فرزانه جعفری-بیشتر از یک نفر

مدرسه استادی

دوره حضوری بلند مدت مدرسه استادی

فرزانه جعفری

5 از 3 رای


نام کاربری: jafari
تاریخ عضویت: 1396/11/18
امتیاز کاربر: 10891
تعداد افراد دنبال کننده: 4

درباره من

فرزانه جعفری عضوی از مجموعه بیشتر ازیک نفر علاقه مند به مبحث مهارتهای ارتباطی کودکان کارشناس آموزش دوره های استادی دارای مدرک کوچینگ ومربی گری زیر نظر مستقیم دکتر علی صاحبی نویسنده کتاب های چگونه فروشنده خوبی باشیم و چگونه بیشتر بفروشیم که این دو کتاب حاصل تجربیاتم در مجموعه بیشتر از یک نفر است.

من زهرا جعفری امینه اصفهانی

عضوی از مجموعه بیشتر ازیک نفر

از بدو تولد نامی که برادرم برایم انتخاب کرده بود فرزین دخت بود که چون تلفظ آن سخت بود به فرزانه تغییر پیدا کرد.

از دوران طفولیت در تهران زندگی می کردم.

متاهل هستم و دارای دوفرزند

همسرم سرهنگ و استاد دانشگاه نظامی هستند.

از اولین کارمندان مجموعه بیشتر ازیک نفر بوده ام .

هیچ وقت اولین باری که به دفتر مجموعه برای مصاحبه رفتم را فراموش نمی کنم که وقتی شرایط کاری را آقای بهرام پور برایم توضیح داد وقرار شد در باره آن فکر کنم.

از دفترکه بیرون آمدم با پسرم تماس گرفتم و توضیح دادم که به یک مجموعه آموزشی رفتم و صحبت کردم قرار شده در مورد کارش فکر کنم به نظرت با مجموعه شون کار کنم یا نه ؟

پسرم گفت مامان جون نه اصلا نرو این از مجموعه های آموزشی است که مدام باید به جاهای مختلف زنگ بزنی وبگویی این

کلاس را داریم بیآیید ثبت نام کنید واون کلاس را داریم بیایید ثبت نام کنید. مردم هم شرکت نمی کنند و با روحیه شما نمی خورد و

ناراحت می شوید به نظر من لطفا زنگ بزن وتشکر کن و بگو که امکان همکاری وجود ندارد.

بعد از صحبت با پسرم کاملا منصرف شدم ولی ته دل خودم از کار خوشم آمده بود. در همان زمان آقای بهرام پور تماس گرفت و

گفت اگر می توانید به دفتر بیایید.و من صحبت پسرم را کاملا فراموشم شد

پیش خودم گفتم بزار با همسرم صحبت کنم که با ایشان تماس گرفتم و موضوع را توضیح دادم ایشون گفتند حالا برو صحبت کن بعدا تصمیم می گیریم و من فردای آن روز رفتم و قرار شد که از شنبه شروع به کار کنم.

همیشه علاقه زیادی به مهارتهای ارتباطی دارم و دغدغه همیشگی من در زندگی ارتباط درست و اصولی با دیگران بوده است.

در زمینه فروش در مجموعه فعالیت میکنم و نویسنده یک کتاب در مورد فروشندگی هستم به نام کتاب چگونه فروشنده خوبی باشیم .

و کتاب دوم من که در شرف چاپ است.و نامی که برای آن انتخاب کردم چگونه بیشتر بفروشیم؟

اسم سایت من است که به تازگی مطلب آموزشی در حیطه فروش در آن قرار می دهم. www.fjafari.ir

البته هر دو این کتابها حاصل تجربیاتی است که در مجموعه بیشتر ازیک نفر به دست آوردم.

این را می دانم که در حیطه فروش کتابهای زیادی است اما امیدوارم این دو کتاب هم بتواند خدمتی به دوستا ن داشته باشد.

فردی توانمند هستم وفوق العاده کارم را دوست دارم و با تمام عشق و علاقه کارم را انجام می دهم

من در طول زندگی خود کارهای مختلفی مثل کارتدریس و کاردر مجموعه تبلیغاتی انجام دادم اما هیچکدام نتوانست من را راضی کند و احساس رضایت داشته باشم .

من همیشه عاشق کتاب و کتابخوانی بودم اما هرگز نمی دانستم چطور باید مطالعه کنم.

همیشه دنبال روزنامه و مجله بودم و سعی می کردم که در مورد زندگی چیزهای زیادی یاد بگیرم درموردتربیت بچه ها وسیاست و فوتبال خیلی چیزهای دیگر..........

همیشه در جمعی که بودم در مورد مطالب مختلف یا اتفاقات روزمره جامعه اطلاعات داشتم و فردی بی خیال نبودم و فردی بودم که دنبال دانستن بودم و عطش یادگیری در من همیشه وجود داشت.

هرگز از مطالعه دور نبودم در این چندسال کتابهای زیادی در زمینه مختلف مطالعه کرده ام دوره های زیادی در زمینه فروش دیده ام و آقای بهرام پور اکثر کلاسهای که در این فروش بوده است را برایمان شرایط حضورش را مهیا کرده است اما حدود یک سال است که در زمینه فروش به صورت اختصاصی تمرکز کرده ام .

زندگی من شامل دو بخش است یک بخش قبل از آشنایی با مجموعه ویک بخش بعداز آشنایی با مجموعه بیشتر ازیک نفر

بخشی که قبل از آشنایی با مجموعه بیشتر از یک نفر بود که از زمانی که ازدواج کردم همسرم همیشه در منظقه جنگی خدمت میکردند و ما همیشه از هم دور بودیم وقتی که جنگ تحمیلی تمام شد همسرم ادامه تحصیل دادند و بعد از آن با همسرم به شهرهای مختلفی سفر کردیم اما از اینجا دیگر در کنارهمسرم بودم اما از خانواده ام دور شدم و در اوایل خیلی سخت گذشت دوری از پدر و مادر

اما یک خوبی هم داشت ومن با آدمهای مختلف آشنا می شدم و همین باعث شد که من به خاطراحساسی تنهایی که داشتم سعی میکردم با دیگران ارتباط خوب بگیرم چون در جایی زندگی می کردم که هیچ کس من را نمی شناخت

ونکته جالب اینکه در همین شرایط همسرم برای ماموریت به شهرهای دیگر سفر می کرد.و این امر باعث شد من دوستان زیادی پیدا کنم و چون در طول این مدت چند شهر مختلف سفر کردم و از مردم هر کدام از شهرهای که زندگی می کردم یک مسئله هم یاد می گرفتم کلی مطلب آموخته بودم

اما چیزی که در همه به صورت یکسان بود که من دوستانی داشتم از شهرها و محله های مختلف و توانسته بودم در ارتباط با آنها موفق عمل کنم یعنی با غمهاشون غمگین و با شادیهاشون شاد می شدم و معمولا از کوچکترین موفقیت های که در زندگی داشتند من را مطلع می کردند چون حس خوبی را به آنها منتقل می کردم .

و نکته جالب اینکه با جوانان و نوجوانان ارتباط خوبی می گرفتم اما من اصولی را بلد نبودم تکنیهای ارتباطی را نمی دونستم اما فقط حس خوب را منتقل می کردم.

این بود که وقتی در مجموعه بیشتر ازیک نفر وارد شدم . کلا زندگی ام متحول شد من کاملا متفاوت شدم من به همه چیزهای که بارها در مورد ش حرف زده بودم ولی راه مطرح کردن آن را بلد نبودم رایاد گرفتم و خودم شدم خود خودم

این شد که احساس رضایت از کارم به شدت افزایش پیدا کرد.

چون وقتی هر روز با کسانی ارتباط میگیرید که دوست دارند دنیا را جای خوبی برای زندگی کردن کنند.

و جایی باشی که هر روز شاهد موفقیت های افرادی باشی که با تلاش زیاد و مستمر میخواهند حال خودشان و اطرافیان شان را خوب کنند قطعا حس من را درک می کنید.

وقتی کسانی که بار اول می بینید که حتی نمی توانند حرف روزمره خود را بزنند و بعد ازیک مدت می بینید که چقدر عالی در جمع صحبت می کنند و چقدر زیبا و شمرده آن چه در ذهن دارند مطرح می کنند .

در این چند سال شاهد اشک ها و لبخندهای زیادی بوده ام و همراه با خوشحالی شان شاد شدم و شاهد موفقیت انسانهای زیادی بوده ام و تمام تلاشم را کرده ام که موثرتر و مفیدتر ازیک نفر باشم. امید وارم توان این را داشته باشم که در خدمت دوستان قرار داشته باشم.

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود