تحلیل سخنرانی رضا سیاح در تداکس تهران 2017

سرفصل های مهم این مقاله:

در این مقاله قصد دارم یک سخنرانی جالب از  آقای رضا سیاح در تداکس تهران را تحلیل کنم .”رضا سیاح” در این سخنرانی توضیح می دهد که چطور فرق بین خبر واقعی و خبر غیر واقعی را متوجه شویم.

برای آشنایی بیشتر با تد و سخنراین های آن به مقاله “تد چیست؟” مراجعه کنید.

رضا سیاح کیست؟

رضا سیاح روزنامه نگار و فیلم ساز ایرانی الاصل است.او سابقه ای بیست ساله به عنوان گزارشگر سازمان های خبری بین المللی از جمله cnn و الجزاریر دارد.بیوگرافی کامل او را می توانید در سایت تداکس تهران مشاهده نمایید. سیاح در طول زندگی حرفه‌ای خود مستقیما تاثیر قدرتمند رسانه‌های خبری بر روی فرهنگ، جامعه و شیوه تفکر ما را دیده است و همچنین دریافته است که چرا اکنون بیش از هر زمان دیگری باید در حین پیگیری اخبار تفکر انتقادی داشته باشیم.

به عنوان اولین قدم پیشنهاد می کنم فیلم این سخنرانی را مشاهده کنید:

برای تحلیل بهتر این سخنرانی باید بدانیم که تداکس چیست و این سخنرانی در چه فضا و استانداردی اجرا شده است؟

تداکس مجموعه ای بومی از رویدادها و کنفرانس هایی ایست که بصورت مستقل از تد (اصلی) برگزار می شود و تحت لیسانس سازمان تد و با احترام به ارزش های فرهنگی و در چارچوب قوانین کشورما برگزار می شود. در این رویداد نو آوارن و پیشوایان اندیشه و عمل در حوزه های گوناگون گردهم فراخوانده می شوند تا ایده ها و ماجراهای خود را در قلب تهران به اشتراک بگذارند. و جالب است بدانید طی 5 سال از عمر این موسسه تاکنون 50 سخنران روی صحنه روفته و سخنرانی آنها در وب سایت رسمی تد منتشر شده است.

با این توضیحات می توان دریافت که سخنرانی های تداکس از کیفیت و استاندارد بسیار بالایی که تد در نظر دارد کاملاً برخوردار است و دقت به هر یک از آنها می تواند به نوبه خود یک کلاس آموزشی تمام عیار برای علاقه مندان به سخنرانی و تمام کسانی که می خواهند به صحبت مقابل جمع بپردازند باشد.

اگر این سخنرانی برایتان جالب بود…

اگر این سخنرانی برایتان جالب بود، حتما فایل صوتی که در مورد “چطور عضو داعش شویم؟” را در سایت منتشر کرده ام را گوش کنید،در آنجا توضیح داده ام که چرا داعش در ایران عملیات تروریسیتی انجام می دهد. برای گوش کردن این فایل صوتی روی نوشته ی زیر کلیلک کنید:

چطور عضو داعش شویم؟

 

قبل از خواندن تحلیل این سخنرانی این سه نکته ی زیر را لطفا رعایت کنید:

از شما می‌خواهم که در این نوشته 3 کار را به ترتیب انجام دهید:

1. اول ویدئو این سخنرانی را مشاهده کنید.

2. تحلیل این سخنرانی را به صورت کامل بخوانید

3. ایده،‌دیدگاه و نظر خود را در بخش نظرات برای ما و سایر دوستان بنویسید.

تحلیل سخنرانی رضا سیاح با جزئیات دقیق :

 ثانیه 00:13:

“در سال 2007 من به یدونه از بزرگترین آرزوهایم رسیدم و شبکه آمریکایی CNN من را به عنوان یک خبرنگار بین المللی استخدام کرد”

  • شروع سخنرانی با داستان بود که سخنران دو هدف اصلی از این داستان داشته است:

اول اینکه می خواسته شروع متفاوتی داشته باشد و از شروع های کلیشه ای مانند معرفی ساده خود و یا اینکه استفاده از جمله هایی مثل بسیار خوشحال هستم که درخدمت شما عزیزان هستم و یا … استفاده نکنه ودوم اینکه جایگاه خود را بصورت زیبا  و بایک پیام مخفی به حضار معرفی کرد که در چه سطحی کار می کند (در معروف ترین خبرگذاری دنیا) و هدف دیگر این جایگاه سازی اعتباربخشی به حرف هایش است که به حضار می فهماند این سخنان از زبان کسی است که در بالاترین سطح خبرنگاری کار کرده و شخصاً اتفاقاتی که در دنیای رسانه ها می افتد را تجربه نموده است.

00:43

“و هیچ وقت یادم نمیره اون روزی که من این خبر را رسوندم به مادر عزیزم “

  • ایجاد حس خوب و درگیر کردن بیشتر توجه مخاطب با بردن کلمه مادر عزیزم، کلمه “مادر” چون در دنیای مطلوب هر فردی قرار دارد احساس خوب در مخاطب ایجاد می کند

00:45

” گفتم مادر، من توی سی ان ان استخدام شدم”

  • استفاده مناسب  و به جا از لحن (این قسمت با همان هیجانی که بین پسر و مادر وجود داشته بیان شد)

 در دقیقه 01:05

بعد از اینکه رضا سیاح به مادرش می گوید که به پاکستان می رود، بیان جمله ” یهویی شادی مادرم خوابید”

  • استفاده همزمان از دو ابزار: کلام و زبان بدن . همین طور که این جمله گفته می شود شدت صدا کم می شود و علاوه بر آن دست ها و بدن گوینده به سمت پایین می آید. مخاطب با همه وجود کم شدن حس شادی مادر را احساس می کند.

01:12

“برای شمایی که یادتون نیست سال 2007 به گفته خبرگزاری ها پاکستان خطرناکترین کشور دنیا بود

یک ماه قبل از اینکه CNN من رو استخدام کنه نخست وزیر پاکستان بینظیر بوتو تو پاکستان ترور شده بود!

به گفته خبرگزاری ها اسامه بن لادن به القاعده از افغانستان فرار کرده بودن پاکستان غایم بشن!

و خالد شیخ محمد که آن هم تو القاعده بود خبرنگار وال استریت ژورنال به نام دنیل پرل رو اعدام کرده بود و فیلمشو گذاشته بود یوتویوب”

  • مکث های فوق العاده موثر در انتقال اهمیت مطلب
  • یک تصویر سازی فوق العاده استادانه با استفاده از زبان بدن حرفه ای، طنز، وحشت و صحنه های دلخراش جهت آشنا کردن مخاطب با فضایی که او به آنجا ماموریت پیدا کرده بود.

01:58

“مادر من دست نزد! “

  • اینجایکی از تکنیک های جذاب سخنرانان حرفه ای است یعنی بداهه. سخنران با دیدن یک صحنه خاص (دست نزدن مادرش) که کاملاً به جملات قبلی ربط داشت یک بداهنه عالی انجام داد و بسیار مورد تشویق حضار قرار گرفت و قدرت بداهه درست را کاملاً به ما آموخت.

02:10

” کدوم یک از شما این تصور رو از پاکستان داشتین یا هنوز دارین”.

  • سوال از مخاطب. یکی از بهترین تکنیک ها در سوال پرسیدن استفاده از سوالهای بسته است یعنی سوالاتی که نیاز به توضیح ندارند و جواب انها بله یا خیر یا تایید دادن با دستهاست مثل سوال بالا.

