زانا عبداله زاده-بیشتر از یک نفر
زانا عبداله زاده
نام کاربری: Zana.AB
تاریخ عضویت: 1398/12/06
امتیاز کاربر: 1140
تعداد افراد دنبال کننده: 0

Zana.AB تا به حال ماجرا ننوشته است، او را تشویق کنید تا اولین ماجرای خودش را بنویسد

من کی ام

من زانا عبداله زاده دانش آموز دبیرستان با تجربه ی تدریس تندخوانی و کوچینگ از علاقه مندان به حرفه های روانشناسی موفقیت، فن بیان و مهندسی زندگی هستم و خوشحالم که تمام تلاشمو می کنم بیشتر از یک نفر باشم:)

زانا عبداله زاده هستم متولد 25 بهمن سال 1381 و با وجود سن کمی که دارم فراز و نشیب های زیادی رو تو زندگیم تجربه کردم به دلیل محیط های نا مناسب آموزشی و تربیتی در کودکی با مشکلات روحی و عاطفی زیادی روبرو بوده ام ؛ از کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس گرفته تا کم حرفی و خجولی و استرس ولی زیاد طول نکشید که من با کتاب های روانشناسی و آموزشی آشنا شدم که خواندنشان برایم مثل چراغی بود که مشکلات زندگیم را برایم آشکار می کرد از خویشتن دوستی شروع کردم و کم کم مسائل دیگر درونیم را حل می کردم اعتقاداتم درست و نگرشم را اصلاح می کردم در دوران نو جوانی عاشق کتاب خواندن شده بودم از بس که برایم مفید بود دیگران را که می دیدم کتاب نمی خوانند تعجب زیادی می کردم ولی من همچنان ادامه دادم و از یک کودک افسرده و خجول تبدیل به یک نوجوان با شهامت و با اعتماد نفس و عزت نفس شدم فن بیانم را تا حدود زیادی ارتقا داده بودم و طوری که در مدرسه حتی از معلم ها هم درس را بهتر می گفتم مدت زیادی نگذشت که من برای یافتن سوال چرا مردم کتاب نمی خوانند دست به کار شدم و در نهایت جواب را در تند خوانی یافتم ،خیلی بهش علاقه مند شدم، برای همین در یک دوره تند خوانی شرکت کردم که هزینه اش چندان مناسب نبود ولی من می دانستم که ارزشش را دارد با فراگرفتن تند خوانی علاقه ام به کتاب بیشتر شد دیگر هرکس بامن در ارتباط بود میل به کتابخوانی را در او ترغیب می کردم. به این فکر افتادم که یک دوره کوچک تند خوانی برگزار کنم و از تمام افرادی که می شناسم دعوت کنم ، در نهایت دوره هایی را برگزار کردم وه در آن ها تمام مطالبی که در دوره ی پرهزینه تندخوانی که قبلا شرکت کرده بودم را به قیمت های پایینی به شرکت کنندگان ارائه می دادم حتی به افراد بی بضاعت هم کمک می کردم و رایگان آن ها را شرکت می دادم نتیجه کلاس ها خوب بود و همه راضی بودند . بعد از آن با خواندن منابع مختلف یک دوره تندخوانی را خودم طراحی کردم که به دلیل کنکور و خواندن درس های دبیرستان فرصت نشد کیفیت آن را بسنجم به هرحال همه چی درباره تند خوانی متوقف شد و حتی به قول معروف تا به خودم اومدم وقت نسبتاً زیادی رو از دست داده بودم چون همه می دانند که کنکور نیاز مند وقت زیادی است این دومین چالش اصلی زندگیم بود عقب افتادگی ، برای من که در 10 سال تحصیلی شاگرد اول بودم کمی سخت بود که یهویی همه ازت جلو بیا فتند برای همین مسئله حل نشده کودکیم این بار خود را بزرگ تر جلوه داد من یادم رفته بود مسئله استرس و اضطراب را حل کنم و برای همین به قول معروف چوبشم خوردم ؛ همه می دانیم  کورتیزول چقدر بد است ولی برای من فقط بد نبود کورتیزول فصد داشت زندگی را از من بگیرد و من را به کام مرگ بکشاند در نهایت یه دلایلی که فقط خدا از آن خبر دارد من زنده ماندم و بار دیگر مسئله را از میان برداشتم اکنون در دورانی از زندگیم هستم که بعد ها میشه خاطره های خوبی را با آن ها ساخت در نهایت با تمام فراز و فرود های زندگی دنیا را جای بهتری برای زندگی خواهم کرد .


با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود

لطفا نظرات را برایمان بنویسید

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود