حدیث رحمانی-بیشتر از یک نفر

شهامت

اعتماد به نفس، رفع خجولی و کم حرفی

حدیث رحمانی

4.3 از 10 رای


نام کاربری: hadis
تاریخ عضویت: 1395/12/25
امتیاز کاربر: 12097
تعداد افراد دنبال کننده: 1

درباره من

حدیث رحمانی هستم،‌ مدیر فرآیند و بخش خدمات مشتریان (Customer Service) مجموعه بیشتر از یک نفر، تحصیل کرده رشته مهندسی مدیریت اجرایی و علاقه مند به آموزش‌ مهارت‌های ارتباط با مشتری و مشتری مداری

حدیث رحمانی هستم، مدیر بخش خدمات مشتریان مجموعه بیشتر از یک نفر

همیشه کار کردن رو دوست داشتم و قبل از اینکه وارد فضای دانشگاه بشم با توانایی هایی که داشتم سعی می کردم توی روزنامه بگردم و کار پیدا کنم و خودم برای خودم پول در بیارم.

حس استقلال رو خیلی دوست داشتم!

زمانی که در رشته مهندسی مدیریت اجرایی قبول شدم بیشتر مشغول درس خواندن بودم و در کنارش کلاس های آموزشی برای یادگیری نرم افزارهای مختلف در حیطه کارم می رفتم تا بیشتر یاد بگیرم و توانایی هام بیشتر بشه که بتونم در آینده شغل مناسبی برای خودم پیدا کنم....

به ترم پنجم دانشگاه رسیدم! یک روز به درخواست مادرم توی سومین باشگاه سخنرانی و فن بیان مجموعه بیشتر از یک نفر شرکت کردم...

اون جلسه همش دوست داشتم که اسمم توی قرعه کشی دربیاد و برم سخنرانی کنم! سخنرانی خودم هم آماده کردم بودم! من؟! بله درسته! تا قبل از باشگاه سخنرانی راجع به ترس از سخنرانی چیزی نمی دونستم J

بعدش فرصتی فراهم شد که ایمیل فرستادم به مجموعه و درخواست همکاری دادم. 9 ماه طول کشید تا استخدام بشم! باورتون میشه؟!

اواسط این زمان فکر می کردم دیگه قرار نیست استخدام بشم اما دلم به کار بود و ادامه می دادم. عاشق کارم شده بودم و سر کلاس درس هم به کارهام می رسیدم!

همش دوست داشتم به همه آدم هایی که می شناختم بگم داریم چیکار می کنیم؟

بگم اینجا چه خبره؟

وقتی آدم ها با هم خوب صحبت نمی کردند، وقتی ارتباطات مناسبی نداشتند، وقتی سر مسائل کوچیک بحث می کردند با خودم می گفتم چی می شد همه این آدم ها بلد بودند راه و روش ارتباط و صحبت کردن با همدیگه چطوری هست؟

ای کاش می دونستند تا بتونند دنیارو برای خودشون و دیگران جای قشنگی کنند.

  • مرتضی قنبری برزگر یکشنبه , 20 خرداد , 1397 ساعت 13:15 0 0
    سلام .هرچقدر تلاش کردم موفق نشدم درقسمت پیام خصوصی پیام بدم .امروز بیستم خرداد تولدتون مبارک خانم بهرامی داشتم ماجراهای من رو میخوندم که متوجه این موضوع شدم و به نیت شما یک تفعل زدم به خواجه شیراز و این غزل در اومد. خسروا گوی فلک درخم چوگان تو باد ساحت کون ومکان عرصه میدان تو باد زلف خاتون ظفر شیفته پرچم توست دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد ای که انشا عطارد صفت شوکت توست عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد غیرت خلد برین ساحت بستان تو باد نه به تنها حیوانات ونباتات وجماد هرچه در عالم امر است به فرمان تو باد شاد پیروز و موفق باشید