02:15

” با وجود نگرانی مادرم رفتم پاکستان”

  • در ادامه این جمله تناقضی را مابین تصورات خودش، مادرش و حتی مخاطب در مورد پاکستان بیان می کند. ” نهایتا رفتم اونجا و پنج سال اونجا زندگی کردم و در مدت کوتاهی که اونجا زندگی کردم دیدم پاکستانی را که من خودم تجربه می کردم خیلی متفاوت بود با اون پاکستانی که من توی تلویزیون می دیدم”

02:35

” دیدم پاکستان یه کشور بسیار زیباییه، مردمون فوق العاده مهربون، و دیدم کشور نسبتا امنیه. به نظر من توی اون پنج سالی که اونجا زندگی کردم، خدا شاهده، یه لحظه حس خطر نکردم”

  • بیان تفاوت واقعیت با تصورات با لحنی تاثیر گذار

03:05

” میدونید بزرگترین درگیری من اونجا چی بود، رد کردن دعوت شامشون”

  • اداعای اثبات حرفهای خود (امن بودن پاکستان) با طنز

03:35

” این دو تا درس به من داد”. “درس اول این است که خبرگزاری ها خیلی قدرت دارند و رو شناخت ما به دنیا خیلی اثر میذارن. درس دوم این بود که اغلب این خبرگزاری همه واقعیت را به ما نمیگن بنابر این اون خبری که ما میبینیم و مصرف می کنیم اغلب زیاد فایده ای برای ما نداره…”

  • رضا سیاح در واقع با این کار پیام اصلی داستان را بصورت واضح و مشخص بیان نمود. حال زمان آن رسیده ادامه سخنرانی را با این پیش فرض ها ارائه دهد. و استفاده زیبا از زبان بدن و اشاره با انگشتها برای نشان دادن دو درس.

04:15

“من امیدوارم امروز با تعریف تجربه خودم شما بتونی یک کم بهتر، یک کم بیشتر بتونید درک کنید، این خبر گزاری ها چرا تصمیم ها شون رو می گیرن، چجوری تصمیم می گیرن، و عوض اینکه منفعلانه اخبار رو مصرف کنین، فعال تر باشین، آگاه تر باشین، و بایک دید نقادانه اخبار رو پیگیری کنید”

  • دادن آگاهی به مخاطب در خصوص بحث اصلی و ادعای بزرگ خود با لحنی کاملاً نرم و غیر زننده و با استفاده از جایگاهی که از اوایل سخنرانی برای خود ساخته است به عنوان یک فرد حرفه ای که در سطح اول دنیا کار می کند و نه یک فرد عادی.

04:40

” حالا چرا این مهمه، چرا مهمه که این کار رو کنید. برای اینکه امروز بیش از همیشه این خبر گزاری ها یه نقش بزرگی توی زندگی مون دارن”

  • جلب توجه مخاطب با سوال و استفاده از بالا و پایین کردن صدا برای پی بردن به اهمیت موضوع و البته ایجاد جذابیت.

04:50

” اگر ما فرصت نداریم بریم پاکستان”

  • استفاده مناسب از زبان بدن مخصوصاً دستها

05:10

“وقتی به مادرم زنگ می زنم درباره چیزهایی بحث می کنه که درباره آنها تو اخبار شنیده است و اخیراً می گه دنیا چه قدر بد شده و چقدر خطرناک شده”

  • استفاده از داستان شخصی در جهت اعتبار دهی به حرفهاش در خصوص اینکه آنها (خبرگزاریها) تصمیم می گیرند که ما نگران چی باشیم و در باره چی بحث کنیم.
  • سخنران با بازی در لحن صدا و چهره خود به خوبی دیالوگ های رد و بدل شده بین خودش و مادرش را بیان می کند.

05:35

“چهل سال پیش یک پروفسور ارتباطات به نام جورج گربنر یک پژوهشی انجام داد این پژوهش نشان داد که هر چی ما بیشتر تلویزون تماشا کنیم هر چی بیشتر اخبار تماشا کنیم دنیا به نظر ما خطرناک تر می یاد و من به عنوان یک خبرنگار کاملا درک می کنم که چرا به نظر مادرم، شاید به نظر خیلی از شما دنیا خطرناک به نظر می یاد”

  • استفاده از نتایج تحقیق یک پروفسور برای اعتبار بخشی به صحبت و نظر خود
  • صدای آب دهان کمی توی ذوق میزند

06:50

” بزرگترین تروریست دنیای امروز کیه؟ داعش و الان سه ساله که خبرگزاریهای دارن میگن داعش داره میاد، اینجارو گرفته، اونجا رو گرفته و داره بدجوری آدم می کشته”

  • بوجود آوردن احسای مشترک در مخاطبان و درگیر کردن مخاطبان با سوال – درواقع یکی از تکنیک های متقاعد سازی را انجام دادن و دست رو ادعایی گذاشتن که تقریباً تمام حاضرین سالن قبولش دارن (داعش بزرگترین تروریسته)

07:05

” پژوهش همون پروفسور جرج گربنر میگه که هرچی بیشتر یه ادعا تکرار میشه، بیشتر مردم قبولش میکنن، بیشتر تبدیل میشه به یه باور و سخت تر میشه اون باور رو گذاشت زیر سوال! … ولی ما امروز این ادعا رو میزاریم زیر سوال، روی خبر گزاری ها حساب نمی کنیم، با منطق، بدون ترس این ادعا رو تحلیل می کنیم، که ببینیم به کجا می رسیم”

  • جلب توجه مخاطب با وعده رسیدن به نتیجه ای در همین سخنرانی، استفاده مجدد از نتایج یک تحقیق برای اعتبار بخشی به حرف خود، استفاده از کلمه ما (همراهی و جمع بستن خود با مخاطب برای متقاعد سازی بیشتر و گرفتن تایید از مخاطب و زبان بدن قدرتمند.

07:40

” کی میدونه داعش چند نفر هستن؟ … هیچکی نمیدونه، من کمکتون می کنم. توی اوج قدرتشون سی هزار جنگجو داشتن” ظرفیت استادیوم آزادی چند نفره؟ صد هزار نفر و…

کی می دونه داعش چندتا آمریکایی غیرنظامی رو کشته؟ 4نفر فقط 4 نفر”

  • جلب توجه مخاطب با سوال های متوالی و البته جذاب، یه نکته مهم در مورد سولات فوق الذکر این است که چون سخنران می دانست جواب این سوال بخصوص را کمتر کسانی می دانند بلافاصله جواب را گفت تا مخاطب کلافه نشود.
  • متقاعد سازی به وسیله دلیل و استدلال خطرناک نبودن داعش آن جوری که خبر گذاریها وانمود می کنند و مقایسه مرجع بین تعداد جنگجو داعش و ظرفیت استادیوم آزادی.
  • لحن صحبت کمی طعنه آمیز به جهت زیر سوال بردن هجمه ادعاهای خبرگزاریها

08:55

“ولی چجوری مطمئن هستیم که این قاتل ها جزو نیروی داعش بودن؟”

  • سوال مجدد و صد البته چالشی. سوالی که اثبات آن به نظر سخت می آید و دانستن جواب آن برای مخاطب جذاب

09:20

” همون طوری که من نمیتونم اینجا واستم و یهویی بگم من فوروارد تیم فوتبال پرسپولیس هستم و شما هم قبول کنید، یکی هم نمیتونه یهویی بگه که من داعشم و همه قبول کنن”

  • استفاده از مثال مقایسه ای، برای روشن کردن منظور سوال قبلی با چاشنی طنز بسیار قدرتمند که باعث بالا بردن جلب توجه مخاطب می شود.
  • استفاده مناسب از زبان بدن

09:35

” بیاین داعش رو مقایسه کنید با خطر های دیگه! چی باعث شد در آمریکا، سی هزار آمریکایی جونشون رو از دست بدن؟ همون چیز باعث شد در ایران، بیست هزار ایرانی چونشون رو از دست بدن؟ … حوادث ترافیکی.

چی باعث شد در آمریکا، ششصد آمریکایی جونشون رو از دست بدن، همون چیز باعث شد در ایران صد هزار ایرانی جونشون رو از دست بدن؟ … مرض قلبی”

  • بازهم استفاده از مقایسه البته اینبار مقاسه آسیب های این گروه تروریستی با دیگر خطراتی که زندگی انسانها را تحت شعاع قرار می دهند و متقاعد سازی به وسیله کوچک شماری حملات تروریستی نسبت به خطراتی مثل تصادفات رانندگی و ….
  • استفاده از زبان بدن مخصوصاً دستها برای بر شمردن خطر ها.

10:30

” اگر ما با این دیدگاه نگاه کنیم شاید داعش بزرگترین تهدید زندگی ما نباشد ولی من نمی تونم جای شما این تصمیم را بگیرم “

  • اثبات ادعای خود با تکنیک عدم جهت دهی مستقیم به افکار مخاطب- یکی از قشنگ ترین قسمت های سخنرانی آقای سیاح استفاده از تکنیک فوق بود و باید دقت کنیم که در سخنرانی هایمان بصورت مستقیم و قاطعانه به افکار مخاطب جهت دهی نداشته باشیم و بگزاریم با دلیل و تکنیک های متقاعد سازی ای که انجام داده ایم خود مخاطب به نتیجه ای که فکر می کند درست است.

11:29

“اکثر خبرگزاریها قصدشون و اولویتشون آگاه کردن شما نیست بلگه قصد و لولویتشون درآمده، منفعت. هرچه بیننده بیشتر درآمد بیشتر. چطور؟ با گرفتن تبلیغات مابین خبر ها”

  • دادن آگاهی به مخاطب با توجه به تخصص خود و درسی که از تجربه شخصی و تخصص خود گرفته است؛

11:54

” هرچه بیننده بیشتر درآمد بیشتر”

  • تکرار جمله کلیدی که 22 ثانیه قبل گفته شد که از قدرت متقاعد کنندگی بالایی برای اثبات حرف خود برخوردار است:

12:15

” چی بیشتر حس اختلاف میده؟ چی بیشتر حس ترس میده؟ چی بیشتر بیننده جمع میکنه؟”

  • بالا رفتن شدت صدا برای تاکید روی موضوع. ابتدا طرح سوال و بعد ادامه صحبت با صدای بلند ” و توجه کنیم به نتیجه نا خواسته که اغلب اتفاق می افته و چجوری این روش به گروه هایی مثل داعش کمک می کنه”.
  • ادامه صحبت با پایین آوردن سرعت گفتار روی مخاطب تاثیر می گذارد: ” یادتون باشه، داعش نیروی عظیمی نداره!… ارتش نداره!… قدرتش… ترسه… قدرتش ترسه.”

12:50

” در مورد خبرگزاری ها صحبت کردیم که چرا اغلب اولویتشون خبر رسانی نیست، اون خبرنگار چی؟ چرا اون خبرنگار یه سرو صدایی نمیکنه؟ این ادعا رو نمیزاره زیر سوال؟”

  • قبل از این به خبرگزاری ها پرداخته شده بود و اینکه خبرگزاری ها برای ایجاد درآمد از خبر های خاص استفاده می کنند. در این بخش از سخنرانی به بررسی بخشی دیگر از اکو سیستم خبرگزاریها در تولید خبر، یعنی خبرنگار پرداخت : استفاده از نوع حرکت دست ها در هنگام گفتن کلمه خبرنگار نیز جالب است. اینگونه به نظر می رسد که یک خبرنگار در گوشه ای از سن ایستاده و به او اشاره می شود.
  • تغییر زاویه دید به موضوع برای دید همه جانبه.

13:00

“به نظر من دو دلیل :

خبرنگار انسانه شهرت دوست داره و می خواهد بمونه نه تو صدر اخبار

وقتی که من این رشته رو شروع کردم بلافاصله شناخته شدم

رفتم CNN بیشتر شناخته شدم

مردم بدون اینکه من رو بشناسن می گن این حتما ادم حسابیه برای شبکه CNN کار می کند

چه شجاعه میره افغانستان و پاکستان”

  • جواب دادن سریع به سوال خود برای اینکه به اندازه کافی توانسته مخاطب را درگیر موضوع کند و نمیخواهد با از دست دادن زمان برای پاسخ دادن مخاطب این تلاش خود را ضایع کند و توجه مخاطب را از دست بدهد
  • نشان دادن عدد 2 با دست برای بیان دو دلیل خود
  • استفاده از دلیل برای راضی کردن مخاطب به قبول صحبتهای خود
  • استفاده مجدد از داستان شخصی خود

14:12

” تو این فرمت ما دو سه دقیق بیشتر وقت نداریم گزارش تهیه کنیم و مجبوریم همان داستان تکراری و کهنه را پخش کنیم”

  • بررسی یک اکوسیستم دیگر به نام فرمت خبر گزاریها از زبان کسی که خودش متخصص امر است و بیان تجربه شخصی از یک فرمت سخنرانی و اجرای آن بصورت زنده جلوی حضار که این کار باعث شد اعتبارش نزد مخاطب بیشتر و بیشتر شود.

14:41

“خوب راه حل چیه؟ به نظر من راه حل اینه که هممون آگاهتر باشیم”

  • قسمت پایانی سخنرانی و دادن راهکار و راه حل از نظر شخصی کسی که می داند پشت خبرگزاریها چه خبر است (اصطلاحاً از پشت پرده باخبر است ) و تا اینجای کار سخنران با یک فرمت قابل قبولی متقاعد کرده که خبرگزاریها خبرهای درستی را ارائه نمی دهند و باز از نکات مثبت اینکه شروع دادن راه حل را با اینکه در این امر تخصص دارد با کلمه به نظر من آغاز کرد.

15:00

“خبرگزاری که داریم تماشا می کنیم پشتش کیه، سیاستش چیه، اولویتش چیه؟ اون خبر نگار قصدش چیه؟ شهرت می خواد یا واقعا می خواهد اطلاعات برساند”

  • دسته بندی و مرور کردن مهمترین اطلاعاتی که تاکنون به حضار داده است در خصوص اینکه اخبار چکونه شکل می گیرد و اجزای آنها جهت جمع بندی نهایی.

15:15

” برید خبرگزاریهایی که وابسته به سیاست، درآمد و ایدئولوژی نیستند را پیدا کنید و آنها را دنبال کنید”

  • دادن راهکار در خصوص پیدا کردن خبرگزاریهایی که واقعاً اخبار را درست ارائه میدهند؛

16:50

” احتمال اینکه رعدو برق بخوره به شما و یا بلیط بخت آزمایی برنده بشی بیشتر خیلی بیشتر از ترور شدن توسط داعشه- طبق آمار دنیا واقعی امنه و البته بیشتر از همه زمانها بر خلاف آنچه که این خبرگزاریها دارن نشون میدن”

  • نتیجه گیری مناسب درباره ذات خبرنگاریها به همراه طنازی؛

17:35

“من امیدوارم شما بتونین تشخیص بدین چی تو این خبرگزاریها ارزش توجه داره و چی نداره چی خبره و چی خبر نیست”

  • و در نهایت با لحن خاص و دلنشین نشان داد که آرامش مخاطب چقدر برایش ارزش دارد و آرزوی اوست که مردم با اطلاعات درست به افکارشان جهت بدهند.

جدول خلاصه نکات تحلیل این سخنرانی:

نقاط قوت

نقاط قابل بهبود

ساختار خوب

عدم استفاده از ابزار بصری

جایگاه سازی

صدای قورت دادن آب دهان در برخی لحظه ها

داستان سرایی (استفاده از داستان شخصی)

چهره در طول سخنرانی به یک شکل بوده و یک اخم کوچکی به دلیل میمیک صورت وجود داشت

یخ شکنی

هیجان سخنران برای این موضوع جذاب کم بود

استفاده از طنز

متقاعد سازی

موضوع جذاب

فراز و فرودهای صحبت

سکوت های ما بین جملات مهم مناسب بود

درگیر کردن مخاطب

استفاده از مثال و تمثیل

اعتبار بخشی به ادعا

ایجاد احساس مشترک در مخاطب

استفاده مناسب از دستها

ارتباط چشمی مناسب

دعوت به اقدام مناسب

بداهه گویی

 

حالا که این مقاله را تا انتها مطالعه کردید.  نوبت شماست که با اطلاعات خود و اطلاعاتی که در این مقاله کسب کردید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • به نظر شما جذابترین بخش این سخنرانی کجا بود؟
  • به نظر شما چطور سوال بپرسیم که مخاطب به ما راحت جواب بده ؟
مطالب محبوب سایت:

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا