فضولی در سخنرانی

سرفصل های مهم این مقاله:

فضولی در سخنرانی

فضولی چیست؟

فضولی کردن یعنی کسی در اموری دخالت کندکه بدون رضایت طرف مقابل و بدون هماهنگی قبلی باشد.

چند سال پیش وقتی که به مدرسه می رفتم، یک روز همسایه مان تعریف کرد که فرزندش بدون اجازه او، به همه فا میل و دوستان زنگ زده و همه را برای تولد دعوت کرده است. خانم همسایه می گفت:” بدون اینکه به من بگوید، خودش برای خودش تولد گرفته است. من هم که نه پول داشتم و نه آمادگی قبلی داشتم، کلی شرمنده شدم. از کسی پول قرض گرفتم و مجلس را به خوبی تمام کردم، ولی فردای آن روز کلی فرزندم را کتک زدم.”

کاری که فرزند این خانم انجام داده است، ” فضولی “ نامیده می شود.

یک نوعی از فضولی کردن هم ” خبرچینی “ است که موضوع این مقاله نیست.

فضولی در سخنرانی چیست؟

اواخر پارسال(سال 1396) بود، یکی از دوستان من (فاطمه کهنسال) تعریف کرد که:

“در یکی از سازمان های دولتی، سخنرانی در مورد یک موضوع مهم بود. کلی جمعیت به آن سخنرانی دعوت شده بودند. سه نفر سخنران دعوت شده بودند و آماده برای سخنرانی بودند. وقتی دو نفر از سخنرانان سخنرانی کردند و صحبت هایشان تمام شد، برای نفر سوم یک وقفه کوچک پیش آمد و چند دقیقه طول کشید تا بخواهد به جایگاه سخنرانی برود.

در این مدت زمان کوتاه، شخصی که در یک سازمان دیگر سمت مهمی داشت، از یکی از مسئولین خواهش کرد که در این مدت کوتاه برود و سخنرانی کند. در صورتی که موضوع سخنرانی اصلا به او ارتباطی نداشت و به سازمان آن شخص هم ربطی نداشت. بعد رفت و سخنرانی کرد.

در این مدت، نفر سوم هم آماده شد و به جایگاه سخنرانی رفت.”

دوستم به من گفت:” چقدر این آقا فضول است. در موضوعی که به او ربطی ندارد و به سازمان او هم ربطی ندارد و مهمتر از همه اینکه قبلا از سخنرانان اجازه نگرفته، رفت و سخنرانی کرد.”

من به او گفتم:” اتفاقا او راز موفقیتش در همین است. الان در همین جمعیت که در آنجا بودند، خیلی ها او را نمی شناختند و همین سخنرانی اش باعث شد که شناخته تر شود. در سال های گذشته هم روش او همین بوده و از همین روش استفاده کرده و به مرور شناخته تر شده، و الان در سازمانی که کار می کند، به مقام بالایی رسیده است.”

من به کاری که این شخص انجام داده اصطلاحا می گویم:

فضولی در سخنرانی

چگونه در سخنرانی فضولی کنیم؟

1-آماده باشیم.

همیشه مطالبی را از قبل آماده داشته باشیم و تمرین کرده باشیم، تا اگر فرصتی پیش آمد از آن فرصت استفاده کنیم و سخنرانی کنیم.

می توانیم از محصول سخنرانی آسانسوری هم استفاده کنیم تا یاد بگیریم که چگونه تمرین کنیم تا مورد توجه مخاطبین قرار بگیریم.

2-در سخنرانی ها شرکت کنیم.

در سمینارها و دوره های مختلف، شرکت کنیم. در جاهایی که افراد مختلف سخنرانی می کنند و دعوت می شویم، دعوت آنها را قبول کنیم و در سخنرانی ها شرکت کنیم.

3-از فرصت ها استفاده کنیم.

اگر دیدیم که در سخنرانی آن افراد، وقفه ای پیش آمد از فرصت استفاده کنیم و به جایگاه سخنرانی برویم.

چه موقع نباید در سخنرانی فضولی کنیم؟

واقعا به نظر شما چه موقع نباید در سخنرانی فضولی کنیم؟

کمی فکر کنید.

الف- اجبار

مثلا اگر در جمعی هستیم و دارید به سخنرانی فردی گوش می دهیم، نباید به اجبار بخواهیم که برویم سخنرانی کنیم.

ب-پیش نیامدن وقفه

اگر وقفه ای پیش نیامد، و برنامه سخنرانی داشت خوب پیش می رفت نباید وقت سخنران و مسئولین مربوطه را بگیریم و التماس کنیم.

پ-بدون اجازه

حتی اگر وقفه ای پیش آمد، باید اول از مسئول مربوطه اجازه بگیریم. نباید بدون اجازه به بالای سن برویم و سخنرانی کنیم.

ت-نداشتن آمادگی قبلی

اگر از قبل آماده نیستیم و مطلب آماده نداریم یا تمرین نکرده ایم، نباید به بالای سن برویم و سخنرانی کنیم.

ث-نداشتن نیت مثبت

امکان دارد که شخصی که در سخنرانی می خواهد فضولی کند و بدون هماهنگی قبلی روی سن بیاید، نیت خوبی نداشته باشد و بخواهد که اعتبار سخنران قبلی را پایین بیاورد. یا به اصطلاح خودمانی تر بخواهد در مورد سخنران قبلی بدگویی کند.

اگر نیت مان بد باشد، اینطوری در واقع اعتبار خودمان را زیر سئوال می بریم. چون که مردمی که در آن مکان جمع شده اند، بخاطر آن سخنران است که آمده اند و دارند به سخنان او گوش می کنند. یعنی سخنران اصلی اینقدر اعتبار دارد و اینقدر مورد توجه مردم است که توانسته این همه جمعیت را جذب کند.

برای نمونه در مثال بالا، اگر آن شخصی که در سخنرانی فضولی کرد و بدون هماهنگی قبلی به بالای سن رفت، اگر نیت بدی داشت، بعدا اعتبارش بالاتر نمی رفت و بعدا افراد مقامات بالاتر از او درخواست همکاری نمی کردند.

در بالای سن چه بگوییم؟ و چطوری بگوییم؟

ما باید بتوانیم در مدت زمان کم، اثرگذاری زیادی داشته باشیم تا بتوانیم از این طریق شناخته تر شویم و اثرگذار تر شویم.

در این مدت زمان کم و محدود، باید هنر داشته باشیم، باید خلاقیت داشته باشیم تا بتوانیم مخاطبین را جذب کنیم تا در آینده، افراد مقامات بالاتر از ما بخواهند که با آنها همکاری کنیم.

در این مقاله تمریناتی را می آورم تا سخنرانی کوتاه تر و مفیدتر وجذاب تری داشته باشید:

آ. بنویسید وبنویسید و بنویسید:

1-ابتدا در مورد موضوعی که در نظر دارید، روی کاغذ بنویسید. همین الان کاغذ و خودکار بیاورید و شروع کنید.

هرچقدر که میتوانید در مورد موضوع تان بنویسید. هرچقدر که اطلاعات دارید، بنویسید. حتی ده صفحه، بیست صفحه هم شد بنویسید.

حتی اگر یک دفتر 100 برگ هم شد، بنویسید.

2-در مرحله دوم، تعداد صفحات همه مطالبی را که نوشته اید را بشمارید. بعد آن را خلاصه تر کنید. طوری که تعداد صفحات نصف شود.

نکات مهم تر را بنویسید. از نوشتن توضیحات اضافی بپرهیزید. طوری باشد که هم خلاصه و هم مفید باشد.

3-در مرحله سوم هم باز هم تعداد صفحات را نصف کنید و خلاصه تر کنید.

این کار را چند بار تکرار کنید.

اینقدر تکرار کنید تا یک مطلب عالی و مفید و خلاصه داشته باشید تا در زمان کم و محدود بتوانید آن را سخنرانی کنید.

ب. ارتباط چشمی را از قبل تمرین کنید.

یکی از مهمترین کارهایی که باعث افزایش کیفیت سخنرانی می شود، ایجاد ارتباط چشمی می باشد. این کار باعث ایجاد حس مثبت و صمیمیت می شود. در واقع ما بااین کار حس دوستی و صمیمیت را به طرف جمع مخاطبان منتقل می کنیم.

ولی باید حواسمان باشد که این ارتباط چشمی به قدری زیاد نباشد که باعث ایجاد ناراحتی در افراد شود. باید بتوانیم تعادل بین نگاه کردن به اطرافیان برقرار کنیم.

یکی از مشاوران بسیار خوب مجموعه بیشتر از یک، به من گفت:” برای اینکه یاد بگیری که چگونه تعادل را در نگاه چشمی برقرار کنی، در مترو وقتی در بین جمعیت هستی به چشمانشان نگاه کن. وقتی داری با کسی حرف می زنی به چشمان او نگاه کن. وقتی داری تلویزیون نکاه می کنی و فیلم می بینی، نگاه کن که وقتی دو نفر دارند با هم صحبت می کنند، چقدر به هم نکاه می کنند. اینطوری زمان تقریبی نگاه کردن به همه انواع شخصیت ها را متوجه می شوی.”

پ. ابتدا و انتهای سحنرانی را تمرین کنید.

چند دقیقه اول سخنرانی و چند دقیقه آخر سخنرانی بسیار بسیار مهم هستند. اگر بتوانیم ابتدا و انتهای خوبی داشته باشیم، 70% مخاطبان را جذب خود می کنیم.

ما می توانیم در ابتدای سخنرانی به مخاطبان مان حس خوبی بدهیم و انتهای صحبت هم کاری کنیم که این رابطه با حس خوب و سالم به پایان برسد و حتی طوری رفتار کنیم که این رابطه طوری باشد که مردم بخواهند باز هم با ما در ارتباط باشند.

ت. با اشتیاق صحبت کنید.

وقتی که با اشتیاق صحبت میکنیم، مردم تفاوت را حس میکنند. شاید فکر کنید که محتوا مهمتر از نوع بیان است، محتوا مهمتر از اشتیاق است؛ ولی نوع بیان و با اشتیاق صحبت کردن بسیار مهم تر از محتوا است.

چون اگر با اشتیاق صحبت کنیم، مردم از ما انرژی می گیرند و روحیه شان بالاتر می رود و با احساس بهتری به حرفهای ما گوش می کنند و این یکی از راه‌های تقویت قدرت بیان است.

ث. نیاز را در مخاطبان ایجاد کنید.

به مخاطبان تلقین کنیم که از کمبودی رنج می‌برند یا مشکلی دارند و نمی توانند آن را حل کنند و ما راه حل آن را می دانیم و می خواهیم راه حل ها را به آنها بگوییم. سپس با سخنرانی مان به آنها نشان بدهیم که چطور می‌توانیم آن کمبود را برطرف کنیم.

اصلا چرا باید نیاز را در مخاطبان ایجاد کنیم؟ چون وقتی افراد از همه چیز راضی باشند، دیگر حاضر نیستند که به حرف های ما با دقت گوش کنند.

ج. از کلمات کاریزماتیک استفاده کنید.

هنگام سخنرانی برای جلب نظر مخاطبان، همان جیزی را بگوییم که دوست دارند بشنوند. با توجه به وضعیت آن اداره یا سازمان یا آن کلاس، مطالبی را بگوییم که آن جمعیت دوست دارند بشنوند.

برای اینکه در این مورد ماهر شویم، خوب است مطالبی را در مورد سازمان ها و ادارات و کلاس های مختلف جمع اوری کنیم تا بدانیم که در هر سازمان یا اداره یا کلاس، مردم چه مطالبی را دوست دارند بشنوند.

کلام آخر: مطالب این مقاله را بخوانید و منتظر فرصت ها باشید تا اگر فرصتی پیش آمد به موقع و به جا بتوانید سخنرانی کنید تا بیشتر شناخته شوید و زودتر پیشرفت کنید.

موف باشید و بیشتر از یک نفر باشید.

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا