جلسه ششم: تمرین مناسب برای سخنرانی-بیشتر از یک نفر

جلسه ششم: تمرین مناسب برای سخنرانی

 

تمرین مناسب برای سخنرانی

 

 

برای دانلود کافیست اینجا کلیک کنید (حجم 60MB) 

 

برای دانلود فایل صوتی کافیست اینجا کلیک کنید (حجم 10MB)

برای دانلود متن فیلم کافیست اینجا کلیک کنید

جلسه پنجم: چطور متن سخنرانی خود را بنویسیم

 

برای مشاهده کامل درس قبلی (پنجم) اینجا کلیک کنید

 

وقتی شما در مقابل جمعیتی سخنرانی می‌کنید چه حسی دارید؟

برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید:

دوره‌ی حرفه‌ای غیرحضوری جامع آموزش سخنرانی و فن‌بیان

متن فیلم بهترین تمرین سخنرانی:

به نام خدا

مجددا سلام.

به درس ششم از دوره ی رایگان آموزش سخنرانی و فن بیان خوش آمدید.

من محمد پیام بهرام پور هستم و در این درس می خواهم در رابطه با نحوه ی درست تمرین کردن مطالبی را با شما به اشتراک بگذارم.

سخنرانی، فن بیان و ارتباطات یک مهارت هستند و مهارت بدون تمرین اصلا امکان پذیر نیست. امکان ندارد کسی برود کنار استخر بنشیند و به بقیه بگوید شما شنا بکنید من یاد می گیرم!

قطعا ما باید توی آب بپریم و شنا کردن را یاد بگیریم منتهی اصولی و درست نه اینکه بپریم و غرق بشویم. توی بحث سخنرانی هم همینطور است. امکان ندارد کسی بدون تمرین کردن نتیجه بگیرد.

همیشه توی دوره های سخنرانی اون چیزی را که می بینم و واضح ترین نکته است، این است که هرکسی تمرین می کند بهترین تغییرات را دارد و بهترین نتایج را هم کسب می کند و اون کسانی کهتنبلی و اهمال کاری می کنند و خیلی اهل تمرین نیستند، معمولا پایین ترین سطح نتایج را دارند.

خب. حالا باید چطور تمرین ها را انجام بدهیم؟

تمرین ها برای سخنرانی بسیار زیاد هستند و کار اصلی تمرین این است که نقاط ضعف ما را مشخص بکن ، آن ها را رفع بکند و اینکه ما بدانیم در چه جاهایی گیر داریم و چه جاهایی را باید تقویت کنیم.

بهترین تمرینی که اگر بخواهم به صورت خلاصه برایتان بگویم، تمرین آینه است.

تمرین اینه یعنی اینکه ما جلوی یک آینه برویم، توی چشمان خودمان نگاه کنیم و شروع کنیم به سخنرانی کردن. خب، وقتی که این کار را انجام بدهیم، اتفاقی که می افتد این است هم بیان مان تقویت می شود و هم جملاتی را که می خواهیم آن ها را بگیم را بررسی می کنیم و هم به ما خیلی خیلی کمک می کند تا حالات بدن و حالات چهره مان را ببینیم و یک دید خیلی سریع و درستی از این موضوعات پیدا بکنیم.

پس یکی از بهترین تمرین رفتن جلوی آینه است و تمرین را انجام بدهیم و پیشنهاد می کنم یک ویدئو از خانوم لورا برگلز که به صورت اختصاصی برای جشن تولد باشگاه سخنرانی و فن بیان برج میلاد، برای ما ضبط کرده اند و فرستاده اند را با هم مرور کنیم.

در این ویدئو خانوم لورا برگلز چند تا تکنیک را می گویند برای اینکه چطور لحن خوبی داشته باشیم و چطور از ارتباطات غیر کلامی به خوبی در سخنرانی خودمان استفاده بکنیم.

صحبت خانم لورا برگلز:

سلام. من لورا برگلز هستم. نویسنده ای از گرند رپیدز در میشیگان. من در کتابخانه آنلاین لیندا درباره اصول بنیادی سخنرانی مطلب نوشته ام. در اوایل آپریل، پیام از طریق صفحه فیس بوک با من تماس گرفت. گفت او یک سخنران است که ویدئوی سخنرانی من را در سایت لیندا دیده و همچنین گفت که ماهانه برنامه آموزش سخنرانی برگزار می کند. اکنون شما اولین سالگرد گروه سخنرانی تان را جشن می گیرید. تبریک می گویم.

من و پیام اطلاعاتی را رد و بدل کردیم. او یک ویدئو از یکی از سخنرانی های سال گذشته اش را برای من ارسال کرد و بعد با اینکه حتی من زبان شما را نمی دانستم، آن ویدئو را تماشا کردم و اجرای پیام به طور صددرصد بود. من زبان شما را نمی فهمیدم اما متوجه سه نکته شدم.

متوجه استفاده از زبان حرکات بدن در سخنرانی، حالات چهره و همچنین بخش هایی که او از سکوت استفاده می کرد شدم. می دیدم که او از مکث های نمایشی استفاده می کند و سرعت صحبت کردنش گاهی اوقات تندتر می شد و باقی اوقات آرام تر می شد.

هر چند که زبان او را متوجه نمی شدم؛ چون باعث می شد توجه بیش تری به داستانی که تعریف می کند داشته باشم بدون اینکه به معنای کلمات فکر کنم و این همان چیزی است که می خواهم درباره آن صحبت کنم.

با تمام حواستان با داستان ارتباط برقرار کنید بدون استفاده از کلمات.

درست است که قطعا در سخنرانی می بایست بر روی استفاده از کلمات تمرکز کرد، اما چگونه می توان مخاطبین را با داستان سخنرانی درگیر کرد با روش هایی غیر از استفاده از کلمات؟

امروز می خواهم درباره ی سه راهکار بزرگ صحبت کنم:

حالات چهره، زبان بدن و تُن ِ صدای متناسب.

می خواهیم اهمیت این سه نکته را با تعریف کردن داستانی کوتاه در باره اجرایی که اینجا در ایالات متحده داشتم، بیان کنم.

ماه گذشته در آپریل من با سی. ای. او یک پروژه کاری داشتم و او بسیار هیجان زده بود درباره ارائه سخنرانی برانگیزاننده و مستمعین حرفه ای. وقتی که من متن سخنرانی اش را خوانده ام، متعجب شدم!

کل سخنرانی تنها بیست دقیقه بود اما تمام آن شامل داستان های کوتاه بود. من هم مثل شما به قدرت تعریف داستان در سخنرانی اعتقاد راسخ دارم و به نظرم داستان تعریف کردن در سخنرانی یک جزء غیر قابل حذف است. به عنوان مثال من الان برای مدت کوتاهی که صحبت کردم، سه داستان کوتاه برای شما تعریف کردم.

اول، اینکه پیام از طریق فیس بوک با من تماس گرفت. دوم، تماشای ویدئوی سخنرانی که برای من ارسال کرد و من زبانش را نمی فهمیدم و همین حالا هم در اواسط تعریف داستان سوم هستم، درباره کار اجرایی که ماه گذشته داشتم.

داستان های کوتاه اینچنینی می توانند کمک کنند که ما بیش تر با هم ارتباط بگیریم حتی اگر اقیانوس ها و زبان­ها و فرهنگ­ها، ما را از هم جدا کنند.

خب، اجازه دهید برگردم به پروژه سخنرانی، تکنیکی که ماه گذشته با همکارم داشتم. او مرد بسیار باهوشی بود که از تعریف کردن داستان در سخنرانی کاملا آگاه بود. او سخنرانی خود را با داستانی جذاب شروع کرد.

درباره دوران کودکیش که وانمود می کرده یک کاراگاه بسیار مشهور است که ماشین اسپرت سوار می شده و این بازی خیالی او را به در سرهایی در ارتباط با همسایه ها و والدینش می انداخته. حالا من از شما می خواهم یک چیزی را امتحان کنید. من شما را به شکلی تصور می کنم که روی صندلی تان نشسته اید و به صحبت های من گوش می کنید. ممکن است شما زبان من را نفهمید یا در حال خواندن زیرنویس حرف های من به زبان خودتان باشید.

الان برای دقایقی صحبت نمی کنم تا شما بتوانید تمرینی را امتحان کنید.

می خواهم درباره این عبارت فکر کنید؛ یک عبارت احمقانه … وقتی که من بچه بودم وانمود می کردم که یک کاراگاه بسیار مشهور هستم.

حالا از خودتان بپرسید وقتی دارید به این عبارت احمقانه فکر می کنید، حالت چهره تان چگونه می شود؟

آیا لبخند می زنید؟ حتی کمی ؟! یا اینکه اخم می کنید؟ و به این فکر می کنید که نه این کاری نیست که من انجام بدهم، نه.

یا اینکه می گویید: چرا این خانم عجیب از من می خواهد چنین کار احمقانه ای را بکنم؟

اگر فکر می کنید این کار احمقانه است، یک کار احقانه تر را بشنوید. ادامه دهید و به شخصی که کنارتان نشسته است نگاه کنید و به اون خانم و آقا اجازه دهید شما را نگاه کند. ادامه بدهید؛ من چند لحظه صبر می کنم.

می بینید؟!

در بسیاری از شرایط، نخندیدن و لبخند نزدن سخت است. وقتی که ما بازی بچه ها را تصور می کنیم ، نشان ندادن یک واکنش اساسی می تواند بسیار دشوار باشد چه نفی چه مثبت. وقتی که یک نفر از شما می خواهد به حالت چهره ی شخص کناریتان نگاه کنید، شما ممکن است زبان من را متوجه نشوید اما خوشبختانه تمام حالات و اطلاعات احساسی را با نگاه کردن به حالات چهره ی من در حال خواندن زیرنویس و گوش دادن به تُن ِ صدایم، دریافت کردید.

حالا برمی گردیم به داستان همان مردی که آن داستان را در سخنرانی اش تعریف کرد یعنی دوست من سی. ای. او. او برای پایان دادن به سخنرانی اش، داستانی درباره آخرین کلماتی که پدرش قبل از اینکه بمیرد به او گفته است، بیان کرد.

اکنون شما می توانید تصور کنید که آن مرد نمی توانست همان حالات چهره را برای آن داستان داشته باشد. همه چیز درباره حالت چهره اش، بدنش و تُن ِصدایش می بایست تغییر می کرد چون او از یک داستان احمقانه کودکانه به داستانی بسیار جدی تر و بی ریا رسیده بود.

من هنوز مجریانی را می بینم که برایشان ارتباط همزمان برقرار کردن بین حالت چهره، زبان بدن و تُن ِصدایشان برای ارائه با احساس داستان شان، بسیار سخت است. ان ها ممکن است اینطور گمان کنند که در صورت لبخند زدن جدی گرفته نمی شوند اما در تجربیات من دقیقا خلاف این موضوع صحت دارد؛ چرا که اینگونه، آن ها نه تنها جدی گرفته می شوند بلکه به عنوان یک انسان واقعی دیده می شود، قابلیت ارتباط شان با مخاطبین بیش تر می شود و یک ارتباط عمیق احساسی می سازند که برای سخنرانی های متقاعد کننده یا برانگیزاننده یا فروش بسیار مهم است. اگر موردی هست که با آن مشکل دارید، این تمرین را امتحان کنید:

بار دیگری که خواستید ارائه یک سخنرانی را با تعریف یک داستان امتحان کنید، وانمود کنید که داستان تان را برای گروهی از مردم جدی اهل کسب و کار تعریف نمی کنید بلکه برای گروهی از بچه های 9 ساله تعریف می کنید. این یک تمرین دوره ای و فوت و فنی است که توجه تان را جلب می کند به اینکه اگر برای گروهی از بچه های 9 ساله صحبت می کنید، چگونه حالات چهره تان، زبان حرکات بدنتان و تُن ِصدایتان تغییر می کند.

حالا من پیشنهاد نمی کنم که درست زمانی که برای سخنرانی تان می روید، وانمود کنید که برای گروهی از بچه ها صحبت می کنید چون این یک توهین مخفی به مخاطبین به حساب می آید اما این روش را هنگام تمرین سخنرانی تان به کار گیرید. اینگونه کاملا تفاوت را احساس می کنید بعد از خودتان بپرسید از این تمرین چه استفاده ای می توان کرد؟ تمرین برقراری ارتباط با مخاطبین بزرگسال.

بعضی از حرکات مبالغه آمیز را که ممکن است در تمرین برای مخاطب کودک انجام می دهی ، بعدا می توانید برای مخاطب بزرگسا ، متعادل و متناسب کنید.

این قدم اولیه و بزرگی است که بتوانید با احساس واقعی درونتان ارتباط برقرار کنید و میزان احساسی که می بایست خرج کنید، دستتان بیاید. تمرین سخنرانی را برای کودکان چندین بار انجام دهید. ممکن است شگفت زده شوید از کشف این موضوع که بدن و صدای شما دارای احساسات شدیدتری نسبت به آنچه فکر می کردید، هستند.

و در آخر من دوست دارم که نظرات شما را بشنوم. یکی از علایق من این است که از تکنولوژی های تعاملی مانند این استفاده کنم تا با فرهنگ های مختلف ارتباط برقرار کنم. من امروز توانستم در کنفرانس شما شرکت کنم. در ده سال گذشته تکنولوژی نمی توانست این گونه ارتباطات را پشتیبانی کند اما اکنون تکنولوژی به ما کمک می کند تا فرهنگ ها به هم نزدیک تر شوند. اینگونه دانش و ارتباطات مان توسعه می یابد.

خوشحال می شوم اگر بازخورد این سخنرانی و دیدگاه هایتان را با من در میان بگذارید. شما می توانید در توییتر، فیس بوک و وبلاگ، من را پیدا کنید.

امیدوارم از ادامه کنفرانس تان لذت ببرید…

پس تمرین اول شد تمرین آینه و حتما با دیدن ویدئوی خانوم لورا برگلز هم مطالب خیلی خوبی را بدست خواهیم آورد. از شما خیلی خیلی متشکرم و امیدوارم تمرین های این سه جلسه سخنرانی و سه جلسه مربوط به فن بیان و خوب صحبت کردن را انجام بدهید و بریم برای هفته بعد یعنی هفته ای می خواهیم مطالب مربوط به ارتباطات را بیان بکنیم. با ما همراه باشید…

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود

با زدن دکمه اینتر نظر شما ثبت می شود