پنج روش برای رهایی از مشکلات و رسیدن به اهداف

سرفصل های مهم این مقاله:

بهانه، بهانه، بهانه! تنها دلیلی که در گرداب مشکلات افتاده، هرگز نمی‌توانیم از آن رها شویم و رسیدن به اهداف برای ما دشوار می شود، بهانه‌جویی است.

در این حالت حس می‌کنیم جریان زندگی دارد ما را جلو می‌برد و هرگز نمی‌توانیم به چیزهایی که می‌خواهیم برسیم.

بنابراین ما به این طرز تفکر عادت می‌کنیم و مدام بدون پیشرفت هستیم یا فقط اندکی جلو می‌رویم. این کارها در زندگی ما مثل یک چرخه به‌طور پیوسته انجام می‌شوند. در نتیجه رسیدن به اهداف کم کم عادی خواهد شد، تا جایی که انگار دیگر هدفی نداریم.

رسیدن به اهداف چطور ممکن است؟

اگر می‌توانستید کلیدی را در قفل بچرخانید، دری را باز کنید و هرچه می‌خواهید پشت آن در باشد، اگر کلیدی بود که آن را در قفل می‌چرخاندید و به رویای زندگی‌تان دست می‌یافتید، این کار را می‌کردید؟

اگر می‌دانستید با انجام کاری، رویاهایتان تحقق میابد، انجامش می‌دادید؟ حالا چه در کار باشد، چه در رابطه با شغل، پول‌ یا هدف…

درنهایت به دنبال انجامش می‌رفتید؟

اکثر مردم می‌خواهند بفهمند با انجام چه‌کاری می‌توانند به اهدافشان برسند. بعضی‌ها می‌گویند فقط کافی است چیزی را بخواهی تا به آن برسی، تصورش کن، و آن چیز برای توست. عده دیگری می‌گویند می‌توانیم به هدفمان برسیم و آن را واقعی کنیم. با تمام این اطلاعات، عجیب نیست که روش رسیدن به اهدافتان سخت به نظر بیاید.

این است که مردم همیشه شکست می‌خورند. این شکست باعث می‌شود امیدشان را هم از دست بدهند درنتیجه نمی‌دانند دقیقاً چه می‌خواهند. سرانجام، نه‌تنها از تلاش دست می‌کشند بلکه دیگر در مورد تلاش کردن فکر هم نمی‌کنند! (به مقاله  چرا باید امید به آینده را فراموش نکنیم؟  رجوع کنید)

بعضی ممکن است وارد راهی شوند که خیلی هم درست به نظر نمی‌رسند و بعضی دیگر ممکن است قدم‌های اشتباه بردارند و کارهایی بکنند که اصلاً دوست ندارند. این‌گونه افراد اصولاً ناامید می‌شوند و هنوز در تلاش هستند به چیزهایی برسند که می‌خواهند. بعد از آن به سراغ ثروت، سلامتی و نوعی از خوشبختی می‌روند که نیاز به تلاش کم دارند یا اصلاً نیازی به تلاش کردن ندارد.

 حالا فکر کنید و ببینید “تلاش نکردن” شما را به کجا می‌برد؟ آفرین، اسمش “هیچی” است! 

پنج روش برای رهایی از مشکلات و رسیدن به اهداف

راه‌حل کلیدی، عمل کردن و اقدام است. اما چه عملی؟ اول اینکه باید هدفتان را تشخیص دهید. همین الان کارتان را با این پنج قدم شروع کنید:

1- به این فکر کنید که اهدافتان برای شما چه مفهومی دارند؟

اصلاً مهم نیست بقیه از شما چه می‌خواهند. الآن، اگر می‌خواهید از منجلاب شکست نجات پیدا کنید، باید بدانید از زندگی چه می‌خواهید. بله، می‌دانم می‌خواهید دیگران را هم خوشحال کنید. اما خودتان چطور؟ چه چیزی شما را خوشحال می‌کند؟ چه چیزی باعث می‌شود آن‌طوری لبخند بزنید که خودتان موجب خنده و شادمانی دیگران می‌شوید؟ به این موضوع خوب فکر کنید. تصورش کنید. راجع به آن حرف بزنید. حتی می‌توانید آن را بنویسید.

پنج روش برای رهایی از مشکلات و رسیدن به اهداف

چند لحظه به خودتان زمان بدهید تا با آرامش به این موضوع فکر کنید. هدف ایده آلتان چیست؟ آرزویی که دوست دارید به حقیقت بپیوندد چیست؟ این همان لحظه‌ای است که مدنظر ماست. خواسته‌ها و اهدافتان را با آغوش باز بپذیرید. تصور کنید شما را به‌جایی می‌برد که انرژی و انگیزه بیشتری برای زندگی دارید. به خودتان اجازه بدهید که آن لحظه را تصور و حس کنید. حس کنید همین الآن، همان‌قدر خوشحال هستید.

2- از هدف خود مراقبت کنید

وقتی رؤیایی دارید، باید از گزندهای خارجی حفظش کنید چون این آسیب‌ها رویای شما را تغییر می‌دهند، کمتر می‌کنند یا حتی نمی‌گذارند شما به رویایتان فکر کرده و برایش ایده پردازی کنید.

این آسیب‌ها لزوماً نباید آدم‌های منفی‌باف یا منتقدها باشند. شما باید حسابی از رویایتان در مقابل انرژی‌های منفی اطراف حفاظت کنید.

منظور من آدم‌های امیدوار است: کسانی که شما را دوست دارند و می‌خواهند خوشحالی شما را ببینند. بله، همان‌هایی حرفهای خوبی در موردتان می‌زنند یا می‌خواهند کمکتان کنند.

احتمالش هست که همین الآن هم در منجلاب مشکلات باشید چون به اطرافیانتان اجازه دادید برای خوشبختی شما تصمیم بگیرند، درنتیجه رویاها و اولویت‌هایتان را تخریب کردند یا تغییر دادند.

باید ببینید معنی این کارها چیست. باید در مقابل آن‌ها مقاومت کنید. نباید بگذارید برای خوشبختی شما تصمیم بگیرند.

رسیدن به هدف ها

پدر و مادر پزشکی را در نظر بگیرید که می‌خواهند رویای پسرشان برای ادامه تحصیل در موسیقی را مخدوش کنند. آن‌ها دوست دارند تنها فرزندشان کار آن‌ها را پیش بگیرد و پزشک شود درحالی‌که آن فرزند، خوشبختی و رویایش را در موسیقی دیده و از آن لذت می‌برد.

هرچند برای این تصمیم مهم زندگی به سن عقلی کامل رسیده باشد اما بعضی والدین از کودکی شغل و رؤیایی که خودشان برای خوشبختی فرزندشان در سر می‌پرورانند را به ذهن آن کودک تلقین می‌کنند. دوستان، خویشاوندان و آموزگارانی هم از این قبیل هستند. آن‌ها حتی به کودک اجازه نمی‌دهند رویای دیگری در سر داشته باشد.

پس معنی رویای خود را بدانید، از آن مطمئن شوید و به آن رجوع کنید تا بتوانید در مقابل چنین آسیب‌هایی از خود و رویایتان دفاع کنید. این‌طوری می‌توانید در لحظه سختی و رویارویی با مشکلات خارجی به آن متوسل شوید و تصمیمات درستی بگیرید.

3- قبول کنید که دچار مشکل شده‌اید

خودتان می‌دانید چرا برای رسیدن به اهداف خود دچار مشکل شده اید. می‌دانید چرا هنوز به آنجایی که می‌خواهید نرسیدید. می‌دانید چرا زندگی این‌طور برایتان رقم‌زده. اما آیا آماده هستید که این‌ها را اعتراف کنید؟ آماده‌اید که به جای مقصر شناختن دیگران، مسئولیت مشکلات و شکست‌هایتان را به عهده بگیرید؟ حاضرید برگردید و ببینید چه چیزی باعث مشکلاتتان شده؟ حاضرید آن میزان انرژی را بگذارید تا بفهمید روی‌ای‌تان واقعاً چیست و از زندگی چه می‌خواهید؟ ارزش هدفتان چقدر است؟ آیا از این مشکلات می‌ترسید؟ احساس پوچی و بیهودگی می‌کنید؟

حالا به همان لحظه‌ای رسیدید که می‌بینید با خودتان صادق هستید. اعتراف به اینکه چرا رویایتان آن‌قدر برایتان ارزش داشته ولی برای رسیدن به آن تلاش زیادی نکردید، باعث می‌شود دوباره بیدار شوید. به این فکر کنید که اگر به هدفتان نرسید، چه می‌شود. شما تنها مانعی هستید که سر راه هدفتان قرار دارید. قدرت اعتراف به این موضوع را داشته باشید: اگر کمی تکان بخورید و جابجا شوید، راه پیش رویتان به سمت آن هدف باز می‌شود.

این مقاله مرتبط هم می تواند به روشنی، باعث شود درس های مهمی از اشتباها خود بگیرید: 

چطور از اشتباهاتمان درس بگیریم ؟

4- برای رسیدن به هدف‌ خود، محدودیت تعیین کنید

آن‌قدر فیلم بازی نکنید! نگویید “بالاخره یه روزی انجامش می دم”. آن “یک روز” هیچ‌وقت نمی‌آید مگر شما تعیین کنید که آن روز، امروز است. خودتان را به فرآیند رسیدن به موفقیتتان متعهد کنید. من می‌دانم چطور کار می‌کنید. اول کلی هیجان دارید که می‌خواهید سه چهار هفته برای رسیدن به خواسته‌تان تلاش کنید.

البته همه بستگی به این دارد که حواستان برای چند ساعت یا چند روزی پرت نشود. زندگی دوست دارد باری شما بهانه بتراشد. بنابراین برای خودتان یک محدودیت تعیین کنید. مثل مرتاض‌های هندی که روی آتش راه می‌روند اما برای زمان خاصی، بیش از آن می‌سوزند و کمتر از آن جلوی تماشاگرها ضایع می‌شوند.

طوری برنامه بچینید که فریب بهانه‌ها را نخورید اما درگیر چالش‌هایی هم بشوید. تا جایی که می‌توانید با سرعت جلو بروید. بگذارید رویایتان تحقق پیدا کند. یادتان باشد که این هدف شماست، رؤیایی زندگی شماست! این همان حس خوشبختی و آرامشی است که واقعاً از زندگی می‌خواهید. پس چرا صبر؟ چه چیزی مهم‌تر از خودتان است؟

5 راه رسیدن به اهداف

ببینید چه چیزی سد راه است و چطور می‌توانید آن را بردارید.

وقتی محدودیتی برای خودتان تعیین می‌کنید، سه اتفاق می‌افتد:

یا به هدفتان می‌رسید، یا پیشرفت می‌کنید یا شروع می‌کنید به بهانه‌تراشی که پس چرا به چیزی که می‌خواهم نمی‌رسم؟ هر دلیلی که بیاورید، بهانه است. یا سعی می‌کنید به هدفتان برسید یا در راه رسیدن به آن هستید.

5- بگذارید دیگران به شما کمک کنند

وقتی یک معنی برای زندگی و هدفتان پیدا کردید و محدودیت مناسبی برایش تشخیص دادید، خودتان را به چالش بکشید.

بگذارید دیگران هم به شما کمک کنند. شاید بعضی کارها را نمی‌دانید چطور باید انجام دهید. شاید کسی بتواند در این کارها کمکتان کند. کارهایی که خودتان هنوز یاد نگرفته‌اید. شاید واقعاً کارهایی دارید که در زمان‌های تعیین‌شده باید انجام بدهید و نمی‌توانید به تمام آن‌ها برسید. پس بگذارید عده‌ای کمکتان کنید. بله، بگذارید دیگران گاهی کاریتان را انجام بدهند.

5 راه رسیدن به اهداف

شما همیشه داشتید به دیگران کمک می‌کردید. حالا وقتش رسیده که بگذارید دیگران هم به کمک شما بشتابند. کجا می‌توانید حمایتی که نیاز دارید را داشته باشید؟ نه، حق با شماست. شاید دیگران کارهایتان را همان‌طور که خودتان می‌خواهید انجام ندهند. اشکالی ندارد! اینکه می‌خواهید دقیقاً همان‌طور انجام شود که می‌خواهید، خودش یک بهانه است! حتی اگر باید هزینه‌ای بدهید، آیا نمی‌ارزد پولی بپردازید اما در منجلاب مشکلات فرو نروید؟ آیا این آرامش ذهنی آن‌قدر نمی‌ارزد که بخواهید از دیگران کمکی بگیرید یا اجازه دهید حمایتتان کنند؟

می‌دانم… نتیجه‌اش را که ببینید، حسابی جا می‌خورید!

بنابراین یادتان باشد که تصمیم بگیرید واقعاً چه می‌خواهید. نه‌تنها نوشتن، بلکه تلاش برای رسیدن به اهداف امری ضروری برای دستیابی به موفقیت است. این واقعاً مهم‌ترین گام برای رسیدن به هدف است. همچنین شما به یک مربی نیاز دارید تا هدف‌هایتان توسط عوامل خارجی مخدوش نشود. وقتی مربی دارید، اگر لحظه‌ای به سمت راه انحرافی پیش بروید شما را به راه اصلی و درست برمی‌گردانند و اجازه نمی‌دهد موانع و مشکلات هدف شما را دستخوش تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره کند!

بهترین دوره برای هدفگذاری، زمان نوجوانی و قبل از سال های ورود به دانشگاه است.

پس امیدوارم با محصول زیر بتوانید نوجوانان خود را برای انتخاب هدف هرچه بهتر و مناسب تر در زندگی یاری کنید.

اگر در گذشته از این محصول استفاده کرده بودید، خوشحال می شویم بدانیم چقدر در هدف گذاری شما برای زندگی موثر بوده است.

  تصمیم و هدف گذاری نوجوانان   

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا