عادت دوم از «هفت عادت مردم موثر» ؛ از آخر شروع کنید..

سرفصل های مهم این مقاله:

استیون کاوی (استفان کاوی) کتاب مشهوری دارد با عنوان « هفت عادت مردمان مؤثر».
او در کتاب هفت عادت که 15 میلیون نسخه‌اش در سراسر جهان به فروش رفته، به معرفی هفت عادت و آموزش قدم به قدم آن‌ها می‌پردازد و عادت‌های خوب و اخلاق منجر به موفقیت را آموزش می‌دهد.
باهم مروری کوتاه بر عادت دوم داریم ابتدا فیلم زیر را تماشا کنید:

عادت دوم از هفت عادت مردم مؤثر چه می‌گوید؟

 در ذهنتان از آخر شروع کنید!
استفان کاوی، عبارت «از آخر شروع کردن» را به کار می‌گیرد تا عادت دوم از هفت عادت را توصیف کند.
ایده استیون کاوی خیلی ساده است.

تلاش کنید تا با درک روشنی، از مقصدتان و جایی که می‌خواهید به آنجا برسید، شروع کنید.

مطمئن شوید که نردبانتان را بر روی دیوار درستی قرار داده‌اید، قبل از آنکه تصمیم بگیرید از آن بالا بروید.

«شروع کردن از آخر در ذهن» بر اساس این اصل است که هر چیزی دوبار ایجاد شده است. او از این نکته استفاده می‌کند تا به این حقیقت برسد که هر چیزی ابتدا در ذهن و سپس در واقعیت خلق می‌شود.
کاوی، این عادت را «عادت رهبری شخصی» نامگذاری می‌کند.

استفان-کاوی

این عادت شما را هر چه بیشتر به سمت اهدافتان هدایت می‌کند. به کمک تقویت و توسعه عادت تمرکز بر فعالیت‌هایی که با یکدیگر در ارتباط هستند، شما یک پلت فرم می‌سازید که با جلوگیری از حواس پرتی و پراکندگی‌ها؛ شما را کاراتر، سازنده‌تر و موفق‌تر می‌کند.
عادت دوم ما را تمرین می‌دهد تا پیش بینی کنیم که آینده موضوع مورد نظرمان چگونه خواهد بود و یادآور این ضرب المثل قدیمی است که:
اگر نمی‌دانید کجا می‌خواهید بروید، همه راهها شما را به مقصد می‌رساند.

رسالت-فردی

شروع ذهنی از پایان می‌گوید که آنچه می‌خواهید به آن برسید را تجسم کنید. آینده تا به امروز ما را به مقصد راهنمایی می‌کند، چیزی که با کمک نتیجه نهایی ایده آل به آن معنا می‌بخشیم با تمام مزایا و ویژگی‌ها، مثبت و بدون هرگونه عیب یا ضرری همان چیزی است که استفان کاوی در تشریح عادت دوم از هفت عادت در کتاب خود بیان کرده است.
عادت دوم در یک کلام این است:

 از پایان آغاز کنید یعنی به روشنی مقصدتان را بدانید. تا بدانید که می‌خواهید به کجا برسید.

متن زیرنویس فیلم

توی ذهنت تولد 80 سالگی خودت را تصور کن!
صورت دوستان آشنایان را تصور کن که آمده‌اند تا برایت آرزوهای خوب کنند. همه آنها آمده‌اند تا به تو احترام بگذارند. آمده‌اند تا احساساتشان را ابراز کنند و روزهای خوب گذشته را گرامی بدارند.
فرض کنید آن شخص شما بودید. موضوع بحث همه شما بودید. دوست دارید دیگران در مورد شما و زندگیتان چه بگویند؟

  •  دوست دارید چه چیزی درباره شخصیت و نقش شما در زندگی بگویند؟
  •  دوست دارید چه دستاوردهایی از شما به یاد داشته باشند؟
  •  دوست دارید چه تاثیری در زندگی آنها داشته باشید؟

 از حمایت و محبت بی دریغ همگی شما سپاسگزارم! بابت صبور بودن در برابر همه ندانم کاری‌هایی که کردم ازت متشکرم!
و امروز من همه این بچه‌ها را دارم تلاش می‌کنم تمامی چیزهایی که به من آموختی را به آنها یاد بدهم. این همسر دوست داشتنی من است.
کسی که حداقل 70 سال است که عاشقش است با اینکه ما 60 سال است که ازدواج کرده‌ایم. ما اولین بار در دبستان همدیگر را دیدیم و در یک نگاه عاشق همدیگر شدیم. الان می‌خواهم بگویم تولدت مبارک.
من و پدر زندگی متفاوتی داشت ولی وقتی به عقب برمی گردم، می‌بینم که پدر همیشه در قلب من بوده است. او همیشه من را تشویق می‌کرد و باعث می‌شد که الان توی چنین موقعیتی باشم.
امروزت را با تصویر واضحی از تولد 80 سالگی‌ات شروع کن. در این هنگام شما تعریف درستی از موفقیت در زندگی خود پیدا می‌کنید.
من به این نتیجه رسیدم که نوشتن اهداف در راه رسالت شخصی خودمان می‌تواند بسیار کمک کننده و مفید باشد.
مطابق با عادت دوم  وقتی که رسالت خودت را یادداشت می‌کنی می‌فهمی که چه خدمتی باید انجام دهی و برای رسیدن به آن هدف باید چه کسی بشوی، چه شخصیتی باید داشته باشی و چه دستاوردهایی داشته باشید.
رسالت شما مثل یک قانون شخصی است. این اساس تصمیم گیری‌های عمده زندگی است. درست مثل تصمیم‌های کوچکی که روزانه می‌گیریم.
در میان همه پستی و بلندی‌های زندگی رسالت زندگی به شکل‌ها و مدل‌های مختلفی پدید می‌آید.
مهم نیست که به چه شکل خودش را نشان می‌دهد، مهم این است که نمود کاملی از شما باشد.

دوست دارید رسالت زندگی خود را به صورت واضح و شفاف کشف کنید؟
این محصول فوق العاده را تهیه کنید:
شناخت رسالت فردی

 بعضی‌ها رسالت خودشان را در قالب شعر بیان می‌کنند، بعضی دیگر از افراد آن را در قالب درست کردن کلاژ نشان می‌دهند.
بعضی از رسالت‌ها طولانی مدت و برخی کوتاه مدت هستند. رسالت زندگی چیزی نیست که بخواهید یک شبه آن را بنویسید. ممکن است چندین بار لازم باشد اصلاحش کنید؛ اما نباید اجازه دهیم که متوقف شود.
یادم می‌آید چندین سال پیش عمیقاً در مورد رسالت زندگی خودم فکر می‌کردم. چیزی که سالهای سال قبل روی آن کار کرده بودم. من روی نیمکتی در آخر مسیر ویژه دوچرخه نشسته بودم. رسالت زندگی خودم را که قبلاً روی کاغذ نوشته بودم بیرون آوردم و عمیقاً روی آن فکر کردم. ساعت‌ها از من زمان برد اما در آخر نمی‌توانید باور کنید که چقدر احساس خوبی داشتم و چقدر در انجام تعهداتم تجدید نظر کردم و چه احساس نشاط و آزادی را تجربه کردم.
یکبار دیگر معنای زندگی خودم را پیدا کردم. ویکتور فرانکل می‌گوید:

«ما در مسیر رسالت بیشتر کشف می‌کنیم تا ابداع»

 من عاشق تنوع انتخاب کلمات او هستم. کشف کن بیشتر از آنکه ابداع کنی
تعریف صحیح رسالت واقعاً به تفکر قوی درباره رویاهایمان، اهدافمان، مسئولیت پذیریمان و روابط صمیمی و رضایتبخش ما نیاز دارد. معنای زندگی ما در همین حین به وجود می‌آید. از اعماق وجود خودمان همانطور که ماری اولیور شاعر می‌پرسد:

«آیا همه چیز در آخر و به زودی از بین می‌رود؟ به من بگو برنامه تو برای زندگی با ارزشت چیست؟».

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا