با این 5 سؤال از خودتان، به کشف هدف زندگی نزدیک شوید!

سرفصل های مهم این مقاله:

کمانگیر پیر و با تجربه‌ای، در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود. در آن سو نشانه کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم می‌خورد. جنگجوی اولی تیری را از ترکش بیرون می‌کشد. آن را در کمانش می‌گذارد و نشانه می‌رود. کماندار پیر از او می‌خواهد آنچه را می‌بیند شرح دهد.

می‌گوید: آسمان را می‌بینم. ابرها را. درختان را. شاخه‌های درختان و هدف را. کمانگیر پیر می‌گوید: کمانت را بگذار زمین تو آماده نیستی.

جنگجوی دومی پا پیش می‌گذارد. کمانگیر پیر می‌گوید: آنچه را می‌بینی شرح بده.

جنگجو می‌گوید: فقط هدف را می‌بینم.

پیرمرد فرمان می‌دهد: پس تیرت را بینداز. تیر بر نشان می‌نشیند.

پیرمرد می‌گوید: عالی بود. موقعی که تنها هدف را می‌بینید نشانه یریتان درست خواهد بود و تیرتان بر طبق میلتان به پرواز در خواهد آمد…

این یک داستان کوتاه و ساده در مورد هدف بود.

اما بسیاری از ما سوالمان این است که چطور هدف زندگی‌ام را پیدا کنم؟

خیلی از ما در مورد هدف گذاری زیاد شنیده‌ایم؛ اما سؤال اساسی این است که اصلاً چطور باید هدف زندگی‌ام را کشف کنم؟

شما با دقت به احساساتتان و پرسیدن برخی سؤالات ساده از خود که در این مقاله می‌خوانید می‌توانید به کشف هدف زندگی خود نزدیک‌تر شوید.

کشف رسالت زندگی

از مسیر لذت ببر…

یکی از مهم‌ترین اصولی که هر کدام از ما همیشه فراموش می‌کنیم این است که فقط به دنبال رسیدن به مقصدیم.

اما سختی‌ها و لذت‌هایی که در مسیر رسیدن به هدف‌ها هستند را نمی‌بینیم.

اگرچه همیشه باید تمرکزمان بر هدف باشد، اما سختی‌ها و چالش‌های رسیدن به مقصد، جزئی از زندگی و اگر به آن دقت کنیم، لذت‌بخش هستند.

همین چالش‌ها هستند که باعث می‌شوند وقتی به هدف می‌رسید، لذت فوق العاده ای را تجربه کنید.

پس اصل ابتدایی در راه رفتن به سوی اهداف این است: «از مسیر لذت ببر…»

به دنبال کارهایی باشید که باعث خوشحالی شما می‌شوند. باعث می‌شوند احساس خوشایندی از زندگی را تجربه کنید و لذت ببرید. با کمک این کارها «مسیر لذت» خودتان را بسازید و و در آن قدم بگذارید.

این مسیر لذت شما می‌تواند شامل درونیات، تفکرات و تجربه‌هایی باشد که در راه رفتن به سوی هدف، به دست می‌آورید.

لازم نیست انتهای مسیر را بدانید؛ دانستن گام بعدی کافی است…

هنوز به 5 سؤال برای کشف هدف زندگی نرسیده‌ایم.

پیش از آن می‌خواهم یک توصیه دیگر به شما داشته باشم:

«هربار یک قدم بردارید و گام بعدی در زمان مناسب خودش را آشکار خواهد کرد.»

در هر لحظه از خود بپرسید: «گام بعدی چیست؟» به این ترتیب، هم از مسیر لذت می‌برید و هم سردرگم و گیج نخواهید شد. هربار یک قدم، اما پیوسته بردارید…

5 سؤال طلایی برای کشف هدف زندگی…

روش‌های تعیین هدف در زندگی زیاد است؛ اما با این 5 سؤال، با احتمال بالاتری هدف زندگی‌مان را کشف خواهیم کرد و زندگی بی هدف را به دست فراموشی خواهیم سپرد…

سؤال اول: چه کاری باعث می‌شود احساس کنید زنده‌اید و حقیقتاً وجود دارید؟

در مصاحبه‌های کاری حرفه‌ای می‌پرسند: «در انجام چه کاری بهترین هستی؟». منظور آنها در واقع این است که «عاشق انجام چه کارهایی هستید؟ برای انجام چه کارهایی ذوق و شوق زیادی دارید؟ و یا چه کارهایی باعث می‌شوند احساس کنید واقعاً وجود دارید و حس شوق به زندگی را در شما زنده کند؟»

این سؤالات را از خودتان بپرسید و پاسخ آنها را به دقت مرور کنید.

مثلاً ممکن است خودتان را در حال نقاشی در استودیوی هنری خودتان تصور کنید. (برای هدف هنرمند شدن)

یا خودتان را در حالی تصور کنید که با عزیزان و خانواده در حال لذت بردن از طبیعت هستید. (هدف زندگی آرام)

یا دارید یک کتاب می‌خوانید و از خواندنش به شدت کیف می‌کنید. (با هدف سخنران و آموزش دهنده شدن)

توصیف این تجسم‌ها، نگاه اجمالی شما به زندگی هستند و زندگی ایده آل شما را به شما گوشزد می‌کنند.

بنابراین سعی کنید با کشف کارهایی که برایتان معنا و مفهوم عمیقی دارند، به کشف هدف زندگی بپردازید.

از خودتان بپرسید: «من عاشق انجام چه کارهایی هستم و در چه کارهایی بهترینم؟»

کشف هدف زندگی

سؤالات دوم: چه چالش‌ها و مشکلاتی را واقعاً تحمل می‌کنید و کدام را خیر؟

بیایید این را از سر راه کنار بزنیم!

هیچ شادی‌ای دائمی نیست و هیچ کاری همیشه‌ی خدا لذت‌بخش نیست.

باید آستین‌های خودتان را بالا بزنید. در زندگی کلی چالش ریز و درشت وجود دارد. سؤال این است: «چقدر اهل مبارزه‌ای؟» «چقدر می‌توانی از پا نیفتی؟»، «چندبار از پا افتاده‌ای و دوباره بلند شده‌ای؟»

مهم نیست چقدر با زندگی مطلوبتان فاصله دارید. حتی مهم نیست چقدر از مسیر رسیدن به هدف را پیموده‌اید. مفهوم زندگی این است که مشکلات همیشه وجود دارند. در زمان خودش اتفاق می افتد. 

این مقاله فوق العاده را بخوانید و ببینید افراد مشهور، چطور توانسته‌اند از شکست‌ها عبور کنند و چقدر تحمل شکستشان بالاست: 

شکست های افراد موفق

شما ممکن است هدف گذاری کرده باشید که یک خواننده‌ای حرفه‌ای شوید اما اصلاً می‌ترسید آهنگ‌هایتان را در جمع بخوانید! بهتر است گیتارتان را در کمد بگذارید و کلیدش را به جایی دوردست پرتاب کنید!

اگر می‌خواهید یک سخنران موفق شوید و حاضر نیستید سختی‌هایش را تحمل کنید، شما به یک سخنران موفق مشکلات زیادی خواهید داشت.

برای به دست هر چیز تازه، باید چیزی را قربانی کنید. دنبال کردن هر کار برای شما هزینه‌هایی در پی خواهد داشت. چه درگیری‌ها و فداکارهایی هایی حاضر هستید تحمل کنید؟

دستیابی شما به زندگی رویایی‌تان، به این وابسته است که چقدر می‌توانید با مشکلات کنار بیایید و از روزهای سخت غیرقابل اجتناب، با دست پر بیرون بیایید.

با این 5 سؤال از خودتان، به کشف هدف زندگی نزدیک شوید!

سؤال سوم: چه مواقعی کودک درونتان گذر زمان از دستش در می‌رود؟ (عمیق شدن)

وقتی بچه بودم، گاهی داستان کوتاه یا شعر می‌نوشتم. بیرون از خانه، ساعت‌ها به تنهایی می‌نشستم و راجع به زندگی بقیه فکر می‌کردم و سپس می‌نوشتم. این کار حس بسیار لذت‌بخشی به من می‌داد. من با نوشته‌هایم سعی نمی‌کنم چیزی را ثابت کنم یا مشهور شوم، بلکه می‌نوشتم چون برایم لذت‌بخش بود.

نیازهای زندگی اما به تدریج هویدا می‌شوند. این نیازها ارتباط ما را با علایق و دنیای دوست داشتنی درونمان قطع می‌کند.

آن کودک خوشحال و شاد، می‌تواند روند زندگی شما را به گونه‌ای تغییر دهد که دیگر برایتان کارهای لذت‌بخش در اولویت نباشد.

اما ما ذاتاً لذت جوییم. دوست داریم لذت واقعی ببریم.

یک راه خوب این است که لیستی تهیه کنید از لذت‌هایی که عمیقاً از آنها خوشحال می‌شوید.

یعنی دوست دارید در این کارها عمیق شوید، گذر زمان از دستتان در می‌رود و به اصطلاح در آنها «غرقه» می‌شوید.

به کشف هدف زندگی نزدیک شوید!

سؤال چهارم: وقتی نگرانی خاصی ندارید، افکار شما به چه سمت و سویی می‌رود؟

ما زیاد نگران می‌شویم. در واقع در زندگی امروز چیزهای زیادی هستند که ما را نگران کنند. البته که خیلی از این نگرانی‌ها از کنترل ما خارج‌اند و ما واقعاً بیهوده برایشان نگرانیم.

ما اغلب وقات، نگران اتفاقاتی هستیم که افتاده‌اند یا ممکن بود بیفتند، در حالی که هیچ‌کدام را نمی‌توانیم تغییر دهیم.

 ترس مانع همه خوبی‌هاست. ترس امکان پیشرفت منظم و لذت دائمی را از ما می‌گیرد. وقت‌هایی که ذهنمان را با نگرانی و اضطراب خسته می‌کنیم، چاره‌ای نداریم به جز ایستادن و دست کشیدن از کار!

حال فرض کنید هیچ نگرانی روزمره‌ای ندارید.

چند روز این کار را تکرار کنید و چیزهای یکه به ذهنتان می‌رسد را یادداشت کنید.

هدف این است که تمایلات و رویاها و اهداف واقعی‌تان را از پشت این همه غبار و دود ومه، بیرون بکشید و در معرض دید بگذارید.

هر تصویری که دیدید، الهامی از درون شماست. به آنها اعتماد کنید.

این هم راهی است برای کشف رسالت زندگی تان..

چطور به کشف هدف زندگی مان نزدیک تر شویم؟

سؤال پنجم: بزرگ‌ترین ترس شما چیست؟

ما راجع به ترس‌هایی مثل ترس از سوسک یا ترس از سقوط صحبت نمی‌کنیم! منظور ترس‌های عمیقی است که بر همه تصمیمات شما سایه افکنده و اجازه شکوفایی به شما نمی‌دهد.

به این فکر کنید که بزرگترین ترس‌های شما چقدر حقیر و بیهوده‌اند!

از این بترسید که عرمتان به پایان رسیده و انبوهی از رؤیا و کارهای نیمه تمام هست که روزگاری آرزوی انجام دادنش را داشتید؛ اما ترس‌ها هیچ وقت اجازه نداد به سمت و سوی‌شان بروید.

فکر کردن به چنین ترس‌هایی به شما انگیزه می‌دهد تا هر روز هدفمندتر زندگی کنید و بیشترین استفاده را از زندگی ببرید.

پس شما هم بزرگ‌ترین ترس‌تان را پیدا کنید و با آن مواجه شوید.

آیا به کشف هدف زندگی مان نزدیکی؟

چیزی که انسان را می‌سازد، استعدادهایش نیست، انتخاب هایش است…

با دیدن فیلم سمینار « رایگان» زیر، خیلی چیزها تغییر خواهد کرد…

روی لینک زیر کلیک کنید:

  هدف گذاری حرفه ای + دانلود رایگان فیلم سمینار 

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا