گزارش سمینار بزرگ انسان بیشتر از یک نفر | بزرگترین سمینار آموزشی کشور برگزار شد

سرفصل های مهم این مقاله:

15 اردیبهشت 1396 در بزرگترین سالن سخنرانی کشور یعنی سالن همایش‌های وزارت کشور، سمینار 3200 نفری انسان بیشتر از یک نفر برگزار شد. 

در این نوشته قصد داریم مطابق روند چند ساله مجموعه، گزارش این سمینار را برای شما عزیزان منتشر کنیم…

پیش از ساعت 9

خدا را شاکریم که به گفته خود وفاداریم و سمینار را همانطور که گفتیم رأس ساعت 9 آغاز کردیم!

پس زمان سرود ملی کشورمان و قرآن است.

اما اشتباه نکنید!‌ سرود و قرآن ساعت 9 پخش نشد! از آنجایی که واقعاً برایمان اهمیت داشت که ساعت 9 سمینار آغاز شود، از ساعت 8:53 دقیقه قرآن و سرود پخش شد.

کارهای غلام سنقر سوخته اعصاب!

هنوز ساعت 9 نشده که کمی فیلم آموزشی ارائه می‌شود!

همیشه در سمینارها افرادی هستند که کارهایی می‌کنند که باعث اعصاب خردی می‌شود!

این فیلم‌ها برای جلوگیری از این رفتارهاست…

البته این فیلم یکی از چهار قسمت آموزشی بود و خوشحالم که با همین فیلم ساده، شاهد هیچکدام از این رفتارها در سمینار نبودیم.

درباره محمد پیام بهرام پور

حدود ساعت 8:57 است که این فیلم دو دقیقه‌ای درباره محمد پیام بهرام پور ارائه می‌شود و انرژی بسیار زیادی به شرکت کنندگان داد و البته توانمندی‌های ایشان در ارتباط با بهترین‌های دنیا مشخص شد.

 

شاید باورتان نشود اما  یک دقیقه به 9، یعنی یک دقیقه زودتر، از آنجایی که سالن تقریباً تکمیل ظرفیت شده بود محمد پیام بهرام پور روی سن آمد.

این جمله شروع همیشگی محمد پیام بهرام پور است…

به نام آن که هستی نام از او یافت….

فلک جنبش زمین آرام از او یافت…

که حضار با محبتی که به آقای بهرام پور داشتند، از جا بلند شدند و او را تشویق کردند که شعر ناقص ماند و صدای تشویق حضار باعث شد که آقای بهرام پور شعر را دوباره بخوانند و در این تصویر استاد را می‌بینید که از حضار می‌خواهند تا از جایشان بلند نشوند…

دیدن سه هزار نفر! سه هزار نفری که می‌خواهند رشد کنند و مسئولیت زندگی خود را پذیرفته‌اند در حالی که حدود هزار نفر از آنها از شهرهایی به جز تهران آمده‌اند بسیار جالب است.

بزرگترین سمینار آموزشی کشور با حضور بیش از 3000 نفر آغاز شد

شروع سخنرانی

محمد پیام بهرام پور، سمینار انسان بیشتر از یک نفر را بسیار سریع اغاز کرد و یکراست رفت سر اصل مطلب!

در مورد انسان بیشتر از یک نفر گفت و بیان کرد که چه کسی است و پس از آن از شرکت کنندگان خواست اگر می‌خواهند بیشتر از یک نفر باشند، پرچم‌های بیشتر از یک نفر را تکان دهند…

در اینجا می‌بینید که همه می‌خواهند بیشتر از یک نفر باشند….

حتماً شما هم بیشتر از یک نفر هستید.

هیچکدام از ما نمی‌دانیم که چقدر دیگر زنده هستیم، بنابراین باید به گونه‌ای زندگی کنیم که بیشتر و موثرتر از یک نفر باشیم تا دنیا جای بهتری برای زندگی کردن بشود.

این یعنی بیشتر از یک نفر بودن…

یکی از صحبت‌های آقای بهرام پور که بسیار اثرگذار بود مربوط به بخشی از زندگی خود بود:

صبح یک روز کِسِلِ تابستانی مادرم من را بیدار کرد و به من گفت که از مدرسه اخراج شدم.
آن روزها ارتباطم با خانواده‌ام خوب نبود برای همین با بی‌احترامی به مادرم جواب دادم…

شاید باورش خیلی سخت بود، آقای بهرام پور که در حال حاضر ارتباط بسیار بسیار خوبی با خانواده‌اش دارد، چنین دورانی را تجربه کرده بود.

چه اتفاقی رخ داده که پسر یک کارمند معمولی با پدر و مادری که حتی تحصیلات دوران مدرسه خود را به پایان نرسانده‌اند مسئولیت زندگی خود را پذیرفته و چنین تغییر بزرگی در زندگی خود ایجاد کرده است؟

محمد پیام بهرام پور در این زمینه می‌گوید:

تغییرات از زمانی شروع شد که مسئولیت زندگی خود را پذیرفتم و فهمیدم که کسی برای من کاری نمی‌کند و فقط و فقط خودم هستم که باید زندگی‌ام را تغییر دهم اما نمی‌دانستم چطور! تا زمانی که با آموزش آشنا شدم.

هم گروهی خود را انتخاب کردید؟

پس از چند دقیقه باید هم گروهی خود را مشخص می‌کردیم و 5 ویژگی مثبت خودش را از او می‌پرسیدیم و می‌نوشتیم.

شما 5 ویژگی مثبت تان چیست؟ (مثلاً خلاق هستید یا مهربان یا پرتلاش و…)

این گروه بندی‌ها برای مرور مباحث بعدی و انجام یک کار عملی کاربرد داشت و آن هم کار عملی موبایل بود! یک یخ شکنی بسیار عالی که ما را به فکر فرو برد.

یخ شکنی با موبایل

شروع سخنرانی دکتر صاحبی

پس از 35 دقیقه که محمد پیام بهرام پور کلیات انسان بیشتر از یک نفر را مطرح کرد، نوبت به سخنرانی دکتر علی صاحبی رسید.

صحبت دکتر صاحبی با یک شعر بسیار زیبا اغاز شد

به تماشا سوگند و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن واژه‌ای در قفس است
حرف‌هایم مثل یک‌تکه چمن، روشن بود
من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می‌تابد
و به آنان گفتم: سنگ، آرایش کوهستان نیست همچنانی که فلز، زیوری نیست به اندام کلنگ
در کف دست زمین، گوهر ناپیدایی‌ست که رسولان، همه از تابش آن خیره شدند
پی گوهر باشید

دکتر صاحبی موضوع صحبت خود را به این صورت آغاز کردند که اگر کسی به ما بگوید که دسته قوری من یا زیپ شلوار من خراب شده، او را پیش متخصص می فرستیم اما در زندگی اگر کسی مشکلی دارد هیچ تخصصی نیاز ندارد و خیلی راحت احساس می کنیم که می توانیم به او راهنمایی کنیم…

لبخند و انرژی دکتر علی صاحبی واقعاً فوق‌العاده بود. توانایی ترکیب داستان‌های کاربردی با مباحث آموزشی واقعاً این سمینار را بسیار جذاب و کاربردی کرده بود.

دکتر صاحبی در مورد هویت بودن و هویت شدن صحبت کردند و نکته جالب این بود که بسیاری از ما هویت خود را اشتباه انتخاب کرده بودیم و سالیان سال مسیر زندگی خود را براساس چیزهایی تنظیم کرده بودیم که اشتباه بود…

دکتر صاحبی بیان کردند که هویت دستاورد و هویت توفیق دو هویت اصلی است که افراد دارای هویت دستاورد احساس خوشحالی بسیار کمی دارند اما از نظر دیگران بسیار موفق هستند.

و این که ما باید خوشحال باشیم و بعد دستاوردهایی به دست بیاوریم، نه این که به خود بگوییم من باید دستاوردی داشته باشم تا خوشحال بشوم.

در این تصویر دکتر صاحبی توضیح می‌دهند که چطور زندگی خود را اولویت بندی می‌کنیم و چه روندی باید داشته باشیم تا رضایت از زندگی را تجربه کنیم؟

به صورت کلی این بخش از صحبت برای خیلی‌ها یک ایست بزرگ بود به مسیر اشتباهی که در حال طی کردن آن هستند…

قسمت دوم صحبت‌های دکتر صاحبی، مربوط می‌شد به بحث حل تعارض.

دانستن این که هر ارتباط انسانی شامل:

  • ارتباط با همسر
  • ارتباط با والدین
  • ارتباط با فرزند
  • ارتباط با مدیر
  • ارتباط با مشتری
  • ارتباط با کارمند
  • ارتباط با دانش آموز
  • ارتباط با معلم
  • و….

دارای تعارض است و به قول دکتر صاحبی:

برای خواندن کتاب های دست چین شده موفقیت و انگیزشی روی لینک زیر کلیک کنید

خرید کتاب

آش با جاش هست!
تعارض موضوعی طبیعی در روابط به شمار می‌رود

این قسمت با یک بازی گروهی آغاز شد که به خوبی کمک کرد تا مفهوم تعارض را متوجه شویم.

و البته بخشی از صحبت دکتر صاحبی باقی ماند که قرار شد فیلم آن تهیه شود و در اختیار شرکت کنندگان قرار بگیرد.

سخنرانی آقای مهدی نژاد

آقای احسان مهدی نژاد یکی از شرکت کنندگان دوره مدرسه استادی 2 بودند که با اعتماد به نفس و بیان بسیار خوبی سخنرانی کوتاه خود را آغاز کردند.

داستان سخنرانی ایشان به این موضوع مربوط بود که تصمیم به رفتن به کانادا داشتند و همه کارها انجام شده بود اما به دلیل نقص مدارک از ترکیه به ایران بازگشتند اما …

با دیدن سمینار مدرسه استادی 2 که در برج میلاد برگزار شد تصمیم گرفتند مسیر مدرس شدن را انتخاب کنند.

ایشان توضیح دادند که پیدا کردن مسیر و هویت درست چقدر بر روی کیفیت کار ما اثر دارد و چقدر می‌تواند اثربخش باشد!

و در انتها، صحبت بسیار خاصی داشتند:

به خودتان مدیونید اگر پروانه‌های درونتان را کشف نکنید

ساعت استراحت

حدود ساعت 11:15 زمان استراحت و پذیرایی شد.

تقریباً مطمئن بودیم که پذیرایی از 3 هزار نفر با محدودیت‌هایی که داشتیم کار راحتی نبود و احتمال اختلال وجود خواهد داشت اما خدا را شاکریم که مشکلی جدی وجود نداشت و ظرف مدت 20 دقیقه پذیرایی انجام شد.

در زمان استراحت فرصت خوبی برای ارتباط شرکت کنندگان با هم بود و همچنین زمان عکس گرفتن و شرکت در مسابقه عکس اینستاگرامی #بیشترازیکنفر 

و البته فرصتی برای گفت و گو با دکتر صاحبی و آقای بهرام پور

سخنرانی ایمان برجی

پس از پایان ساعت استراحت آقای ایمان برجی به سخنرانی خود پرداختند که این سخنرانی حدود 4 دقیقه بود.

ایمان برجی نفر اول دوره مدرسه استادی 2 شده بود و همانطور که می‌دانید نفر اول دوره استادی تمام وجه خود را دریافت خواهد کرد!

ایمان برجی در مورد فرکانس‌ها صحبت کرد و این که روند تغییر ما تا رسیدن به خواسته چطور است؟

حل مساله

قسمت دوم سمینار که مربوط به محمد پیام بهرام پور بود، موضوع بسیار مهمی به نام حل مساله بود.

حل مساله به ما کمک می‌کند تا بتوانیم مسائل و مشکلات زندگی را ببینیم و بهترین اقدام را در مواجه با آنها انجام دهیم.

این جمله بسیار مهم از محمد پیام بهرام پور گفته شد که:

حل مساله موضوع ساده‌ای است که تقریباً هیچ کسی حاضر نیست آن را به کار ببندد و برای همین افراد موفق بسیار کم هستند.

همان جمله همیشگی که:

امروز کارهایی را می‌کنم که دیگران حاضر نیستند انجام دهند
تا فردا کارهایی را بکنم که دیگران قادر نیستند انجام دهند…

تشکر از تیم بیشتر از یک نفر

برگزاری چنین برنامه بزرگ و ارزشمندی کار یک نفر نبود و آقای بهرام پور از تمام 70 نفری که از همکاران مجموعه بیشتر از یک نفر بودند تقدیر و تشکر کردند و بخشی از این عزیزان به روی سن آمدند.

در اینجا آقای بهرام پور خواهر خود را روی سن بوسید و گفت که فقط من می‌دانم چقدر برای این سمینار زحمت کشیده‌ای…

سخنرانی خانم عسگری

در این میانه نوبت به سخنرانی خانم هنگامه عسگری رسید. ایشان نیز از شرکت کنندگان دوره مدرسه استادی 2 بودند که بیان کردند کلاف زندگی‌خود را گم کرده بودند…

افکار منفی که در سر داشتند باعث شده بود نتوانند زندگی خود را بپذیرند!

اما ایشان تصمیم گرفتند که مسئولیت زندگی خود را بپذیرند و با وجود همه سختی‌ها در مسیر استاد شدن موفق باشند.

ایشان کتاب خود را در پارکینگ پاساژ، زمانی که دخترشان در خانه اسباب بازی بود نوشته‌اند، در حالی که می‌توانستند مانند بسیاری از افراد به خود برچسب‌هایی بزنند و بگویند که نمی‌توانیم.

بهانه‌های بسیار زیادی می‌توان برای انجام ندادن کاری آورد مثل این که:

  • من خانم هستم
  • من مادر هستم
  • من وقت ندارم
  • من شاغل هستم
  • دیگه از من گذشته
  • شرایط من خاصه
  • و…

سخنرانی انور محمد رسول پور

سخنرانی دیگری که بسیار تاثیر گذار بود، سخنرانی انور محمد رسول پور بود.

ایشان با لباس محلی خود (کردی)‌ روی سن آمدند و گفتند:

لباس محلی برای ما بسیار عزیز است و فقط جایی که بخواهیم به کسی احترام زیادی بگذاریم این لباس را می‌پوشیم و به همین دلیل که من جلوی 3 هزار نفر انسان بیشتر از یک نفر صحبت می‌کنم احترام بسیار زیادی برای شما قائل هستم.

آقای محمد رسول پور بیان کردند که شرکت در دوره مدرسه استادی آن هم در صورتی که تجربه ورشکستگی داشتند و برای آمدن به تهران باید هر دفعه حدود 10 تا 12 ساعت در راه می‌ماندند کار بسیار سختی بود اما تصمیم به تغییر داشتند.

مسئولیت زندگی خود را قبول کردند و با وجود همه سختی‌ها به بهانه‌ها نه گفتند و به خواسته‌های خود رسیدند.

سخنرانی مجید عابدی

آخرین سخنرانی مربوط به آقای مجید عابدی بود. مجید عابدی با یک نردبان روی سن ظاهر شد.

مجید عابدی رتبه 9 کنکور سراسری را دارد و به قول خودش:

 

متأسفانه یا خوشبختانه من جزو معدود رتبه‌های تک رقمی کنکور هستم که در ایران مانده‌ام و مهاجرت نکردم!

مجید عابدی به عنوان کسی که خودش در سیستم آموزشی بسیار موفق بوده انتقادات بسیار جدی به سیستم آموزشی داشت و بیان کرد که این سیستم مثل یک نردبان بدون تکیه گاه است که فقط مهارت را آموزش می دهد در صورتی که باید یک تکیه گاه بسیار محکم به اسم مهارت‌های زندگی در آن وجود داشته باشد.

مسیر عصبی

در انتهای صحبت محمدپیام بهرام پور، در مورد مسیر عصبی صحبت کردند و گفتند که دانستن این موضوع چقدر به یادگیری ما کمک می‌کند.

ما می‌توانیم مسیر عصبی جدید و مناسب خود را بسازیم و تغییر کنیم.

سرود بیشتر از یک نفر

در حال نزدیک شدن به انتهای سمینار هستیم و اینجا جایی است که از سرود بیشتر از یک نفر رونمایی می‌شود.

شعر این سرود برای مولاناست و فرهاد لقایی، مدرس صداسازی مجموعه این آهنگ را خوانده است.

مشاهده کلیپ این موسیقی

[aparat id=”sW7JU”]

همچنین اگر دوست داشته باشید می‌توانید فایل موسیقی آن را به تنهایی دانلود کنید.

دانلود فایل MP3 سرود بیشتر از یک نفر

اگر می‌خواهید این موسیقی را داشته باشید کافیست روی لینک زیر کلیک کنید و آن را به رایگان دانلود کنید:

دانلود سرود بیشتر از یک نفر

متن شعر این موسیقی را می‌توانید در زیر بخوانید:

تو یکی نه‌ای هزاری...

مهمانان ویژه این سمینار

در این سمینار مهمانان ویژه‌ای داشتیم که بخشی از این عزیزان را در تصویر مشاهده می‌کنید. (اسامی بر اساس حروف الفبا مرتب شده است)

  1. امین القاسی زاده (مدرس NLP و کوچ فردی)
  2. خانم دکتر سپیده جلوخانی (مدرس تیپ شناسی سازمانی)
  3. محمد حافظی نژاد (مدرس مهارت‌های تدریس)
  4. علی حاج محمدی (مدرس طراحی سایت)
  5. دکتر سمیرا ذاکرانی (مدرس شخصیت شناسی)
  6. آقای سهیل رضایی (مدرس و پژوهشگر روانشناسی یونگی)
  7. دکتر عاطفه سلطانی (روانپزشک و البته همسر آقای دکتر صاحبی)
  8. علیرضا سخنوران (مدرس سخنرانی و فن بیان)
  9. آرش سروری (مجری خوش نام صدا و سیما و برنامه کلید)
  10. دکتر علی رضا شیری (مدرس مهارت‌های ارتباطی)
  11. مهدی صنم پور (مدرس اداب معاشرت تجاری)
  12. سعید محمدی (مدرس تند خوانی)
  13. دکتر محمد نمازی (مدرس بازاریابی و فروش)
  14. سعید وفایی (مدرس فروش و NLP)
  15. پویا ودایع (مدرس زبان بدن)
  16. و….

لطفاً اگر نام عزیزی در این بین از قلم افتاده است، در قسمت نظرات به ما یادآوری کنید.

تصاویری از شرکت کنندگان

در ادامه تصویری از شرکت کنندگان در سمینار را مشاهده می‌کنید:

نمایشگاه کتاب شرکت کنندگان دوره استادی 2

در این سمینار هم به رسم سال گذشته، نمایشگاه کتاب‌های نوشته شده توسط شرکت کنندگان دوره استادی وجود داشت که با استقبال بسیار خوبی مواجه شد.

نمایشگاه کتاب مدرسه استادی

از شما و همه عزیزانی که با همراهی و یا حضورشان به برگزاری این سمینار کمک کرده‌اند بینهایت متشکریم.

لحظه آخری که از شرکت کنندگان پرسیده شد که چه کسانی تاکنون یک نکته یاد گرفته‌اند و یا یک قدم به جلو آمده‌اند و تقریباً همه سالن دستشان را بالا بردند، حس بسیار خوبی بود که در کشورمان حداقل سه هزار گام به سمت جلو حرکت کرد…

بیشتر از یک نفر باشید…

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا