در جامعه امروزی ساده باشیم یا نباشیم؟

سرفصل های مهم این مقاله:

در جامعه امروزی ساده باشیم یا نباشیم؟

ساده بودن یعنی چه؟

در جامعه ما ساده بودن دو معنی دارد. معنی اول آن به معنی ساده و بی ریا بودن، بی شیله و پیله بودن است. معنی دوم آن به معنی زودباور بودن و ساده لوح بودن است.

ساده بودن در معنای اول خوب است. چون آدم‌ها باورشان انسانی و اخلاقی است، بی ریا هستند. ولی در معنای دوم خوب نیست، چون کسی که ساده و زودباور است، اطرافیان زود سرش کلاه می گذارند، او زود گول می خورد و در زندگی شکست می خورد.

همه ما می دانیم که نباید زودباور باشیم، ولی چرا در عمل بازهم زودباور هستیم. من( فاطمه کهنسال) وقتی تازه دیپلم گرفته بودم، با وجودیکه مادرم چندبار بهم گفته بود که زود اطمینان نکن و زودباور نباش، بازهم به یک نفر اطمینان کردم و اشتباه کردم.

در سال 80 که من تازه دیپلم درسی را گرفته بودم، به آرایشگاه می رفتم تا آرایش و پیرایش را یاد بگیرم و دیپلم آن را بگیرم. در آنجا یکی از همدوره ای هایم همیشه از بدبختی ها و گرفتاری هایش حرف میزد. حالت مظلومانه هم به خودش می گرفت و تعریف می کرد. بعد یک روز گفت :” به سی هزار تومان پول نیاز دارم. بعد یک هفته پس می دهم.” من هم تمام دارایی ام یک گوشواره بود، آن را فروختم و به او دادم. او هم پس نداد. الان بعد این همه سال، مادرم هنوز به من می گوید :” یادت است که گوشواره ات را فروختی و دیگه پولت را پس نداد؟ ”

همه ما می‌دانیم که همیشه آدم‌هایی هستند که بر سر دیگران کلاه می گذارند، و از آدم های زودباور سواستفاده می کنند و به آنها آسیب‌ می زنند. ولی اگر در زندگی خواهان پیشرفت هستید، کاری نکنید که از یک مار دوبار نیش بخورید.

علت زودباری چیست؟

جون صد در صد حرف های طرف مقابل را باور می کنیم.

یکی از دلایل زود باوری این است که وقتی طرف مقابل دارد حرف میزند یا پیامی به ما داده و ما آن را می خوانیم، صد در صد حرفها یا پیام های او را باور می کنیم.

چون :

1-در زمان حال نیستیم.

2-در فکر گذشته هستیم.

3-با خود گفتگوهای درونی داریم.

4-در مورد اطلاعات و حرف های طرف مبالغه می کنیم.

5-با شنیدن حرف های او یا دیدن پیامهای او جو گیر می شویم.

6-در مورد حرف های او فکر نمی کنیم و تحقیق نمی کنیم.

ویژگی های افراد زودباور:

1-تفکر آنها کوتاه مدت است.

یعنی آینده نگر نیستند. یک ضرب المثل است که می گوید:” تو مو میبینی و من پیچش مو” افراد زود باور و ساده لوح، مو را می بینند و پیچش های مو را نمی بینند.

2- به راحتی می توان طرز فکر آنها را عوض کرد و آنها را بازیچه خود کرد.

3-آنها هر مشکلی را فقط از دید خودشان نگاه می کنند و از چند دید متفاوت به مساله نگاه نمی کنند.

4-آنها شایعات و غیبت های دیگران را باور می کنند و تحت تاثیر این حرفها قرار می گیرند.

من در اطرافم کسانی که غیبت می کنند یا شایعه درست می کنند را دیده ام. حتما شما هم دیده اید. کسانی که به حرفهای این افراد گوش می کنند و زودباور هستند را هم حتما دیده اید.

مثلا در تولدها، میهمانی ها، عروسی ها و عزاها و…… دیده اید که درباره فلان دختر و یا فلان پسر صحبت می کنند، ” دیدی چطوری جواب پدرش را داد؟ ” ” دیدی با خواهرش چطور رفتار کرد؟ ” ” خبر داری دختر فلانی با پسر فلانی همدیگر را یواشکی می بینند؟ ” و……

متاسفانه افراد ساده لوح و زودباور هم که در جامعه زیاد است، و بدون لحظه ای فکر، حرفهای گوینده را باور می کنند و گاهی اوقات هم شایعه درست می کنند، بدون اینکه مطمئن باشند که آیا حقیقت دارد یا خیر.

بارها شده که کلی روابط همسران از طریق شایعات به هم خورده و طلاق گرفته اند. بارها شده که روابط والدین و فرزندان به هم خورده و از هم دلخور شده اند.

راه حل برای اینکه زودباور نباشیم:

1-هر حرفی را می شنویم، در مورد آن فکر کنیم.

هر حرفی را می شنویم، در مورد آن فکر کنیم و بررسی کنیم. در مورد آن حرف ها تحقیق کنیم و سوال کنیم.

خوب است که انسان‌ها به همدیگر اعتماد کنند ولی وجود مقداری احتیاط نیز در رفتارهای اجتماعی لازم است، چون ممکن است گفتار دیگران چه به صورت ارادی و چه به صورت غیرارادی گاهی اوقات درست نباشد.

پذیرش صد در صد حرف دیگران کار اشتباهی است.

فرق ما انسانهای بالغ با کودکان این است که کودکان حرف هایی که می شنوند را بدون چون و چرا به عنوان واقعیت قبول می‌کنند ولی ما که در اجتماع زندگی می کنیم و کلی تجربه کسب می کنیم، باید پخته تر رفتار کنیم و زودباور نباشیم.

2-باورهایمان را اصلاح کنیم.

باور هایمان را اصلاح کنیم تا اطلاعات مان درست باشد، تا آگاهی مان بیشتر شود. با مطالعه کردن کتاب های مختلف و با تحقیق کردن می توانیم آگاهی مان را بالا ببریم.

3-با دقت گوش کنیم.

وقتی طرف مقابل دارد حرف می زند، با دقت کامل به حرف های او گوش کنیم تا بتوانیم به درستی حرفهای او را درک کنیم و برداشت مان از حرف های او درست باشد.

4-اجتماعی تر باشیم.

با افراد مختلف در جامعه ارتباط برقرار کنیم، تا با شخصیت های مختلف بیشتر آشنا شویم. اینطوری یاد می گیریم که با هر کسی چطور برخورد کنیم.

در گروه های مختلف اجتماعی از جمله گروه های شغلی، تحصیلی، اقتصادی و… فعالیت کنیم.

می توانیم با حضور فعال در محیط های اجتماعی و برقراری تعاملات جمعی از هر فرد و محیطی اطلاعاتی جدید و کاربردی کسب کنیم، تا دیگر زودباور نباشیم.

5-وقت مشاوره بگیریم.

وقتی کسی حرف زد یا پیشنهادی داد، می توانیم از افراد متخصص وقت مشاوره بگیریم تا ما را راهنمایی کنند.

6-بیش از حد به کسی اعتماد نکنیم.

نه اینکه اصلا اعتماد نکنیم و نه اینکه صد در صد اعتماد کنیم، هر دوی اینها اشتباه هستند. تا یک حدی به دیگران اعتماد کنیم، آن هم با توجه به شخصیت طرف مقابل و اینکه چقدر رابطه مان به او نزدیک یا دور است، مشخص می شود که چقدر می توانیم به او اعتماد کنیم.

به همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن.

((ویلیام شکسپیر))

اکثر افراد از یکدیگر می ترسند که به هم اعتماد کنند یا نه. ولی آیا اگر به هم اعتماد نکنیم، می توانیم زندگی کنیم؟ اگر به کسی اعتماد نکنیم باید تنها زندگی کنیم، ولی تا چه موقع می توانیم تنها زندگی کنیم؟

7-بیش از حد احساساتی نشویم، تا منطقی رفتار کنیم و زودباور نشویم.

8-از چند دید مختلف نگاه کنیم.

وقتی حرفی را می شنویم، از چند دید مختلف به مسائل نگاه کنیم و فقط از یک زاویه نگاه نکنیم.

9- اعتماد به نفس و عزت نفس مان را بالا ببریم.

اگر اعتماد به نفس و عزت نفس خود را بالا ببریم، دیگر اطرافیان به چشم یک فرد ساده لوح به ما نگاه نمی کنند، دیگر وقتی ما را می بینند غیبت نمی کنند و از شایعات صحبت نمی کنند.

هر طور که خودت را باورکنی، مردم همانطور با تو رفتار می کنند.

اگر خود به خویشتن اعتماد ندارید، دیگران هم به شما اعتماد نخواهند کرد.

((جان ماکسول))

10-نگذاریم دیگران برای ما تصمیم بگیرند.

به حرف و نظر دیگران بها بدهیم، ولی در نهایت خودمان تصمیم گیرنده زندگی مان باشیم، تا بازیچه دیگران نشویم و نگذاریم بقیه از ما سواستفاده کنند.

11-در جامعه نه گرگ باشیم و نه بره.

نه طوری باشیم که بازیچه دیگران شویم تا دیگران به ما آسیب بزنند و نه اینکه گرگ باشیم و به دیگران آسیب بزنیم. نه ساده لوح و زودباور باشیم و نه حقه باز و حیله گر.

می توانیم حرف هایمان را طوری به دیگران بگوییم که هم به او برنخورد و ناراحت نشود و هم اینکه بازیچه او نشویم و هم حرفمان را بزنیم. اینطوری دیگر ما یک فرد ساده لوح نیستیم که دیگران ما را بازیچه خود کنند.

وقتی می‌خواهیم حرفمان را بزنیم، گفتن «من» ما را قدرتمند می‌کند، چون هم طرف احساس امنیت می کند و هم نشان می‌دهد که ما مسئولیت احساسات و حرف های مان را پذیرفته ایم.

12- به چارچوب اصول خود پایبند باشیم.

یک سری اصول اخلاقی را برای خود تنظیم کنیم و به آنها عمل کنیم و بدون کم و کاست به اصول خود وفادار بمانیم. قبل از گرفتن هر تصمیمی حالا چه در مورد شغل باشد، در مورد همکاران باشد، در مورد افراد خانواده باشد یا …… از خودمان بپرسیم که :” چرا این کار را دارم انجام می‌دهم؟” اگر انگیزه مان از این کار، ترس، انتقام و حسادت است‌، آن را انجام ندهیم. اگر این کار با ارزش‌ها و باورهای مان درباره رفتار درست در تضاد است، بهتر است خودمان را درگیر آن نکنیم.

مثلا اگر تحت تاثیر حرف های کسی قرار گرفتیم و مشکلی پیش آمد، هم نباید خودمان را از آن مساله بیرون بکشیم و هم نباید با طرف دعوا کنیم. تا زمانی که اصول درستی برای خودمان نداشته باشیم، از دیگران تاثیر خواهیم گرفت. البته که بهتر است یک بازیگر شایسته و آگاه باشیم تا یک تماشاگر یا یک سرباز.

خلاصه اینکه باید ارزش ها و اصول خود را بشناسیم و طوری رفتار کنیم که در راستای این اصول و ارزش ها باشد. اگر هم دیدیم که تحت تاثیر حرف های دیگران قرار گرفته ایم، همانجا اصول و ارزش های خود را به یاد آوریم تا کنترل امور خودمان دست خودمان باشد.

fatemeh 22

 

مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا