمئنا” چونکه ایشان از شبکه قدرتمندتری برای رسیدن به اون هدف خاص و یا کل اهدافشون استفاده کردند.

  79. سلام. با او سلام می کنم . به او بعنوان یک فرد مهم اهمیت می دهم. واز یه چیزی در او که میبینم تعریف می کنم

  80. از یه جایی شروع میکنم و با طرف رفیق میشم. من روابط عمومی بسیار خوبی دارم. خودم رو بهش معرفی میکنم و بحثی رو شروع میکنم و رابطه رو ایجاد میکنم و مطمئنم که موفق میشم چون به کاری که دارم انجام میدم و به نتیجه‌اش ایمان و یقین دارم که جواب میده. فقط باید بدونی که از چه راهی باید وارد بشی و رابطه رو بزنی.

  81. تهمینه کاظمی کرانی.

    سلام .من سعی میکنم احساس خوشحالیم رااز دیدن اون فرد مهم را به
    به اون فرد مهم بگم تا سر صحبت باز شود.

    1. سلام و ادب
      بهشون میگم:

      سلام
      خداروشگر میکنم تونستم آدمم موفقی مثل شما رو از نزدیک ببینم. اگر میشه چند دقیقه فرصت بدید تا در مورد خودم باهاتون صحبت کنم و ازتون راهنمایی بگیرم.

  82. باسلام. با یک لبخند به سمتشون متمایل میشم به نحوی که متوجه من بشن و منتظر میمونم اگه نگاهشون به من افتاد سلام کنم. البته بعضی موارد سلام هم میکنک که بتونم توجهشون رو جلب کنم. ولی اگه از همون اول احتمال بدم که امکانش نیست اصلا جلو نمیرم…

  83. محمد رضا کشانی

    سلام واقعا برام پیش اومده
    ولی ندونستم چه کار کنم
    چطوری ارتباط بگیرم
    واقعا از این موضوه ناراحتم
    برای من در حد سلام و احوالپرسی بوده

  84. با لبخند به سمتش میرم ، به چشمانش نگاه میکنم و خوشرویانه میگم که از دیدنش از نزدیک خیلی خوشحالم و بعد مختصرا خودم رو معرفی میکنم ، اگه خیلی رسمی از جانب ایشان پذیرفته شدم دوباره اظهار خوشوقتی میکنم و خداحافظی میکنم. ولی اگر برخورد معارفه مان خیلی به گرمی پیش رفت ، ازشون علت حضورشون در آن مکان رو میپرسم، و با چند سوال ابتدایی ، باب گفتگوی بیشتر رو باهاشون باز میکنم، و …….

  85. درود
    بعداز یک نفس عمیق و مدیتیشن کوتاه که کمک کنه به خودم آگاه بشم واسترسم کم بشه با لبخند و آرامش بهش نزدیک میشم سلام و کلامی گرم وبعد راهی پیدا میکنم که کمک یا نفعی برای اون شخص داشته باشه حتی اگر نگهداشتن در آسانسور باشه وبعد سعی میکنم راهی پیدا کنم که خدمتی بهش ارائه کنم و اصطلاحا به درد بخور ب نظر بیام

  86. محسن زارع کمالی

    سلام و وقت بخیر
    اولین اقدامم بررسی شرایط هست
    اول اینکه آیا اصلا من نیاز دارم که با اون شخص ارتباط بگیرم یا نه ، صرفا مهم بودن یک شخص دلیلی بر ارتباط گرفتن نیست
    دومین مورد اینکه جایگاه اون شخص چقدر بالاست ، گاهی وقتا ارتباط برقرار کردن با یک شخصی که از نظر جایگاه اجتماعی خیلی بالاتر از ماست کار اشتباهیه
    سومین مورد بررسی میکنم آیا اصلا شرایط مناسبی برای برقراری ارتباط هست یا نه از نظر زمانی ، مکانی و…
    و مورد آخر هم اینکه در حین صحبتی که قرار هست باهاش انجام بدم قراره در نهایت چه منفعتی برای اون شخص داشته باشم
    من توی قدم اول اینها رو بررسی میکنم و بعد برای شروع ارتباط به سمت اون فرد میرم

    1. آفرین ….. این نظر منطقی و عاقلانه است و در موازات عزت نفس انسان تعریف میشه وبا این نظر موافقم . همیشه بالا بودن جایگاه انسانها دلیلی برای ارتباط یا نزدیک شدن به آنها نیست. ارتباط گرفتن خوبه ولی شان خودمون هم مهمه . در جامعه ما متاسفانه آدم ها چون قدر خودشون رو نمی دونن و به استعدادها و قابلیت های خودشون واقف نیستن فکر میکنن نمی تونند مهم و تاثیر گذار باشن واین یکی از شاخه های مهم عزت نفسه.قدر خودمون رو بدونیم وبا دیگران هم ارتباط موثر داشته باشیم چه مهم ( از نظر جامعه تکامل نیافته )چه به تعبیر غلط غیر مهم و عادی
      همه ما میتونیم و قابلیت مهم شدن رو داریم در سایه احترام به همدیگر وبه رسمیت شناختن استعدادهای هم .

    2. سلام
      حتی اگر اون شخص مهم آشنای شما باشه، بازی هم همین مواجهه رو خواهید داشت؟ [بررسی وضعیت مفیدبودن مواجهه؟]

  87. من سلام و احوالپرسی صمیمانه می کنم جوری که طرف از شهرت خودش لذت ببره و بعد برا این موفقیتی که کسب کرده تشویقش می کنم و باهاش راجع به کار و روش ارتقا دادنش و چالش ها و … صحبت می کنم

  88. از دستاورداش و توانمندیاش تعریف میکنم، بعد از نقاط قوت و توانمندیای خودم یا کارایی ک قصد انجامشو دارم خیلی مختصر اشاره میکنم

  89. محمدعلی چراغی

    اولین موضوع پس از عرف معمول برای من این هستش که توجه کنم به احساس خودم و ببینم میتونم کنار این آدم بشینم یا خیر ؟ اگر پاسخ مثبت بود ادامه خودش شروع میشه و اگر پاسخ درونی ام منفی باشه ،ادامه میسر نیست

  90. علی اصغر پوری نژاد.

    طبق آموزه های بیشتر ازیک،
    با روی گشاده والبته تواضع میرفتم پیششون و ضمن معرفی خودم وشغلم،
    ضمن نگاه متخصصانه و
    محترمانه به ایشان،درخواستمو مطرح میکرئم.

    1. میگن همیشه آدمها از اینکه یک لطفی در حق کسی بکنن خوشحال میشن و بهشون حس خیلی خوبی میده
      حتی بیشتر از اینکه کس دیگه ای بهشون لطف کنه
      من با این جمله شروع میکنم که میتونید در حق من یک لطفی کنید؟
      بسیار ممنونم میشم اگر این کار بکنید و لطف شمارو هیچ وقت فراموش نمیکنم …

  91. از دور نگاه میکنم وقتی دورش یه کم خلوت تر شد میرم آروم جلو و اگر فرصت گفتگو پیدا شد سلام میکنم و خودم رو معرفی میکنم و میگم از اینکه از نزدیک دیدارتون میکنم خیلی خرسند شدم.

  92. من حتما میرم جلو با عرض سلام و ادب و احترام احوال پرسی میکنم و از این که از نزدیک ایشان را ملاقات میکنم خوشحالم. و حتما در مورد کار و تخصص ایشان و خودم صحبت میکنم و اگر امکان همکاری در آینده باشه حتما قرارهای کاری بعدی را اوکی میکنم.

    1. من میرم جلو و با احترامی همراه با لبخند، و با نشان دادن ارادت و احترام به جایگاهشون، حتما سعی میکنم تا ازشون بهره بگیرم و راهی برای ارتباط با ایشون پیدا کنم

  93. احسان عبازاده.

    در واقع باید بگم هیچوقت نتونستم. از دور فقط نگاه میکنم و ذهنم کلی قضیه رو پیچیده میکنه.
    میخوام برم جلو… ولی همیشه متوقف میشم. وقتی میخوام برم جلو ذهنم داغ میکنه و قلبم سینه‌ام رو می‌فشاره. وقتی هم که فرار میکنم کلی حسرت و سرزنش میاد سراغم. این موقعیت هارو دوست ندارم… گرچه با هم سطح خودم راحت تر صحبت میکنم (البته نه خیلی راحت) ولی نمیتونم با فردی که از من بهتره صحبت کنم.
    تصورات در جهت خواسته هامه، همیشه چیزی رو تصور میکنه که دوست داره ولی هیچوقت اینطوری نمیشه، طوری که تصورم می‌کنم، بهترین شرایط.
    دقیقا همین جاست که فکر میکنم قانون جذب احمقانه‌است، بار ها با خودم تصور می‌کنم که همه چیز خوب پیش میره ولی مدام خراب می‌کنم.
    این کار نتیجه ای جز پیشمونی و سرزنش خود نداره پس من هم هیچوقت سمتش نمیرم.

  94. مهدی غلامی اشرف

    با سلام و احترام
    بستگی داره که میدونستم که قرار هست اون شخص رو ببینم یا نه
    بطور کل موقعیت خوب رو باید در زمان درست و به نحو درست ارتباط بگیریم وگرنه منجر به ارتباط طولانی نخواهد بود.
    اگر میدونستم باید برای اون چند دقیقه چند ساعت فکر کنم و دقیقا متناسب با شخصیت اون فرد ارتباط بگیرم
    اگر نمیدونستم باید مثل سخنرانی بداهه که واقعا هم بداهه نیست خودم رو براش آماده کنم

  95. امیر حسین بیگ محمدی.

    اگه زمان کم باشه مستقیما درخواستم رو بهش میگم
    اگه زمان زیاد باشه سعی میکنم گفتگو رو باهاش شروع کنم

  96. محمدحسن احمدیان.

    سعی میکنم یک ویژگی مثبت رو بگم بعد احوال پرسی و خودم رو مختصر معرفی میکنم بدون اینکه قصدی داشته باشم

  97. آدمای مهم هم آدمن مثل بقیه آدما اصلا دلم نمیخواد نظرشو جلب کنم بعنوان یه انسان باهاش برخورد میکنم با تمام خواسته ها و نیازهای یه انسان مگه اینکه خود اون فرد جذابیت خاصی برام داشته باشه

  98. میلاد کیومرثی.

    سعی میکنم باهاش آشنا شم و سر صحبت رو باز کنم و کاری کنم که از من خوشش بیاد و بهش یه سودی برسونم یعنی بهش یه کمک یا لطفی کنم تا باهاش ارتباط بگیرم

  99. بیان کردن یکی از صفات مثبتش برای جذب ب گفتگو ، در ادامه معرفی و ارائه خودم و موقعیت شغلیمو … کوتاه و مختصر

  100. سلام
    ی توضیح کوچیک در مورد خودم میدم و بعد در مورد نقاط مشترک توانایی های خودم و ایشان گفتگو رو ادامه میدم ، بدین صورت :

    سلام ، خیلی خوشحالم که شمارو اینجا میبینم
    من امیر … هستم ، برنامه نویس اندروید ، خیلی پروژه های شمارو دنبال می کنم و چیزهای زیادی در مورد معماری MVVM از شما یادگرفتم ،
    حالا که از نزدیک دارم شمارو میبینم خوشحالم که اعلام کنم مشتاق همکاری با شما هستم..

  101. سعى میکنم از فرصت پیش امده استفاده کنم و سر صحبت را باز کنم و ابتدا در مورد موضوع کارى و شغلى مشترکمان صحبت کنم و بعد اگر طرز برخورد و رفتارشان مطابق با تصورات من بود سعى میکنم بحثى را مطرح کنم که در ادامه و بعد از خارج شدن از ان محیط مشغول فکر کردن به مکالمه ما و صحبت هاى من باشند

    1. سعی میکنم جلو برم و باهاشون احوال پرسی کنم و بهشون میگم از اینکه با شما آشنا شدم خیلی خوشحالم

  102. ابتدا با معرفی خودم سعی میکنم باب آشنایی رو باز کنم و بعد با پرسیدن سوالی که مرتبط با تخصص اون فرد باشه سعی میکنم از مدت کوتاهی که در کنارش هستم حداکثر استفاده رو جهت کسب اطلاعات و تجربه مفید انجام بدم.
    و درنهایت در صورت امکان زمینه ملاقاتهای بعدی رو هم فراهم میکنم.

  103. سلام و احوالپرسی میکنم و ازشون میپرسم که چه سوالی ازتون بپرسم که در جواب بگید که چه دستاوردهای بزرگی بدست آوردید و این جواب فرصتی بده شما از موفقیت هاتون بگید تا من از شما بیشتر استفاده کنم و لذت ببرم.

  104. سلام
    اگه موقعیت مناسب باشه (در تایم شخصی فرد نباشه) یا اینکه بدونم مزاحم نیستم سعی میکنم خودم رو با علایق مشترکمون معرفی کنم و یه تعریف ریزی از اون فرد انجام بدم و اگه اجازه داد و وقت داشت راهی که میتونم بهش نفعی برسونم را پیدا کنم و بگم و حرفی که میخوام رو بزنم در آخر هم میپرسم بهترین راه ارتباط با شما چیه؟

  105. محدثه دستجردی.

    با لبخند سلام میکنم و اگر شرایطش پیش بیاد و بتونم یک کمک هرچند کوچک حتی در حد دادن یک لیوان آب بهش میکنم

    1. اولین اقدام اینکه از خودم بپرسم آیا میخوام با این آدم ارتباط برقرار کنم یانه؟حالا چون آدم مهمی از نظر بقیه هست آیا از نظر منم باید مهم باشه؟ این خیلی مهمه اون رو بالاتر از خودم از جهت انسان بودن نبینم خودمو حقیر نشمرم اگر طرف مثلا از نظر مادی بالاتره عزت نفس و خود ارزشمندی تو زبان بدن تو چشم ها پیداست نمیشه پنهانش کرد اگر کسی رو بالاتر ببینی حس میکنی باید هر کاری گفت انجام بدی حس برده بودن میده و آدم مثلا مهم احتمالا دنبال آدم قدرتمندی هست و قدرت یعنی کسی که قدر خودشو بدونه بعد اگر دیدم میخوام ارتباط بر قرار کنم اول با ارتباط چشمی شروع میکنم چون ارتباط چشمی و حسی که گرفته میشه از هر کلمه ای در ابتدا قدرتمند تره

    1. احسان بنسبردی.

      اولین کاری که می کنم اینه که سریع دنبال می گردم یه نکته مثبت توی رفتارش یا ظاهرش پیدا کنم و به صورت غیر مستقیم حسن جویی می کنم و بعد از اون مسلما سر صحبت باز میشه و سعی می کنم احساس خوب بهش منتقل کنم…این کار باعث میشه طرف گاردش نسبت به شما باز بشه و احساس راحتی کنه باهاتون و در نهایت بهترین راه ارتباطی رو با ایشون جویا می شم و خودم رو معرفی می کنم.
      توی دیدار اول اصلا نیازی نیست خودمون رو به کسی عرضه کنیم و باید بدونیم با موجودات کاملا احساسی سر و کار داریم تاکید می کنم احساسی نه منطقی! پس بهترین کار همینه که باهاش دوست بشیم و بدون اینکه خواسته ای داشته باشیم باب آشنایی و دوستی رو باهاش باز کنیم.

  106. سلام و وقت بخیر
    راز موفقیت ایشون رو می پرسیدم و اینکه شرایط قبلیشان به چه صورتی بوده چه سختی هایی را متحمل شدند و چقدر زمان گذاشتند که به این نتیجه رسیدن

  107. سلام و وقت بخیر؛
    بستگی داره این آدم رو کجا دیده باشم. اگه توی سخنرانی ش شرکت کرده باشم سعی می کنم توی فاصله تنفس یا بعد از سمینار برم جلو و بعد از یه سلام و احوالپرسی و ابراز خوشحالی از دیدنش و تشکر از کارهایی که کرده ازش میخوام در صورتی که براش مقدوره و زمان داره در جهت هدفم منو راهنمایی کنه. البته اول کمی راجع به خودم و راهی که در پیش دارم براش توضیح میدم تا یه پیش زمینه ای پیدا کنه. و اگر زمان نداشت ازش میخوام راه ارتباطی برام بگه تا باهاش تماس بگیرم. و در آخر هم ازش تشکر می کنم که زمان گذاشته برام.
    معمولا هم اگر سمینار دارای پرسش و پاسخ باشه ، سعی می کنم فعال باشم ولی نه اینکه پاسخ های بی ربط بدم. جوری که بتونم یه اثر مثبت ایجاد کنم و به چشم بیام.و معمولا هم ردیف اول میشینم، یا جایی که در دسترس باشم.
    ممنون از شما

    1. اول از خودش و استعداد و توانایی و ویژگی های مثبتش حرف میزنم و علاقه خودمو به اونا نشون میدم و کم کم سعی میکنم یجور ازش راهنمایی بخوام و همینطور ارتباط رو پیش میبرم و در نهایت علاقه خودمو ب ادامه ارتباط با اون فرد نشون میدم و ازش میخوام ک اگر ممکنه بتونم بازم باهاش صحبت کنم

  108. سلام
    اگر آن فرد مهم به خصوص در ارتباط با کار و حوزه فعالیتم باشه سعی می کنم برم نزدیک و خودم را معرفی کنم و از ایشون سوالاتی که در حوزه کاری دارم و می دونم مرتبط هستند و می توانند در رفع مشکلات و موانع کاری انجام دهند می پرسم و درخواست هایم را مطرح می کنم .

  109. تا حالا تو همچین موقعیتی نبودم و نمیدونم دقیقا چیکار میکنم
    ولی شاید از دیدن مستقیم و رودر روش بهش ابراز خوشحالی کنم
    شایدم از خجالتم ندونم چی بگم و فقط نگاش کنم☹

  110. سمیه ابوالفتح‌زاده

    بستگی داره ، اگه این شخص رو قبلا می‌شناختم پس مطمئنا میدونم چه رزومه ای داره و چه شخصیتی ، پس با شناخت موقعیت مکانی که قرار دارم و بررسی اینکه شرایطبرای صحبت مناسب هست یا خیر، میرم جلو با لب خندون اول بهش میگم میتونم چند لحظه وقتش رو بگیرم، بعد خودم رو معرفی میکنم و با گفتن از اینکه اینجا دیدمش ابراز خوشحالی میکنم و اینکه مدام پیگیر فعالیت هایی که انجام میده هستم و اسم چند کار مهمی که انجام داده و من خیلی خوشم اومده ازشون رو بهش میگم و در آخر بهش میگم باعث افتخارمه که بتونم تو اون زمینه ها باهاش همکاری داشته‌ باشم ، در صورتی هم که از دوستام همون لحظه بشنوم چه شخصی هست قبل از جلو رفتن سعی میکنم سریع یه سری اطلاعات از طریق دوستام از اون شخص دریافت کنم بعد میرم جلو و…

  111. از دیدن و کارکرد هایش ابراز خورسندی میکنم . در مورد اینکه به من ویا به هر کسی دیگه در مورد موفقیت چه کمک و مشوره های دارد.

  112. سلام
    وحید فرهمند هستم یه زنجانی و عاشق زنجان
    اگه دنبال مکان تاریخی یا فروشگاه های صنایع دستی شهرمون هستید خوشحال میشم کمک تون کنم.

  113. سلام توی لینکدین خیلی ارتباط گرفتم خیلی خوب بود.
    در دنیای واقعی اگر اون فرد همراه خانواده یا برای تفریح بیرون اومده باشه، سعی میکنم جلو نرم و مزاحم نشم. اگر شرایط طوری باشه که حس کنم بی‌ادبی و مزاحمتی در کار نیست سعی میکنم جلو برم، سر صحبت رو باز کنم و ازش بخوام در اون زمینه به خصوص باهاش در ارتباط باشم.
    بعدا در زمان ارتباط باید مواظب باشم که وقتشون رو الکی نگیرم و فقط در مواردی که لازمه باهاشون با پیام و ایمیل در ارتباط باشم. تولدش رو تبریک بگم و نوروز رو و اگر موفقیتی کسب کرد حتما پیام تبریک بفرستم.

  114. با سلام.
    فکرم را جمع می کنم تا در کوتاه ترین زمان و کوتاه ترین جملات ضمن معرفی نام و نام خانوادگی خود، درخواست یا سوال خودم را مطرح کنم

  115. اول خودمو به صورت شایسته ای معرفی میکنم،طوری که نظرش جلب بشه(اغراق نمیکنم،از کلمات تاثیرگذار و کاریزماتیک استفاده میکنم).
    بعد طرحی رو که در ذهن دارم همراه با اعتماد به نفس و فن بیان در مدت زمان کوتاه، با کلمات کلیدی که اهمیت کار رونشون بده، بیان میکنم.

  116. با سلام
    من می توانم وقت شما را بصورت حضوری با پر کردن یک چک لیست درباره با پروژه دانشگاهی خودم در مقطع فوق لیسانس مثلا “لزوم فرهنگ سیاست در صنعت” بگیرم چه موقع می توانم مزاحم شما بشم. یه تلفن به من می دهید که تماس بگیرم

  117. اگر از قبل می دونستم امکان ملاقات هست سعی می کردم اطلاعات در مورد نیاز های اون شخص پیدا کنم و به اون شخص در اون تایم هدیه می دادم و در انتها خودم و زمینه فعالیتمو بیان می کردم

  118. سلام و وقت بخیر گفتن. اینکه میتونم چند دقیقه وقتتون رو بگیرم. بعدش اگه گفت بله خواهش میکنم یکی دوتا از ویژگی های مثبتش رو میگم بعد نظرش رو در مورد یه چیزی که خودم دوس دارم بدونم و اون توش تخصص داره میپرسم بعدش یه راه ارتباط مستقیم مثل شماره ازش میگیرم

  119. بنظرم با فرض بر اینکه اون آدم در زمینه ای که به من هم مربوط بشه، مهم باشه و ارتباط گرفتن معنی داشته باشه، اینطوری شروع میکنم که بعد از سلام و عرض ادب راجب کارها و دستاوردهای اون فرد و تاثیراتش روی خودم و نکاتی که دریافت کردم صحبت میکنم طوری که متوجه بشه راجبش اطلاعاتی دارم و بعد اگر خودم در اون زمینه یا زمینه ی مرتبط فعالم رزومه کوچکی از کارهای خودم ارائه میدم و نظرشو میپرسم. البته این نوع ارتباط زمانی معنا داره که نقطه مشترکی بین من و اون فرد مهم وجود داشته یا حداقل بتونم ایجادش کنم و از قبل اطلاعاتی راجب افراد مهم اون کار داشته باشم.

  120. سلام . من دقت میکردم تا بتوانم از واژه هاس استفاده کنم تا با عث برقرار ارتباط موثر بین مان شود . از اریان و بجا حرف زدن دوری میکردم و در موقع لوزوم حرف دقیق وقابل تعامل میزدم

  121. به طور کلی بخوام بگم، اول دست دست میکنم، انقد با وسیله هامو و گوشیم ور میرم که مثلا خودمو از نظر ذهنی آماده کنم که آخر سر فرصت و از دست میدم
    بعد میرم تو مرحله سرزنش که چقد خنگی چرا نرفتی جلو و و و
    (البته توی این مورد من حتی یه سلام یا باز کردن یه صحبت معمولی هم همینقدر دشواره، گفتگو های مهم که اصلا بماند)
    آخر سر هم یه تایمی باید بگذره تا حماقتم رو هضم کنم و به جامعه برگردم

    1. محمد صالح حیدری

      اولا :بسیار صمیمانه مثل اینکه با دوست قدیم خود رو برو شده ام احوال پرسی میکنم (نه چاپلوسانه ونه بسیار سرد)
      دوما:اظهار محبت میکنم ازینکه این شخص درین موقف یا پوست قرار دارد برایش کامیابی های بیشتر آرزو میکنم
      سوما :به یکی از کارهای بسیار موفق وخوب او که درین نزدیکی ها انجام داده اشاره کرده رشته سخن را به او میدهم تا او از کار کرد ها موفقیت ها وچالش های کاری اشاره کند
      چهارما:در جریان سخنان او در کمین می‌باشم تا بدانم در کدام ساحه برای من کاری کرده می‌تواند یا درکدام بخش بسیار مهارت دارد
      پنجم:اگر وقت بود سخنان را در مو ضوع مورد ضرورت خود تاب و پیچ میدهم
      ششم:در دیدار اول قطعا تقاضای همکاری نمی کنم مگر در حالات استثنایی یا در صورت که دیدار بعدی میسر نباشد
      ششم:کوشش میکنم رشته کلام بدست او باشد فقط کوشش میکنم موضوع سخن را بطرف هدف خود سوق دهم

  122. سلام به تیم همیشه فعال بیش از یک نفر.
    اول خودم را معرفی می کنم،یک کوچولو در مورد سوابقم و علاقه ام میگم البته کوتاه
    بعد منتظر بازخورد از ایشون میشه بعد خواسته ام را بیان می کنم و اینکه چطور می تونم ارتباط مجدد داشته باشم حالا یا شماره ای یا جایی برای مراجعه

  123. سلام. ازش می پرسم اگر کسی نقاط ضعفتون رو به شما یادآوری کنه چه عکس العملی از خودتون نشون میدید؟ بی خیال می شید یا اونو از خودتون میرونید. شاید هم طردش کنید. ممکنه شما اونو به عنوان کسی که خواسته حرفی بزنه و بره در نظر بگیرید و از حرف اون شخص به سادگی عبور کنید. نمی دونم آدمای مهم دیگران رو چی فرض می کنند؟

  124. امیرپویا خسروی.

    آخرین مطلبی که منتشر کرده رو پیدا می‌کنم.
    تا جایی که به دقت بتونم بررسیش می‌کنم و با استفاده از اون سر صحبت رو باز می‌کنم.
    شاید بگید وقت برای این کار نیست. ولی خیلی کار سختی نیست که ۵ دقیقه وقت بذاریم یه پست اینستاگرام یا مطلب سایت یا آخرین استوری‌های طرف رو ببینیم.

  125. سلام. وجه مهم بودن اون شخصیت در نوع برخورد و صحبتی که قراره باهاش انجام بدم تاثیر داره. اگر این اهمیت از نظر بیزینس مشترک باشه، سعی می کنم به نقاط قوت و خلاقیتها و ابتکاراتی که در شرکت من وجود داره و بازار به اونها نیاز داره ولی تا به حال کسی انجام نداده خیلی سریع اشاره کنم و آمادگی خودم رو برای پرزنت کار به صورت مفصل در جلسه ای مشترک اعلام کنم. کارت ویزیت رو هم برای تماس بعدی و تداوم ارتباط تقدیم کنم.

  126. سوال خیلی خوبی .نمی دانم بهترین راه ارتباط گیری با افراد مهم چگونه است .اما دوست دارم یاد بگیرم.

  127. مختصر اسمم رو میگم و عنوان میکنم از علاقمندانشون هستم و ازشون بابت موضوعی مشترک مورد علاقه و ایجاد حس خوب در من تشکر میکنم

  128. خدیجه کریمی فرد.

    پس از سلام وعلیک به طور مختصر وسریع در چند کلمه خودم را معرفی میکنم .اگر آمار درست ودقیقی داشتم اسانسوری اعلام میکنم (در زمانی بسیار کوتاه زیر ۳۰ ثانیه)وخواسته خودم رامطرح میکنم.وابراز خوشوقتی از دیدن ایشان میکنم وراههای ارتباط مجدد با ایشان را جویا می شوم واگر کارت ویزیت داشتم کارتم را به ایشان تقدیم میکنم.تا در فرصتی بهتر بتوانم از نظر ایشان بهره مند شوم.

  129. با خودم کلی فکر میکردم که برم جلو یا نه و حتی اگه تصمیم میگرفتم برم باید کلی با خودم فکر کنم که چی بگم یا چجوری سر صحبتو باز کنم .

    1. من تو هر شرایطی خودمم،
      سعی نکردم با برنامه ریزی مکالمه ای رو شروع کنم( متاسفانه یا خوشبختانه )،
      و مکالمه خود به خود شکل گرفته‍♀️

      1. سلام و احوال پرسی می‌کنم و یه حرفی میزنم که متمایز باشه و یادش بمونه، و راه ارتباطی برای بعد ازش میگیرم. یا درخواست همکاری در یک زمینه مشترک میکنم.

  130. ازش تشکرمیکنم ک هست وبرای زندگیش خوبه ومن ازسبک زندگی وکارش خوشم میادوازش میخام اگه مقدورهست ی زمان بزاره درموردموفقیتش باهم حرف بزنیم

  131. اولش در حد سلام و احوال پرسی میکنم ولی بعد از یه مدت که موتورم روشن شد میتونم کلی باهاش ارتباط بگیرم و مشکلم بیشتر در اول ارتباط هست

  132. کاملا بی تفاوت. من معمولا علاقه ای به ارتباط گرفتن ندارم. مهم و غیر مهم بودن فرد اهمیتی نداره

  133. سلام و سپاس از طرح سوالهای مفید شما. من همیشه هنگ می کنم و وقتی ایشون میرن یادم میاد که چقدر می تونستم از حضورشون استفاده کنم

  134. متاسفانه ارتباط خاصی نمی تونم بگیرم در حد احوالپرسی شاید، حتی شده از قبل با آدمهای مهمی ارتباط داشتم ولی از این ارتباط هیچ بهره ی نبردم

  135. محمد غفوری تبار.

    راستش شاید در حد احوال پرسی باشه. اما به نظرم درستش اینه که خودمو توی چند ثانیه معرفی کنم و بگم که چه کمکی می تونم بهش بکنم تا چه تغییری توی نتایجش ایجاد بشه

  136. رضا حسنی مفرد.

    سوال میپرسم که آیا زمان مناسبی هست برای اینکه چند دقیقه وقتشون رو در اختیار من بزارن یا نه؟ این مورد بیشتر برا مواقع کاری پیش میاد و میتونم هندل کنم. ولی برای مواقع غیر کاری و ارتباطی سخته برام. انگار حرفی نیس برا گفتن یا …

  137. فقط میرم یه سلام علیک میکنم و خودم رو معرفی میکنم .شغلم و … و شاید یه سوال در مورد کارم ازشون بپرسم

  138. سعی می کنم خودم باشم بدون هیچ نقابی و به راحتی سوالم و می پرسم چون برام این موقعیت پیش اومده البته که بدون کمی استرس نخواهد بود.

  139. فکر کنم نگاهش کنم و منتظر بمونم ببینم اونم بهم توجه می کنه اگر بهم توجه کرد لبخند می زنم و میرم جلو و بهش می گم چند لحظه می تونم باهاتون حرف بزنم

  140. شاید به دلیل خجولی، نتونم ارتباط خاصی بگیرم، اما با توجه به اینکه دارم روی مهارت شهامت خودم کارمی‌کنم، من اولین اقدامم اینه که به این فکر کنم که میتونم در راستای مهارت شبکه سازی خودم، برم جلو و ارتباطی هرچند کوتاه بگیرم.
    اولین اقدام عملی من هم اینه که برم خودم و مهاترت را کارم رو معرفی کنم و ابراز خوشحالی کنم از اینکه میتونیم با هم در ارتباط باشیم.

  141. ابتدا ازشون میپرسم زمان مناسبی برای صحبت کردن هست بعد خودمو معرفی میکنم و تشکر میکنم بابت کارهایی که تا الان انجام دادن و…

  142. سوال میپرسم که آیا زمان مناسبی هست برای اینکه چند دقیقه وقتشون رو در اختیار من بزارن یا نه؟

  143. اول بررسی می‌کنم که آیا زمان مناسبی برای برقراری ارتباط هست و اگر بود نزدیک می‌شم، خودمو معرفی می‌کنم، از علائقم به کارهاش می‌گم و بابت تاثیر مثبتش ازش قدردانی می‌کنم.

    1. من اگر فرد شاخص کار وحرفه تخصصی خودم ببینم.که چند متری من هست خجالت کنار می گذارم وجلو میروم .خودم و کار معرفی می کنم.واز این فرد مهم درخواست می کنم چند نکته و راهنمایی به من بدهد که در کار حرفه ای استفاده کنم
      اینکه چطور بهتر تصمیم بگیرم و حرفه ای تر و به متخصص عالی تری تبدیل شوم

      1. من اگه فقط تنها باشم با اون فرد و اون فرد هم منو بشناسه و محیط هم بسته باشه فقط در حد یک سلام و در غیر اینصورت سعی میکنم اصلا ارتباط برقرار نکنم

اسکرول به بالا