گزارش سمینار معارفه مدرسه استادی 5- جمعه 7 دی‌ماه 1397

مدرسه استادی به پنجمین دوره خود نزدیک می‌شود و هر بار مشتاقان و علاقه‌مندان بیشتری را گرد هم می‌آورد. کسانی که حاضرند برای آموزشِ صحیح خود سرمایه‌گذاری کنند و البته نتایج شگفت‌انگیز آن را هم ببینند.
بعد از اینکه مراسم معارفه دوره پنجم مدرسه استادی در شهرهای مختلف مثل یزد، قم، اصفهان و شیراز برگزار شد، این بار معارفه مدرسه استادی قرار بود در تهران و در سالن بزرگ و شکیل دانشگاه الزهرا برگزار شود.
هفتصد نفر برای این سمینار ثبت‌نام کرده بودند و سالن لبریز از علاقه‌مندان به یادگیری شده بود. حتی صندلی‌هایی در محل عبور و مرور افراد قرار داده شده بود که تا جایی که امکان دارد، کسی پشت در نماند.

برای کسب اطلاعات بیشتر از دوره مدرسه استادی روی عکس زیر کلیک کنید

سمینار معارفه مدرسه استادی 5 چطور آغاز شد؟

قرار است از ساعت 9 صبح مراسم رسماً آغاز شود. تیم پرتلاش مجموعه بیشتر از یک، از ساعاتی قبل مشغول آماده‌سازی تمام وسایل برای برگزاری باشکوه این سمینار هستند.
پکیج‌های اهدایی برای حدود هزار نفر شرکت‌کننده آماده و بسته بندی شده است. این پکیج شامل این موارد بود:

مدرسه استادی 5

1- جزوه‌ها و اسلایدهای همایش
2- یک پازل که از ماجرایش به زودی سردرمی آورید
3- کتاب «چگونه ثروتمند شویم؟» از محمد پیام بهرام پور
4- قلک فرصت‌ها
5- خودکار، پرچم بیشتر از یک نفر و دفترچه یادداشت
6- کتاب «فقط آویزان خودت شو» از محمودپیرحیاتی و علی اکبر قزوینی

معارفه مدرسه استادی 5

معرفی، خوش آمدگویی و شروع مراسم

محمد پیام بهرام پور با تشویق بسیار حضار وارد سالن شد و ضمن خوش آمدگویی، مباحث خود را آغاز کرد.

او در ابتدا، تعدادی کتاب درسی با خود به سالن آورده بود. می‌پرسید برای چی؟

برای اینکه به حضار یادآوری کند چیزهایی که در مدرسه به ما آموزش می‌دهند، لزوماً همه چیزی نیست که برای زندگی و موفقیت در کسب‌وکار کافی باشد.
او ضمن احترام به تمام معلمان و آموزش‌دهندگان این سرزمین، انتقادات خود را به نوع آموزش در ایران بیان کرد و برای آن راه‌حل‌های بسیار خوبی ارائه داد.

محمد پیام بهرام پور-مدرسه استادی 5

مثلاً یکی از انتقادات  محمد پیام بهرام پور این بود که مباحثی که در مدرسه به ما آموزش می‌دادند، واقعاً چقدر به درد زندگی می‌خورد و کاربردی بود؟ آیا بهتر نیست مطالب کاربردی‌تر و عملی‌تر به بچه‌ها آموزش داده شود و آن‌ها را برای یک زندگی با کیفیت آماده کرد؟

او از خاطرات و سفرنامه‌هایش به کشورهای مختلف تعریف کرد و تفاوت‌های سیستم‌های آموزشی در کشورهای پیشرفته را با سیستم آموزشی فشل و ناکارآمد خودمان مقایسه کرد. سپس به همه حضار تبریک گفت و از آن‌ها تقدیر کرد. چون وقتی به اینجا آمده‌اند، یعنی خواهان تغییر در خود هستند و تشنه یادگیری…

برای تهیه ی رایگان فیلم سمینار سفرنامه ی 5 کشور روی لینک زیر کلیک کنید:
فیلم سمینار سفرنامه سیستم‌های آموزشی 5 کشور

چرا باید مدرس بشویم؟

استاد بهرام پور 5 دلیل بسیار مهم برای اینکه چرا لازم است به روش‌های صحیح آموزش ببینیم و در آینده آموزش‌دهنده‌های خوبی بشویم، گفت و به طور مفصل آن‌ها را شرح داد.
زبان طنز آقای بهرام پور در جای‌جای سخنرانی، خستگی را از تن شرکت‌کنندگان بیرون می‌کرد و اجازه نمی‌داد فضای آموزش امروز، خشک شود.
دلیل اول این است که با آموزش، دنیا جای قشنگ‌تری برای زندگی می‌شود. دومین دلیل می‌تواند به ارمغان آوردن یک «حال خوب» برای خودمان باشد.
درآمد خوب، دلیل بعدی برای «آموزش‌دهنده شدن» است. او از درآمدهای خود و مجموعه‌اش برای حضار مثال زد و تأکید کرد اگرچه رسیدن به چنین درآمدهایی آسان نیست، اما با کار اصولی و تلاش زیاد، کاملاً قابل‌دسترس است.

مدرسه استادی 5

جایگاه اجتماعی بالا، دلیل دیگری بود تا حضار، از بودنشان در این محل، حس خوبی داشته باشند. مثلاً شما را به تلویزیون یا رسانه‌ها دعوت می‌کنند یا از شما خواسته می‌شود کلاس‌های آموزشی برگزار کنید. به‌ این‌ ترتیب احساس ارزشمندی به شما دست خواهد داد.

و دلیل پنجم برای مدرس یا سخنران شدن، ایجاد شبکه‌ای از روابط بسیار با کیفیت بود. آقای بهرام پور، جمله جالبی از یکی از اساتید مشهور نقل‌قول می‌کند:

«شما برآیند 5 نفری هستید که بیشترین زمان را با آن‌ها می‌گذرانید»

شما 5 نفر اطرافیان نزدیکتان چه کسانی هستند؟ آیا واقعاً به ارزش‌های شما دائماً اضافه می‌کنند یا مانعی برای موفقیت شما هستند؟

البته خیلی جاها میشناسنتون!

آقای بهرام پور، همیشه خاطرات بامزه و جذابی در آستینش پنهان کرده است. خاطراتی که با چاشنی بزرگنمایی و البته بیان خنده‌دار آن‌ها، جذاب‌تر هم می‌شوند.
مثلاً در بخشی از سخنرانی که در مورد جایگاه اجتماعی مدرسین بود، استاد از خاطره‌ای که در هنگام تمرین در استخر برای او رخ داده بود تعریف کرد!
اینکه در آن شرایط، یکی از شاگردانش را می‌بیند. استاد همیشه در جلسات و سیمنارهایش، با کت‌وشلوار و به‌ قول‌ معروف «تریپ رسمی» حاضر می‌شد اما این بار مچ او را در استخر می‌گیرند!
استاد به دلیل اضافه وزنی که چند وقتی دچارش شده بود، مجبور می‌شود شکمش را در جکوزی پنهان کند و گفتگوی جالبی بین او و شاگردش شکل می‌گیرد!
تعریف چنین داستان‌ها و ماجراهای شخصی، یکی از آش‌هایی است که استاد بهرام پور در سمینارهایش برای حضار می‌پزد در جهت تلطیف فضا و شادابی بیشتر شرکت‌کنندگان، البته با پیاز داغ فراوان!

 معارفه دوره ی استادی 5

یک پازل جذاب و غول پیکر!

همه ما در کوچکی (شاید هم همین‌ الان!) پازل بازی کرده‌ایم. حتماً دیده‌اید تکه‌های پازل، جدا از هم هیچ معنایی ندارند؛ اما وقتی به هم می‌پیوندند، شکلی زیبا و پرمعنا درست می‌شود.
امروز یک پازل خیلی بزرگ روی سن کنار آقای بهرام پور قرار گرفته شده بود و نسخه کوچکی از آن هم در پایان در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت.
تکه‌های این پازل، هرکدام بخشی از موفقیت در کسب‌وکار را شکل می‌دهند. به خصوص کسب‌وکارهایی در حوزه آموزش و سخنرانی.
این پازل 12 تکه داشت. هرکدام از این بخش‌ها، به صورت مفصل توسط استاد بهرام پور توضیح داده شد.
تکه‌های این پازل، هرکدام دنیایی از حرف پشت خود دارد و می‌شود درباره هرکدام کتاب‌ها نوشت.

معرفی مدرسه استادی 5

 

تکه اول پازل، سیستم باورها بود. بهرام پور در این بخش از سخنرانی خود، معایب سیستم باورهای ما را گفت و از راز موفقیت در یک کلام پرده‌برداری کرد:

امروز کارهایی را انجام می‌دهم که دیگران حاضر نیستند انجام دهند تا فردا کارهایی را انجام دهم که دیگران قادر نیستند انجام دهند…

او از باورهای محدودکننده‌ای مثل‌اینکه «سن من کمه!» یا «مدرکش رو ندارم» به شرکت‌کنندگان گفت و از آن‌ها خواست در جهت دور انداختن باورهای سنتی و بد تلاش کنند.
تکه دوم پازل موفقیت، کسب دانش و ایده بود. در این بخش حضار، قلک فرصت‌هایشان را از پوشه درآوردند و تمرینی عملی به همراه استاد بهرام پور انجام دادند.
استاد در این بخش تکنیک جالبی به دوستان یاد داد. اینکه هرجا عباراتی مثل «حیف‌ها»، «اگرها» و «ای کاش‌ها» را می‌بینند، یعنی آنجا فرصتی نهفته و به دنبال کسی می‌گردد که کشفش کنند!

سخنرانی-سمینار استادی 5

به نظر شما چند ساعت باید تمرین کنیم تا در چیزی متخصص شویم؟

طبق تحقیقات، با 20 ساعت تمرین در چیزی، می‌توانیم تا حدودی در آن بخش تسلط پیدا کنیم. با 10 هزار ساعت در آن موضوع فوق تخصص خواهیم شد.
اما بین این می‌توانیم با 500 ساعت آموزش، تخصص بسیار خوبی در موضوعی خاص کسب کنیم.
در مدرسه استادی، همین تعداد ساعت، از انواع و اقسام آموزش‌های لازم و ضروری برای استاد شدن، استفاده می‌شود و اساتید گران‌قدری تجربیاتشان را در اختیار شرکت‌کنندگان قرار خواهند داد.
تکه‌های دیگر پازل از موضوعات بسیار مهمی مثل اعتمادسازی، سخنرانی و فن بیان، استراتژی کسب‌وکار، تیم سازی و رهبری و رشد فردی و روابط خانوادگی تشکیل می‌شوند.

مدرسه استادی 5

میان وعده با طعم ارتباطات

در میان وعده‌ای که مجموعه برای دوستان در نظر گرفته بود، دوستان شرکت‌کننده، ارتباطات تازه‌ای شکل دادند و مشغول تبادل‌ نظر و آشنایی‌های جدید بودند. شکل‌گیری ارتباطات حرفه‌ای و شبکه‌سازی‌های ارزشمند، یکی از هدایایی است که از همین جلسه معارفه استادی شروع می‌شود. در جلسات انتهایی استادی، دوستان ناگهان می‌بینند چه ارتباطات عمیق و شبکه‌سازی گسترده‌ای انجام داده‌اند و خودشان خبر ندارند!

معارفه ی مدرسه استادی 5

سخنرانی افرادی که با شرکت در مدرسه استادی متحول شده بودند

در بخش‌هایی از این سمینار، کسانی که مدرسه استادی زندگی‌شان را متحول کرده بود به سخنرانی‌های کوتاهی پرداختند.
فرزین سلطانی نژاد، از زندگی بسیار پرفراز و نشیب اش گفت. اینکه در دوسالگی پدرش را از دست داده و به دلیل اتفاقات بدی که در طول سال‌ها برایش افتاده، در 18 سالگی دو بار دست به خودکشی زده است.
اما بالاخره راه خودش را پیداکرده است و شرکت در مدرسه استادی به او کمک زیادی کرده تا در مسیر خود به سمت اهداف متعالی، راه اشتباهی نرود.

سامان الهی زاده، یکی دیگر از کسانی بود که از داستان شگفت‌انگیزش برای حضار گفت. در پایان سخنرانی او، همه حضار دقایقی ایستاده برای او دست زدند.
او از حادثه مهمی که برایش اتفاق افتاده بود و پرت شدنش از ساختمان سه طبقه تعریف کرد. اینکه همه پزشکان از او قطع امید کرده بودند. اینکه حتی نمی‌توانست به دستشویی برود؛ اما باورهایش را تغییر داده بود و مدرسه استادی هم مزید بر علت شد تا او راه بسیار متعالی‌ای را انتخاب و در آن گام بگذارد.
او از روزی می‌گوید که آرزوی سخنرانی برای جمعیت زیادی از مردم را داشت و حالا این او بود که داشت برای 700 نفر حاضرین در سالن سخنرانی می‌کرد.
 

سامان الهی زاده-مدرسه استادی 5

هدایای بیشتر از یک نفر برای شرکت‌کنندگان

علاوه بر هدایای فیزیکی و آموزش‌های ارزشمند امروز، استاد بهرام پور هدایای بسیار عالی دیگری برای حضار در نظر گرفته بود، چون آن‌ها کسانی هستند که به یادگیری خود اهمیت می‌دهند.
اگر شما هم به یادگیری خود اهمیت می‌دهید و می‌خواهید این هدایا را دریافت کنید، همین‌ الان به لینک زیر مراجعه کنید. می‌دانید چه چیزی در انتظار شماست؟

⦁ اسلایدها و فایل صوتی سمینار مدرسه استادی 5
⦁ لیست 100 موضوع برای سخنرانی و تدریس
⦁ کتاب «چطور کتاب بنویسیم؟»
⦁ دوره طراحی پاورپوینت انگلیسی محمد پیام بهرام پور و TJ Walker
⦁ روش یافتن کتاب‌های برتر به زبان فارسی
⦁ چکیده سمینار آینده پژوهی (که 1200 دلار هزینه بابت آن شده است)
 

برای دریافت این هدایای ارزشمند، کلیک کنید.

 

سارا یوسفی-مدرسه استادی 5

رسالت‌های جدید مجموعه بیشتر از یک نفر…

آقای بهرام پور در بخش بعدی سخنانش، از رسالت‌های مجموعه تحت رهبری‌اش گفت و به افراد توصیه کرد که به دنبال یافتن رسالت زندگی‌شان بگردند. تا وقتی نتوانیم رسالت واقعی زندگی‌مان را کشف کنیم، موفقیت برایمان در دسترس نیست.
برنامه‌های خیریه (مثل جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیر نقدی برای بچه‌های سیستان و بلوچستان) و طراحی یک برنامه بلندمدت برای آموزش به افرادی که در مناطق محروم زندگی می‌کنند، رسالت‌های تازه‌ای هستند که مجموعه بیشتر از یک نفر برای خود تعریف کرده است و سخت به دنبال تحقق آن‌هاست.

بر سر هر چهار راه، یک موسسه آموزشی…

آقای بهرام پور در پایان سخنرانی، ابراز امیدواری کرد که همان‌طور که بر سر هر چهار راه یک سوپر مارکت موجود است، روزی فرا رسد که سر هر چهار راه، موسسه‌ای آموزشی قرار بگیرد. کشور ما بیشتر از هر چیز، تشنه آموزش است و هیچ چیز برتر از آموزش در این دنیا وجود ندارد.
 

بیشتر از یک نفر-مدرسه استادی 5

پایان سمینار، آغاز یک راه طولانی…

پایان معارفه مدرسه استادی 5، آغاز یک راه طولانی و طلیعه‌ای برای یک مسیر دشوار و لذت‌بخش است.
پس از اتمام سخنرانی آقای بهرام پور، ایشان در بیرون از سالن مشغول پاسخگویی به پرسش‌های متعدد دوستان بودند.
افراد، کتاب‌های ارزشمندی که در بیرون از سالن چیده شده بود را می‌خریدند تا از آن‌ها بهره‌های لازم را بگیرند.
و بسیاری از کسانی که آمده بودند تغییری مهم در زندگی ایجاد کنند، فرم‌های پیش ثبت‌نام در مدرسه استادی 5 را پر کردند و به مسئولین تحویل دادند. این سمینار، قطعاً نقطه عطفی زندگی کسانی است که در این مدرسه استادی می‌خواهند شرکت کنند و بیشتر و مؤثرتر از یک نفر باشند….

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا